پژوهش حاضر باهدف بررسی دیدگاه های دانش آموزان دختر دوره ی متوسطه در مورد معیارهای اجتماعی-آموزشی انتخاب مدرسه ی غیردولتی انجام شد. روش انجام تحقیق کمّی و از نوع توصیفی - پیمایشی بود. جامعه آماری، دانش آموزان دختر پایه ی یازدهم مدارس غیردولتی شهرستان فیروزآباد بود. حجم نمونه با جامعه مساوی و تعداد 119 دانش آموز بود. ابزار مورداستفاده، پرسش نامه محقق ساخته در دو بعد اجتماعی -آموزشی شامل چهار مؤلفه ی اجتماعی (امور پرورشی، امور انگیزشی، ویژگی های معلمان و نتایج مدرسه) و پنج مؤلفه ی آموزشی (امکانات فیزیکی و آموزشی، کیفیت آموزشی، فناوری اطلاعات، ارزشیابی مستمر و مدیریت مدرسه) با 45 شاخص بود. نتایج نشان داد که دانش آموزان، مؤلفه ی مدیریت مدرسه را مهم ترین معیار انتخاب مدرسه غیردولتی می دانند. هم چنین ویژگی های معلمان و امور انگیزشی در اولویت های بعدی قرار گرفت. ضمن این که از 45 شاخص پرسش نامه، شاخص های آشنایی مدیر مدرسه با شیوه های علمی مدیریت، برخورداری از معلمان متخصص و ارتباطات دائمی معلمان با اولیاء، از دیدگاه دانش آموزان حائز بیشترین اهمیت بودند. در مجموع معیارهای اجتماعی با میانگین 04/5 و معیارهای آموزشی با میانگین 00/5 در انتخاب مدرسه دخالت داشتند.
جغرافیای انتخابات از مباحث مهم جغرافیای سیاسی است که از طریق همین گزینش های سیاسی مهم ترین افراد سیاسی کشور به صورت رسمی انتخاب می شوند. چنانچه یک کشور مانع مشارکت بعضی مردم در انتخابات شوند، این نظام دموکراتیک نیست. یکی از وجوه مهم دموکراتیک بودنِ نظام سیاسی حضور و فعالیت زنان در عرصه های سیاسی است و در این میان نحوه برخورد و رفتار جامعه با زنان از شاخص های مهم توسعه سیاسی و اجتماعی در آن جامعه است که شرایط را برای حضور فعال و مشارکت مؤثر زنان و بهره گیری جدی تر از قدرت، تفکر، ابداع و خلاقیت آن ها فراهم می آورد. ازاین رو، با درک اهمیت مشارکت سیاسی زنان، هر کشوری باید تلاش کند موانع فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مشارکت زنان را رفع کند و زمینه دستیابی به رشد و شکوفایی جامعه در همه عرصه ها را فراهم آورد. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی میزان مشارکت زنان در انتخابات مجلس شورای اسلامی طی سه دوره متوالی 8، 9 و 10 است. جامعه آماری این تحقیق شامل آن دسته از مدیران و کارشناسان مراکز مطالعات و پژوهش زنان در ارگان های مختلف و همچنین دانشجویان تحصیلات تکمیلی و استادان دانشگاه بودند که با موضوع بررسی شده این پژوهش در ارتباط بودند. روش انتخاب این افراد به صورت تمام شمار در دسترس تعیین شد (38 =N). ابزار گردآوری اطلاعات پژوهش پرسش نامه محقق ساخته بود که براساس مطالعه اکتشافی تدوین شد. در این مطالعه، پنج عامل اقتصادی، اجتماعی فرهنگی، سیاسی، جغرافیایی و شخصیتی و یک شاخص موانع موجود بر مشارکت زنان در انتخابات مجلس شورای اسلامی شناسایی شدند. تجزیه و تحلیل یافته های این تحقیق بر پایه نرم افزار Spss 25 و آزمون تی تک نمونه ای، رگرسیون خطی ساده، رتبه بندی فریدمن و تحلیل استنباطی توصیفی استوار بود.
پژوهش حاضر با هدف اثر بخشی آموزش فرزندپروری مبتنی بر شفقت به والدین بر تنظیم شناختی هیجان و خودکارآمدی دانش آموزان دختر مبتلا به اضطراب اجتماعی انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش را تمامی دانش آموزان دختر دارای اضطراب اجتماعی به همراه مادران شان در روستای قهجاورستان تشکیل دادند. 30 نفر از مادران به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل جایگزین شدند. طرح پژوهش از نوع نیمه تجربی با پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. والدین گروه آزمایش در 8 جلسه 90 دقیقه ای آموزش فرزندپروری مبتنی بر شفقت شرکت کردند؛ اما برای گروه کنترل، مداخله ای صورت نگرفت. در نهایت دانش آموزان دختر در دو مرحله به پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان کودکان گارنفسکی و همکاران (2007) و مقیاس خودکارآمدی کودکان ویﻠﺮ و وﻟﺪ (1982) پاسخ دادند. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره و یک متغیره تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین نمرات گروه های کنترل و آزمایش در راهبرد منفی و مثبت تنظیم هیجان و خودکارآمدی دانش آموزان مبتلا به اضطراب اجتماعی تفاوت معناداری وجود دارد و مداخله آموزشی سبب افزایش استفاده از راهبرد مثبت تنظیم هیجان و افزایش خودکارآمدی و کاهش استفاده از راهبرد منفی تنظیم هیجان در دانش آموزان دختر شده است و آموزش فرزندپروری مبتنی بر شفقت به والدین بر تنظیم شناختی هیجان و خودکارآمدی دانش آموزان دختر مبتلا به اضطراب اجتماعی بخش اثر است.
هدف این پژوهش، تعیین اثر علیّ جهتگیری دینی و شوخ طبعی بر فشار روانی با میانجیگری خوش بینی در دانش آموزان بود. جامعه آماری پژوهش تمام دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر اهواز را تشکیل داده بودند که در سال تحصیلی 95 96 مشغول به تحصیل بودند به طوری که از بین آنها، 308 نفر، تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه جهتگیری دینی آرین (1377)، شوخ طبعی سواری (1396)، جهتگیری زندگی شییر، کارور و بریگز (1994) و فشار روانی لاویبوند و لاویبوند (1995) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر صورت گرفت. نتایج پژوهش نشان داد ضمن اصلاح برخی از روابط در الگوی پیشنهادی، مسیر جهتگیری دینی و شوخ طبعی بر خوش بینی اثر علی مثبت و همین متغیرها بر فشار روانی اثر علی منفی ندارد و مسیر جهتگیری دینی و شوخ طبعی از طریق خوش بینی بر فشار روانی اثر علی منفی غیرمستقیم دارد؛ ضمنا خوش بینی بر فشار روانی اثر علی منفی مستقیم داشت. یافته های پژوهش نشاندهنده تأثیر جهتگیری دینی و شوخ طبعی در کاهش فشار روانی از طریق خوش بینی بود؛ لذا با افزایش جهتگیری دینی، شوخ طبعی و خوش بینی افراد تلاش شود تا از این رهگذر بتوان آینده ای موفق و سالمتر با فشار روانی کمتر برای افراد بویژه دانش آموزان رقم زد.
هدف پژوهش حاضر بررسی اثر تعدیل کنندگی سلامت معنوی در رابطه بین انزوای اجتماعی و بهزیستی ذهنی بود. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی می باشد که در سال تحصیلی 96-1395 انجام شد. شرکت کنندگان پژوهش شامل 240 نفر از دانشجویان دختر دوره کارشناسی دانشگاه لرستان بودند که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل؛ مقیاس بهزیستی ذهنی، پرسش نامه سلامت معنوی و پرسش نامه انزوای اجتماعی بود. داده های حاصل با استفاده از رگرسیون سلسله مراتبی تعدیلی به منظور بررسی توان تعدیلی متغیر سلامت معنوی تحلیل شدند.یافته های تحلیل رگرسیون تعدیلی، نقش تعدیل گر سلامت معنوی در رابطه بین انزوای اجتماعی و بهزیستی ذهنی را مورد تایید قرار داد. بر اساس نتایج می توان گفت که انزوای اجتماعی، عامل مهمی در بهزیستی ذهنی است که سلامت معنوی تأثیر آن را کمتر می کند.
بی گمان، شناخت و استفاده درست از روش های دست یابی به برقراری رابطه سالم در زندگی زناشویی می تواند نقشی مهم در رضایت زوج ها و بهبود کیفیت زندگی به همراه داشته باشد. از این رو، این پژوهش با هدف بررسی پیش بینی الگوهای ارتباطی زوج ها به وسیله عمل به باورهای دینی و سلامت روان در زنان شاغل دانشگاه خوارزمی تهران انجام گرفته است. نمونه پژوهش را 162 از کارکنان زن متاهل دانشگاه خوارزمی که در سال 93-92 مشغول به کار بودند و به شیوه تصادفی ساده انتخاب شدند، تشکیل می دهد و سه پرسش نامه الگوهای ارتباطی (CPQ) و عمل به باورهای دینی و سلامت روان (GHQ-28) در مورد آن ها اجرا شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش آمار توصیفی و آزمون رگرسیون گام به گام و از روش نرم افزار spss21 انجام گرفت. یافته ها نشان دادند که عمل به باورهای دینی و سلامت روان با الگوی ارتباطی سازنده متقابل رابطه مثبت و معنا دار (01/0 > p) و با الگوهای ارتباطی اجتنابی و توقع / کناره گیر رابطه ای منفی و معنادار داشت. بر اساس نتایج این پژوهش، می توان به اهمیت نقش عمل به باورهای دینی و سلامت روان در زندگی زناشویی و ارتباطات زوج ها در کارکنان زن دانشگاه خوارزمی به عنوان عاملی مهم برای رویارویی با تعارضات و اختلافات در زمینه الگوهای ارتباطی پی برد.
طلاق، از جمله عوامل گسیختگی کانون خانواده است که عواقب بسیاری را برای افراد جامعه داشته و می تواند منشاء بسیاری از آسیب ها باشد. هدف پژوهش حاضر اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر بهبود سازگاری اجتماعی و گذشت در زنان مطلقه است. طرح پژوهشی از نوع نیمه آزمایشی پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه شامل کلیه زنان مطلقه شهر اصفهان بود. نمونه شامل 30 نفر بود که به طور تصادفی به گروه های کنترل و آزمایش منسوب شدند و گروه آزمایش درمان متمرکز بر شفقت دریافت کرد . به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه سازگاری اجتماعی و پرسشنامه گذشت استفاده شد. نتایج نشان دادکه درمان متمرکز بر شفقت بر سازگاری اجتماعی و گذشت زنان مطلقه اثر بخش است. در مجموع نتایج حاکی از آن بود که می توان از درمان متمرکز بر شفقت به منظور بهبود سازگاری اجتماعی و گذشت در زنان مطلقه مورد استفاده قرار داد.
هدف پژوهش حاضر بررسی تطبیقی شخصیّت پردازی زن در آثار فهیمه رحیمی و دانیل استیل با توجه به متفاوت بودن شرایط فرهنگی- مذهبی دو نویسنده بود. ادبیات داستانی به ویژه رمان نویسی یکی از زمینه های جالب توجه و مهم در عرصه پژوهش های تطبیقی است. شخصیت ها نه فقط به خاطر جاذبه ذاتی شان، بلکه به این دلیل انتخاب می شوند که معرف طبقات خاصی از افراد یک فرهنگ هستند. «فهیمه رحیمی» نویسنده ایرانی و «دانیل استیل» نویسنده آمریکایی از جمله ادیبانی هستند که در رمان هایشان به بیان احساسات زنان و مسائل و مشکلات آنان پرداختند و اندیشه های خود را منعکس نمودند. این پژوهش بر آن است که به روش توصیفی- تحلیلی، وجوهی از شخصیّت زن در رمان «پنجره» نوشته ی فهیمه رحیمی و رمان «طلوع عشق» نوشته ی دانیل استیل را بررسی نماید. یافته ها نشان داد که داستان پنجره، رئالیستی و داستان طلوع عشق، ناتورالیستی می باشد. هم چنین رمان پنجره فهیمه عامه پسند بوده که یک داستان ایرانی خالی از هر گونه تصاویر غربی که در بستر یک زندگی اجتماعی با فرهنگ ایرانی شکل گرفته است. در رمان طلوع عشق، کلیشه های جنسیتی در شخصیت های مرد و زن آن دیده می شود و توانایی هایی متفاوت مردان و زنان را مطرح می سازد. شخصیت های اول در رمان پنجره، شخصیتی ایستاست ولی در رمان طلوع عشق شخصیت اول زن، شخصیتی پویا است.
ارتقاء کیفیت فضاهای عمومی شهری به ویژه از لحاظ امنیت اجتماعی زنان جهت ایجاد سرمایه اجتماعی و تقویت یکپارچگی جامعه امری ضروری تلقی می گردد. هدف پژوهش حاضر، ارزیابی و شناسایی عوامل مؤثر بر احساس امنیت زنان در پارک ائل گلی تبریز است. تحقیق حاضر به روش کیفی با استفاده از تکنیک مصاحبه و نقشه شناختی و به طور قیاسی در چهار مکان اصلی و مختلف پارک ائل گلی انجام گرفته است. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساخت یافته با 80 نفر از زنان به روش نمونه گیری هدفمند و به روش اشباع داده ها استفاده شده است. نتایج یافته های تحقیق نشان می دهد که احساس امنیت زنان شرکت کننده در نقاط مختلف پارک متفاوت است؛ بیش ترین عوامل مؤثر بر احساس امنیت زنان ناشی از سه معیار کالبدی، فعالیتی و آسایش بصری و محیطی است. از میان چهار مکان مشخص شده در نقشه شماتیکی پارک، مکان پیاده روی اطراف استخر در نظر زنان از بیش-ترین احساس امنیت برخوردار است. در نقاط مختلف پارک عواملی همچون نوع، ارتفاع و نحوه قرارگیری پوشش گیاهی، شیب زیاد، محصوریت و نفوذپذیری نامناسب، عدم فعالیت های متنوع، عدم مقیاس و قابلیت نمایانی فضا و از همه مهم تر نورپردازی نامناسب، سبب کاهش احساس امنیت زنان در پارک شده است و نیز استقرار نیروی پلیس تأثیر چشم گیری در افزایش امنیت آنان نگذاشته است و این نتیجه تأکید بر ایجاد نظارت طبیعی در مکان-های مختلف پارک به ویژه مکان های ناامن و آسیب پذیر را ضروری می نماید که در انتها راه حل های پیشنهادی برای ارتقا امنیت زنان در مکان های آسیب پذیر و ناامن پارک ائل گلی تبریز ارائه می شود.
مادر به مثابه یکی از والدین در آموزههای قرآنی و روایی شیعه اهمیت زیادی دارد و منزلت والایی برای وی در نظر گرفته شده است.احترام به والدین بویژه مادر، امری است که بلافاصله پس از مسأله توحید در آیات قرآن مورد توجه قرار گرفته و مادر انبیاء الهی ؛ موسی و عیسی علیهما السلام مخاطب وحی قرار کرفتهاند. در سخنان پیامبر (ص) و امامان شیعه (ع) نیز جایگاه بلند مادر تأکید شده است.در همان حال منابع فقه شیعی در کتابهای مختلف به تناسب احکامی را در مورد حقوق مادر بیان کردهاند. این جستار نشان داده که امتیازهای حقوقی مادر در منابع فقهی به هیچ روی مساوق مقام و جایگاه مادر در آموزه های قرآنی نیست. بنظر میرسد منابع فقهی به مادر صرفاً به مثابه ظرفی برای نگهداری و پرورش نطفه نگریسته اند ، چنان که پس از وضع حمل، فرزند را ملحق به پدر دانسته و از این رو به در بحث انساب، شیردادن، حضانت، قیمومیت و ولایت برای مادر حقوق در خوری قایل نشدهاند.این در حالی است که آموزههای قرآنی فرزند را ملحق به هردوی والدین دانسته و بویژه حضانت فرزند برای مادر را تأیید و تأکید کرده است
تحقیق حاضر با هدف؛ بررسی کیفیت زندگی مادران دارای کودکان با آسیب بینایی, شنوایی و اختلال اتیسم انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مادران مراجعه کننده به مراکز و مدارس ویژه کودکان با آسیب بینایی و شنوایی و مراکز توانبخشی اختلال اتیسم شهر تهران در سال 1395-96 بود. از بین کل مراکز؛ مدرسه نابینایان شهید محبی و خزائلی, کانون ناشنوایان تهران و مدرسه ناشنوایان نیمروز و مرکز اتیسم دوم آوریل به صورت نمونه هدفمند انتخاب شدند و از بین کل مراکز تعداد 45 مادر مراجعه کننده دارای کودک نابینا, 45 مادر دارای کودک ناشنوا و 45 مادر دارای کودک با اختلال اتیسم(در مجموع 135 مادر) به صورت نمونه در دسترس انتخاب شدند. روش پژوهش از لحاظ گردآوری داده ها، توصیفی از نوع علی/ مقایسه ای می باشد. از مقیاس کیفیت زندگی واروشربون (36-SF) برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد. از آزمون تحلیل واریانس یک راهه و تحلیل واریانس چند متغیری برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج نشان داد که بین کیفیت زندگی سه گروه از مادران , تفاوت معنادری در سطح(01/0< P) وجود دارد و آزمون تعقیبی شفه نشان داد که کیفیت زندگی مادران دارای کودک با اختلال اتیسم نسبت به دو گروه مادران دارای کودک ناشنوا و نابینا پایین بود و کیفیت زندگی مادران کودکان نابینا بهتر از دو گروه یعنی ناشنوایان و اتیسم بدست آمد.
در عصر جهانی شدن با انقلاب اطلاعات ، رشد سریع تکنولوژی های ارتباطی و ظهور رسانه ها این حقیقت را آشکار نمود که شکل نوینی از دیپلماسی با استفاده از رسانه های ارتباط جمعی وارد عرصه معادلات بین المللی شده است و تحولات بی بدیلی را در عرصه داخلی و خارجی کشورها رقم می زند . با توجه به روند جهانی شدن که به طور فزاینده در حرکت است ، نوعی از دیپلماسی نوین که " دیپلماسی رسانه ای " خوانده می شود ، به عنوان یکی از شاخه های اصلی فعالیت های دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی ، بخش قابل توجهی از دیپلماسی عمومی کشورهای به ویژه قدرتمند جهانی را به خود اختصاص داده است که در این عرصه حقوق بشر جایگاه ویژه ای دارد. رسانه ها اعم از دیداری یا شنیداری، مکتوب یا الکترونیک، واقعی یا مجازی به عنوان رکن چهارم دموکراسی تأثیر بسیار زیادی بر گسترش و ترویج حقوق بشر داشته اند که در این مقاله نویسنده قصد دارد بر تأثیر رسانه بر حقوق شهروندی پژوهش علمی را صورت دهد
این مطالعه با هدف بررسی الگوی علّی رابطه بین باورهای بدکارکردی جنسی و عملکرد جنسی با میانجیگری درماندگی روانشناختی و صمیمیت زناشویی انجام شد. پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود و جامعه آماری آن را تمام زنان متأهل مراجعه کننده به پایگاه های بهداشتی سطح شهرستان بردسیر تشکیل داد. بر اساس روش نمونه گیری در دسترس 506 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و به مقیاس باورهای بد کارکردی جنسی، شاخص عملکرد جنسی زنان، پرسشنامه نیاز به صمیمیت باگاروزی و شاخص درماندگی روانشناختی پاسخ دادند. یافته های پژوهش نشان داد که باورهای بدکارکردی جنسی بر درماندگیهای روانشناختی به طور مثبت و معنی دار، بر صمیمیت زناشویی و عملکرد جنسی به طور منفی و معنی دار تأثیر دارد. به علاوه صمیمیت زناشویی به طور مستقیم، مثبت و معنی دار عملکرد جنسی را تحت تأثیر قرار می دهد. تأثیر مستقیم درماندگیهای روانشناختی بر عملکرد جنسی نیز منفی و معنی دار است. هم چنین در نتایج دیده شد که خود باورهای بدکارکردی جنسی به طور مستقیم، منفی و معنی دار عملکرد جنسی را تحت تأثیر قرار می دهد. نتایج مطالعه نشان داد که باورهای بدکارکردی جنسی به دلیل درماندگی روانشناختی و صمیمیت زناشویی و هم چنین به شکل مستقیم توان پیش بینی عملکرد جنسی را دارد.
از زمان انعقاد صیغه نکاح، وظایف و حقوقی بر عهده زن و شوهر قرار می گیرد. این تکالیف با دو قسم مادی و غیرمادی، زمینه تشریک مساعی و پایداری زندگی را ایجاد می کند. از مصادیق این تکالیف، تمکین زن و دادن نفقه از سوی شوهر است. در فقه اسلامی و قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران به این حقوق و تکالیف اشاره شده و در زمان اختلاف زوجین مورد توجه قرار می گیرد. البته بر اساس قاعده لاضرر، امکان عدم تمکین به دلیل وجود عذر شرعی از قبیل خوف ضرر جانی، مالی، اعتکاف، روزه واجب و... وجود دارد. این نوشتار درصدد است با بررسی یکی از این موضوعات یعنی مسئله تمکین زوجه از منظر حقوق بشر اسلامی، به این سؤال پاسخ دهد که مصادیق تمکین خاص زوجه چیست و موانع شرعی عدم تمکین زن چه می باشد؟
بررسی مجموعه ی مقررات فقه اسلام و حقوق ایران روشنگر این است که نه تنها عدالت حقوقی میان جامعه ی زنان و مردانحکم فرما است؛ بلکه محقق در این راستا با احکامی مواجه می شود که قانونگذار، به صورت کاملاً جانبدارانه ای زنان جامعه را مورد حمایت ویژه قرار داده است . برخلاف رویکرد فمینیسم نسبت به تعامل اسلام با جامعه ی زنان، کمیّت و کیفیت این مقررات، تا حدی است که حتی احتمال تبعیض جنسیتی در اسلام به نفع زنان به ذهن متبادر می شود.بهره مندی از حقوقِ مطالبه ی نفقه، مهریه، جهیزیه، اجرت المثل ایام زوجیت، اجرتِ رضاع و شیردهی، نحله، متاع به معروف، اولویت در حضانت اطفال، امکان الزام مرد به داشتن فرزند، حق تقدم در دریافت مهریه و نفقه نسبت به سایر طلبکاران و عدم تکلیف درخصوص شرکت در جنگ، نمازجماعت، انجام وظایف خارج از منزل و انجام خدمت عمومی از جمله امتیازات ویژه ای هستند که در اسلام و حقوق ایران، صرفاً به زنان جامعه اختصاص یافته است.از دیگر نتایج تقریر چنین قواعد حمایتی،وضعِ تکالیف محدودترو سهل تر برای جنس مؤنث نسبت به جنس مذکر در حوزه ی قوانین است. مقاله ی حاضر، با روش توصیفی - تحلیلی، درصدد پاسخ گویی به انتقادات فمینیسم به رویکرد اسلام به جنس زن از بعد فقهی و حقوقی است و با ارائه ی مستندات، به نقد ادله ی مخالفان در خصوص موضوعات ارث، دیه، حق طلاق، قضاوت، شهادت، ولایت پدر بر دختر در ازدواج که از دیدگاه ایشان، به عنوان مهم ترین تبعیضات میان زن و مرد در حوزه ی مقررات شرعی و قانونی تلقی گردیده، پرداخته شده است.
تحقیق حاضر بمنظور شناسایی، اولویت بندی استراتژی های نشاط آفرینی سازمانی، برای زنان دانشگاهی، و با عنایت بر نقش های چندگانه آنها انجام شده است. جمع آوری داده ها با استفاده ازروش مصاحبه نیمه ساختاریافته و همچنین بررسی اسناد مربوط به برنامه راهبردی و عملیاتی دانشگاه الزهرا(س) ، در محدوده زمانی سال های 98-96 13صورت پذیرفته است.در بخش کیفی ، اسناد سازمانی و متن مصاحبه های نیمه ساختاریافته باخبرگان دانشگاهی در شهر تهران، با استفاده از روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفت و استراتژی های داده بنیادِ سازمانی شناسایی شد. در بخش کمّی تحقیق، در ادامه بر مبنای پرسشنامه های ماتریسی با استفاده از تکنیک ارزیابی و آزمون تصمیم گیری روابط علّت معلولی استراتژی ها ی یافت شده، از منظر نفوذ گذاری و نفوذ پذیری تعیین شد و در نهایت اولویت بندی استراژی ها با استفاده از تکنیک " مدل سازی ساختاری- تفسیری ترسیم گردید. بر مبنای یافته های تحقیق، در روابط میان استراتژی های تدوین شده بمنظور نشاط آفرینی سازمانی برای زنان دانشگاهی، استراتژی "اعتلای جایگاه نگرشی نسبت به نقش های زنانه در خانواده و اجتماع" از بالاترین نفوذگذاری و استراتژی" برند سازی توانمندی های منحصر به فرد دانشگاه های زنانه"، از بیشترین نفوذپذیری- نسبت به استراتژی های احصاء شده -برخوردار است و به ترتیب در اهمیّت، استراتژی های کنشی – واکنشی نسبت به " ترویج اصول و ارزش های والای نقش های فردی- اجتماعی زنانه" ،" استقرار دیدگاه منبع محوری نسبت به زنان"، " بالندگی فردی- سازمانی زنان" و " برندسازی توانمندی های دانشگاه های زنانه" است.