در سال های اخیر، در بسیاری از پژوهش های مربوط به پیش بینی بازده سهام، از مدل های عاملی استفاده شده است. هدف اصلی پژوهش حاضر، مقایسه توان توضیح دهندگی دو مدل چندعاملیِ ارائه شده، با بازده سهام است. این پژوهش بر مبنای یک مدل چهار عاملی بنا شده است: مدل فاما، فرنچ و مومنتوم. بررسی توان توضیح دهندگی این مدل در بازار اوراق بهادار تهران در خلال سال های 1386 تا 1390، چیزی است که در این پژوهش به آن توجه شده است. در این پژوهش از روش رگرسیون چند متغیره، برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شده است؛ نتایج پژوهش نشان می دهد که به کارگیری مدل های چندعاملی از مدل تک عاملی قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای، مناسب تر است. همچنین نتایج پژوهش حاکی از این است که مدل چهار عاملی کارهارت مزیتی نسبت به مدل سه عاملی فاما و فرنچ ندارد زیرا از بین چهار متغیر صرف ریسک بازار، عامل اندازه، عامل ارزش و عامل تمایل به عملکرد گذشته(مومنتوم)، تنها دو متغیر صرف ریسک و اندازه، بر بازده سهام تأثیر می گذارد.
هدف این پژوهش بررسی اثرگذاری فرایندهای مدیریت دانش بر کارآفرینی سازمانی است، تا از این رهیافت جایگاه کارآفرینی در طراحی الگوی مدیریت دانش برای سازمان-هایی که قصد ورود به این حوزه را دارند، مشخص شود. برای این پژوهش، از پرسش نامهی طیف لیکرت استفاده شد، که پس از نمونه گیری تصادفی، تعداد 213 عنوان کسب وکار کوچک و متوسط شهرکهای صنعتی شرق مازندران بررسی شد. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS16 و LISREL8.5 انجام شده است. پایایی سازه با ضریب آلفای کرونباخ برابر 0.939 و روایی آن به وسیله تحلیل عاملی تاییدی مورد تایید قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان میدهد که تسهیم دانش به صورت مستقیم (0.46) و غیرمستقیم (0.38) و بهکارگیری دانش به صورت مستقیم (0.59) بر روی فرایند کارآفرینی سازمانی اثرگذاری معناداری دارند. اما اثرگذاری مستقیم گردآوری دانش تأیید نشد. از سوی دیگر، اثرگذاری غبرمستقیم گردآوری دانش بر کارآفرینی سازمانی با تسهیم (0.15) و بهکارگیری دانش (0.12) تایید شد
در این مقاله، پس از توضیح نحوه تکوین پادشاهی هخامنشی و توصیف وضع استبدادی حکومت در ایران باستان، نحوه مالکیت زمین های کشاورزی ـ و موضوع آب و آبیاری ـ مطرح شده است. مقاله می کوشد به این پرسش پاسخ دهد که آیا آب به تنهایی عامل پیدایش ساختار استبدادی در ایران باستان بوده یا عوامل دیگری هم در ایجاد آن (استبداد) نقش داشته اند.مؤلف با توصیف وضع جغرافیایی ایران در دوران باستان، و به هنگام حاکمیت مادها و هخامنشیان، «مباشرت دولت در کارهای عمومی» را مورد توجه قرار داده است. مقاله به اهمیت آب و چگونگی آبیاری طبیعی و مصنوعی در ایران باستان نیز پرداخته و جایگاه و ویژگی های تأسیسات آبیاری، به ویژه قنات ها و کاریزها و آب بندهای متعدد را درنقاط مختلف ایران در مقطع تاریخی یاد شده تشریح کرده است.
این مقاله به منظور بررسی تاثیر بکارگیری متغیرهای کنترل استراتژیک بر اثر بخشی شرکتهای نمونه فعال در بازار بورس تهران (برای فاصله زمانی ، 79-1372) تدوین شده است . نتیجه این پژوهش نشان میدهد ، که همه شرکتهای نمونه فعال در بازار بورس ، متغیرهای مذکور را بکار بردهاند ، هر چند سطح آن مطلوب نیست . به علاوه اثربخشی شرکتهایی که متغیرهای کنترل استراتژیک را بیشتر بکار بردهاند ، بیشتر است . به عبارت دیگر طبق نتیجه این پژوهش ، متغیر ملاک اثربخشی رابطه مستقیمی با متغیرهای پیش بین کنترل استراتژیک دارد ...
هرچه درصد سهامداران مدیریتی در یک شرکت بیشتر باشد، میزان مخاطرات اخلاقی در آن شرکت کاهش یافته و قیمت گذاری کمتر از حد عرضه های اولیه نیز کاهش می یابد. چرا که سهامداران مدیریت الزامات خاصی را در خصوص حجم سهام قابل عرضه، قیمت عرضه و مکانیسم عرضه ارائه می نمایند که می تواند بر قیمت گذاری کمتر از حد عرضه های اولیه اثرگذار باشد. عرضه های عمومی اولیه سهام توسط شرکت هایی صورت می پذیرد که بازار شناخت کمی از مدیریت و مالکیت آن ها دارد. در مورد این شرکت ها، اطلاعات عمومی کمتری در زمان عرضه اولیه سهام، در دسترس سرمایه گذاران بیرونی نسبت به سایر شرکت های بورسی قرار دارد. در مقابل، عرضه کنندگان اولیه، اطلاعات داخلی بیشتری در مورد شرکت دارند. بدین ترتیب بین ناشران در زمان عرضه اولیه سهام و سرمایه گذاران بالقوه بیرونی، عدم تقارن اطلاعاتی وجود دارد. هدف این تحقیق است که نقش عدم تقارن اطلاعاتی بر قیمت گذاری کمتر از حد عرضه های اولیه را تبیین نماید و نیز نقش مخاطرات اخلاقی به عنوان یکی از ابعاد مهم عدم تقارن اطلاعاتی بر قیمت گذاری عرضه های اولیه سهام مشخص گردد. محققین مختلف برای اندازه گیری عدم تقارن اطلاعاتی فاکتورهایی چون شهرت عرضه کننده، ساختار مالکیت و نوع بازاری است که سهام در آن عرضه می گردد را مورد توجه قرار می دهند و مخاطرات اخلاقی نیز معمولا بر اساس میزان مالکیت مدیریتی در دوره الزام به نگهداشت سهام اندازه گیری می شود. شواهد تجربی نشان می دهد که مخاطرات اخلاقی و عدم تقارن اطلاعاتی از مهمترین عوامل موثر بر قیمت گذاری کمتر از حد عرضه های اولیه می باشند.
تهیه و تنظیم بودجه زمانی عملیاتی حسابرسی یک امر رایج در موسسات حسابرسی است. لیکن اعمال بودجه زمانی نامتعارف که حصول آن غیر ممکن و لزوم دستیابی به آن مورد تاکید قرار گیرد. خود منجر به مشکلاتی چند خواهد شد. مهمترین این مشکلات از دست دادن انگیزه و توسل به انجام امور غیر حرفه ای می باشد. توسل به انجام امور غر حرفه ای یکی از رایج ترین روش های مقابله با فشار بودجه زمانی می باشد. این رفتارها و گرایشات که معلول فشار بودجه زمانی می باشند به طور مستقیم و یا غیر مستقیم بر کیفیت کار حسابرسی تاثیر می گذارد. مهمترین این رفتارها انجام ندادن برخی از مراحل حسابرسی بدون کسب مجوز از مافوق و کمتر گزارش نمودن زمان انجام حسابرسی می باشد. این تحقیق به تاثیر فشار بودجه زمانی و بروز رفتارهای غیر حرفه ای تحت تئوری اخلاقی می پردازد. نتایج تحقیق بیانگر آن است که هر چند حسابرسان خود را معتقد و مقید به رعایت اخلاق حرفه ای می دانند اما در برابر فشار بودجه زمانی اقدام به اعمال رفتارهای غیر حرفه ای می نمایند. همچنین نتایج نشان می دهد که متناسب با افزایش فشار بودجه زمانی. احتمال بروز رفتارهای غیر حرفه ای نیز بیشتر می گردد. صضمن آنکه حسابرسان معتقدند احتمال بروز اینگونه رفتارها در دیگر حسابرسان بیش از خود آنان می باشد. نتایج تحقیق همچنین بیانگر آن است که احتمال بروز رفتارهای حرفه ای در حساب های مختلف یکسان نمی باشد.
چکیده هدف پژوهش حاضرتعیین رابطه بین مؤلفه های سازمان یادگیرنده (رهبری مبتنی بر چشم انداز، برنامه ریزی ، کسب و نشراطلاعات، خلاقیت و عمل گرایی) با یادگیری غیر رسمی بود. پژوهش به شیوه توصیفی ( همبستگی) انجام شد. جامعه آماری دبیران زن دبیرستان های دخترانه شهر اصفهان در سال تحصیلی 87-1386به تعداد 3784 نفر بود. حجم نمونه به تعداد 200 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شد. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل دو پرسشنامه ویک و لئون با 20 گویه و پرسشنامه محقق ساخته یادگیری غیر رسمی با 23 گویه بود. -داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد ؛ بین مؤلفه های سازمان -یادگیرنده با یادگیری غیر رسمی رابطه مثبتی وجود دارد.
موفقیت محصولات جدید به عنوان برترین عامل برای موفقیت شرکت ها و حتی بقای آنها محسوب می شود. با این حال بررسی های متعدد نشان می دهد که نرخ شکست توسعه محصول جدید به عنوان یک معضل اساسی در بسیاری از شرکت ها مطرح بوده است. شرکت های بسیاری سعی دارند تا قبل از توسعه محصول جدید، اقدام به پیش بینی موفقیت توسعه محصول جدید نمایند. بر همین اساس نیز هدف این تحقیق پیش بینی موفقیت توسعه محصول جدید با استفاده از ترکیب روش های تحلیل عاملی و شبکه عصبی مصنوعی در صنایع غذایی و آشامیدنی می باشد. این تحقیق براساس هدف کاربردی و براساس روش انجام کار توصیفی بوده است. جامعه آماری این تحقیق، شرکت های تولید کننده مواد غذایی و آشامیدنی استان آذربایجان شرقی در سال 1394 بوده است. به منظور جمع آوری داده ها در این تحقیق از دو پرسشنامه استفاده شده است که بعد از اطمینان از روایی و پایایی آن در بین جامعه آماری توزیع گردیده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها در این تحقیق از روش های تحلیل عاملی و شبکه عصبی مصنوعی استفاده شده است. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان دهنده وجود شش سازه اصلی مفهوم سازی محصول جدید، گرایش به بازار، گرایش به طراحی، گرایش به عوامل فنی و تکنولوژی، استفاده از منابع و مدیریت توسعه محصول جدید به عنوان عوامل موثر در موفقیت توسعه محصول جدید بوده است. همچنین پیش بینی موفقیت توسعه محصول جدید با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی نشان می دهد که شبکه طراحی شده در 81 درصد موارد قادر به پیش بینی صحیح موفقیت توسعه محصول جدید بوده است.
در تحقیق حاضر، هدف اصلی بررسی محتوای افزاینده اطلاعاتی ارزش افزوده (شامل ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده نقدی) در مقابل سود حسابداری و وجوه نقد حاصل از عملیات است. بدین منظور ارتباط بازده سهام و تغییرات داده های مربوط به ارزش افزوده اقتصادی، ارزش افزوده نقدی، سود حسابداری و وجوه نقد حاصل از عملیات، برای شرکت های تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهاداری تهران از سال 1375 تا 1381 مورد ازمون قرار گرفته اند. نتایج حاصل از آزمون فزضیه های نشان می دهد که هنوز سود حسابداری به عنوان مهم ترین متغیر حسابداری در تصمیم های مالی و سرمایه گذاری، مورد توجه تصمیم گیرندگان در بازار اوراق بهادار بوده و در اغلب موارد دارای محتوای افزاینده اطلاعاتی نسبت به سایر متغیرها است. ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده نقدی نیز توانسته اند به طور بالقوه وارد مدل های تصمیم گیری در این بازار شوند و بعضا از خود محتوای افزاینده اطلاعاتی نسبت به سایر متغیرهای مورد مطالعه نشان دهند. ولی وجوه نقد حاصل از عملیات نه تنها ارتباط معنی داری با بازده سهام ندارد، بلکه دارای محتوای افزاینده اطلاعاتی نسبت به سایر متغیرهای مورد مطالعه نیست