با ظهور عصر جدید کسب و کار که تغییر را به عنوان یکی از خصوصیات اصلی با خود دارد، تضمین
موفقیت و بقای سیستم های تولید، سخت تر می شود. در تقابل با این شرایط متغیر، سیستم تولید چابک
به عنوان پیشرفته ترین سیستم یا به عبارتی پارادایم تولید، امروزه در حال ارائة خود به دنیای تولید
است و در این راستا توسعة متدهای ارزیابی چابکی بنگاه ها نیز اهمیت ویژه ای یافته است.
شیوه های سنجش چابکی اساساً دارای یک نقص کلی هستند و آن عدم توجه به میزان نیازمندی به
چابکی، برای ارزیابی و مقایسة چابکی بنگاه ها با بنگاه های دیگر می باشد. در واقع شدت تغییرات
محیطی و تلاطم نیازمندی های مشتریان، تعیین کنندة میزان نیاز به چابکی برای بنگاه ها می باشد و با
توجه به ماهیت و اندازة متفاوت این تغییرات برای سازمان های مختلف، سطح مطلوب چابکی برای
آن ها متفاوت خواهد بود. بنابراین شیوه های ارزیابی باید میزان چابکی را به صورت قدرت پاسخگویی
مناسب به این تغییرات مورد سنجش قرار دهند. در این مقاله با هدف رفع این نقیصه، تکنیک تحلیل
پوششی داده ها با تعریف ورودی ها و خروجی های چابکی، برای اررزیابی چابکی بنگاه های تولیدی
تعدیل شده است. در پایان این مدل اندازه گیری برای ارزیابی چابکی 20 بنگاه تولیدی از 5 صنعت
مختلف به کار گرفته شد و چابکی نسبی بنگاه ها و نیز میزان بهبود در خروجی ها به منظور رسیدن به
مرز کارایی سازمان های مختلف از نظر چابکی، تعیین و مسیر بهبود برای آن ها ترسیم شد.
"مرحله تولید سفر به عنوان اولین و یکی از مهم ترین مراحل چهارگانه پیش بینی تقاضای سفر است که هدف از آن برآورد تعداد کل سفرهای تولیدی از یک مبدا است. با توجه به حجم وسیع اطلاعات لازم در مدلسازی تولید سفر، در طی سالیان مختلف محققین تلاش نموده اند که مدل های جدید و کاراتری برای ارزیابی تولید سفر ارایه نمایند.
در این پژوهش مدلسازی تولید سفر با استفاده از منطق فازی و براساس پارامترهای موثر ، انجام شده است. برای این منظور با معرفی چهار تابع، تعداد افراد خانواده ، مالکیت خودرو، درآمد و ساختار منزل به عنوان توابع ورودی و استفاده از عملگر منطق فازی، روش جدیدی برای پیش بینی تعداد سفرهای تولید شده ارایه شده است. اساس این روش استفاده از فازی سازی _ غیر فازی سازی و انتخاب توابع ورودی و خروجی براساس داده های به دست آمده از تحقیق انجام شده، است. در انتها پس از معرفی مدل فازی و با استفاده از داده های مربوط به تولید سفر، نتایج روش برازش خطی و روش مدل فازی با یکدیگر مقایسه شده است. نتایج این مقایسه بیانگر دقت بسیار بالای روش فازی ارایه شده در پیش بینی تعداد سفرهای تولید شده است. "
بهره وری مهمترین رسالت مدیریت در سازمان های مدرن است. در عین حال، مهمترین مشکل سازمانهای ایرانی، سطح پائین نرخ بهره وری می باشد. اگرچه عوامل مختلفی در میزان بهره وری سازمان نقش دارند، لکن مهمترین عامل، نیروی انسانی است. توانایی و انگیزش کارکنان و شرایط محیطی، تعیین کننده های اصلی کارآمدی نیروی انسانی هستند. مطالعات دسی و مک کللند نشان میدهد...
"امروزه چالش بزرگ کشورهای درحال توسعه، بهره وری است و کشور ما نیز با درک این موضوع، چند سالی است که در پی یافتن راهی برای نهادینه کردن این مفهوم در جامعه صنعتی و سازمانی خویش است. چرخه های مدیریت بهره وری که با رویکرد کایزن عملیاتی در بخش عمده ای از سازمانها و صنایع کشور در حال استقرار است، یکی از راهکارهای ارائه شده در این زمینه است. کایزن یک الگوی ساده، کم هزینه و موفق ژاپنی است که کلید موفقیت ژاپنی ها بوده است.
در این مقاله تجربه استقرار الگوی کایزن عملیاتی در یک کارخانه تولیدی، ارائه شده است. این الگو با هدف بهبود بهره وری، کاهش هزینه ها و حذف اتلافهای مالی و فیزیکی اجرا شد. در این تجربه، رویکردهای عمده اصلاح فرایندها، حذف اتلافها و اجرای نظام آراستگی است. به دنبال اجرای این طرح، مواردی بسیاری از اتلافها که منجر به کاهش بهره وری و افزایش هزینه می شدند، شناسایی و حذف شد."
مهمترین سرمایه و اندوخته هر سازمانى نیروى انسانى آن مى باشد. عدم وجود اطلاعات علمى مناسب در مورد بهاى تمام شده خدمات ارائه شده در بخش هاى دولتى هر گونه اقدامى در جهت اجراى بودجه ریزى عملیاتى و اصل 44 قانون اساسى در زمینه خصوصى سازى بخش هاى دولتى را با شکست مواجه کرده است. بنا براین طراحى و پیاده سازى یک سیستم هزینه یابى مناسب ضرورى و لازم الاجرا به نظر مى رسد. روش بررسی: در این مطالعه اطلاعات مربوط به کلیه هزینه هاى صورت گرفته در سال تحصیلی86-1385 مورد تحلیل قرار گرفته و در دو سناریوى مختلف هزینه تمام شده ارائه واحدهاى درسى و تربیت دانشجو در گروه هاى آموزشى دانشکده محاسبه گردیده اند. روش مورد استفاده در محاسبه بهاى تمام شده ، روش هزینه یابى بر مبناى فعالیت (Activity Based Costing )مى باشد. واحدهاى ادارى و آموزشى دانشکده در سه گروه مراکز فعالیت بالاسرى، میانى و نهایى طبقه بندى شده و هزینه هاى صورت گرفته با استفاده از مبناهاى تسهیم بین واحدهاى مختلف و نهایتاً بین دانشجویان توزیع گردیده اند. به منظور انجام محاسبات از نرم افزار اکسل 2003 استفاده گردیده است. یافته ها: از یافته هاى مراحل اولیه محاسبات مى توان به هزینه کل هریک از مراکز فعالیت اشاره کرد. پس از انجام محاسبات نهایى در سناریوى اول هزینه تمام شده ارائه یک واحد درسى در دانشکده به طور متوسط 8693137 ریال و متوسط هزینه تمام شده تربیت دانشجو 18148974 ریال محاسبه گردید . متوسط هزینه ارائه یک واحد درسى در سناریوى دوم 8902854 ریال و هزینه تربیت دانشجو 18586807 ریال محاسبه گردید. در هر دو سناریو هزینه تمام شده تربیت دانشجو در مقطع دکتراى مدیریت اطلاعات بالاترین مقدار56566092 و در رشته کارشناسى مدارک پزشکى پایین ترین مقدار 7760748 ریال مى باشد. نتیجه گیری: بررسى اطلاعات مالى دانشکده مدیریت نشان مى دهد ثبت و جمع آورى اطلاعات به صورت اسناد دست نویس توان پاسخگویى به نیاز هاى محاسبات هزینه یابى به نحوى که در دوره هاى مختلف اطلاعات مفید برای مدیران را فراهم کند، نمى باشد. علت بالا بودن هزینه در مقاطع بالاتر ارتباط نزدیکى با عواملى مانند تعداد کم این دانشجویان ، امکانات آموزشى خاص دوره هاى تحصیلات تکمیلى، استفاده از اساتید با درجه علمى بالاتر، سهم بالاى امکانات پژوهشى نسبت به سایر دانشجویان و پرداخت مساعدت تحصیلى از طرف وزارت بهداشت به دانشجویان مشمول بورسیه عام دارد.
در این مقاله نقش فرصت های سرمایه گذاری به عنوان عاملی تعیین کننده در میزان اهمیت نسبی جریان نقدی عملیاتی و اقلام تعهدی برای مقاصد ارزشیابی شرکت ها مورد بررسی قرار گرفته است. تجزیه و تحلیل های ارائه شده بر پایه سه دیدگاه مطرح در حوزه حسابداری و مالی، یعنی «فرضیه اطلاعات مربوط به رشد»، «فرضیه منابع مالی داخلی» و «فرضیه معیار دچار اخلال»، صورت گرفته است. برای آزمون فرضیه های تحقیق از اطلاعات 90 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی سال های 1382 تا 1387 استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد با افزایش فرصت های سرمایه گذاری، از ارتباط ارزشی جریان نقدی عملیاتی و اقلام تعهدی سود کاسته می شود. کاهش ارتباط ارزشی جریان نقدی عملیاتی و اقلام تعهدی را می توان به نقص های موجود در شیوه های عملیات حسابداری نسبت داد. همچنین نتایج تحقیق نشان می دهد با افزایش فرصت های سرمایه گذاری، ضریب واکنش سود ابتدا کاهش و سپس افزایش می یابد.
هدف مقاله حاضر ارائه مدل و کاربرد منطق فازی در ارزیابی توسعه کشاورزی دهستان های شهرستان کرمانشاه برای تصمیم گیری دقیق تر برنامه ریزان است. داده های پژوهشی از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با مسئولان مراکز خدمات این دهستان ها به عنوان افراد خبره گردآوری شده و نتایج تحقیق حاکی از سطح بندی دهستان ها در پنج رتبه است. دهستان های درودفرامان، میان در بند، و جلالوند با میزان توسعه یافتگی 39/0 رتبه اول؛ سراب نیلوفر، کوزران، چقانرگس، و الهیارخانی با میزان توسعه کشاورزی 389/0 رتبه دوم؛ و ماهی دشت با میزان توسعه کشاورزی 388/0 رتبه سوم را دارا بوده و همگی در ردیف دهستان های کمترتوسعه یافته قرار گرفته اند. بیلوار و سرفیروزآباد نیز به ترتیب با میزان توسعه کشاورزی 25/0 و 17/0 در رتبه های چهارم و پنجم و در گروه دهستان های توسعه نیافته واقع شده اند.
رویدادهای سال 2002 در امریکا و برملا شدن رسوایی های مالی چند شرکت و در پی آن افول بزرگ ترین موسسه حسابرسی آمریکا ناخوشایند بود. این وقایع نیاز به بازبینی و دگرگونی در شیوه اجرای حسابرسی، رویکردها و روش های آن را بیش از پیش آشکار کرد...
این مقاله بخشی از نتایج تحقیقی را نشان می دهد که عملکرد تعدادی از شرکت های سرمایه گذاری پذیرفته شده در بورس تهران را که حجم پرتفوی بورسی آن ها حداقل 50 درصد کل پرتفوی مربوط بود طی دوره 1380-1374 مورد بررسی قرار می دهد. در ارزیابی عملکرد این شرکت ها از معیار آلفای جنسون استفاده شد.نتایج به دست آمده از آزمون فرضیه های تحقیق نشان داد که برمبنای معیار مورد استفاده شرکت های سرمایه گذاری تحت بررسی، بازده اضافه ناخالصی معادل 26.9 درصد که رقمی قابل توجه است در دوره مورد بررسی کسب کرده اند. با این حال هزینه های عملیاتی این شرکت ها معادل 1.1 درصد از بازده یاد شده را به خود اختصاص دادند که قابل ملاحظه نیست. در نتیجه بازده اضافه خالص معادل 25.8 درصد با اهمیت و نشان از عملکرد مثبت این شرکت ها در مقایسه با متوسط بازار دارد. در عین حال طی دوره بررسی، بر مبنای رتبه بندی شرکت ها با استفاده از معیار ترینور و جنسون، ثبات قابل ملاحظه ای در عملکرد آن ها دیده نشد. در کل به نظر می رسد شرکت های سرمایه گذاری مورد بررسی توانسته اند وظیفه نمایندگی خود را به خوبی ایفا کنند
تزریق درآمدهای نفتی در کشور سبب پیدایش شهرنشینی شتابان شده است، به گونه ای که «رشد» جمعیت شهری بر «توسعه» پیشی گرفته و مسایل گسترده ای را در شهر پدید آورده است. از این روی باید اصلاحاتی در روش برنامه ریزی شهری کشور صورت گیرد. این اصلاحات نه از گونه کالبدی، که از نوع فرهنگی و اجتماعی است به این معنی که حقوق شهروندی در بخش های گوناگون کشور لحاظ و برنامه ریزی کالبدی هم آهنگ با مفهوم و حقوق شهروندی در بخش های مختلف پیاده شود. در تحقیق حاضر ضمن تاکید بر تقویت روحیه و حقوق شهروند مداری در شهر همدان جای گاه مردم در برنامه ریزی و حرکت به سمت شهروند مداری پی گیری شده است. در این راستا با فرض این که تقویت احساس شهروندی و مشارکت مردم می تواند به عنوان یکی از راه کارهای اساسی در حل مشکلات شهرهای بزرگ بخصوص شهر همدان به عنوان متروپل منطقه غرب کشور مطرح باشد، به جای گاه و نقش آن در جوامع سیاسی و در «قانون اساسی» و «قانون شهرداری ها» پرداخته شده است. لذا نوع تحقیق در این مطالعه کاربردی - تحلیلی است و روش تحقیق مبتنی برگردآوری اطلاعات، مطالعات اسنادی، مشاهده و تهیه پرسش نامه است. جامعه مورد مطالعه شهر همدان و حجم نمونه با توجه به محاسبات انجام شده 116 خان وار بوده است که برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از برنامه های SPSS و روش های مرسوم آماری بهره برداری شده است. حاصل تحقیق این است که نبود و ضعف تاریخی جامعه مدنی، بی توجهی به لزوم مشارکت مردمی در اداره امور شهرها و کم بود دل بستگی به مکان و بیگانگی، کم بود قوانین مشخص و مدون – نگرش قیم مآبانه و بیش از همه آشنا نبودن «مردم» با مفهوم « حقوق شهروندی» و «شهروند مداری» و وظایف و مسوولیتها، موجب کاهش تعلق و علاقه مندی شهروندان نسبت به محیط خود و شهر همدان شده است.