تحمیل حکمرانی خوب به عنوان پارادایم جدید در اداره بخش عمومی، ضرورت وجود یک نظام ارزیابی و پایش در قالب مدیریت عملکرد در سازمان های دولتی را به گونه ای که تبلوری از حکمرانی خوب باشد، نمایان می سازد. این پژوهش با اتکا به مؤلفه هایی که مفهوم"حکمرانی خوب" مطرح می کند، درصدد شناسایی و رتبه بندی مؤلفه ها و شاخص های مدیریت عملکرد مبتنی بر مفهوم حکمرانی خوب است. رویکرد مدنظر پژوهش، روش ترکیبی و از نوع اکتشافی است. در بخش کیفی این پژوهش از روش دلفی و در بخش کمی به منظور تأیید مدل از روش معادلات ساختاری استفاده شده است. در بخش کیفی جامعه آماری این پژوهش10 نفر از خبرگان دانشگاهی و حسابرسان دیوان محاسبات کشور و در بخش کمی140 نفر از حسابرسان دیوان محاسبات با استفاده از فرمول کوکران انتخاب گردیدند. نتایج تحلیل عامل اکتشافی منجر به شناسایی سطح نهادینگی ارزش ها با شش مؤلفه و 41 شاخص با عناوین ثبات رهبری و مدیریتی، حساب دهی و پاسخگویی، اثربخشی، تنقیح قوانین، حاکمیت قانون و فسادگریزی گردید. مؤلفه های حاکمیت قانون و فسادگریزی با ضرایب 698/0 و 661/0 به ترتیب رتبه اول و دوم قرار گرفت. نتایج بارهای عاملی بزرگ تر از 5/.درصد به دست آمده در حالت استاندارد و همچنین معیار 69/0 GOF=نشان از تأیید روابط بین مؤلفه ها و شاخص ها است. بنابراین توجه به این سطح از مدیریت عملکرد منجر به حرکت سازمان های دولتی در مسیر حکمرانی خوب و بهبود مؤلفه ها و شاخص های حکمرانی خوب خواهد شد.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش میانجی اشتیاق شغلی در رابطه بین هدف گرایی و ادراک شخصی از قابلیت استخدام با عملکرد پرستاران بوده است. جامعه آماری این تحقیق مجموعه پرستاران بیمارستان های فارابی و هفده شهریور است که تعداد آنها 264 نفر می باشد. روش نمونه گیری، تصادفی ساده و تعیین حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 154 نفر به دست آمد. به منظور واکاوی داده ها، ابتدا اطلاعات حاصل از پرسشنامه استخراج و سپس ازطریق نرم افزارهای آماریSPSS19 و SMART PLS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته های این تحقیق نشان می دهد رابطه هدف گرایی و اشتیاق شغلی پرستاران مثبت و معنی دار نیست، درحالی که از میان سه بعد آن که شامل هدف گرایی یادگیری، هدف گرایی عملکرد اثباتی و هدف گرایی عملکرد اجتنابی می باشد، هدف گرایی یادگیری بر اشتیاق شغلی تأثیر مثبت و معنی دار دارد، همچنین نتایج نشان داد هدف گرایی پرستاران بر عملکرد پرستاران تأثیر مثبت و معنی دار دارد. ادراک شخصی از قابلیت استخدام بر عملکرد پرستاران تأثیری مثبت و معنی دار ندارد، درحالی که تأثیر ادراک شخصی از قابلیت استخدام بر اشتیاق شغلی پرستاران تأثیری مثبت و معنی دار است. در این پژوهش ثابت شد اشتیاق شغلی پرستاران بر عملکرد آنها تأثیر مثبت و معنی دار دارد.
سازمان پدیده ای اجتماعی است که دارای ابعاد مختلفی بوده و انسان در مرکز ثقل آن قرار دارد. با وجود نفوذ روزافزون فناوری ها در سازمان، اثربخشی آنها امروزه بیش از هر چیزی به نیروی انسانی و روابط متقابل آنها با یکدیگر بستگی دارد. لذا این پژوهش با تمرکز بر رفتارهای منفی کارکنان در سازمان های دولتی به گونه شناسی کارمندان سمّی پرداخته است. روش تحقیق، از نوع کیفی بوده و برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شده است. جامعه ی آماری شامل مدیران و متخصصان حوزه منابع انسانی سازمان های دولتی در استان گیلان بوده که، تعداد 15 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها، ابتدا با انجام تحلیل محتوا با رویکرد استقرایی، ویژگی های کارمندان سَمی در9 طبقه قرار گرفتند. سپس تحلیل مبتنی بر گونه شناسی بر روی طبقات بدست آمده، اعمال گردید. برای ساخت گونه شناسی از استراتژی عملیاتی استفاده شد و سرانجام بر اساس دو بعد شدت سمّی بودن (کم/ زیاد) و پیامدهای رفتارهای سمّی(فردی/ سازمانی)، چهار گونه از کارمندان سمّی با نشانه های (الف)، (ب)، (ج) و (د) برچسب گذاری شدند. یافته های این پژوهش نشان داد زمینه های شخصی، خانوادگی، سازمانی و محیطی در شکل گیری کارمندان سمّی نقش دارند و حضور کارمندان سمّی در سازمان های دولتی منجر به پیامدهایی مثل افزایش غیبت ها و بی نظمی در ورود و خروج، هدر رفتن زمان مدیران، لطمه به اعتبار سازمان و تضعیف سرمایه اجتماعی دولت، کاهش خلاقیت، از بین رفتن نشاط در محیط کار و... برای کارکنان و سازمان می گردد. همچنین روش های مواجهه و درمان کارمندان سمّی، در دو طبقه پیشگیری و درمان قرار گرفتند. در نهایت، ما به این تعریف از کارمندان سمّی رسیدیم که آنها افرادی هستند که بنا به دلایل شخصی، خانوادگی، سازمانی و محیطی، رفتارهایی عَمدی و مُسری را از خود بروز می دهند که در تقابل با ارزش ها و هنجارهای سازمان بوده و باعث آسیب به کارکنان، سازمان و دارایی های آن می شوند.
هدف این مقاله طراحی مدل یکپارچه شاخص های خط مشی گذاری فرهنگی در شهرداری های کلان شهرهای جمهوری اسلامی ایران است. روش شناسی پژوهش ترکیبی است و از طریق تحلیل تفسیری ساختاری (ISM) به دنبال طراحی مدلی مبتنی بر دسته بندی و تفکیک متغیر مرتبط با خط مشی فرهنگی در شهرداری های تهران، اصفهان و شیراز است. بخش کیفی مبتنی بر شناسایی عوامل مرتبط با خط مشی فرهنگی از طریق بررسی مبانی نظری و انجام تحلیل مضمون با مشارکت 21 متخصص اعضای پانل است؛ و بخش کمی از طریق تشکیل ماتریس خودتعاملی ساختاری به مدل سازی ساختاری و تفسیری می پردازد. در این بخش 15 نفر از مدیران ارشد شهرداری های تهران، اصفهان و شیراز شرکت کردند. بر اساس نتایج پژوهش، اساسی ترین عوامل عبارت اند از: تبیین خط مشی فرهنگی، هویت دینی، هویت انقلابی و تعاملات فرهنگی؛ که این عوامل شاخص های تقویت هویت فرهنگی شهروندان و مدیریت تغییرات فرهنگی در نتایج تحلیل مضمون هستند. همچنین در بالاترین سطح و کم اثرترین عامل بر تبیین خط مشی فرهنگی، عوامل سلامت شهری، اخلاق و رفتار شهروندی، شبه عرفان و قوانین سازنده از شاخص های بهبود سبک زندگی و مدیریت تغییرات فرهنگی هستند.
مدل های اقتصاد چندمنطقه ای که مجموعه ای از اقتصادهای منطقه ای را به صورت پیوسته به هم ارائه داده و اثرات متقابل بین مناطق را نشان می دهند، نیازمند محاسبه صادرات هر منطقه به سایر مناطق و واردات هر منطقه از سایر مناطق هستند. در فرآیند بررسی روابط بین منطقه ای و اثرات متقابل و ایجاد جدول داده-ستانده چندمنطقه ای، حلقه مفقوده برآورد تجارت بین منطقه ای است. در این مطالعه با هدف برآورد تجارت بین منطقه ای که برای اولین بار صورت می گیرد، کشور به نه منطقه تفکیک و با استفاده از روش Charm، بر پایه آخرین جدول داده-ستانده ملی منتشره (1390)، حجم تجارت بین منطقه ای کل کشور و مناطق و تجارت هر بخش منطقه با سایر مناطق محاسبه گردید. بر این اساس، حجم کل تجارت بین منطقه ای کشور، 858,139 میلیارد ریال می باشد و مناطقی که به لحاظ جغرافیایی در مرکز کشور قرار دارند تجارت بین منطقه ای بالاتری نسبت به مناطق غیرمرکزی کشور دارند بگونه ایکه بالاترین حجم تجارت بین منطقه ای مربوط به منطقه البرزجنوبی با حجم 173,637 میلیارد ریال و کمترین حجم تجارت بین منطقه ای مربوط به منطقه آذربایجان با حجم 68,392 میلیارد ریال است. بیشترین حجم تجارت بین منطقه ای در منطقه ساحل شمال در بخش کشاورزی، منطقه آذربایجان در بخش صنعت، منطقه زاگرس در بخش کشاورزی، منطقه خوزستان در بخش معدن، منطقه فارس در بخش صنعت، منطقه البرزجنوبی در بخش خدمات، منطقه مرکزی در بخش صنعت، منطقه جنوب شرقی در بخش صنعت و در منطقه خراسان در بخش خدمات بوده است. به علاوه تجارت بین المللی مناطق به تفکیک بخش برآورد و با ترکیب نتایج حاصل از برآورد تجارت منطقه ای و بین المللی، توصیه های سیاستی برای هریک از مناطق ارائه گردید.
ارتباط اعمال حقوقی و مسائل تجاری با یکدیگر باعث شکل گیری ضوابطی خاص ناظر به هر مسأله ای می شود. طبعاً برخی از این احکام برگرفته از صبغه اصالی و اختصاصی و بعضی به فراخور ویژگی های غیراختصاصی یا تبعی هر عمل است. از همین رو شناخت ضوابط برخی نهادها محل تأمل و ابهام واقع شده و به سادگی نمی توان قائل به صورتی بود که بر آن تردیدی باقی نماند. یکی از نهادهای منحصربه فرد، بازاریابی است. در واقع به سبب تشابه نسبی بازاریابی با نهادهایی از جمله وکالت، عاملی، دلالی و حق العمل کاری، این تردید ایجاد می شود که آن را مصداق یکی از نهادهای مورد اشاره بدانیم. در عین حال، تفاوت هایی که میان عمل بازاریابی و هر یک از نهادهای فوق وجود دارد، این رویکرد را تقویت می کند که بتوان بازاریابی را به مثابه نهاد مستقلی در عرض نهادهای حقوقی و اقتصادی مشابه قلمداد و بر آن احکام کاملاً اختصاصی جاری نمود. نوشتار حاضر با امعان نظر به کارکرد خاص بازاریابی، این نهاد را از منظر حقوقی بررسی نموده و با تحلیل ابعادی از آن، رویکرد استقلال بازاریابی (به عنوان نهادی اصیل) را رد و آن را به عنوان نهادی تبعی واجد کارکردهایی مکمل می داند که متناسب با جایگاه وابسته به غیر، باید با ضوابط اختصاصی همراه باشد. این ضوابط در بازار اوراق بهادار - که بستر فعالیت نهادهای مالی است- نیز اهمیت ویژه ای یافته و به دلیل اصالت نقش نهادهای مالی بازار سرمایه، بازاریابی به خدمت این نهادها درآمده و از نظر حقوقی تابعی از آن ها می باشد.
داده بنیاد، نگاه ها و چالش های اجرای آن داده بنیاد یک روش شناسی سیستماتیک است که شامل کاربرد استدلال اسقرایی است و عمدتا برای پژوهش کیفی مورد استفاده قرار می گیرد. علیرغم پیچیده بودن این روش، دارا بودن ویژگی هایی مانند پویایی، خلاقیت بالا، انعطاف پذیری روش و نحوه اجرا باعث شده که قابلیت استفاده در حوزه های مختلفی از دانش را داشته باشد. به این دلیل با اقبال بسیاری از محققان حوزه های علوم انسانی و اجتماعی روبرو شده است. هدف مقاله حاضر معرفی داده بنیاد، روش ها و چالش های اجرای و ارایه یک چارچوب مروری جدید از داده بنیاد است. روشی که بیش از پنجاه سال از ابداع آن می گذرد. با توجه به تغییرات پارادایم های تحقیق و بنیان های فکری در این مدت مرور مجدد انواع روش های اجرا و بررسی چالش ها و تناسب آن با فضای پژوهشی امروز ضروری بنظر می رسد. بنا براین سعی شده که علاوه بر مرور داده بنیاد به این موارد نیز اشاره شود.
در زمان کنونی و حال حاضر با گسترش و رواج معاملات در جهت رفع نیازهای گوناگون افراد ممکن است به دلیل عیبی که در ذات وخلقت اصلی مورد معامله وجود داشته است؛طرفین معامله به صورت ناروا و من غیرحق متحمل ضررهایی شوند که هیچ مبنا و محملی برای تحمیل آن ضررها به طرفین وجود نداشته باشد. به همین دلیل وجود نهاد یا یک مقرره ای هرچندعرفی یا وضع شده توسط مقنن در جهت جلوگیری از این ضرر؛ ضروری می نماید. یکی از راه های جلوگیری از ضررهایی که در معاملات به طرفین وارد میشود،اعمال خیار ازجهت صاحب خیار(ذوالخیار) است.این حق در زمانی برای افراد ثابت میشود که کالای مورد معامله در هنگام عقد معیوب باشد. حالا اگر یک تعریف یا ملاک یا ضابطه ای از عیب وجود نداشته باشد؛اجرا کردن مقررات مربوط به خیار عیب مشکل میشود.
هدف و مقدمه : صادرات از جمله مهم ترین فعالیت هایی است که به رشد و توسعه شرکت ها می انجامد. از این رو شناخت عوامل موثر بر رشد و رونق صادرات و بهبود عملکرد صادراتی ضروری است. در شرایط کنونی بازارهای جهانی با رقابت شدید، ارزیابی عملکرد شرکت به عنصری مهم در توسعه استراتژی های رقابتی تبدیل شده است. از این رو شرکت های صادراتی خشکبار نیز از این قاعده مستثنی نبوده و به دنبال ارتقای عملکرد صادراتی خود می باشند. هدف اصلی این پژوهش تاثیر قابلیت های بازاریابی بر عملکرد صادراتی از طریق استراتژی رقابتی و مزیت موقعیتی با نقش تعدیلگر نوآوری دوجانبه در شرکت های صادراتی خشکبار در شهر تهران است. روش شناسی: این تحقیق از نظر هدف از نوع کاربردی و از نظر ماهیت و روش گردآوری داده ها، از نوع توصیفی پیمایشی است و از نظر ارزیابی روابط بین متغیرهای پژوهش از نوع تحلیل همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش تعداد 102 شرکت از شرکت های صادراتی خشکبار دارای دفتر در شهر تهران می باشد. اما تعداد نمونه 81 شرکت است که از این تعداد 73 پرسشنامه شرکت ها مورد بررسی قرار گرفت. نمونه گیری به روش تصادفی ساده انجام پذیرفت. داده های پژوهش با پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شد. به منظور اطمینان از مناسب و معقول بودن سنجه های پرسشنامه از دو معیار روایی و پایایی استفاده شده است. برای بررسی روایی پرسشنامه از روایی محتوا استفاده شده است که پرسشنامه دراختیار خبرگان و اساتید مرتبط قرار گرفت و نهایتا روایی آن تایید گردید. برای بررسی پایایی پرسشنامه ازضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است که این ضریب برای تمامی متغیرهای پژوهش بالاتر از مقدار 7/0 بدست آمد. داده های جمع آوری شده در این پژوهش با استفاده از دو روش آماری توصیفی و استنباطی مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های: برای بررسی داده های جمع آوری شده از نرم افزار های SPSS و Smart PLS استفاده شد. با استفاده از مدل معادلات ساختاری روابط بین متغیرهای پژوهش آزمون شد. نتایج حاکی از تاثیر مثبت و معنادار متغیرهای میانجی استراتژی رقابتی و مزیت موقعیتی و همچنین نوآوری دوجانبه به عنوان تعدیل گر در رابطه بین قابلیت های بازاریابی و عملکرد صادراتی است. در این پژوهش آزمون فرضیه های تحقیق با استفاده از روش معادلات ساختاری است. بررسی فرضیه اصلی پژوهش نشان می دهد که تاثیر قابلیت های بازاریابی بر عملکرد شرکت های صادراتی خشکبار از طریق استراتژی رقابتی و مزیت موقعیتی با نقش تعدیل گر نوآوری دوجانبه مورد تایید قرار گرفته است؛ بنابراین تاثیر قابلیت بازاریابی بر عملکرد شرکت بدان معناست که مدیران شرکت ها برای دستیابی به مزیت موقعیتی برتر در برابر رقبای داخلی و خارجی و عملکرد بالاتر، بر قابلیت های بازاریابی خود تکیه می کنند. همچنین نتایج بررسی فرضیه های فرعی پژوهش نشان می دهد که تاثیر قابلیت های بازاریابی بر استراتژی رقابتی، قابلیت های بازاریابی بر مزیت موقعیتی، استراتژی رقابتی بر مزیت موقعیتی، استراتژی رقابتی بر عملکرد شرکت های صادراتی خشکبار و نیز مزیت موقعیتی بر عملکرد شرکت های صادراتی خشکبار مثبت و معنادار می باشد. همچنین نوآوری دوجانبه رابطه بین قابلیت های بازاریابی و استراتژی رقابتی و رابطه بین قابلیت های بازاریابی و مزیت موقعیتی شرکت های صادراتی خشکبار را تعدیل می کند. بحث و نتایج: بر خلاف اکثر پیشینه های تحقیق در این زمینه، که تاثیر متغیرهای استراتژی رقابتی و مزیت موقعیتی بر عملکرد شرکت های صادراتی و نیز تاثیر نوآوری دوجانبه بر رابطه بین قابلیت های بازاریابی و استراتژی رقابتی و رابطه بین قابلیت های بازاریابی و مزیت موقعیتی را مورد بررسی قرار نداده اند، در این پژوهش بر اساس مرور پژوهش های پیشین و مبانی نظری پژوهش، مدلی مفهومی جهت بررسی تاثیر این متغیرها بر عملکرد شرکت های صادراتی ارائه گردید. یافته های پژوهش در این زمینه با نتایج روا و همکاران [28]، مارتین و همکاران [20] و بوسو و همکاران [5] هم سو می باشد. از نظر این پژوهش گران قابلیت های بازاریابی بر عملکرد صادراتی تاثیر مثبتی دارد و افزایش قابلیت های بازاریابی می تواند منجر به افزایش عملکرد شود. همچنین بر اساس اظهارات مارتین و همکاران(2016)، برای بهره مندی از عملکرد برتر، یک شرکت باید روی قابلیت های بازاریابی خود سرمایه گذاری کند. این قابلیت های بازاریابی به شرکت اجازه می دهد محصولات و خدمات را بهتر از رقبا ارائه دهد. در نتیجه، از طریق دستیابی به مزیت موقعیتی، قابلیت های بازاریابی قادر به تحقق کامل پتانسیل خود در رابطه با عملکرد هستند. یافته های حاصل از مدل یابی معادلات ساختاری در خصوص تأثیر متغیرهای مستقل، وابسته و تعدیل گر موجود در مدل مفهومی پژوهش نشان داد که بین متغیرهای پژوهش با توجه به وجود مقادیر ضرایب مسیر مناسب و نتایج ماتریس همبستگی متغیرها، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. درنتیجه می توان بیان کرد که با تقویت مزیت موقعیتی و توجه به قابلیت های بازاریابی، عملکرد صادراتی را ارتقا داد. با توجه به نتایج پژوهش، پیشنهادهایی کاربردی زیر ارائه می گردد. - ایجاد فضایی مناسب برای ایجاد انگیزه در کارکنان برای ابراز نظرات، ایده ها و استعدادهای نهفته، - ایجاد نوآوری و خلاقیت در محصولات مطابق با نیازهای به روز مشتریان درون و برون مرزی. - بازارهای هدف خود را شناسایی کنند و از سیستم قیمت گذاری متناسب با مشتریان هدف خود استفاده کنند. - بررسی مستمر محیط بیرونی سازمان و نوآوری در محصولات و نیز روش های توزیع آن ها، - با توجه به فضای رقابتی حاکم و تغییر و تحولاتی که با شتاب در جهان امروز رخ می دهد، محصولاتی که هماهنگی و تناسب بیشتری با نیازهای مشتریان هدف دارد، عرضه کنند تا زمینه بهبود عملکرد خود را در بازار فراهم کنند. - افزودن یک برگ آموزشی مرتبط با فواید محصولات خشکبار درون بسته بندی های محصولات،
سرمایه گذاری جسورانه نوعی شیوه تأمین مالی و از نهادهای مالی بازار است که به تأمین مالی توأم با مدیریت فنی شرکت های دانش بنیان می پردازد. زمینه این روش تأمین مالی بر سرمایه گذاری روی اموال بر پایه ایده های مبتکرانه با هدف تجاری سازی آنها تمرکز دارد. بررسی ساختار این نهاد مالی که در قالب "صندوق سرمایه گذاری جسورانه" تشکیل می شود، از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ چراکه ساختار صندوق است که چارچوب کلی فعالیت آن را تعیین و حقوق، وظایف و حدود مسئولیت ارکان آن را ترسیم می کند و از جمله پاسخ این مسایل را روشن می سازد که اولاً چارچوب کلی صندوق و اجزای آن کدام است؛ ثانیاً تأمین سرمایه از سوی کدام دسته از شرکا صورت می گیرد و از طرفی مدیریت صندوق توسط چه اشخاصی انجام می شود و ثالثاً میزان مسئولیت آنها به چه میزان است؛ نتایج این مطالعه نشانگر آن است که در حقوق آمریکا و انگلیس صندوق سرمایه گذاری جسورانه دارای نوعی ساختار غیرشرکتی- در مقابل سازمان شرکت تجاری- موسوم به "مشارکت محدود" است. در حقوق داخلی نیز ساختار یادشده اساس اقتباس قرار گرفته است. ساختار مزبور از دو جزء شرکای مالی و شرکای ضامن شکل می گیرد؛ شرکای مالی تأمین سرمایه صندوق را به عهده دارند و دارای مسئولیت محدود هستند و شرکای ضامن به مدیریت عملیات صندوق می پردازند و مسئولیت نامحدود دارند.
هدف پژوهش حاضر، مطالعۀ مدیریت سرمایه در گردش و ارتباط آن با عملکرد و سرمایه گذاری است. بدین منظور، داده های تابلویی ۱۵۵ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در سال های ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۳ با استفاده از روش های رگرسیون چندمتغیره و الگو سازی داده های ترکیبی بررسی شد. نتایج بررسی ها نشان داد ارتباطی غیرخطی بین مدیریت سرمایه در گردش و عملکرد سهام شرکت (بازده سهام) شرکت وجود دارد (این ارتباط در سطوح پایین سرمایه در گردش، مستقیم و در سطوح بالای آن، معکوس است) و علاوه بر آن، ارتباطی غیرخطی بین مدیریت سرمایه در گردش و عملکرد عملیاتی (بازده دارایی های) شرکت وجود دارد؛ به گونه ای که این ارتباط در سطوح پایین سرمایه در گردش، مستقیم و در سطوح بالای آن، معکوس است. همچنین در سطوح بالای سرمایه در گردش، ارتباط معکوسی بین مدیریت سرمایه در گردش و سرمایه گذاری شرکت مشاهده شد.
کیفیت کنترل داخلی یکی از سازوکارهای نظارتی و کنترلی واحدهای تجاری تلقی می شود. از سوی دیگر، کمیته حسابرسی یکی از مکانیزم های راهبری شرکتی است که از سال 1391 شرکت های بورس اوراق بهادار ملزم به تشکیل این کمیته شده اند. علاوه براین تفکیک مالکیت از مدیریت نیز سبب شده تا به قدرت مدیرعامل جهت افزایش منافع شخصی افزوده شود. در نتیجه این پژوهش درصدد است تا ارتباط بین ویژگی های کمیته حسابرسی و کیفیت کنترل داخلی را مورد بررسی قرار داده و همچنین تأثیر تعدیل کنندگی قدرت مدیرعامل بر ارتباط آن ها را مورد مطالعه قرار دهد. در نتیجه اطلاعات 90 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به صورت تحلیل لاجیت مورد آزمون قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان داد که از بین ویژگی های کمیته حسابرسی؛ تخصص مالی اعضا و اندازه کمیته حسابرسی با کیفیت کنترل داخلی رابطه معنادار دارد و ویژگی استقلال با متغیر وابسته رابطه معنادار نداشته است. همچنین نتایج نشان داد که قدرت مدیرعامل تنها تأثیر تعدیل کننده بر ارتباط بین اندازه کمیته حسابرسی و کیفیت کنترل داخلی دارد.
Internal quality control is considered as one of the regulatory and control mechanism of business units. On the other hand, the audit committee is one of the corporate governance mechanism since 2012, that has been required by the Stock Exchange companies to form the committee. In addition, the separation of ownership from management has also added to CEO power to increase the personal interests. As a result, this research seeks to study the relationship between the characteristics of the audit committee and the quality of internal control and the effect of the moderating power of the CEO on their relationship. As a result, the data of 90 companies listed in Tehran Stock Exchange (TSE), Iran were selected and analyzed with a logit analysis.
The results showed that among the characteristics of the audit committee, the financial expertise of the members and the size of the audit committee are related to the quality of internal control and the independence of the dependent variable is not significant did not have a significant relationship. The results also showed that CEO power has only a moderating effect on the relationship between the size of the audit committee and the quality of internal control.
One of the goals of financial reporting is to provide the useful information in order to facilitate the decision making. Accounting information system is of high importance for the users to make specific decisions. The information should be analyzed to present the valuable information to the investors so that in this paper, the relative content and return additive with cash recovery have been addressed in the corporates of Tehran Stock Exchange. This research population includes the accepted corporates by Tehran Stock Exchange during a five year period (2010-2014). Finally, considering the research limitations and using the systematic deletion method, the information related to 109 corporates has been gathered and with respect to the defined goals, this research is regarded as an applied one. In terms of the research design, it is an event one because of background data and its deduction method is an induction and correlation one. Current study involves a primary hypothesis and six secondary hypotheses; here, a linear regression method has been used to examine the hypotheses. In order to analyze the data and test the research hypotheses, the software Eviews has been utilized.