عقلانیت، یکی از پیچیده ترین و مهم ترین مباحث معرفت شناسی است. در مورد عقلانیت و مفاهیم مرتبط با آن آثار و نوشته های زیادی وجود دارد. با این وجود عقلانیت و شاخص های تعقل صحیح همواره مورد بحث و مناقشه بوده و هست و احتمالا خواهد بود. بر این اساس و با توجه به بافت فرهنگی اجتماعی سازمانهای کشور این پژوهش با هدف طراحی الگوی چند سطحی عقلانیت در سازمان با رویکرد اسلامی انجام شده است. روش این پژوهش بر حسب داده، کیفی و برحسب نتیجه، بنیادی و برحسب هدف، اکتشافی است. منابع دینی مورد استفاده قرآن و احادیث معصومین(ع) است. با استفاده از راهبرد تحلیل محتوا، که یکی از راهبردهای پژوهش کیفی است، تمام آیات و احادیثی که به تعقل، تفکر، تدبر و موضوعات مرتبط با آنها مربوط می شود، مورد مطالعه قرار گرفت و با استفاده از روش نظریه پردازی داده بنیاد شناسهگذاری شد. به منظور گردآوری داده ها از تفاسیر المیزان، نور و راهنما برای تحلیل محتوای آیات و برای تحلیل محتوای احادیث از کتابهای گرانبهای اصول کافی، میزان الحکمه و نرم افزار جامع الاحادیث استفاده شد. نتیجه این پژوهش نشان داد که الگوی عقلانیت در سازمان با رویکرد اسلامی از یازده بعد تشکیل می شود که در سه سطح نهادی، سازمانی و عملیاتی طبقه بندی شد.
در سالهای اخیر، اثربخشی کار گروهی به عنوان مفهومی حیاتی و استراتژیک در سازمان مطرح گردیده است که فرآیند کسب و کار را بهبود داده و منجر به ارتقا عملکرد نیروی انسانی می گردد. اعضای گروه باید مطمئن باشند که گروه مهارت ها و شایستگی لازم برای رسیدن به اهداف را دارد و لازمه این امر آگاهی از سیرت نیکوی رهبران و اعضای گروه می باشد. هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر سیرت نیکو بر اثربخشی کارگروهی در بین گروههای هنری شهر اصفهان بوده است. این -پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش از نوع پژوهش های توصیفی پیمایشی می باشد. نمونه مورد مطالعه شامل 90 نفر از اعضای گروههای هنری شهر اصفهان در سال 1393 بوده است که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده اند. پرسشنامه های سیرت نیکو و اثربخشی کارگروهی ابزارهای گردآوری داده ها بوده اند. در این پژوهش، برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزارهای SPSS و SMART PLSاستفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که سیرت نیکو بر اثربخشی کار گروهی افراد فعال در گروههای هنری شهر اصفهان تاثیر گذار بوده است.
تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیر عوامل روانشناختی بر قصد خرید و تعهد مشتری انجام گرفته است. جامعه آماری تحقیق کلیه مشتریان شرکت هاکوپیان مشهد می باشند؛ که با استفاده از جدول مورگان، چون جامعه نامحدود می باشد تعداد 385 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند که بصورت تصادفی پرسشنامه بین آنان توزیع گردید در این تحقیق از پرسشنامه استفاده گردید این تحقیق از نظر روش اجرا توصیفی- همبستگی است پایایی پرسشنامه ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ بالاتر از 7/0 به دست آمد که می توان گفت ابزار از پایایی مناسب برخوردار است. در این پژوهش جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و استنباطی استفاده گردیده است. در قسمت آزمون فرضیات تحقیق، با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 2، از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته ها نشان داد که عوامل روانشناختی به طور مثبت بر قصد خرید و تعهد مشتری موثر است.
در دو دهه اخیر، عملکرد سازمانی به یکی از موضوع های مورد توجه و جذاب تبدیل شده است و این تمایل، هم در زمینه-های تحقیقاتی و هم در زمینه های کاربردی به بروز نوآوری های بسیاری منجر شده است. پژوهش حاضر به بررسی تأثیر عوامل استراتژیک (تسلّط فردی، رهبری تحولی، چشم انداز مشترک، پیش گامی و محیط) بر عملکرد سازمانی با تأکید بر نقش میانجی کارآفرینی در شرکت گاز شهر بندرعباس می پردازد. این پژوهش بر حسب هدف از نوع پژوهش های کاربردی و بر حسب روش جمع آوری اطلاعات از نوع پژوهش های توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش، مدیران و کارکنان شرکت گاز شهر بندرعباس بودند، که به روش نمونه گیری تصادفی ساده تعدادی از بین آن ها به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه، و برای تحلیل داده ها از تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS-SME) و نرم افزار Smart-PLS۲ استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که تسلّط فردی بر نوآوری سازمانی تأثیر معناداری ندارد؛ درحالی که تأثیر مستقیمی بر یادگیری سازمانی دارد. رهبری تحولی و پیش گامی بر یادگیری و نوآوری سازمانی تأثیر مستقیم و معناداری داشته، درحالی که چشم انداز مشترک و محیط بر یادگیری و نوآوری سازمانی تأثیر معناداری نداشتند و همچنین یادگیری سازمانی تأثیر مستقیمی بر نوآوری سازمانی داشت. یافته های دیگر نشان دهنده تأثیر مستقیم یادگیری و نوآوری سازمانی بر عملکرد سازمانی در شرکت گاز شهر بندرعباس است.
هدف از این پژوهش تعیین تاثیر توانایی مدیریت و رقابت در بازار محصول بر چسبندگی هزینه ها است. چسبندگی هزینه به مفهوم عدم تقارن در رفتار هزینه ها به هنگام افزایش و کاهش فروش است. به منظور دستیابی به هدف پژوهش 119 شرکت از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1387 الی 1393 برای نمونه آماری انتخاب شدند. یافته های پژوهش نشان می دهند که توانایی مدیریت بر چسبندگی هزینه های اداری، عمومی و فروش تاثیر معناداری ندارد، اما رقابت در بازار محصول بر چسبندگی هزینه ها تاثیر مثبت و معناداری داشته است.
تقاضاهای شغلی اعم از تقاضاهای چالشی و بازدارنده از مهمترین پیش نیازهای تعلق خاطر شغلی هستند. هدف از انجام این پژوهش بررسی تاثیر تقاضاهای چالش زا و تقاضاهای بازدارنده بر تعلق خاطر شغلی کارکنان و تعیین اثرگذارترین شاخص های تشکیل دهنده تقاضاهای چالشی و بازدارنده است. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه از میان 80 نفر کارمندان معاونت برنامه ریزی و توسعه شهرداری مشهد گردآوری شدند و با استفاده از فنون توصیفی، استنباطی و مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد تقاضاهای چالشی به گونه ای مثبت بر تعلق خاطر شغلی تاثیر گذارند و تقاضاهای بازدارنده به گونه ای منفی بر تعلق خاطر شغلی تاثیر گذار هستند. دیگر یافته های پژوهش نشان داد فوریت زمانی بیش از سایر عوامل در شکل گیری تقاضاهای چالشی تاثیرگذار و سیاست های سازمانی نیز بیشتر از سایر عوامل در شکل گیری تقاضاهای بازدارنده تاثیرگذار است. همچنین نتایج پژوهش نشان داد در محدوده مطالعه وضع تعلق خاطر شغلی و تقاضاهای چالشی بالاتر از سطح متوسط و وضعیت تقاضاهای بازدارنده در سطح متوسط قرار دارند.
در مجموع باتوجه به ضعف دانش تخصصی و عدم وجود نیروی انسانی متخصص کافی در صنعت بیمه این کشور به نظرمیرسد نیاز به آموزش حرفه ای بیمه به ویژه در زمینه اکچوئری وجود دارد و گسترش همکاریهای دو کشور در زمینه بیمه میتواند از این مسیر آغاز شود. همچنین باتوجه به اینکه بازار بیمه این کشور در حال رشد است و ایران چهارمین یا پنجمین شریک تجاری این کشور است فرصت های خوبی برای ورود بیمه گران ایرانی به بازار بیمه این کشور وجود دارد. اگر چه بازار بیمه این کشور باتوجه به حدود 11 میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی و درآمد سرانه ای معادل 6000 هزار دلار چندان بزرگ و قابل توجه نیست، اما باتوجه به نرخ رشد اقتصادی بالای 6 درصد در سال میتوان گفت در صورت ادامه این روند در آینده اهمیت اقتصادی این کشور در منطقه بیش از این خواهد بود.
آیا افزایش فروش باعث افزایش سود خواهد شد؟ پاسخ این پرسش در این مقاله، منفی است. گاه افزایش فروش نه تنها سودی در بر ندارد بلکه، ضرر و زیان نیز در پی آن است.
رشد و توسعهی شرکتها نیز بیش از آنکه به افزایش فروش وابسته باشد، به افزایش سود بستگی دارد.
امتیاز مقالهی حاضر در آن است که ابتدا باید افزایش فروش را از افزایش سود تفکیک کرد. از دیگر سو، تأکید میورزد تمرکز بیش از حد بر افزایش فروش و عدم توجه به حاشیهی سود میتواند مشکل آفرین باشد.
سایر امتیازهای این مقاله در آن است که برای سودآوری، یک برنامهی مدون با مراحل مشخص از آغاز تا پایان ارائه میدهد. جایجای مراحل معرفی شده نیز نکته های سودمندی افزوده شده که افزایش سودآوری را تأمین کند.
بی شک امروزه در فضای رقابتی شرکتهای نرم افزاری ، ارتقاء کیفیت و بهره وری راز ماندگاری و بقا است . برای نیل به دو اهداف مذکور ، تلاشهای وسیعی صورت گرفته و استانداردهایی در سطح بین المللی تدوین و ارائه شده اند . این استانداردها بر بهبود مستمر فرآیندها و فعالیتهای سازمانهای نرم افزاری تاکید دارند . بهبود مستمر ، فرآیند تدریجی و آرام تحول پذیری است . یکی از مدلهای معتبر در زمینه بهبود مستمر فرآیندهای نرم افزاری ، مدل CMM است . در این مدل برای حرکت به سطوح بالاتر ، باید دسته ای از اهداف و الزامات را برآورده ساخت و زیرساختهای مناسب را تدارک دید .
پژوهش حاضر با هدف کلی شناسایی شناسایی الگوهای ذهنی بانکداری کارآفرینانه با استفاده از روش شناسی کیو انجام شد. پارادایم حاکم بر پژوهش تلفیقی (کیفی- کمَی) بود. جامعه مورد مطالعه پژوهش شامل اساتید دانشگاهی و خبرگان بانک بودند که به صورت هدفمند و با تکنیک بحث گروهی متمرکز تعداد 9 نفر از آنها برای مطالعه انتخاب شدند. براساس مصاحبه های انجام شده با خبرگان در قالب گروه های بحث متمرکز تعداد 43 عبارت استخراج شد که در قالب یک پرسشنامه متشکل از 43 کارت و یک پاسخنامه (نمودار کیو) در اختیار خبرگان مورد مطالعه قرار گرفت که میزان موافقت یا مخالفت خود را با آنها مشخص نمایند. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش با انجام تحلیل عاملی اکتشافی نوع کیو با استفاده از نرم افزار SPSSWin20 انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که الگوهای ذهنی بانکداری کارآفرینانه دارای سه بُعد شامل: حمایت مدیریت عالی، استراتژی سازمان، ساختار سازمانی است.
این تحقیق با استفاده از چهار معیار اندازه گیری به هنگام بودن گزارشگری مالی شامل: معیار تأخیر در گزارشگری مالی دیر و مک هاگ (1975)، معیار کشف به هنگام قیمت بیکز و براون (2006)، معیار عدم تقارن زمانی خان و واتز (2009) و معیار تأخیر در تعدیل قیمت سهام هو و ماسکوویتز (2005) به بررسی وضعیت گزارشگری مالی شرکت ها در بازار اوراق بهادار پرداخته است. هدف تحقیق، کسب شناخت از وضعیت گزارشگری مالی و سرعت تعدیل قیمت سهام با توجه به ویژگی هایی از قبیل عملکرد شرکت، اندازه شرکت و تغییرات محیط مقرراتی حاکم است. فرضیه پژوهش طی سال های 1380 تا 1390 از طریق بررسی روابط همبستگی با استفاده از نمونه ای مشتمل بر 93 شرکت و 1023 مشاهده مورد بررسی قرار گرفت. نتایج مبین عدم وجود همبستگی بین این معیارها و معماری متفاوت آنها است. با وجود شالوده معیارهای مذکور شواهد دلالت بر زمان بندی در افشای گزارش های مالی و ملاحظات محافظه کاری است. به نحوی که شرکت ها در تهیه صورت های مالی گاهی تأخیر، تعجیل و یا عدم افشای برخی اطلاعات نسبت به اطلاعات دیگر را در مناسبات گزارشگری مالی مد نظر قرار می دهند؛ همچنین، سیاست های افشای اطلاعات مالی شرکت تحت تأثیر اندازه و وضعیت مالی شرکت قرار دارد؛ به نحوی که، سرعت تعدیل قیمت سهام شرکت ها بیانگر این موضوع است.