به راستی فرآیند توسعه تکنولوژی از چه مراحلی تشکیل می شود و هر یک از این مراحل از چه ویژگی هایی برخوردار است؟ و به تناسب درک ما از این مراحل، چه رویکردهایی برای مدیریت یک برنامه تکنولوژی قابل اتخاذ است؟ واقعیت این است که هر روز، با رویکردها و تکنیک های متفاوتی در مدیریت تکنولوژی روبرو می شویم و طبیعتا مایلیم در مراحل اولیه، اطلاعات اجمالی راجع به آن بدست آوریم. در این نوشتار خواننده با رویکرد "سطوح آمادگی" در مدیریت تکنولوژی آشنا می-شود و امید است با توسعه این آگاهی، که با کاربرد آن در مدیریت پروژه های تحقیقاتی حاصل می آید، بتوان برخی از منافع بهره گیری از این رویکرد را در قالب موارد زیر برشمرد: 1. تعیین ویژگی های تکنولوژی در هر سطح از آمادگی 2. مشخص کردن سطح ریسک در هر سطح از آمادگی 3- تعیین نقش هر یک از بازیگران عرصه تکنولوژی در هر سطح از آمادگی 4. ارائه الگوی توزیع اعتبارات تحقیقاتی در سطوح مختلف آمادگی 5. تعیین تکنولوژی های گلوگاهی در سیستم ها
"مقاله در تشریح وضع بیمه مراقبت های بهداشتی در فرانسه به مثابه یک الگوی موفق، نخست سیستم مراقبت های بهداشتی این کشور را موردبررسی قرار می دهد و توسعه تاریخی آن را تبیین می کند. در همین بخش، تأکید می شود که فرانسه برای دستیابی واقعی به پوشش همگانی بیمه، بیمه مبتنی بر اشتغال را به عنوان یک پایه و اساس حفظ کرده و پوشش را به افرادی که مشاغل نیستند، گسترش داده است. اصول سیستم مراقبت های بهداشتی این کشور اروپایی، قوانین وضع شده و منابع مالی صندوق های آن نیز موردتوجه قرار می گیرد. در ادامه، «نقش دولت» در سیستم مراقبت های بهداشتی فرانسه، بررسی می شود. تدارک خدمات (شامل: بیمارستان ها و مشاغل بهداشتی) نیز به تفصیل تشریح می گردد.
مقاله در تبیین «ساختار نهادی» تصریح می نماید که دولت در مورد این که کدام یک از کالاها و خدمات، تحت پوشش بیمه بهداشتی دولتی قرار گیرند و میزان پوشش بیمه برای آنها چقدر باشد، تصمیم می گیرد. اصول کلی بازپرداخت هزینه مراقبت های بهداشتی توسط تأمین اجتماعی ؛ این که چه مراقبت هایی بازپرداخت می شود؛ سطح بازپرداخت ها و انواع مختلف مشارکت در پرداخت ها؛ و نیز معافیت از مشارکت در پرداخت های قانونی، تشریح شده است.
در توضیح هزینه های خصوصی در بهداشت، این نکته موردتوجه قرار می گیرد که کارگزاران بیمه خصوصی تقریباً یک چهارم کل هزینه های کالاها و خدمات پزشکی را می پردازند؛ اما سطح مشارکت ها در پرداخت ها برحسب نوع مراقبت فرق می کند. مشارکت در پرداخت ها بر حسب نوع مراقبت، و توزیع مشارکت در پرداخت ها، در بین جمعیت، در همین بخش تشریح می شوند.
در ادامه مقاله، اثرات مشارکت در پرداخت ها در بیمه تکمیلی ـ به عنوان یک پرداخت کننده عمده ـ بررسی شده است؛ قلمرو مداخله بیمه های خصوصی، ساختار کلی بازار، و گسترش سطح پوشش بیمه در همین راستا تبیین می گردد.
مشارکت در پرداخت هایی که توسط خانواده ها تأمین مالی شده است ، بخش دیگری از مقاله است.
در بررسی ابعاد سیاسی موضوع، منشاء مشارکت در پرداخت ها و توسعه آن، و بحث بیمه تکمیلی دولتی جدید موردتوجه قرار گرفته است.
در انتهای مقاله و در بخش نتیجه گیری، تصریح می شود که سیستم مراقبت های بهداشتی فرانسه، نقاط قوت زیادی دارد؛ پوشش تقریباًٌ همگانی، ارائه بسته بیمه ای جامع و هزینه سرانه متوسط برای خدمات بهداشتی، از جمله این نقاط قوت عنوان شده اند. ضمن این ه تمام اینها در بستری است که در آن، گفتنی است، در فرانسه سیستم بیمه ای که تشکیل شده بود تا افراد را در برابر پرداخت هزینه های شخص بالا محافظت کند، سیستمی تکامل یافته است که هزینه ها را تأمین مالی می کند."
"یکی از مهمترین ابزارهای تعیین نقاط قوت، ضعف عملکرد، شناسایی فرصتها و تهدیدهای بیرونی شرکتها، رتبهبندی شرکتها است. از جمله مشکلات اساسی روشهای موجود رتبهبندی شرکتها، تأکید عمده آنها تنها بر یک شاخص اصلی نظیر فروش یا درامد و عدم جامعیت آنها است. به عبارتی دیگر، این روشها بهجای تعیین برترین شرکتها، حجیمترین و بزرگترین آنها را تعیین میکنند. این مقاله درصدد رفع مشکل فوق از طریق ارائه مدل جامع رتبهبندی شرکتها، مبتنی بر عملکردشان است. اگر چه مدل پیشنهادی، بر اساس مدل ارزیابی متوازن شرکتها (BSC) طراحی شده، ولی تفاوتهای عمدهای با آن دارد. در مدل پیشنهادی، پس از مطالعه جامع ادبیات تحقیق، جهت تبیین جامعتر عملکرد شرکتها و تعیین دقیقتر نقاط قوت و ضعف شرکتها، به جای 4 مؤلفه مذکور در مدلهای BSC از شش مؤلفه اصلی بهره گرفته شده است. این مؤلفهها عبارتند از: مالی، فرایندهای داخلی، مشتری، توسعه و نواوری، نیروی انسانی و مدیریت. با مطالعه جامع ادبیات تحقیق، 422 شاخص عملکردی جهت
ارزیابی و رتبهبندی استخراج شد. با توجه به تعدد شاخصها و جهت امکانپذیر کردن قضاوت نهایی
و جمعی در خصوص رتبه نهایی هر شرکت از مدل تصمیمگیری چند شاخص بهره گرفته شد. براساس دادههای بازار بورس اوراق بهادار تهران در خصوص تعدادی از شرکتهای خودروساز
عمده ایران و با بهرهگیری از تکنیک وزندهی آنتروپی شانون و تاپسیس ، مدل پیشنهادی مورد
آزمون عملی قرار گرفت و نتایج آن در انتهای مقاله ارائه شد. جامعیت مؤلفهها و شاخصهای پیشنهادی در کنار امکان بهرهگیری از مدلهای تصمیمگیری چند شاخصه، عمومیت و قابلیت
کاربرد آن در ارزیابی جامع عملکرد و رتبهبندی شرکتهای سایر صنایع کشور (غیر از صنعت خودروسازی) را نیز ممکن و میسر کرده است."