سیستم اقتصادی یک کشور به میزان قابل توجهی به تصمیم گیریهای مدیریت در واحدهای اقتصادی بستگی دارد . بدیهی است این تصمیمگیریها نقش تعیین کنندهای در میزان درآمدهای اقتصادی و ثمربخش بودن فعالیتهای تعیین شده و استفاده بهینه از امکانات تولیدی و خدماتی مؤسسات انتفاعی و غیرانتفاعی کشور دارند . لذا اصولا صاحبان سهام و یا نمایندگان آنها همواره میخواهند بدانند که آیا مدیران اجرایی در تصمیمگیریهای خود صحیح عمل کردهاند یا خیر ؟ و آیا توانستهاند از امکانات موجود حداکثر استفاده را کنند یا خیر ؟ آیا در موسسات افزایش کارایی و رعایت صرفه اقتصادی انجام شده است ؟...
هدف این مقاله ارائه مدلی مبتنی بر شبکه های عصبی پیشخور با دقت بالا برای پیش بینی تأخیر قطار های مسافری در راه آهن جمهوری اسلامی ایران است. در این مقاله از سه روش مختلف برای ورودی شبکه های عصبی، شامل ورود به صورت اعداد حقیقی نرمال شده، تبدیل ورودیها به صورت دودویی و همچنین تبدیل ورودیها به رشته های دودویی استفاده شده است. برای یافتن ساختاری مناسب برای شبکه عصبی در مدل پیشنهادی از سه استراتژی مختلف استفاده شده است که به ترتیب استراتژی سریع، استراتژی پویا و استراتژی چندگانه نام دارند. داده های مورد استفاده در این پژوهش شامل تأخیر قطارهای مسافری راه آهن جمهوری اسلامی ایران از سال های 1383 تا 1387 است. برای آماده سازی داده ها، جهت حذف داده های متناقض و دارای نویز که همواره همراه با مجموعه داده های دنیای واقعی است، پیش پردازش کاملی صورت گرفته است، برای پیشگیری از بیش برازش مدل با مشخصات داده های آموزشی، براساس روش اعتبارسنجی تقاطعی، داده ها به سه قسمت داده-های آموزشی، داده های اعتبارسنجی و داده های آزمایشی تقسیم شدند. برای ارزیابی مدل پیشنهادی، نتایج حاصل از روشهای مختلف ورود داده و استراتژی های یافتن ساختار مناسب شبکه، با یکدیگر و همچنین با بعضی روشهای رایج پیش بینی از قبیل درختهای تصمیم و رگرسیون لجستیک چند جمله ای مقایسه شده اند. برای مقایسه مدلهای مختلف شبکه های عصبی مورد استفاده در این مقاله زمان آموزش مدل، دقت پیش بینی بر روی داده های آزمایشی و اندازه شبکه در نظر گرفته شده است. برای انجام مقایسه ای دقیق میان تمامی مدلها، نمودار زمان - دقت ترسیم شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهند مدل پیشنهادی از دقت بیشتری برخوردار است.
و موضوعهایی مثل کوچک سازی دولت ، تحول اداری ، بهبود سازمانی ، مدیریت مشارکتی ، تمرکز زدایی ، افزایش بهره وری ، بهبود روشها ، ارتقای کیفیت و موضوعهایی از این قبیل نشانگر وجود مشکل در سازمانهای دولتی است و مؤسسات بهداشتی و درمانی نیز از این قاعده مستثنی نیستند .
با اینکه بیشتر از 50 سال از کارهای دکتر دمینگ در زمینه بهبود کیفیت در دهه 1950 می گذرد ، ولی توجه به کیفیت اکنون نیز در سراسر جهان مهم تلقی می شود و بیشتر کشورها الگوهای برتری سازمانی را به عنوان رویکردی برای اجرای مدیریت کیفیت جامع و در نتیجه بهبود عملکرد و تحول در سازمان به کار می گیرند . بر همین اساس ، مقاله حاضر به معرفی الگوهای برتری سازمانی در بخش بهداشت و درمان پرداخته است .
تروریسم اثرات زیادی بر کشورهای قربانی این امر دارد. از جمله این اثرات می توان به تأثیر آن بر شاخص بورس اوراق بهادار اشاره کرد. هدف اصلی این پژوهش، بررسی تأثیر تروریسم بر بازده شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران است. با توجه به هدف پژوهش، شاخص تروریسم به عنوان متغیر مستقل، نرخ ارز، قیمت جهانی طلا و قیمت نفت سنگین ایران به عنوان متغیرهای کنترل و بازده شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شدند. داده های مورد نیاز به صورت سری زمانی هفتگی طی دوره زمانی 93-1381 گردآوری یا محاسبه شده است و به منظور برآورد الگوی پژوهش از روش واریانس ناهمسانی شرطی خودرگرسیون تعمیم یافته نمایی (EGARCH) استفاده گردید. به طور کلی نتایج و یافته های پژوهش نشان داد که تروریسم تاثیر منفی و معناداری بر بازده شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران دارد.
خلق ارزش از دیرباز از جمله مقولات مورد توجه مدیران و دانشگاهیان بوده است. این مفهوم همچون سایر مفاهیم مدیریت در متن پارادایم های بازاریابی دچار دگردیسی شده است. هدف این مقاله شناسایی مولفه ها و ابعاد هم آفرینی ارزش راهبردی در صنعت بانکداری ایران و توسعه مدل هم آفرینی ارزش راهبردی است. برای این منظور، از روش تحقیق آمیخته استفاده شد. در فاز کیفی با بهره مندی از استراتژی تحقیق موردکاوی چندگانه، نمونه گیری هدفمند در جامعه خبرگان بانکی و مشتریان شرکتی در سه بانک منتخب و تحلیل محتوای کیفی داده های جمع آوری شده از طریق مصاحبه، مشاهده و بررسی اخبار و مستندات، مدل هم آفرینی ارزش راهبردی استخراج شد. در مرحله بعد با اتخاذ روش کمی، برای انجام مطالعه پیمایشی تعداد 70 پرسشنامه در بانک های فوق الذکر با استفاده از نمونه گیری تصادفی ساده توزیع گردید. سپس با استفاده از رویکرد حداقل مربعات جزئی و با استفاده از نرم افزار SMART PLS مدل توسعه یافته با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاکی از آن است که مدل هم آفرینی ارزش راهبردی دارای دو بعد هم آفرینی ارزش سازمانی (با مولفه های مهارت بازاریابی، مهارت توسعه خدمات، مهارت ارتباطی، مهارت فناوری اطلاعات، مهارت سازماندهی، فرهنگ سازمانی، مدیریت منابع انسانی) و هم آفرینی ارزش مشتری (با مولفه های کمک به توسعه محصول، مهارت تعاملی، بازخورددهی، وفاداری و رفتار مسئولانه) است.
مقدمه: بروز اختلالات اسکلتی- عضلانی در میان نیروی انسانی پدیده ای رایج و شایع می باشد و معمولاً در نواحی پشت، کمر، گردن و اندام های فوقانی بروز می کند.هدف: در این پژوهش سعی بر آن شده است تا عوامل تأثیرگذار بر اختلالات ناحیه کمر، در یک کارخانه تولید و مونتاژ قطعات خودرو مورد بررسی قرار گیرد. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی است.مواد و روش ها: به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه نوردیک استفاده شده است. این پرسشنامه به روش سرشماری در میان کارکنان کارخانه قاره سبز توزیع گردید. تعداد کل پرسشنامه های توزیعی 160 عدد می باشد. از این میان 148 پرسشنامه کامل دریافت گردید. 12 پرسشنامه ناقص و مردود بود. جهت بررسی فرضیات پژوهش از آزمون های آماری به کمک نرم افزار SPSS بهره گرفته شد.نتایج: طبق نتایج به دست آمده کشیدن سیگار با کمردرد رابطه مثبت و معناداری دارد. ورزش و کمردرد رابطه منفی و معناداری دارند. بین سابقه کاری با کمردرد و سن با کمردرد رابطه مثبت و معناداری وجود دارد؛ اما میان قد با کمردرد و وزن با کمردرد رابطه مثبت و معناداری یافت نشد.
هدف این مقاله مطالعه عوامل مؤثر بر عرضه و تقاضای کار با تکیه بر وضعیت بازار کار استان خراسان طی دوره پنج ساله برنامه سوم توسعه می باشد که به منظور تعیین هدف فوق ابتدا عرضه نیروی کار و جمعیت استان و عوامل مؤثر بر آن مورد توجه قرار گرفته و سعی شده است برآوردی واقعی از میزان افزایش عرضه نیروی کار استان و نیز عرضه نیروی کار دانش آموختگان دانشگاهی در دوره مورد مطالعه انجام گیرد. سپس طرف تقاضای بازار مورد مطالعه قرار گرفته و تقاضای بالقوه نیروی کار از روشهای مختلف مورد ارزیابی قرار گرفته است.