تحقیقات حسابداری اندکی در خصوص تبیین ریسک از طریق داده های بنیادی صورت گرفته است و بیشتر در مورد نقش اطلاعات مالی جهت اندازه گیری بازده سهام تاکید شده است. در این تحقق دو پرسش مد نظر قرار گرفته است: 1) آیا معیارهای ریسک مبتنی بر اطلاعات حسابداری با ارزیابی های بازار و قیمت گذاری ریسک توسط آن ارتباط دارد؟ 2) اگر چنین است، آیا این معیارهای ریسک مبتنی بر اطلاعات حسابداری با معیارهای ریسک رایج در بازار همخوانی دارد؟ نتایج حاصل از بررسی 88 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1382 تا 1389 نشان داد که معیارهای ریسک مبتنی بر اطلاعات حسابداری می تواند ریسک قیمت گذاری شده توسط بازار را به خوبی توجیه کند و با معیارهای ریسک رایج در بازار همخوانی دارد. همچنین ارتباط معناداری بین معیارهای ریسک معرفی شده در این تحقیق با بازده های سهام مشاهده شده است. این در حالی است که علی رغم آشنایی کمتر محققان و فعالان بازار، محاسبه ریسک مبتنی بر اطلاعات حسابداری کار پیچیده ای تلقی نمی شود.
نیروی انسانی از عوامل مؤثر در تحقق اهداف و مأموریت های هر سازمان به شمار می روند. این پژوهش، با هدف بررسی عوامل مؤثر بر توانمندسازی منابع انسانی حوزه ی ستادی وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری انجام گرفت. پژوهش حاضر از نوع تحقیق توصیفی پیمایشی است. جامعه ی آماری تحقیق 665 نفر و نمونه ی آماری برابر 248 نفر است که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات، از پرسش نامه استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های تحلیل عاملی (تأییدی و اکتشافی)، آزمون فریدمن و تحلیل رگرسیون چندمتغیره بهره گیری شد. یافته های تحقیق، بیانگر آن است که: مدیریت مشارکتی، داشتن اهداف روشن، فراهم کردن اطلاعات، دسترسی به منابع، نظام پاداش دهی، تشکیل گروه، تفویض اختیار، ارزیابی عملکرد، الگوسازی، حمایت کردن، برانگیختن، استقلال و ساختار سازمانی، به ترتیب از مؤثرترین عوامل مؤثر بر توانمندسازی منابع انسانی حوزه ی ستادی وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری است. افزون بر این نتایج به دست آمده از مدل رگرسیون چندمتغیره بیانگر آن است که از میان سیزده عامل مؤثر بر توانمندسازی، چهار عامل برانگیختگی هیجان، حمایت کردن، الگوسازی و نظام پاداش دهی توانمندسازی منابع انسانی را تبیین کرده اند.
خط مونتاژ چندسویهیک خط تولید معمول در کارخانه هایی است که وظیفه ها به صورت موازی در چند سوی خط انجام می شوند. این نوع خط در تولید کالاهای بزرگ مانند خودرو به کار می رود. متوازن بودن خط، برای بهبود بهروه وری در خط مونتاژ دوسویه بسیار مهم است. این مقاله رویکردی نوین براساس الگوریتم شبیه سازی تبرید برای متوازن سازی خط مونتاژ چندسویه ارائه می دهد. محدودیت های ناحیه ای، زمان چرخه، زمان کاری و رابطه های پیش نیازی به عنوان محدودیت های سخت و محدودیت های وضعیتی به عنوان محدودیت نرم در نظر گرفته شده اند. برای نشان دادن توانایی کاربرد، رویکرد پیشنهادی بر یک خط مونتاژ واقعی نمونه به کار برده شده است. براییافتن مقدار مناسب پارامترهای الگوریتم، سناریوهای گوناگونی بر خط مونتاژ نمونه اجرا شد. یافته ها نشان می دهد که رویکرد پیشنهادی در دستیابی به هدف های از پیش تعیین شده مسئله بالانس خط، توانمند است.