تکنولوژیهای بر هم زن، موجب رشد صنایعی که به آنها راه یافته اند می شوند و یا با ارائه محصولات و خدمات ارزانتر، بهتر یا بی دردسرتر، صنعت جدیدی را به طور کامل خلق می کنند. این تکنولوژیها، در هدایت فرایندها و اجرای عملیات، تغییری انقلابی ایجاد می کنند. تکنولوژیهای برهم زننده می توانند حاصل پیوستگی دو تکنولوژی به نظر متضاد یا نتیجه یک سرمایه گذاری کاملا جدید تکنولوژیک باشند. فرایندهای برنامه ریزی موجود، از تشخیص این امر، که تامین ویژگی چند منظوره بودن یک محصول خاص با موقعیت ممتاز در بازار، نیازمند ترکیب چند تکنولوژی کاملا ناهمخوان با یکدیگر است...
مقدمه: اجرای مدیریت مطلوب داده ها، برای هر کارآزمایی بالینی ضروری است. با این حال ممکن است این مسأله در طول مراحل برنامه ریزی و اجرای کارآزمایی بالینی نادیده گرفته و مورد غفلت واقع شود. هدف از انجام این مطالعه، شناسایی وضعیت مدیریت داده های کارآزمایی های بالینی در مراکز تحقیقاتی از مرحله ی برنامه ریزی تا ذخیره ی آن بر اساس استاندارد بین المللی بود.
روش بررسی: مطالعه از نوع توصیفی- تطبیقی و مقطعی بود که در سال 1390 انجام شد. مطالعه کارآزمایی بالینی دارویی که در مراکز تحقیقاتی درمانی دانشگاه علوم پزشکی انجام شد، جامعه ی پژوهش این مطالعه بود. 42 مرکز تحقیقاتی بر اساس امتیاز ارزشیابی وزارت بهداشت به سه گروه قوی، متوسط و ضعیف تقسیم شدند. از هر گروه مراکز تحقیقاتی، 15 کارآزمایی بررسی شد. کلیه ی مدارک و مستندات و هر نوع منبعی در رابطه با کارآزمایی های بالینی مورد بررسی قرار گرفت. ابزار جمع آوری داده ها، چک لیست شامل 239 سؤال بود که بر اساس استاندارد مدیریت مطلوب داده های بالینی تدوین شده بود. جهت سنجش روایی محتوای، چک لیست بین ده نفر از متخصصان مربوطه توزیع گردید. برای تحلیل داده های جمع آوری شده از آزمون های Mann-Whitney U و One-Way ANOVA استفاده شد.
یافته ها: تفاوت معنی دار آماری بین میانگین گروه های مراکز تحقیقاتی قوی، ضعیف و متوسط وجود داشت. همچنین میانگین در دو گروه مراکز قوی و متوسط برای اهداف مربوط به گزارش دهی و کنترل کیفیت داده ها با یکدیگر یکسان بود، اما با مراکز ضعیف تفاوت داشتند. بالاترین میانگین به دست آمده، مربوط به نحوه ی گزارش دهی داده ها بود که به ترتیب در مراکز قوی، متوسط و ضعیف 82 درصد، 81 درصد و 75 درصد بوده است. همچنین کمترین میانگین مربوط به کنترل کیفیت داده ها به مقادیر 09/0 درصد، 07/0 درصد و 0 درصد در مراکز قوی، متوسط و ضعیف بوده است.
نتیجه گیری: مدیریت داده های کارآزمایی های بالینی که توسط مراکز تحقیقاتی انجام شده است در تطابق با استاندارد بین المللی از وضعیت مطلوبی برخوردار نبود. بنابراین، ایجاد استانداردهای ملی مدیریت داده با در نظر گرفتن جزئیات فنی، تشکیل کمیته های نظارت و کنترل کیفیت داده ها و نیز آموزش اصول مدیریت داده ی مطلوب به مجریان و کلیه ی همکاران مطالعات کارآزمایی بالینی جهت برآورده کردن انتظارات ملی و بین المللی و همچنین دستیابی به داده های با کیفیت و معتبر در ایران ضروری به نظر می رسد.
مقدمه: وب سایت هایکتابخانه ای دانشگاهی نقش مهمی در برقراری ارتباط دو سویه با کاربران و ارائه خدمات مطلوب تر به آنان دارند. پشتیبانی و روزآمدسازی مستمر این نوع وب سایت هانیز راهکاری مهم برای ارائه چهره ای پویاوفعالاز کتابخانه در محیط مجازی است. هدف این پژوهش ارزیابی کیفیت محتوایی درونی و بیرونی، و پشتیبانی وب سایت های کتابخانه ایدانشگاه های علوم پزشکی ایران است.
روش بررسی: روش پژوهش، پیمایشی توصیفی و نوع مطالعه کاربردی بوده است. ابزار گردآوری داده ها عبارت است از سیاهه ی ارزیابی معتبری که روایی و پایایی آن از طریق بررسی متون و پژوهش های مشابه، مشورت با صاحب نظران و مقایسه با وب سایت های کتابخانه ای5 دانشگاه خارجی سنجیده شد. جامعه ی پژوهش حاضر شامل وب سایت های کتابخانه ایدانشگاه های علوم پزشکی ایران در خرداد و تیر ماه 1392خورشیدی می باشد. از میان 49 دانشگاه، 43 دانشگاه دارای وب سایت کتابخانه هستند که در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفتند. امتیازات عناصر و ویژگی های وب سایت های مورد بررسی از نظر وجود (بله= 1) و عدم وجود (خیر=0) عناصر، مورد بررسی قرار گرفت.در پایان هر یک از وب سایت های مورد بررسی بر اساس امتیازی که بدین ترتیب در هر معیار به دست آورده اند، رتبه بندی گردیده و مورد بحث و بررسی قرار گرفته اند.تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی (فراوانی و میانگین) و نرم افزار Excel صورت پذیرفته است.
یافته ها: وب سایت های کتابخانه ایدانشگاه های علوم پزشکی ایران در کل 04/34 درصد معیار های محتوای درونی، 40/45 درصد معیار های محتوای بیرونی و 52/52 درصد معیار های پشتیبانی و در مجموع 88/39 درصد معیارهای وب سایت کتابخانه را رعایت کرده اند. به طور کلی، فقطدانشگاه علوم پزشکی شاهد بیش از 50 درصد معیارهای موجود در سیاهه ی بررسی (شامل معیارهای محتوای درونی، محتوای بیرونی و پشتیبانی) را در طراحی خود لحاظ کرده بود. وب سایت های کتابخانه ایدانشگاه های علوم پزشکی شاهد (55)، مشهد (47)، و شهید بهشتی (45) به ترتیب رتبه های اول تا سوم را به خود اختصاص داده اند. همچنین وب سایت کتابخانه دانشگاه های علوم پزشکی بابل (18)، ارتش (17) و ارومیه (16) رتبه های 41 تا 43 را به خود اختصاص دادند.
نتیجه گیری: در مجموع وب سایت های کتابخانه ایدانشگاه های علوم پزشکی ایران بررسی شده از لحاظ کیفیت درونی و بیرونی و پشتیبانی کمتر از حد متوسط قرار داشتند.
تحقیق حاضر با هدف بررسی نقش هوش هیجانی و کار هیجانی در کاهش فرسودگی شغلی و افزایش رضایت شغلی انجام شده است. بدین منظور اثر هوش هیجانی بر مؤلفه های کار هیجانی و فرسودگی شغلی و همچنین رضایت شغلی مورد بررسی قرار گرفت. تحقیق از نظر هدف، کاربردی و براساس ماهیت و روش، توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری تحقیق، کارکنان ستادی شرکت خدمات مسافربری رجا به تعداد 187 نفر است که نمونه 132 نفری براساس جدول مورگان انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه بود که روایی و پایایی آن اثبات شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار Smart PLS به منظور بررسی مسیرهای مدل استفاده شد. نتایج نشان داد: هوش هیجانی اثر منفی و معنی داری بر ناهماهنگی هیجانی و خستگی هیجانی و اثر مثبت و معنی داری بر عملکرد فردی، رضایت شغلی و کار هیجانی دارد. اثر مؤلفه های کار هیجانی یعنی ناهماهنگی هیجانی و تلاش هیجانی بر رضایت شغلی معنی دار نبود. همچنین اثر مسخ شخصیت و خستگی هیجانی بر رضایت شغلی غیرمعنی دار، ولی اثر عملکرد فردی بر رضایت شغلی معنی دار بود. به طور کلی می توان گفت: توجه به هیجانات کارکنان در سازمان می تواند پیامدهای مثبتی مانند رضایت و عملکرد داشته باشد و از پیامدهای منفی مانند فرسودگی شغلی جلوگیری می کند.
بسیاری از شرکتها به منظور کاهش هزینه ها، بهبود خدمات مشتری و دستیابی به مزیت رقابتی در حال
پیگیری تولید چابک هستند. در واقع چابکی به عنوان پارادایم جدیدی برای مهندسی سازمانها و بنگاه-
های رقابتی مطرح است. در این پژوهش بعد از مطالعه مبانی نظری و پیشینه مبحث چابکی، ویژگیها،
معیارها و توانمندسازهای آن شناسایی شدهاند و چارچوبی برای اولویتبندی و تحلیل این شاخصها با
توجه به مزایای رقابتی عمده موجود در ادبیات پژوهش، تدوین شده است. برای اولویتبندی شاخصها
از ترکیب تکنیک توسعه عملکرد کیفیت فازی) FQFD ( با تحلیل شکاف ) Gap Analysis )
چابکی « استفاده شده است. یافتههای پژوهش در سازمان مورد مطالعه بیانگر این است که توانمندساز
دارای کمترین میزان بلوغ در میان توانمندسازهای چابکی است که همین امر منجر به این » مدیریت تولید
شده تا این توانمندساز از بیشترین ارجحیت برخوردار باشد. از طرف دیگر مشاهده میشود که
توانمندساز چابکی مدیریت تولید با استفاده از تکنیک FQFD بیشترین وزن را کسب کرده و این به
معنی است که این توانمندساز از بالاترین اولویت و اهمیت برای سازمان برخوردار است. همچنین معیار
مدیریت دانش با داشتن بیشترین شکاف، رتبه نخست را میان تمامی معیارها بهدست آورد.