حسابرس در هر کار حسابرسی ، در پی آن است تااحتمال صدور اظهارنظر نامناسب را نسبت به صورتهای مالی که حاوی تحریف با اهمیتی است محدود کند . بیانیهی استاندارد حسابرسی (SAS )شماره 47 ، مدلی مفهومی را ارائه کرده است که حسابرسان را قادر میسازد تا این احتمال را ، که به آن ریسک حسابرسی میگویند ، تحت کنترل در آورند . ماهیت ، زمانبندی و حجم آزمونهای محتوای قابل اجراء نتیجه نهایی استفاده از مدل ریسک حسابرسی است . به رغم تلاش بیانیهی مذکور برای تحت کنترل در آوردن ریسک حسابرسی ، موارد زیادی از عدم اطمینان و ابهام در آن وجود دارد . ...
اطلاع از تازه ترین کتابهای روز دنیا دربارهی بازاریابی، هم نیاز و هم علاقهی صاحبنظران، استادان، و دانشجویان بازاریابی است.
این نیاز و علاقه به اطلاع از تازه ترین کتابهای روز دنیا، گاه در چنبرهی روزمرّگیهایا انبوه فعالیتهای آموزشی، پژوهشی، و مشاوره ای مورد غفلت قرار میگیرد. این در حالی است کهیک مفهوم،یک واژه، ویا چند عبارت حاوی مفاهیم و واژه ها گاه میتواند دیدگاههای الهامبخشی را پدید آورد.
""توسعه مهندسی بازار"" با درک این نیاز و آن علاقه، هر بار کتاب یا کتابهایی را به اختصار معرفی میکند. سه دلیل برای این معرفی است: نخست آنکه، همین توضیحات کوتاه بتواند در پردازش اطلاعات جدید به یاری صاحبنظران آید، دوم آنکه، مترجمی با مطالعهی همین توضیحات کوتاه در صورت تمایل برای ترجمهی کتاب، امکانات خود را مهیا سازد، و سوم آنکه، ناشری را برانگیزد تا بر پایهی همین اطلاعات اولیه، ارزیابیهای خود را برای انتشار کتاب فراهم آورد. "" توسعه مهندسی بازار"" در این شماره نیز همچون شماره های پیشین باز هم کتابی دیگر از کاتلر، نویسندهی پرآوازهی بازاریابی دنیا، معرفی کرده است که در خردادماه امسال در انتشارات اسپرینگر چاپ و منتشر شد.
تازگی کتاب، اشتهار نویسندهی آن، و اقبال خوانندگان ایرانی به اندیشه های کاتلر در بازاریابی، سبب شد تا این کتاب در اولویت معرفی قرار گیرد. عنوان کتاب- اجزای تشکیل دهندهی برند، نادیدنیها را پدیدار میسازد-همانگونه که از نام آن برمیآید، در حوضهی برند یا نام و نشان تجاری است و باید دید و خواند که کاتلر این بار چه اندیشه هایی را به اتفاق همکارش برای علاقه مندان به حوزهی بازاریابی عرضه کرده است. کتاب اجزای تشکیل دهندهی برند، نادیدنیها را پدیدار میسازد، ظاهراً دومین کتابی است که کاتلر به اتفاق همکارش والدمر فور تسچ تألیف و تدوین کرده اند.
شعار تبلیغاتی چیست؟ و باید چه کارکردی داشته باشد؟ پاسخ این پرسش را میتوان از منظر گوناگون عرضه کرد. اما این اثر به نقش ""روایت مند"" شعار تبلیغاتی میپردازد.
""روایت"" نوعی نگاه، دیدگاه، یا تفسیر است که کارگزاران تبلیغاتی را مجهز میسازد تا بدانند بهتر است شعار تبلیغاتی را چگونه طراحی و تدوین کنند.
""روایت"" بر پایهی تئوریهای متعدد و متنوعی است که در این اثر، به نتیجه و حاصل آن تئوریها تأکید شده است و بر روی کارکرد یا خروجی آن اصرار میورزد. به این ترتیب، با نگاهی کاربردی از ""روایت"" کمک میگیرد تا در خدمت کارگزاران تبلیغاتی برآید؛ از آن رو که یک شعار بهتر است از منظر ""روایت"" چگونه تدوین شود.
هدف اصلی این مقاله تعیین عوامل تاثیرگذار در انتخاب اندازه بافرها با توجه به ریسک های پروژه است که همواره این عوامل به دلیل آنکه حسی و شهودی هستند، دقیق محاسبه نمی شوند و همچنین به دلیل کمبود منابع و زمان موجب تاخیر در پروژه شده و یا بیشتر از نیاز واقعی فعالیتهای پروژه در نظر گرفته می شوند که این امر هزینه های پروژه را افزایش می دهد. از طرف دیگر در این مقاله سعی شده تا روابط و تعامل ریسکها با یکدیگر شناسایی شده و در قالب مدلی مفهومی ارائه گردد. در مدل ارایه شده ریسکهای پیشران و وابسته تعیین خواهند شد که در بستر مدل مفهومی ارائه شده می توان با مدیریت ریسک های پیشران بر اندازه بافرهای کل پروژه تأثیر گذاشته و شاخص های زمانی و هزینه ای پروژه را در حد قابل قبولی بهبود ببخشد. به منظور ارائه مدل مفهومی از روش مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) استفاده شده است و برای فراهم ساختن اطلاعات کیفی مدل مصاحبه های عمیق با بیست و هفت نفر از خبرگان و مدیران پروژه های بزرگ در حوزه نفت و گاز انجام شده است. بر اساس مدل مفهومی ارایه شده و همینطور تحلیل همزمان، مشکلات ناشی از پیچیدگی و شناخت کم از مسایل فنی پروژه عاملِ اصلی است که باعث می شود مدیران و پیمانکاران مجبور به افزایش سطح بافرها شوند.
در این تحقیق، مدل الگوریتم مورچگان با دو مدل پارامتریک تحلیل تمایزی چندگانه و لوجیت برای پیش بینی درماندگی مالی مقایسه شده است، ضمن آنکه ازمدل ها برای داده کاوی متغیرهای برتر در پیش بینی درماندگی مالی استفاده شده است وداده های 130 شرکت در بین سالهای 84 تا89 در قالب دو آزمایش بکارگرفته شد.
آزمایش اول مبتنی می باشد بر 130سال- شرکت از طول دوره تحقیق، مشتمل بر 40 سال- شرکت درمانده مشمول ماده 141 و 90سال- شرکت غیردرمانده که مشمول ماده141 نبوده اند.
از بررسی های این آزمایش بر پایه 15 متغیر با داده کاوی هر سه روش تحقیق، متغیرهای برتر مدل ها بدست آمد که عبارتند از سود قبل از هزینه مالی و مالیات به کل دارایی ها و نسبت حقوق صاحبان سهام به کل دارایی ها.
بر اساس متغیرهای برتر آزمایش اول، به آزمون دوم پرداخته شد که مبتنی بر نمونه ای بوده است مشتمل بر همه شرکت های آزمایش اول در همه سالهای دوره تحقیق که در بورس حضور داشتند و شامل 718 سال - شرکت می شدند.
درصدموفقیت پیش بینی درماندگی مالی برای الگوریتم مورچگان96.94%(درمانده:95.21%، غیردرمانده:97.38%)، برای تحلیل تمایزی چندگانه95.82%(درمانده: 82.88%، غیردرمانده: 99.13%) و برای لوجیت97.08%(درمانده: 88.36، غیردرمانده: 99.30) بدست آمده است.
نتایج نشان می دهد که در سطح 5% اهمیت، مدل مورچگان برتر ازتحلیل تمایزی می باشد و در سطح 9% ، برتر از لوجیت می باشد.
پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین توان قیمت گذاری بازار محصول و رقابت صنایع تولیدی با مدیریت سود می پردازد. در این پژوهش، برای کمی سازی مدیریت سود از مدل های مبتنی بر اقلام تعهّدیاختیاری استفاده شده است. در این راستا، دوفرضیه تدوین شده است و جهت آزمون این فرضیه ها، نمونه ای متشکل از 92 شرکت (460 سال- شرکت) از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1388 الی 1392 انتخاب شد و برای آزمون آن ها، از روش داده های ترکیبی استفاده شده است. یافته های تجربی حاکی از آن است که بین توان قیمت گذاری بازار محصول و مدیریت سود، رابطه معنادار وجود دارد و این رابطه منفی است. شرکت هایی که توان قیمت گذاری بازار محصول کمتری دارند، مدیریت سود بالاتری را تجربه می کنند. علاوه بر این، یافته های پژوهش نشان می دهد که بین رقابت صنایع تولیدی (ساختار صنایع) و مدیریت سود، رابطه معنادار و مثبتی وجود دارد.
امروزه کاملاً محتمل است که هیچ عاملی به اندازه ارزش آفرینی نمی تواند منشأ تغییرات و تحولات بنیادین در یک سازمان گردد. شاهد و مبنای چنین ادعایی تمایل روز افزون سازمان ها به یافتن راههای جدیدی است که می توانند به وسیله آنها ارزش بیشتری را عاید سازمان نمایند. اگر تا چندی پیش مدیریت دانش موضوع جالب توجهی در کانون های تفکر بود، اکنون سخن از رهبری دانش به میان آمده است و توجه اندیشمندان فعال در قلمروهای مدیریت و اطلاع رسانی را به خود جلب نموده است. <br /> تحقیق حاضر با هدف بررسی نقش رهبری دانش محور بر عملکرد نوآوری در شرکتهای تولید کابل استان تهران از لحاظ هدف، کاربردی و بر اساس ماهیت و روش از نوع همبستگی می باشد. بدین منظور از پرسشنامه هی و وانگ(2004) برای رهبری دانش محور و پرسشنامه دونت و همکاران(2014) برای سنجش عملکرد نوآوری سازمانها استفاده شده است. از بین کارکنان و مدیران شرکتهای تولیدی کابل به روش نمونه گیری خوشه ای، تعداد 280 پرسشنامه جمع آوری و تحلیل شد. به منظور ارزیابی روایی، تحلیل عاملی تاییدی با نرم افزار لیزرل و پایایی از طریق آلفای کرونباخ ب محاسبه شد که مقادیر نشان از قابل قبول بودن آنها می باشد. یافته های تحقیق از طریق معادلات ساختاری تحلیل مسیر با نرم افزار لیزرل نشان می دهد که بعد هماهنگی و اعتماد بر ابعاد دوگانه عملکرد نوآوری(هزینه تحقیق و توسعه، عملکرد سازمانی) تاثیرگذار می باشد. ابعاد مهارتهای رهبری و دانش نوآوری فقط بر بعد هزینه تحقیق و توسعه تاثیر دارند.
امروزه تعهد سازمانی و حرفه ای نقش مهمی در موفقیت سازمان ها ایفا می کند که می تواند به شکل های مختلف خود را نشان دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تضاد حرفه ای- سازمانی بین پرستاران و ب هیاران و تأثیر آن بر تمایل به ترک خدمت و رضایت شغلی انجام گرفته است. جامعة آماری پژوهش پرستاران و بهیاران دو بیمارستان دولتی است، که 169 نفر براساس روش طبقه ای نسبی انتخاب شدند. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی- همبستگی و مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه است که روایی آن از طریق تحلیل عاملی تأییدی و همچنین روایی همگرا و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ و پایایی مرکب تأیید شد. نتایج نشان داد اثر تعه د حرفه ای بر تضاد ح رفه ای-سازمانی و ت مایل به ترک خدمت معکوس و معنادار، و اثر آن بر رض ایت شغلی مستقیم و معنا دار بود. اثر تعهد سازمانی بر تضاد ح رفه ای-سازمانی و تمایل به ترک خ دمت معکوس و معنا دار و اثر آن بر رض ایت شغلی مستقیم و معنا دار بود. همچنین، نتایج نشان داد؛ تضاد حرفه ای- س ازمانی به طور مستقیم و معنادار بر تمایل به ترک خدمت و به طور معکوس و معنا دار بر رضایت شغلی اثر می گذارد.