تحقیق حاضر به بررسی نقش سود و ارزش دفتری در ارزشیابی حق مالکانه می پردازد و در تحلیل ها از داده های 226 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در فاصله زمانی 1370 تا 1383 استفاده می کند. با استفاده از سود بعد از مالیات و ارزش دفتری سهم در ابتدای دوره، که هر دو بر مبنای هر سهم اندازه گیری و با شاخص عمومی بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری ایران تورم زدایی شده اند، این تحقیق شواهدی درباره رابطه منفی بین قیمت سهم و سود، و درباره نقش ارزش دفتری حق مالکانه، به عنوان معرف ارزش اختیار واگذاری برای شرکت های گزارش کننده زیان فراهم می کند. این نتایج در برابر تجزیه و تحلیل های حساسیت پایدار هستند.این تحقیق از دو جنبه در ادبیات حسابداری مشارکت می کند: اول، شواهدی درباره رابطه منفی بین قیمت سهم و سود در یک بازار نوظهور فراهم می کند؛ و دوم، توانسته است با به کارگیری معیاری برای تعیین ارزش اختیار واگذاری در تحلیل ها، نقش اختیار واگذاری را برای متغیر ارزش دفتری سهم تشخیص دهد.
بر اساس تئوری نمایندگی، مدیران به عنوان نمایندگان صاحبان اصلی شرکت، در قبال پذیرش مسئولیت مباشرت، از برخی مزایای مستقیم و غیرمستقیم برخوردار میشوند که اغلب آن ها در ارتباط با ارقامی است که در صورتهای مالی ارائه میشوند. ارتباط این مزایا با صورتهای مالی است که ممکن است منجر به ایجاد انگیزههایی در مدیران برای اعمال دستکاری در صورتهای مالی شود؛ چرا که آن ها خود، مسئول تهیه صورتهای مالی بوده و در این راستا، اختیاراتی نیز دارند. از جمله مواردی که در سیر ادبیات مربوط به خود، به عنوان عملی منفی و گمراه کننده مطرح شده است، حسابداری ساختگی است. به این معنی که مدیران با استفاده از دانش و تجربه خود در رابطه با حسابداری و استانداردهای آن، به گونهای از اختیارات خود استفاده نمایند که در نهایت، صورتهای مالی، نشانگر آن چیزی باشند که آن ها میخواهند. هر چند، ممکن است این خواسته مدیران منجر به گمراهی استفادهکنندگان صورتهای مالی شود. در این مقاله، سعی بر آن است تا با مرور ادبیات مربوط به حسابداری ساختگی، به جوانب گوناگون آن از جمله بیان تعاریف و دیدگاههای مختلف در رابطه با حسابداری ساختگی، شیوههای انجام آن و علل و انگیزههای پیدایش آن پرداخته شود. همچنین، در پایان، مباحثی در زمینه ارتباط حسابداری ساختگی با اصول اخلاقی، و خلاقیت و نوآوری در حسابداری مطرح میشود
بررسی عملکرد صنعت بانک داری و تحلیل سلامت بانکی از اهمیت ویژه ای برای ناظرین بانکی، سهامداران و سپرده گذاران برخوردار است. وجود یک سیستم مناسب برای رتبه بندی بانک ها باعث افزایش سلامت و شفافیت در نظام بانکی و شناسایی ضعف ها خواهد شد. سیستم رتبه بندی کملز به عنوان یک سیستم هشدار دهنده سریع، سیستم بسیار کارآمدی برای تعیین سطح ریسک مرتبط با بانک ها است که مقامات ناظر بانک های هر کشور از آن استفاده می کنند تا شرایط مالی، عملیاتی و مدیریتی بانک ها مورد ارزیابی قرار گیرد. هدف از این پژوهش رتبه بندی شبکه بانکی ایران (شامل ۲۲ بانک دولتی و غیردولتی) بر اساس مدل کملز با استفاده از اطلاعات صورت های مالی حسابرسی شده است. طبق نتایج حاصل از این تحقیق مشخص شد، اکثر بانک های بزرگ دولتی در سال۱۳۹۷ در طبقه ناکارآمد قرار دارند. چنانچه کنترل ها و اقدام های لازم جهت برخورد و مقابله با ریسک های مزبور صورت نگیرد، نسبت های مالی اغلب بانک های بزرگ نامطلوبتر شده، به سمت ورشکستگی خواهند رفت و بحران اقتصادی فراگیری را ایجاد خواهند نمود.
اگر بازار در سطح ضعیف کارا باشد، با بررسی سری زمانی قیمت های گذشته نمی توان قیمت های آینده را پیش بینی کرد. هدف تحقیق حاضر، آزمون کارایی در سطح ضعیف برخی زیر بخش های بورس اوراق بهادار تهران (50 شرکت برتر بورس، 30 شرکت بزرگ و شرکت های اصل 44) است. در پژوهش حاضر، کارایی بازار در زیربخش های 50 شرکت بر تر بورس، 30 شرکت بزرگ و شرکت های اصل 44 عرضه شده، در سطح ضعیف، با استفاده از چهار مدل (آزمون خودهمبستگی، آزمون گردش، آزمون ریشة واحد دیکی فولر تعمیم یافته و آزمون نسبت واریانس لو و مکینلی) مورد سنجش قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد کارایی سطح ضعیف بازار در زیربخش های 50 شرکت برتر بورس طی دوره 1389-1385، 30 شرکت بزرگ بورس از تاریخ تهیة شاخص (31/5/1389) تا انتهای سال 1389 و شرکت های اصل 44 عرضه شده در بورس از تاریخ عرضة اولین شرکت اصل 44 (25/11/1385) تا انتهای سال 89 با استفاده از هر چهار مدل مذکور، رد می شود.
روند رو به رشد تحول و پیشرفت روز افزون فناوری اطلاعات و کاربرد گسترده آن در عرصه فضای مجازی و استفاده از ابزار و تجهیزات سخت افزاری و نرم افزاری مرتبط، بر روشها و فنون نبردها تاثیر داشته و شکل جدیدی از جنگ را پدید آورده است. الزام نیروهای مسلح کشورها بهره برداری از آخرین دستاوردهای فناوری را امری حیاتی نموده است از این رو شناخت صحیح و ورود به موقع در عرصه های نوین دفاعی همواره یکی از دغدغه های طراحان و بازیگران حوزه راهبرد و دفاع می باشد. در این مقاله الگوهای کشورهای صاحب فناوری در فضای مجازی بین تجهیزات ارتباطی ، مخابراتی، شبکه های رایانه ای و سیستم مبتنی بر رایانه مورد مطالعه قرار گرفته و فضای سایبر و و فرصتها و تهدیدهای آن در جنگ آینده بررسی شده است نتیجه مقاله حاکی از این است که جنگ سایبری به اندازه کنشهای عینی میادین نبرد جدی است . در این راستا اقدامن لازم برای کاهش نسبی آسیب پذیری نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در برابر حملات سایبری پیشنهاد می شود
پژوهش حاضر با هدف شناسائی و رتبه بندی عوامل اثربخش بر موفقیت نظام جانشین پروری در صنعت بانکداری انجام گرفته است که با توجه به هدف، کاربردی و از نظر شیوه های اجرا، توصیفی است و از بین مدیران و کارشناسان خبره بانک رفاه، تعداد 15 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. نمونه گیری از طریق مراجعه به آراء خبرگان انجام و نظرات خبرگان به روش دلفی جمع آوری گردید. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته عوامل اثربخش بر موفقیت جانشین پروری بود که داده های آماری با استفاده از نرم افزارهای Spss و Excel مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. در این پژوهش از روش رتبه بندی تاپسیس فازی که یکی از روشهای تصمیم گیری چندمعیاره می باشد، بهره گرفته شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که عوامل ""حمایت و مشارکت مدیران ارشد"" و ""عدالت"" به عنوان مهمترین عوامل موفقیت نظام های جانشین پروری و به ویژه در رویکرد اجرا با کانون ارزیابی و توسعه مطرح هستند.
پژوهش در مورد برندسازی کشورها، شهرها، مکان ها و مقاصد گردشگری نیز انجام شده است، اما در برخی حوزه بسیار نوپا و جدید است. مطالعات این حوزه بیشتر متمرکز بر فروش مکان، بازاریابی مکان و برندسازی مقاصد گردشگری بوده است و به نظر می رسد مطالعات کمی در مورد برندسازی کلان پروژه های تفریحی، اقامتی، توریستی و ورزشی انجام گرفته باشد. این پروژه ها از همان ابتدا به منظور تامین سرمایه و در مرحله بهره برداری به منظور ایجاد ارزش افزوده اقتصادی باید ذهنیت مطلوب در میان ذی نفعان مختلف داشته باشند و بدین منظور برندسازی یکی از عوامل اصلی موفقیت این نوع پروژه هاست. مساله اصلی این پژوهش ارائه مدلی برای برندسازی این کلان پروژه ها با درنظرگرفتن ویژگی های منحصر به فرد ایرانی است. از آنجایی که در زمینه برندسازی کلان پروژه های تفریحی، اقامتی، توریستی و ورزشی کشور با توجه به شرایط بومی کشورمان مدل جامعی وجود ندارد، بدین منظور و برای نظریه پردازی و شناسایی ابعاد مدل از روش تئوری مبتنی بر داده ها استفاده شده است. در ادامه مدل کیفی ارائه شده در یکی از پروژه های چندمنظوره کشور تست و پیاده سازی شد و ابعاد مدل و روابط بین آنها براساس روش های تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی و مدل معادلات ساختاری تایید شده است.
مقاله حاضر در پی بررسی رابطه متغیرهای هوش عاطفی و کیفیت زندگی کاری با بهره وری کارکنان است. جامعه آماری پژوهش، کارکنان شرکت های بیمه شهر تهران هستند و نمونه ای به حجم 300 نفر از آنها به صورت تصادفی انتخاب شده است.
ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه است، لذا جهت سنجش هوش عاطفی از آزمون شاته و همکارانش و جهت سنجش کیفیت زندگی کاری و بهره وری کارکنان از پرسش نامه های محقق ساخته 29 و 22 سؤالی استفاده شد و جهت سنجش پایایی ابزار از آلفای کرونباخ استفاده شد. ضریب پایایی کل پرسش نامه بهره وری برابر با 81%، ضریب پایایی کل پرسش نامه کیفیت زندگی کاری برابر با 86% و ضریب پایایی آزمون هوش عاطفی برابر با 80/0 بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد. براساس پژوهش در سطح معناداری 01/0، متغیرهای هوش عاطفی و کیفیت زندگی کاری و ابعاد آنها رابطه معناداری با بهره وری کارکنان دارند و همچنین در سطح معناداری 01/0، متغیرهای کیفیت زندگی کاری و همدلی به ترتیب بیشترین و کمترین اثر رگرسیونی بر متغیر بهره وری دارند.