هدف این پژوهش، مطالعه نقش مدیریت مشارکتی در رفتارهای توانمندساز مدیران است. جامعه آماری شامل480 نفر از کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تنکابن است که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان 214 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی می باشد و از نظر گردآوری داده ها توصیفی- پیمایشی است. ابزار گردآوری اطلاعات شامل دو پرسشنامه مدیریت مشارکتی (شادمان، 1387) و رفتارهای توانمندساز مدیران (باقرزاده خداشهری، 1394) است که جهت تعیین روایی پرسشنامه های مذکور از روایی محتوایی استفاده شد و برای سنجش پایایی، از طریق روش آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت که به ترتیب 910/0 و 933/0 بدست آمد. برای تحلیل داده های بدست آمده از نرم افزار آماری SPSS بکار گرفته شد. یافته ها نشان می دهند که بین عوامل مدیریت مشارکتی و رفتارهای توانمندساز مدیران روابط معناداری وجود دارد. رفتارهای توانمندساز مدیران از طریق مدیریت مشارکتی این امکان را می تواند برای کارکنان بوجود آورد که آنها نسبت به سازمان احساس تعلق و تعهد بیشتری داشته باشند و با افزایش میزان توانایی ها و مهارت های کاری و همچنین ارائه ایده های جدید، مدیران را در جهت رسیدن به اهداف سازمان یاری رسانند.
از آن جا که هر گونه تصمیم گیری و سیاست گذاری در جهت رشد و توسعه سازمان در استفاده از فناوری اطلاعات مستلزم آگاهی از سطح آمادگی فعلی سازمان ها می باشد، در نتیجه نیازمند سنجش میزان آمادگی در سازمان ها در حرکت به سمت فناوری اطلاعات می باشیم ، انطباق کاربران با فناوری اطلاعات ضامن موفقیت سازمان در بهره گیری از منافع مورد انتظار از این فناوری ها است. به منظور پیش بینی رفتار کاربران و چگونگی فرآیند انطباق با این فناوری ها، نیاز است که باورها و تصورات آن ها مورد بررسی دقیق قرار گیرد هدف این تحقیق تعیین رابطه ای بین پذیرش فناوری اطلاعات و اثربخشی سازمانی در دادگستری استان تهران می باشد. تحقیق از نوع هدف کاربردی و از لحاظ روش تحقیق توصیفی پیمایشی می باشد. جامعه ی آماری کارکنان دادگستری تهران که 906 نفر بوده است که با استفاده از فرمول کوکران ، 270 نفر انتخاب شده اس که از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شده است. ابزار گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای و برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه های استاندارد پذیرش فناوری دیویس (1986) و اثربخشی سازمانی پارسونز (1969) استفاده شده است. روایی از طریق محتوایی و پایایی از طریق آلفای کرونباخ محاسبه شده است برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغییره استفاده گردیده است. نتایج تحقیق حاکی از آن بود که روابط معناداری بین پذیرش فناوری اطلاعات و ابعادش و اثربخشی سازمانی وجود دارد.
مقاله حاضر به منظور شناسایی عوامل مؤثر بر کاهش انگیزش کارکنان ناجا انجام شده است. این تحقیق بصورت توصیفی پیمایشی انجام و از لحاظ هدف کاربردی است که بر مبنای رویکرد آمیخته (ترکیبی) انجام شده است. بر مبنای این رویکرد، داده های کیفی با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته با مدیران صاحبنظر و خبرگان انجام شد. در بخش کمی برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته با 93 سؤال در چهار بعد فردی، سازمانی، مدیریتی و دینی استفاده شد. جامعه آماری در بخش کمی کارکنان ناجا بود که از طریق فرمول کوکران 336 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب گردید. روایی پرسشنامه از طریق تحلیل عاملی تأییدی و با استفاده از الگویابی معادلات ساختاری (SEM) تأیید شده است. پایایی پرسشنامه با محاسبه آلفای کرونباخ مورد سنجش قرار گرفته است. مقدار ضریب آلفای کرونباخ 91/0 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها در بخش استنباطی از آزمونهای کلموگروف-اسمیرنف، تحلیل بار عاملی مرتبه اول و دوم استفاده شده است. نتایج آزمون تی نشان داد که عامل فردی 36/11، عامل محیطی، 69/7، عامل مدیریتی، 02/9، عامل دینی، 14/5 بر ناهنجاریهای رفتاری کارکنان ناجا تأثیر دارد.
این پژوهش به منظور بررسی شیوه های جرم یابی جرائم سازمان یافته در کشور فرانسه و ایران انجام شده است.هدف آن کاربردی و به روش توصیفی– تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، مقالات و سایتهای علمی و ابزار گردآوری اطلاعات آن فیشبرداری بوده است. یافته های این تحقیق نشان داد در نظام حقوقی کشور فرانسه برای جرم یابی جرائم سازمان یافته یک رویکرد افتراقی در ق.آ.د.ک نسبت به تحقیقات دیگر جرائم در نظر گرفته شده و ساختارهای نهادی متفاوت برای جرم یابی و با اختیارات خاص در سازمانهای مجری قانون از جمله پلیس قضایی و ژاندارمری ایجاد شده است. علاوه بر این در وزارت کشور فرانسه سه واحد جدا برای مقابله با جرائم سازمان یافته و تروریستی و ضد مافیا مشغول به کار هستند. پلیس فرانسه برای جرم یابی جرائم سازمان یافته می تواند از روشهای مختلفی از قبیل نفوذ، نظارت، شنود، نصب تجهیزات، استفاده از جاسوسان و ... استفاده کند.با توجه به نتایج تحقیق می توان نتیجه گرفت که مرتکبان جرائم سازمان یافته نسبت به سازمانهای پلیسی در استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات و متخصصان علمی پیشی گرفته و کارایی نهادهای ملی و بین المللی را خدشه دار کرده اند؛ لذا با روشهای سنتی و مرسوم نمی توان این گونه جرائم را جرم یابی کرد و استفاده از روشهای جدید مناسب با پیشرفت فناوری و گروه ها و سازمانهای جنایی برای سازمانهای پلیسی و ایجاد تغییرات قانونی و ساختاری ضرورتی اجتناب ناپذیر است. استفاده از تجربیات دیگر کشورها از جمله فرانسه در این راستا می تواند رهگشای برخی از مشکلات در این زمینه در کشور ما باشد.
مقدمه و هدف پژوهش: با توجه به اینکه یکی از مجال های تصویر نماییِ نهج البلاغه، ترسیم فرهنگ حاکم بر بینش فکری و کُنش عملی فرماندهان مسلمان در میدان های جنگ و غیر آن است و فرهنگ نیز، شاخص ممیّز گروه های مختلف بشری از یکدیگر در بازشناخت آن ها از سایر طیف ها یا گروه های نظیر در جوامع دیگر است، این مقاله کوشیده است، پاره ای از ظرائف فرهنگی فرماندهان اسلامی را در حوزه پندار و کردار با رویکرد بلاغی و ادبی از منظر نهج البلاغه مطالعه نماید. روش پژوهش: گردآوری اطلاعات پژوهش، به روش کتابخانه ای؛ ابزار گردآوری آن، فیش برداری؛ تنظیم یافته ها در قالب جداول و تحلیل یافته ها نیز از نوع توصیفی بوده است. یافته ها: مؤلفه ها و صفات مورد توجه و تأکید حضرت علی(ع) برای فرماندهان و مدیران در 25 نامه از نامه های نهج البلاغه ذکر شده است. صرف نظر از ویژگی ها و صفاتی که با وجود اختلاف در لفظ، از ترادف معنایی برخوردارند، از منظر مولای متقیان(ع)، 130 ویژگی شاخص و محوری، از اوصاف و خصائص برجسته فرماندهان مسلمان در حکومت اسلامی بوده و این ویژگی ها، می باید پایه و اساسِ منش و روش آنان در انجام وظایف و تکالیف شان در برابر خداوند و امام و ولی زمانه، در قبال زیردستان و در مواجهه با دشمنان در حالات مختلف نبرد باشد که این ویژگی ها در قالب جداولی در متن مقاله ارائه شده اند. نتیجه گیری: بن مایه ی فرهنگ حاکم بر بینش و کُنش فرماندهان مسلمان، مؤلفه هایی چون تقوا، اصالت خانوادگی، نجابت، پندپذیری، فرمان پذیری، عدالت، مهربانی، پاکدلی، پاکدستی، خردمندی، فرهیختگی، بردباری، عفوپذیری، زیرکی، قانون مندی، کارآمدی، شجاعت، جنگاوری و دلیری است که نهج البلاغه این فرهنگ را به خوبی تصویر نموده است.
مقدمه و هدف پژوهش: با ظهور و گسترش فناوری های مدرن اطلاعاتی، سازمان ها برای دستیابی به اهداف استراتژیک خود نیازمند داشتن نیروهای متخصص، توانمند و شایسته هستند. هدف این پژوهش بررسی نقش آمادگی الکترونیکی در توسعه منابع انسانی می باشد. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها؛ توصیفی از نوع پیمایشی است.
روش پژوهش: جامعه آماری پژوهش (شرکت های فعال در حوزه نفت و گاز شهرستان عسلویه) حدود 400 نفر بوده که با استفاده از جدول مورگان تعداد نمونه آماری شامل 196 نفر می باشد. برای تعمیم پذیری بیشتر حدود 270 پرسشنامه در بین پاسخ دهندگان توزیع شده که با نرخ برگشت 92 درصد؛ تعداد 236 پرسشنامه مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه و روش نمونه گیری هدفمند و غیرتصادفی است. هم چنین، روایی صوری، محتوای و سازه پرسشنامه با کمک اساتید و خبرگان صاحب نظر و تحلیل های آماری مورد تأیید قرار گرفت. پایایی هر دو پرسشنامه پژوهش از طریق آلفای کرونباخ به ترتیب برای پرسشنامه آمادگی الکترونیکی و توسعه منابع انسانی 87/0 و 79/0 محاسبه و مورد تأیید قرار گرفت.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که میزان آمادگی الکترونیکی روی توسعه منابع انسانی دارای تأثیر مثبت و معنادرای است. هم چنین مشخص گردید که آمادگی الکترونیکی بیشترین تأثیر را روی بعد توسعه اجتماعی منابع انسانی و کمترین تأثیر را روی بعد توسعه آموزشی منابع انسانی دارد.
مقدمه و هدف پژوهش: نوآوری کلیدی برای بقای سازمانی است و لذا روند حمایت از نوآوری باید مورد علاقه محققان و پژوهشگران به طور یکسان باشد .مدل چند لایه شاین از فرهنگ سازمانی، چارچوب مفیدی برای تفکر در مورد فرآیندهایی که پرورش نوآوری ارائه می دهد می باشد. هدف اصلی پژوهش، بررسی تاثیر فرهنگ سازمانی مدل شاین بر عملکرد سازمان با نقش میانجیگری نوآوری می باشد.
روش پژوهش: این تحقیق با توجه به هدف، کاربردی و از نظر روش توصیفی - پیمایشی بوده است. جامعه آماری کارشناسان ادارات مرکزی بانک کشاورزی که 700 نفر بوده است و براساس فرمول کوکران تعداد 247 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده اند. روش نمونه گیری تصادفی ساده و ابزار گردآوری اطلاعات، سه پرسشنامه استاندارد است که عبارتند از: پرسشنامه فرهنگ سازمانی ادگارشاین (1985)، عملکرد سازمانی کارابولوت (2015)، نوآوری سازمانی جیمنز - جیمنز و دیگران (2008)، پنیادز (2006)، پراجگو و سوهل (2006) که توسط اساتید و خبرگان روایی محتوایی تائید گردید و پایایی هر سه پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ بالای 70/0 محاسبه گردیده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون گلوموگروف اسمینروف و ضریب همبستگی و معادلات ساختاری استفاده شده است.
یافته ها: یافته های تحقیق نشان داده است که فرهنگ سازمانی با نقش میانجی نوآوری بر عملکرد سازمانی تأثیر مثبت و معناداری دارد.
نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که نوآوری های تولیدی، فرآیندی و اداری بر عملکرد سازمان به طور مثبت تأثیرگذار بوده است و میزان اثر غیر مستقیم فرهنگ سازمانی بر عملکرد سازمان (67/0) بیشتر از اثر مستقیم (39/0) می باشد.
جهان معاصر با سرعتی شگفت انگیز در حال تحول است. اگرچه این تحول در تمام دوران وجود داشته است؛ لیکن امروز این تحول چه به لحاظ محتوا و چه به لحاظ سرعت بی سابقه است. در نظام کنونی، ارزشیابی عملکرد فردی و سازمانی یکی از اهداف عمده هر سازمان زنده و فعال محسوب می گردد. بنابراین هدف این تحقیق، شناسایی و اولویت بندی علل ناکارآمدی نظام ارزشیابی عملکرد کارکنان سازمان تامین اجتماعی با ارایه مدل به روش AHP فازی است. این تحقیق از حیث نوع و ماهیت، تحقیقی توصیفی- تحلیلی، از نظر هدف، از نوع تحقیقات کاربردی و بر اساس جمع آوری داده ها، پیمایشی است. روش نمونه تصادفی ساده و حجم نمونه 291 نفرمی باشد. در این تحقیق برای تعیین اوزان معیارها و زیر معیارها از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی فازی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها به وسیله نرم افزارExpert Choice و S.P.S.S انجام گرفت. یافته های تحقیق نشان داد که ناکارآمدی منابع انسانی حائز رتبه اول و سایر عوامل از جمله ناکارآمدی فرایندهای سازمانی، ناکارآمدی پیاده سازی، ناکارآمدی شاخص های عملکردی، به ترتیب در سایر رتبه ها جا می گیرند.
در محیط پویای رقابت جهانی امروز با وجود تغییرات سریع جهانی، سازمان ها باید هم زمان با این تغییرات در حال گسترش و توسعه دائمی باشند. یکی از مهم ترین ابعاد حفظ عملکرد داخلی سازمان و افزایش سطح تعهد کارکنان، بازاریابی داخلی سازمان است. در مقاله حاضر که به صورت توصیفی-پیمایشی انجام شده است، رابطه بین اجزای بازاریابی داخلی و ابعاد تعهد سازمانی بررسی شده است. جامعه آماری پژوهش متشکل از کارکنان بخش خدمات مسافر شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران «هما» در فرودگاه مهرآباد تهران است که از میان آن ها 147 نفر به صورت تصادفی به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه ای محقق ساخته بوده است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهایSPSS و AMOS و با روش مدل سازی معادلات ساختاری انجام شده است. نتایج نشان داد عوامل پنج گانه بازاریابی داخلی شامل عوامل انگیزش مادی، عوامل انگیزش غیرمادی، ابزار و تجهیزات کاری، عوامل محیطی و تجربه و تحصیلات، تأثیر مثبت و معناداری بر روی ارتقاء تعهد سازمانی دارند. لذا پیشنهاد می گردد مدیران با گرایش به بازاریابی داخلی، زمینه ارتقاء تعهد سازمانی کارکنان را فراهم آورند.
هدف اصلی این تحقیق، سنجش میزان تأثیر رهبری خدمتگزار بر فرهنگ سازمانی، تعهد سازمانی، رفتار شهروندی سازمانی و عملکرد کارکنان شرکت صنایع هواپیمایی ایران است. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر جمع آوری اطلاعات تحقیقی توصیفی از نوع همبستگی است. ابزار پژوهش 5 نوع پرسشنامه است که ضمن تائید روایی و سپس پایایی آن ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در میان نمونه ای متشکل از 320 نفر از کارکنان شاغل که به طور تصادفی انتخاب شده بودند، توزیع شدند. برای تحلیل یافته ها از روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی (معادلات ساختاری) استفاده شد. تحلیل داده ها ضمن تایید تمامی فرضیه&zwnj
در دهه های اخیر، تلاطم و تغییرات پیچیده محیطی، سازمان های نظامی را ملزم به تمرکز بر مفهوم دوسوتوانی سازمانی در قالب مفهومی گسترده تر از حوزه کسب وکار نموده است. موضوعی که در نهادینه سازی و گسترش آن منابع انسانی منعطف نقش اساسی ایفا می کنند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر انعطاف پذیری منابع انسانی بر دوسوتوانی سازمانی در یگان های نظامی انجام شده است. این تحقیق از حیث هدف، یک تحقیق کاربردی و از جهت روش تحلیل داده ها از نوع همبستگی و مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری دربرگیرنده کلیه فرماندهان، مدیران ارشد دو یگان نظامی منتخب به تعداد 63 نفر است. پس از متناسب سازی پرسشنامه های انعطاف پذیری منابع انسانی رایت و اسنل و دوسوتوانی سازمانی جانسن بر اساس مأموریت ها و اهداف جامعه آماری و نیز نظریات خبرگان دانشگاهی و کارشناسان حوزه دفاعی از آن ها جهت جمع آوری داده ها استفاده گردید. روایی پرسشنامه ها بر اساس نظرات خبرگان و اساتید دانشگاهی (روایی صوری) و پایایی آن ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ تایید شد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که انعطاف پذیری منابع انسانی بر دوسوتوانی سازمانی تأثیر مثبت و معناداری دارد.
بدبینی سازمانی به عنوان یکی از مشکلات سازمان های معاصر دارای آثار منفی فردی و سازمانی گوناگونی است. با توجه به نقش مهم رهبری در سازمان ها هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر رهبری اصیل بر کاهش بدبینی سازمانی با توجه به متغیر میانجی افزایش دلبستگی شغلی است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر نحوه اجرا، توصیفی- همبستگی است که در آن از ابزار پرسشنامه برای جمع آوری داده ها استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش کارکنان حوزه ستادی وزارت نفت می باشند که تعداد آن ها 840 نفر است که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان تعداد 260 نفر با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی است. برای بررسی روایی ابزار سنجش از روایی محتوا و برای بررسی پایایی آن از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. داده های گردآوری شده توسط نرم افزار معادلات ساختاری warpPLS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج بررسی تحلیل مسیر نشان می دهد رهبری اصیل بر کاهش بدبینی سازمانی تأثیر مثبت و معناداری دارد و نقش میانجی گری افزایش دلبستگی شغلی نیز تأیید می گردد.
مقدمه: بیمارستان سبز بیمارستانی است که سلامت مردم را با کاهش مداوم پیامدهای زیست محیطی و برطرف کردن اثرات مخرب آن ارتقا دهد. هدف کلی این پژوهش تدوین مدل بیمارستان سبز برای کشور ایران بر اساس معیارها و استانداردهای مختلف موجود در دنیا در راستای رسیدن به استانداردهای بیمارستان سبز در کشور است. روش ها: پژوهش حاضر مطالعه ای توصیفی تطبیقی است که در دو مرحله یعنی استخراج مدل های مختلف بیمارستان سبز بر اساس روش مرور جامع و طراحی و تعیین اعتبار مدل بیمارستان سبز برای کشور ایران با بهره گیری از روش دلفی و آمار توصیفی با استفاده از نرم افزار SPSS16 انجام شده است. یافته ها: بر اساس نتایج حاصل از پژوهش در مرحله مرور جامع، هفت مدل اصلی برای بیمارستان سبز وجود دارد که شامل: بهترین عملکردهای زیست محیطی در بخش سلامت (11 بُعد)، راهنمای سبز برای مراقبت های بهداشتی (شش بُعد)، شورای رهبری ساختمان سبز ایالات متحده در طراحی محیط زیست و انرژی (هفت بُعد)، سازمان بین المللی استاندارد (11 بعد)، ابزار بیمارستان هوشمند (نه بُعد)، سازمان بهداشت پان امریکن (10 بُعد) و جهانی سبز در بیمارستان های سالم (10 بُعد ) می شود. در مرحله دلفی نیز مدل بیمارستان سبز برای کشور ایران با 17 بعد اصلی طی دو مرحله معتبر گردید. نتیجه گیری: در الگوی تعیین اعتبار شده برای کشور ایران، همانند سایر الگوهای معتبر در زمینه بیمارستان سبز، کارایی آب، انرژی و مدیریت پسماند تایید شد. به طور کلی دلایل انتخاب ابعاد تایید شده را می توان ناشی از مواردی نظیر تاکید مدل های مختلف بر این ابعاد، مرتبط بودن ابعاد فوق با چالش هایی که بیمارستان ها معمولا با آن درگیر هستند و اهمیت برخی از ابعاد در اعتبار بخشی و حاکمیت بالینی بیمارستان ها دانست.
مقدمه: توجه به عملکرد در بیمارستان ها نیز به عنوان یکی از نهادهای اصلی هر جامعه که مسئولیتی خطیر و مستقیم در حفظ بهداشت و سلامت افراد جامعه دارند، نیازی اساسی به حساب می آید. پژوهش حاضر دو متغیر سرمایه اجتماعی و کارآفرینی سازمانی را به عنوان متغیرهای اثرگذار بر عملکرد بیمارستان شهدای کارگر یزد مطالعه کرد. عملکرد سازمانی نیز بر مبنای کارت امتیازی متوازن (BSC) در چهار بعد رشد و یادگیری، فرایندهای داخلی، مشتری و مالی ارزیابی شد. روش ها: این پژوهش از نوع پیمایشی است. داده های مورد نیاز این پژوهش از طریق توزیع پرسشنامه استاندارد بین 248 نفر از مدیران و کارکنان بیمارستان شهدای کارگر یزد گردآوری شد. همچنین، تحلیل داده ها با استفاده از رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و با بهره گیری از نرم افزارهای Spss22.0 و Amos22.0 انجام گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که سرمایه اجتماعی بر کارآفرینی سازمانی و کارآفرینی سازمانی بر عملکرد سازمانی تأثیر مستقیم دارد و شدت این تأثیر به ترتیب 46/0 و 63/0 بوده است. همچنین، سرمایه اجتماعی بر عملکرد سازمانی تأثیر مستقیم برابر با 18/0 دارد، این تأثیر به صورت غیرمستقیم و به واسطه متغیر میانجی کارآفرینی سازمانی، شدت بیشتری می یابد و به 29/0 می رسد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش و تأیید تأثیر مثبت سرمایه اجتماعی بر کارآفرینی و عملکرد سازمانی می توان نتیجه گرفت که با تقویت سرمایه اجتماعی در سازمان می توان بر افزایش روحیه کارآفرینی و بهبود عملکرد سازمانی تأثیر گذاشت. همچنین، با تأیید تأثیر کارآفرینی سازمانی بر عملکرد و نقش میانجی گری این متغیر در رابطه بین سرمایه اجتماعی بر عملکرد، می توان با تقویت روحیه کارآفرینی بین کارکنان، سبب بهبود عملکرد سازمان شد.
مقدمه: ناهنجاری های مادرزادی از علل شناخته شده مرگ و میر در دوره نوزادی و پس از آن می باشد. ناهنجاری های مادرزادی به عنوان یک مشکل اساسی و پرهزینه در حوزه سلامت مطرح می باشد. ثبت ملی ناهنجاری های مادرزادی به عنوان یک منبع اطلاعاتی قوی جهت محاسبه شاخص های سلامت الزامی است. لذا جمع آوری و گزارش دهی ناهنجاری های هنگام تولد امکان ارزیابی و برنامه ریزی را فراهم می کند که در گرو جمع آوری داده های ضروری می باشد. بنابراین، هدف مطالعه حاضر تعیین مجموعه حداقل داده نقایص تولد در سطح ملی به منظورسیاست گزاری و برنامه ریزی برای کنترل ناهنجاری ها بوده است. روش ها: پژوهش حاضر از نوع توصیفی تطبیقی با رویکرد کیفی بوده که در سال 1395 انجام شده است. مطالعه در سه مرحله تعیین حداقل داده ها در نظام های ثبت نقایص و ناهنجاری های مادرزادی در کشورهای سرآمد، تدوین مجموعه حداقل داده های اولیه پیشنهادی و اعتباریابی مجموعه حداقل داده های اولیه با استفاده از تکنیک دلفی و نظر خواهی از صاحب نظران صورت گرفت. یافته ها: پس از بررسی مجموعه حداقل داده ها در نظام های ثبت منتخب، 35 عنصر داده به نظرسنجی گذاشته شد که بر اساس نتایج دو راند دلفی در نهایت 25 عنصر داده در مجموعه حداقل داده نهایی در چهار زیر مجموعه اطلاعات مربوط به نوزاد، مادر، وضعیت اجتماعی اقتصادی مادر و سابقه ناهنجاری مورد اجماع صاحبنظران قرار گرفت. نتیجه گیری: مجموعه حداقل داده های ملی، ابزار مهمی در برنامه های نظارتی و نظام ثبت می باشند که امکان جمع آوری و انتقال داده ها در سطح کشور را فراهم خواهند نمود. وجود این مجموعه حداقل داده ها در سطح ملی با عث افزایش پتانسیل استفاده از داده ها و پاسخگویی به سؤال ها و مسایل بحرانی در بهداشت عمومی را فراهم می نماید. در همین راستا پیشنهاد می گردد که این مجموعه حداقل داده ها ملی در سامانه کشوری مادر و نوزاد(ایمان) گنجانده شود تا اطلاعات مربوط به ناهنجاری های مادرزادی به شکل کاربردی وجامع تری در سطح ملی جمع آوری گردد.
آسایش در یک فضای شهری شامل انواعی می شود که مهمترین بخش آن، آسایش حرارتی به جهت قابلیت سنجش بهتر به عنوان تاکید این پژوهش قرار گرفته است. اما عامل مهمی به نام سازگاری روانی باعث می شود افراد خود را با محیط تطبیق دهند. هدف این مقاله بسط تفاوت احساس (بویژه حرارتی) با ادراک و نوع رفتارهای مردم در یک فضای شهری در مواجهه با تغییرات آب و هوایی است. روش پژوهش در ابتدا اسنادی و شامل بسط مفاهیم ادراک، آسایش و الگوی رفتاری متاثر از آب و هواست و سپس با مطالعات پیمایشی و با روش تطبیقی دو فضای شهری تهران (میدان امام خمینی و امام حسین) در دو فصل تابستان و زمستان مورد مطالعه قرار گرفته اند. بخش آسایش عینی با کمک برداشت داده های تابش، باد، رطوبت و دما و شبیه سازی از طریق نرم افزار Envimet و مطالعات ادراکی نیز از طریق پرسشنامه در طیف لیکرت و با حجم جامعه 400 نفر، سنجیده شده است. همچنین داده های مربوط به میزان حضور مردم از طریق آمار تماس های برقرار شده در شبکه های مخابراتی، تخمین زده شده است. سپس داده های آماری به کمک نرم افزار SPSS تحلیل شده و الگوی مراجعه به فضاهای مذکور در شرایط گرما و سرما و ساعات روز و همچنین نوع سازگاری فیزیکی آنان و تفاوت معنی دار بین دمای احساس و ادراک شده، محاسبه شده است. در نهایت نیز جمع بندی و پیشنهادها ارائه شده اند.
موضوع تولید، تقویت و توسعه فضای شهری مناسب، فعال، پویا و زنده به عنوان یکی از اهداف راهبردی ارتقای کیفیت محیط در محیط های مصنوع شهری، همواره درصدر کار برنامه ریزان و طراحان شهری قرار دارد. سرزندگی محیط های شهری و حفظ پویایی و طراوت در شهرها نیازمند حضور هرچه بیشتر شهروندان در فضاهای شهری و تعاملات اجتماعی با یکدیگر است. از سویی دیگر، منظر شهرهای بزرگ در طول شبانه روز، چهره متفاوتی از شهر را در معرض دید کاربران فضاهای شهری قرار می دهد: بخشی از این منظر را فعالیتهای جمعی شهری در طول شب شکل می دهد و بخش دیگر را جنبه های بصری فضاهای شهری، که در هنگام شب از نظرها پنهان شده و تنها با بررسی و بازخوانش تداوم زندگی شهری در شب قابل رویت است، به نمایش گذارده می شود. لذا فضاهای شهری به عنوان بستر فعالیت های جمعی شهروندان و مناظر شهرهای شبانه به کمک هم، تصور مخاطب از شهر را می سازد که از آن به سیمای شهرهای شبانه روزی تعبیر می شود. لذا موارد فوق الذکر، برجسته شدن رویکردی به نام «زندگی شبانه» یا خیابانهای 24 ساعته گردیده است که در واقع به تشویق فعالیت های گوناگون اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در ساعات بیشتری از شبانه روز توجه دارد؛ لذا هدف از پژوهش حاضر شناسایی و تحلیل عوامل موثر بر پویایی فضاهای شهری 24 ساعته در محله فرهنگی- تفریحی دربند تهران به عنوان یک فضای شهری می باشد. روش تحقیق در این پژوهش علاوه بررویکرد توصیفی تحلیلی، روش تحقیق پیمایشی، در بستری از مطالعات کتابخانه ای و میدانی می باشد. جامعه آماری شامل کلیه ساکنین و عبورکنندگان از این محدوده است. روش نمونه گیری بصورت تصادفی ساده و همچنین نمونه آماری در این تحقیق 380 نفر بر اساس فرمول کوکران می باشد. برای جمع آوری اطلاعات تحقیق از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. اطلاعات حاصله پس از طبقه بندی، با استفاده از نرم افزار آماری spss، به مقتضای نوع متغیرها و ارتباط آنها با یکدیگر مورد بررسی قرار گرفته است. در نهایت نتایج نشان داد که بین شاخص های تعریف شده برای زندگی شبانه از جمله احساس امنیت، دسترسی به وسایل حمل و نقل عمومی، نظافت و پاکیزگی، تنوع فعالیت ها و جذاب و هیجان انگیز بودن آنها، کاربری های وضع موجود، زیبایی و جذابیت یک فضای شهری، داشتن حق انتخاب، افزایش ساعت عملکرد فعالیت ها، امکان تجمع گروهی، باورهاو اعتقادات فرهنگی و مذهبی جامعه، سطح آگاهی و سواد مردم ،امکان قابلیت پیاده روی در یک فضای شهری و میزان تمایل مردم برای استفاده از فعالیت های شبانه، رابطه ای مثبت و خطی وجود دارد؛ همچنین جذابیت دربند برای تبدیل شدن به خیابانی 24 ساعته بالا بوده؛ خوانایی و تنوع خیابان از پتانسیل مناسبی برخوردار بوده و امکان فعالیت پتانسیل کم و نسبتاً نامناسبی دارد، حال آنکه امنیت پتانسیل بسیار نامناسبی داشته است.
بررسی سازو کارهای برنامه ریزی و مدیریت شهری در کشورهای در حال توسعه این نظام را در بکارگیری الگوی حکمروایی شهری آشکار می سازد. در بیشتر این کشورها، نظام برنامه ریزی و مدیریت شهری به صورت متمرکز است و نظارت و توسعه ی شهرها از طریق سازمانهای دولتی در سطح محلی و ملی انجام می پذیرد. با وجود مشکلات و موانع متعدد، تقویت حکومتهای محلی و جذب مشارکت بخش های خصوصی عنصری حیاتی محسوب می شود. با ناتوانی دولت در شهر تهران در پاسخگویی به نیازهای گوناگون شهری و عدم انطباق اولویتهای شهروندان با برنامه های ارائه شده و ضرورت مسئولیت پذیری بیشتر در اداره ی امور شهری، امروزه الگویی از اداره ی شهرها بر پایه نگرش نوینی از حکمروایی شهری برای این کشورها پیشنهاد شده که نه تنها دولت بلکه جامعه ی مدنی و بخش خصوصی را به مشارکت در اداره ی شهر فرا می خواند. روش تحقیق در پژوهش حاظر توصیفی- تحلیلی می باشد و با استفاده از روش اسنادی و کتابخانه ای به جمع آوری اطلاعات پرداخته شده است جامعه آماری این پژوهش شامل مدیران شهرداری تهران می باشد و با توجه به گستردگی جامعه آماری از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای استفاده شده و اطلاعات یدست آمده با استفاده روش تاپسیس تحلیل شده است که بر اساس نتیجه حاصل از آن معیار برقراری ارتباط بین مردم و طرح، کاهش هزینه و زمان اجرای طرح ها رتبه اول را به خود اختصاص داده است و سایر معیارها در رتبه های پایین تر قرار دارند.
امروزه رشد و گسترش شهرها علی الخصوص مادرشهرها و کلانشهرها سبب کاهش روابط اجتماعی بین شهروندان و متعاقباً سبب بیگانگی اجتماعی و انزوای اجتماعی شهروندان از یکدیگر شده است. این مساله به تدریج سبب کم شدن هویت محله های شهری و نهایتاً جدایی گزینی اجتماعی در آنها شده است. بنابراین جدایی گزینی اجتماعی یکی از معضلات شهرهای امروزی است و باید درصدد پیدا کردن راهکارهای مناسب در جهت رفع این مشکل بود. بدین منظور در این مقاله عوامل مؤثر بر جدایی گزینی اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته است. بدین منظور داده های مربوط به پرسشنامه های پر شده و داده های بدست آمده مرکز آمار ایران در محدوده مورد نظر وارد نرم افزار SPSS شده است. سپس خروجی آن با فرمتExcel به عنوان ورودی اطلاعات متصل به نقشه در نرم افزار Arc GIS استفاده می شود. در نهایت نقشه نهایی جهت محاسبه میزان جدایی گزینی وارد نرم افزار Geo Segregation Analyzer می شود. در این مقاله میزان جدایی گزینی فضایی- اجتماعی محله کرمان واقع در منطقه 8 شهرداری تهران از طریق شاخص های جدایی گزینی، ضریب آنتروپی و ضریب جینی و نحوه پراکندگی با استفاده از فرمول موران محاسبه شده است. با توجه به نتایج بدست آمده می توان بیان کرد که جدایی گزینی فضایی- اجتماعی بین گروه های شغلی بسیار بالا می باشد. خصوصاً در گروه کارفرمایان جدایی گزینی بسیار بالا و نزدیک عدد یک (جدایی گزینی کامل) می باشد ولی جدایی گزینی در بین گروه های مختلف تحصیلی در حد متوسط رو به بالا می باشد. میزان جدایی گزینی در بین گروه های درآمدی در حد متوسط می باشد و هرچه درآمد زیاد شود، میزان جدایی گزینی نیز بیشتر می شود تا جایی که در گروه های ساکن با درآمدهای بالاتر شاهد جدایی گزینی کامل و یا خیلی شدید می باشیم. میزان جدایی گزینی در گروه های قومیتی ترک بالاتر از حد متوسط می باشد و در گروه قومیتی لر جدایی گزینی کامل و یا شدید اتفاق افتاده است. این درحالی است که جدایی گزینی در بین گروه فارس ها بسیار ناچیز و خفیف می باشد. عامل های مورد بررسی نشاندهنده این موضوع می باشد که در این محله جدایی گزینی فضایی- اجتماعی در حد متوسط رو به بالا رخ داده است و باید سیاست های جهت کاهش آن، اعمال نمود.