فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰٬۳۸۱ تا ۴۰٬۴۰۰ مورد از کل ۸۳٬۴۴۶ مورد.
بررسی دو استدلال به نفع نظریه منطقدانان در تبیین معنای جملات شرطی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال شانزدهم تابستان ۱۳۹۰ شماره ۲ (پیاپی ۶۲)
107 - 140
حوزههای تخصصی:
کاربرد جملات شرطی در متون دینی و ضرورت تحلیل ماهیت حکم مشروط، توجه دانشمندان اصولی را به تفاوت دیدگاه دانشوران علم منطق و عالمان بلاغت در تعریف جمله شرطی جلب کرده است. نتیجه این توجه طرح مباحثی است که به شکلی بسیار گسترده تر از آنچه در کتب منطق و بلاغت مطرح است، به تبیین معنای جملات شرطی می پردازد. هر چند بررسی تفاوت این دو دیدگاه سهم اندکی از مباحث اصولی مربوط به تحلیل مفاد جملات شرطی را به خود اختصاص داده است، اما همین مقدار نیز دربرگیرنده استدلال های متفاوت و جالب توجهی است که به نفع هر کدام از این دو دیدگاه مطرح شده است. در این نوشتار، پس از تبیین نظریه منطقدانان و عالمان بلاغت، به بررسی دو استدلال که به نفع نظریه دانشوران منطقی مطرح شده است، می پردازم. نتیجه این بررسی تبیین سازگاری بیشتر نظریه عالمان بلاغت با ارتکازهای موجود از جمله شرطی و ارائه تقریبی کامل تر از این نظریه است که پاسخ گوی برخی ایرادهای مطرح شده در این زمینه است.
بایسته های نویسندگی در کتاب «بهتر بنویسیم»
منبع:
آینه پژوهش سال ۲۲ آذر و دی ۱۳۹۰ شماره ۵ (پیاپی ۱۳۱)
80 - 85
حوزههای تخصصی:
کتاب «بهتر بنویسیم» تازه ترین اثر در زمینه نویسندگی و قلم زنی حرفه ای است که توسط آقای رضا بابایی به رشته تحریر درآمده است. نویسنده در مقاله حاضر در راستای معرفی کتاب مذکور، محتوا و نکات برجسته فصول کتاب را برای مخاطبات به تصویر کشیده و با ذکر چکیده ای از برخی مطالب کاربردی کتاب و کاستی های آن، مقاله خویش را به پایان می رساند.
رهیافت هایی به قرآن
حوزههای تخصصی:
ترجمه کتب و مقالات قرآنی از محققان غربی نه تنها تصویر بهتری از فضای علمی مطالعات قرآنی در غرب به دست میدهد، بلکه زمینه آشنایی بیشتر با رویکردهای علمی و انتقادی و بهر هگیری از اصول و رو شهای پژوهش علمی را برای پژوهشگران داخلی فراهم م یآورد که هر دو زمینه ساز ارتقای سطح پژوهشها در حوزه مطالعات اسلامی به زبان فارسی است. انتشار کتاب «رهیافتهایی به قرآن » را می توان، گامی در مسیر تحقق اهداف مذکور دانست. نویسنده در مقاله حاضر سعی در ارائه گزارشی از محتوای کتاب که مشمل بر سیزده مقاله قرآنی است، دارد تا از این رهگذر خوانندگان را به مطالعه دقیقتر و آشنایی با رهیاف تها و امکانات روش شناختی عرض هشده در مقالات ترغیب کند. در نهایت نویسنده به اختصار ترجمه متن کتاب را در بوته نقد و بررسی قرار میدهد.
غزل های قرآنی: نگاهی به مجموعه شعر بغض دیرسال من
منبع:
آینه پژوهش سال ۲۲ مهر و آبان ۱۳۹۰ شماره ۴ (پیاپی ۱۳۰)
57 - 63
حوزههای تخصصی:
بغض دیرسال من، نخستین مجموعه شعر سید صابر موسوی است که سی غزل از این شاعر جوان را در بر دارد. نویسنده در مقاله حاضر با بررسی زبان، اندیشه و محتوای اشعار این شاعر، سعی در مقایسه ویژگی های سبکی و محتوایی شعر وی با غزل سرایان برجسته پیشین دارد. علاوه بر این، نویسنده اشعار وی را از ابعاد زیبایی شناسی و گرایش به غزل سنتی و مدرن، وزن، ردیف و قافیه مورد مداقه قرار می دهد.
کشف الاسرار آیینه بلاغت قرآن(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
یکی از وجوه برجسته قرآن کریم، فصاحت و بلاغت آن است؛ یعنی سخن رسا و مقتضی حال، شیوا و روشن، که سخن خدا نمونه بی مثال آن می باشد. عرب از دیرباز با آزمون های گوناگون ارزش اعجاز این نامه آسمانی را درک کرده اند و مسلمانان برای نشان دادن شگفت آفرینی آن کتابهای فراوانی نوشته اند. رشیدالدین میبدی در تفسیر کشف الاسرار، جلوه هایی از اعجاز بلاغی و زیبایی های کلامی قرآن را شرح داده است. انواع شگردهای فصاحت، علم معانی و بیان (شاخه های بلاغت) به کار رفته در کلام الله در تفسیر مذکور بحث و بررسی شده است. بنابر این کشف الاسرار و عده الابرار میبدی- علاوه بر اعتبار تفسیری- مرجعی در نشان دادن رسایی قرآن و به عبارتی آیینه بلاغت قرآن می باشد. این مقاله حاصل مطالعه و بررسی مباحث بلاغی قرآن در ده جلد موجود کشف الاسرار است که نکات مهم بلاغی قرآن را از دیدگاه نویسنده آن تفسیر بزرگ به عنوان شواهد و مستندات نشان می دهد.
مفهوم شناسی مسئله بیان ناپذیری عرفان
حوزههای تخصصی:
این مقاله، به بررسی مواردی که در مظان خلط با مسئله بیانناپذیری عرفان است، میپردازد؛ مواردی چون ناتوانی بلاغی، توصیه به سکوت و تقیه و رازداری، عدم بیان بواطن امور شهودی برای عوام، بیانناپذیری به هدف ابراز تفاوت حقیقت غایی با محسوسات، بیمعنایی و بیانناپذیری هرمنوتیکی نیست. از این بحث به دست میآید که، تنها تعریف معقول و صحیح از بیان در مسئله «بیانناپذیری عرفان»، در قالب لفظ درآمدن است. در این صورت، بیانناپذیری بدین معنی است که شهودات عرفانی در قالب لفظ در نمیآیند. در پایان، به برخی نمونه های خلط مفهومی این مسئله با مباحث دیگر پرداخته است. توجه به تعریف صحیح این مسئله و تمایز آن با مباحث و مطالب دیگر، تنها راه ورود به حل و فصل صحیح این موضوع میباشد.
اسفار اربعه در عرفان اسلامی
حوزههای تخصصی:
در عرفان اسلامی، مراحل حرکت باطنی انسان به سویکمالش با طرح های گوناگونیترسیم شده که یکی از این طرح ها «اسفار اربعه» است. محتوای اصلی اسفار اربعه مشهور سفرهای«من الخلق الی الحقّ»، «فی الحقّ بالحقّ»، «من الحقّ الی الخلق بالحقّ» و «فی الخلق بالحقّ» است. بحث از سفر «الی اللّه» و «فی اللّه» از همان آغاز شکل گیری عرفان اسلامی مطرح بوده است. اما مقام «بقای بعد از فنا»،که ناظر به دو سفر بعدی است، تا پیش از ابن عربی زیاد مورد توجه قرار نگرفته و به عنوان سفر به آن اشاره ای نشده است. ازاین رو، تقسیمات چهارگانه ایکه از اسفار مزبور تا پیش از ابن عربی صورت گرفته، تنها ناظر به سفر «الی الله» و یا علاوه بر آن، ناظر به سفر «فی الله» بوده است و در آن، دلالتی بر سفرهای بعدی وجود ندارد. پس از ابن عربی، تقریرهای متفاوتی از اسفار اربعه صورت گرفته که اولین و شبیه ترین تقریر به اسفار اربعه مشهور، تقریر عفیف الدین تلمسانی است. پس از ویکاشانی با کمی تصرّف محتوایی در تبیین سفرها، تقریری در شرح «منازل السائرین» خود به دست داد. پس از کاشانی، شاگرد او قیصری نیز با کمی تصرّف در تبیین سفر چهارم، صورت نهایی و مشهور اسفار اربعه را ترسیم نمود که از طریق ملاصدرا و کتاب اسفار اربعه او شهرت یافت. برای این اسفار، احکام و آثار فراوانی در کتب اهل معرفت ذکر شده که مهم ترین آنها ظهور مسئلة «ولایت» و «خلافت» دربارة انسان هایکامل مکمّل است.
تجربه گونه های مرگ در زندگی در مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مرگ در مثنوی، امری دفعی نیست که به یکباره اتفاق افتد و کوس ختم حیات را بکوبد، بلکه پدیده ای است ساری در متن زندگی، که انسان در حیات جسمانی خود بارها آن را تجربه می کند یا می تواند تجربه کند. این اندیشه از آنجا می خیزد که مولانا مرگ را اعم از مرگ جسمانی و دارای مراتب و گونه های گوناگونی می داند. به نظر او، خواب، تکامل انسان، خلق مدام و موت اختیاری، گونه هایی از مرگ در زندگی دنیوی اند. شاید در نگاه نخست، به نظر آید که بیان او در این موارد، بیانی مجازی است و مولوی، قصد تشبیه و نمادسازی دارد، اما مبانی اعتقادی که در پس آن ها وجود دارد، از یکسو و نتایجی هم که وی از مرگ بودن آن ها می گیرد از سوی دیگر، نشان می دهد وی آن ها را گونه هایی از مرگ می داند، نه تشبیهات و نمادهایی برای مرگ. از آنجا که مولانا در شناخت، قائل به تجربه است: «درنیابد حال پخته هیچ خام» با این گونه ها نیز معمولاً به مثابه تجربه هایی از مرگ برخورد می کند، زیرا در پی ایجاد شناخت نسبت به مجهول ترین مسئله و ملموس ساختن آن و در نتیجه، زدودن هراس ناش از جهل است؛ اگرچه اغلب آن ها ناآگاهانه اند.
تبیینی تازه از اسباب و عوامل تأخیر مثنوی در دفتر دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل چالش بر انگیز و حل ناشده درباره مثنوی، علل پیدا و پنهان تعطیلی مجالس مثنوی در انتهای دفتر اول، و شروع با تأخیر آن در دفتر دوم است. برای این موضوع، هم در مثنوی و هم در آثار معاصران مولانا می توان عللی جستجو کرد، اما هیچ کدام از این اسباب یا عوامل به تنهایی قانع کننده به نظر نمی رسد، از این رو، شارحان و محققان قدیم و جدید، به دنبال عوامل دیگری رفته اند، عواملی که فی المجموع پذیرفتنی می نماید و غالباً از فحوای ابیات مثنوی قابل اخذ و استنباط است. نگارنده در مقاله حاضر، ضمن بیان پیشینه بحث، و نقل لبّ اقوال و آرای صاحب نظران قدیم و جدید، و نیز استخراج و تشریح آرای مولوی، با قرائت و تأملی تأویلی(نقد هرمنوتیکی) مجموعه این آرا و اقوال را با سه رویکرد(گوینده محور، مخاطب محور و متن محور) دسته بندی و تبیین علّی می کند، و به نتایج تازه ای دست مییابد. این تقسیم بندی و رویکرد تازه، خواننده را بیشتر از آنکه به اسباب و عوامل تأخیر توجه دهد، به پیشینه، عوامل، دلایل و درس های پیدا و پنهان معرفتی و سلوکی آن متوجه می کند؛ عواملی که در فهم موارد مشابه دیگر در مثنوی(مانند خاموشی نابه هنگام در دفتر ششم) و غیر مثنوی(مانند علاقه عارفان به خاموشی و مواضع آن در آثار عرفانی) نیز قابل استنباط یا تطبیق است. همچنین با این دسته بندی و تأمل تازه نگارنده در منابع برون متنی و درون متنی، برخی اسباب و عوامل ناگفته تأخیر، کشف و توجیه و تبیین می شود که پیشتر بدان ها توجه یا اشاره ای نشده بود. اسباب و عوامل معرفتی و سلوکی و آموزشی، نقش و اهمیت صبر و خاموشی، تشخیص و دستور سلوکی مولوی به خاموشی، توجه به اقتضائات ادبی و بلاغی، نقش مخاطب مطلق و حکمت و اراده او، نقش مخاطبان عام، و نیز توجه به نیازهای متن(مثنوی) و تأثّر متن از احوال گوینده و مخاطب از اهمّ آن عوامل است.
مأخذشناسی تحلیلی حکایاتی از مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه رابطه چندسویه متون ادبی، از ارتباطات عمیق فرهنگی، داد و ستدهای محتوایی و تعاملات ادبی آن ها در طیّ قرون متمادی، پرده برمی گیرد و به کشف راز زیبایی، کمال هنری و جاودانگی شاهکارهای ادبی می انجامد. مثنوی مولوی، از آن گونه شاهکارهایی است که نه تنها با متون ادبی پیشین رابطه دارد و با آن ها گفت وگو می کند، بلکه سخت با فرهنگ مردم گذشته و اهالی دین و تصوف و عرفان، پیوند می خورد. بررسی و تحقیق در آثاری که بتوان ردّ پای مفاهیم، ایده ها وساخت های مثنوی را در آن ها یافت و نیز، تبیین نوع تعامل مثنوی با این متون، از اهداف پژوهش حاضر است؛ پژوهشی که لاجرم، به کشف منابع و مآخذی نویافته از حکایت هایی منجر شده که در کتاب مآخذ قصص و تمثیلات مثنوی نیامده اند و سرچشمه های تازه ای از آبشخور فکری مولانا را نمایان می سازد و جنبه های هنرمندی مولانا را تبیین می کند.
ماهیت و غایت درد و رنج در شرح تعرّف و کشف المحجوب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شرح تعرّف مستملی بخاری و کشف المحجوب هجویری، از ارجمند ترین متون صوفیانه فارسی اند که از لحاظ تقدّم زمانی نیز در میان متون دیگر متمایز بوده اند و در حوزه عرفان خراسان جای می گیرند. نگارندگان این پژوهش، ماهیت و غایت درد و رنج را در نظام اندیشگی مستملی و هجویری در چهار ساحت معناشناسی، وجودشناسی، غایت شناسی و شأن اخلاقی بررسیده اند. این بررسی ها نشان می دهد که در زمینه مطالعات عرفانی، بسیاری از تعاریف معمول که در حیطه عالم محسوس ارائه می شود، به چالش کشیده می شود و معنا و وجهی دیگر می یابد، چنان که در این زمینه، درد و رنج از ملزومات سلوک و نیز از نتایج زیستن در دنیا شمرده می شود و رنج های عرفانی که حاصل بلاهای عظیم راه عشق و معرفت است، مبارک دانسته می شود؛ بنابراین دو عارف مورد بحث، ضمن تفاوت هایی که در برخی رویکردهای جزئی با یکدیگر دارند، هر دو عرفایی معرفت اندیش اند که به جای نجات صرف از رنج، به تهذیب یافتگی و زرگشتگی عارف ثابت قدم می اندیشند.
خوشنویسی درآغاز عصر صفوی: تحولات،کارکردها، حامیان و هنروران
حوزههای تخصصی:
سرآغاز فرمانروایی صفویان- عصر سلطنت اسماعیل و طهماسب- دوره بالندگی هنر خوشنویسی در ایران است. این هنر در این عصر، سه دوره تقریباً برابر را گذراند. نخست دوره گذار و انتقال از سنت های پیشین به ویژه عصر تیموری به صفویان تبریز است؛ دوره دوم که مقارن با نخستین سال های سلطنت طهماسب و اقبال او به هنر کتاب آرایی است، دوره قاعده مند شدن برخی از خطوط به ویژه نستعلیق و کاربرد آن برای نخستین بار در کتابت قرآن است؛ دوره سوم که با توبه طهماسب و کناره گیری او از هنر همزمان است، اگر چه موجب رکودی آشکار در برخی هنرها شد، اما هنر خوشنویسی از آسیب جدی در امان ماند. خوشنویسی در این دوره دو کاربرد مشخص داشت. نخست، کارکرد هنری؛ دوم: کارکرد اداری. این پژوهش بر آن است تا پس از بیان تحولاتِ هنر خوشنویسی، انواع ِخطوط و اهمیت هر یک از آنها در نیمه نخست عصر صفوی، نقش حامیان آن را همراه با معرفی برجسته ترین خوشنویسان نستعلیق و عوامل مؤثر در پایگاه اجتماعی و معیشتی آنان، بررسی کند.
بررسی نقش زنادقه در جعل حدیث(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین مباحث مورد توجه حدیث شناسان، موضوع جعل و وضع حدیث است. در مورد علل و انگیزه های جعل حدیث، آرای گوناگونی اظهار شده است. «زندقه گرایی» به عنوان یک جریان مخرب و تأثیرگذار در اسلام مورد توجه ناقدان حدیث قرار گرفته است. با این همه، بررسی واژه «زندقه و زنادقه» نشان می دهد که این دو واژه در متون اسلامی به معانی گوناگونی به کار رفته است. در پاره ای موارد به طور خاص درباره پیروان ادیان ایرانی همچون مانویان و گاهی به صورت عام بر پیروان مکاتب فکری، فلسفی، کلامی، فرقه ای، سیاسی و فرهنگی و بعضاً مخالف اسلام حمل شده است. در این نوشتار، ضمن بیان مراد حدیث شناسان از مفهوم واژه «زندیق و زندقه» به مهم ترین اغراض زنادقه در جعل و وضع احادیث اشاره شده است.
از متن تا معنا؛ گفتگو با دکتر سید یحیی یثربی
حوزههای تخصصی:
جایگاه زبان عربی و ویژگی های زبانی آن (اللغة العربیة؛ مکانتها وقضایاها اللغویة)
حوزههای تخصصی:
إن اللغة مرآة حال الأمة وسجلّ مفاخرها والشاهد علی مجدها فی المجالات الاجتماعیة والأدبیة والسیاسیة والإداریة، تعزّ بعزة أمتها وتذلّ بذلتها.إنها أداة التفاهم والتعاون والتعایش بین الشعوب، وإنّ الدول الراقیة تحاول بکلّ ما فی وسعها لنشر لغاتها وتقویتها بین الشعوب. نتحدث فی هذه المقالة عن مکانة اللغة عند أصحابها، وأهمیة اللغة العربیة من حیث التناسب بین اللفظ والمعنی واتساعها. وعن النظریات المختلفة حول نشأة اللغة، وهل أنها تواطؤ واصطلاح بین البشر أم توقیف أی وحی وإلهام، ونبحث أیضا عن أقسام اللغة الأصلیة، وطبقاتها من حیث التکوین، وهل إنها وضعت کلّها فی وقت واحد أم وضعت متتابعة، وکذلک نشیر إلی عصمة أو عدم عصمة الأعراب الجاهلیین عن الخطأ، وفیه إشارة موجزة إلی المنازعات التی حدثت بین نحویی البصرة والکوفة.
ادوار فقه مقارن در شیعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پیشینه علوم مختلف، تدوین کارنامه ادوار آن علم از جمله اسبابی است که به درک بهتر آن علم و شناختن فراز و فرود آن علم کمک بسیار می رساند. در زمینه فقه اسلامی هم که از شاخه های علوم اسلامی بیرون نیست، این مقوله صادق است و دانشمندان بسیاری برای علم فقه، ادوار و دوره های تاریخی را طرح ریزی کرده اند. اما متأسفانه در تعیین ادوار برای فقه مقارن و تشکیل تاریخچة مجزایی برای این علم، چه در شیعه و چه در اهل سنت تاکنون کار پژوهشی ژرفی ثبت نشده است یا حداقل به اسنادی در این زمینه دست پیدا نکردیم. پژوهش حاضر برای اولین بار در شیعه و اهل سنت، تلاش می کند تا با بررسی اسناد تاریخی، ادوار پنجگانه ای برای فقه مقارن ارایه دهد و سپس به آثار مهمی که در هر دوره در فقه مقارن نوشته شده است، اشاره کند.
راهبردهایی برای مقابله با هنجارشکنی در عهد نبوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدینه پس از هجرت پیامبر (ص)،نیازمند تبیین روابط افراد و ایجاد فضایی برای تبلیغ دین اسلام بود. این امر به تعیینحدود آزادی افراد و گستره فضای سلوک آنان نیاز داشت.درمدینه آن سال ها، به سبب نبودتصوری روشن از عملکرد پیامبر (ص) و آموزههای اسلام نزدبرخی گروههای اجتماعی و افراد، زمینه ناسازگاری با حکومت مدینه فراهم بود. علاوه بر آن، نباید از برخی تمنیات شخصی افراد و ارتباط آنان با مخالفان، به ویژه قریش غافل شد؛ عاملی که ممکن بودفضای شهر را گرفتار آشوب کند.درپاسخ به پرسشهایی درباره هنجارشکنیو نیز شناسایی مهمترین راهبردهای پیامبر (ص) در مقابله با آن،فرض برآن است که تخطی از قانون عمومی شهر، کمک به دشمنان،ایجاد آشوب و ناامنی در شهر و ضدیت با قوانین دین، به منزله مشخصترین و مهمترین جلوههای هنجارشکنی تعریف شدند؛ پیامبر (ص) نیز با ابزارهای نظارت بیرونی و درونی به مقابله با هنجارشکنی پرداخت.پیامبر (ص) با کمک آموزههای دینی و به وسیلهنظارت و کنترل اجتماعی، با دو ابزار کارآمدامور را سامان داد که عبارت بودند از:درونی سازی ارزش ها و دعوت به جایگزینی معیارها و ملاکهای مبتنی بر دین به جای ارزش های جاهلی یا برخاسته از نفسانیات شخصی و نیز مبارزه با کجروی و هنجارشکنی ازطریق کنترل اجتماعی. این امور به ابزارهایی کارآمد در کنترل هنجارهای جامعه و ممانعت ازهنجارشکنی تبدیل شد.