از مهم ترین عناصر داستان که معیاری برای سنجش یک اثر داستانی به شمار می آید، شخصیت و شخصیت پردازی است که نقشی برجسته در انتقال درون مایه داستان دارد. غسان کنفانی از برجسته ترین نویسندگان فلسطینی است که با پردازش هنرمندانه این عنصر در داستان هایش، مجال را برای بررسی آن فراهم ساخته است. مقاله حاضر به تحلیل شخصیت پردازی وی در رمان ام سعد می پردازد و، پس از اشاره به تعهد وی در هنر داستان نویسی و تعریف شخصیت و شیوه های پردازش آن در رمان ام سعد، نوع شخصیت های این رمان را تحلیل می کند. کنفانی با پردازش دقیق این عنصر در رمان ام سعد، گذشته از اینکه ساختار داستانی آن را استحکام بخشیده، با هنرمندی شخصیت هایش را برای به تصویر کشیدن درونمایه آن مطابقت داده است؛ درون مایه مقاومت و پایداری دربرابر اشغالگران و مبارزه قهرمانانه ازجان گذشتگان، به ویژه مادران دلاور و رنجدیده فلسطینی.
از اساسی ترین و ریشه ای ترین اعتقادهای یک مسلمان، توحید است که پیامبران الهی و اوصیاء آنها برای تقویت آن در میان مردمان تلاش می کردند و هدف آنها رساندن انسان ها به توحید نظری و عملی بوده است. نوشتار حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و شیوة جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای، به چند روایت از امام رضا (ع) (و نیز معصومان (ع) دیگر) استناد می کند که در آن، عالم آل محمد (ص) کج فهمی برخی فرقه های اسلامی از توحید را اصلاح کرده اند . اگر انسان، به خوبی توحید را در نظر و فکر بفهمد و مطابق آن عمل کند به یقین، به اصول دیگر نیز معتقد است و به تمامی بایدها و نبایدهای شریعت پای بند خواهد بود. مشکل بسیاری از ناهنجاری های فردی و اجتماعی بشر، نادانی یا ضعف در دانایی نسبت به خداوند و صفت های اوست که این مسئله منشأ دیگر اشکال ها و آفت های جهان بینی و ایدئولوژی، یعنی نداشتن شناخت یا شناخت ناقص هست ها و نیست ها و بایدها و نبایدها می شود. سؤال اصلی مقالة حاضر این است که مهم ترین اوصاف خداوند متعال یعنی ذات حضرت حق چیست؟ و آیا پاره ای از اوصاف نقل شده از فرقه های مسلمانان نسبت به خداوند متعال صحیح است؟
این پژوهش در پی یافتن سرنخ هایی از امتداد جریان کلامی هشام بن حکم در بصره است و با این پرسش اصلی دنبال می شود که خط فکری هشام بن حکم چرا و چگونه در بصره تداوم پیدا کرد. به نظر می رسد پس از آنکه هشام بن حکم و شاگردانش در بغداد مورد تعقیب و آزار دستگاه خلافت عباسی قرار گرفتند، برخی از شاگردان هشام همچون علی بن اسماعیل میثمی و حکم بن هشام بن حکم به دلیل رونق داشتن گفتگوهای کلامی در شهر بصره و نیز دوری آن شهر از مرکز خلافت عباسی، برای ادامه فعالیت های کلامی خویش به آن سامان مهاجرت کردند. آنها در راستای پیگیری اندیشه های کلامی خود، بیشتر با گروه فکری معتزله درگیری علمی داشته اند و از سوی دیگر مخالفت برخی از امامیان بصره با آنان نیز در خور توجه است. با توجه به مخالفت های برون مذهبی و درون مذهبی، این جریان پس از حضور کوتاه مدت و فعالیت های تأثیرگذارش در بصره به محاق رفت. البته هرچند تاکنون تصور روشنی از حضور این جریان در بصره وجود نداشته است، اما در این پژوهش به این نتیجه رسیدیم که خط کلامی پیرو هشام در اواخر سده دوم و نیمه سده سوم هجری در بصره فعال بوده اند.
قاعده اکراه یکی از قواعد فقهی حقوقی بسیار مهم در باب مسئولیت مدنی دولت است که نقش آن در اثبات و نفی مسئولیت مدنی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. بر اساس این قاعده ضمان از مکرَه به مکرِه منتقل می گردد و در واقع ضمان، مکرَه را منتفی و ضمان مکرِه را اثبات می نماید. حال در باب مسئولیت مدنی دولت، این قاعده از جهات گوناگون قابل بررسی است که در این پژوهش، در چهار قالب به این امر توجه شده است: اکراه امام، اکراه حاکم جائر، مأمور مکرَه و مأموریت های پلیسی. از جمله نتایج این تحقیق آن است که در صورتی که مأمور دولت مکرَه واقع شود، علاوه بر عجز از تفصی، به ملاک تقدیم ضرر اشد بر اخف توجه نماید. دایره موردِ اکراه واقع شدنِ والی در برخی موارد شامل افراد اجنبی از والی نیز می شود. در صورتی که مأمور دولت غیر را بر انجام عملی اکراه نماید، درصورتی که در تحت اختیارات خود اقدام به چنین عملی نموده باشد، دولت ضامن جبران خسارات است و در صورتی که در خارج از اختیارات خود اقدام به چنین عملی نموده باشد، مأمور دولت ضامن است، بدون آن که دولت در این زمینه مسئولیتی داشته باشد.
اراده در انسان همراه با تصور، تصدیق و تغییرات نفسانی، حادث می شود. مسلماً این اراده، سزاوار ذات واجب الوجودی خداوند، نیست. از سوی دیگر، می دانیم ذات باری تعالی از ازل متصف به جمیع صفات کمالی است. اراده نیز از صفات کمال است و بنابراین، عقلا ذات باری تعالی نمی تواند خالی از این کمالِ ازلی باشد. لذا ملاصدرا در همه آثار فلسفی خود، اراده را از صفات ذاتی و همان علم، شوق و ابتهاجِ خداوند به نظام اصلح می داند. اما ظاهر روایات، با رد اراده ذاتی و وحدت آن با علم، تاکید دارند اراده خداوند صفتی حادث و همان احداث و فعل اوست. صدرا برای رفع تقابل میان دیدگاه عقل و روایات، در موضعی از شرحش بر اصول کافی، ضمن تاکید بر اراده ازلی و عینیت آن با علم، اراده حادث را نیز پذیرفته و قائل است اراده نیز مانند علم دارای مراتب است که بالاترین مرتبه آن اراده ازلی اجمالی و پایین ترین مرتبه آن اراده تفصیلی یا همان اراده حادث است. اما این دیدگاه با توجه به شدت تاکید روایات بر نفی اراده ازلی و عدم عینیت آن با علم، چندان راهگشا نیست. در این مقاله پس از گزارش آراء صدرا و مضامین روایات، برای حل این تقابل، پیشنهاد می شود، اراده ازلی خداوند را می توان به معنای قدرت بر اراده دانست. و اراده حادثِ مورد تاکید در روایات را به معنای ظهور و فعلیت آن به حساب آورد. لذا خداوند از ازل اراده دارد؛ اما از ازل اراده نمی کند. تاکید روایات بر حدوث اراده، ناظر به مقام اراده کردن خداوند است که با تحقق آن، فعل ضروری می شود و زاید بر ذات است. به همین دلیل موجب تغییر در ذات الهی نخواهد شد.
Metaphor, as a part of humans’ verbal communication, is naturally used in the language of religion. Directional metaphors are formed based on the main directions as the original domain and are related to the concepts that indicate the direction and spatial location. Directional metaphors allocate spatial meanings to concepts and thus convey meaning based on humans’ sensory and cultural experiences. The present article employs a descriptive-analytical method to investigate the linguistic aspects of the directional metaphor of the word “qurb” (nearness to Allah) in the Quran, and makes this metaphysical concept understandable in the human mind through referring to its empirical and physical backgrounds. Spatial or local directions, as well as geometric illustrations, create a new understanding for humans. Although the Quran has used several words and phrases to convey the meaning in the application of the directional metaphors, the present study examines the directional metaphors of the word “qurb” (nearness to Allah). In the end, it is concluded that the directional metaphors used for this word are behind and in front, up and down, center and margin, as well as inside and outside.
تبیین چیستی «الزامات اخلاقی»، هدف اصلی نظریه فلسفة اخلاقی آیت الله صادق لاریجانی است. طبق دیدگاه ایشان، از منظر «هستی شناسی»، الزامات اخلاقی، الزاماتی حقیقی هستند که انسان بالوجدان آنها را درک می کند. متعلق این الزامات، ماهیت و طبیعت فعل است که در عالم تقرر ماهوی و نفس الامر جای دارند. از منظر «معناشناختی»، این الزامات واقعی، به دو گونه اخباری و انشائی قابلیت ابراز دارند. همچنین، راه شناخت این الزامات از منظر «معرفت شناختی»، اتحاد طبیعت فعل با نفس انسان و به تبع، درک الزام آن طبیعت می باشد. در این نوشتار ضمن توصیف دیدگاه آیت الله صادق لاریجانی، به تحلیل و بررسی دیدگاه ایشان پرداخته شده است. حاصل آنکه این نظریه از این جهت که بر پایه ماهیت استوار شده است، با برخی اشکالات اصالت ماهیت مواجه است. همچنین، عدم تحلیل طاعت و عصیان الهی و کیفیت صدور فعل قبیح، از دیگر مشکلات پیشروی این نظریه می باشد. در نهایت، به این نکته اشاره شده است که از نظرگاه توحیدی در فلسفة اخلاق، همه الزامات اخلاقی می بایست به خداوند متعال بازگشت کند.
حرم مطهر احمدبن موسی(ع) در شیراز از زمان ساخت این بقعه در نیمه قرن هشتم هجری، به عنوان مرکز ثقل حیات شهری و مهم ترین پایگاه مذهبی، معنوی و فرهنگی شیراز نقش داشته و از آن پس تاکنون جنبه ها و ابعاد تازه ای یافته است. دردوران قاجار به ویژه عصر ناصری و مظفری مجموعه ی حرم مطهر شاه چراغ در عرصه های سیاسی و اجتماعی شیراز نقش بارز و فعالی یافت. به طوری که در جریان شکل گیری جنبش های شهری و رویدادهای مهم سیاسی به عنوان پایگاه و کانون تجمع و مبارزات مردمی به حساب آمد. در جنبش تنباکو و جنبش مشروطه خواهی مردم شیراز و فارس، حرم مطهر شاه چراغ، میعادگاه اجتماعات عظیم مردمی و سنگر مبارزه با استبداد داخلی بود. در مراحل اصلی جنبش مشروطیت فارس حرم مطهر کانون تشکیل بزرگ ترین همایش های مردمی و انقلابی در برابر نیروهای مستبد بود. این حرم مقدس بارها به عنوان پایگاه انقلابیون و سدی محکم در برابر یورش عوامل استبداد محلی و ایالتی نقش ایفا کرد. به این ترتیب حرم مطهر احمد ابن موسی به عنوان سنگر مبارزه و پایگاه اصلی نیروهای انقلابی در برابر مستبدین در کالبد زندگی شهری نقش آفرین شد.