یکی از جدیدترین دستاوردهای رشته زیست فناوری، غذاهای اصلاح شده ژنتیکی هستند. تولید غذاهای اصلاح شده ژنتیکی یک مسئله بحث برانگیز در سراسر جهان است. مهم ترین و جنجالی ترین مسئله تولید غذاهای اصلاح شده ژنتیکی اخلاق است. برخی معتقدند تولید غذاهای اصلاح شده ژنتیکی از منظر اخلاقی صحیح است و برخی دیگر تولید این غذاها را غیرموجه و نادرست می دانند. مطابق اصل سودرسانی، اثبات اخلاقی بودن تولید غذاهای اصلاح شده ژنتیکی تنها با ارزیابی دقیق مزایا و مضرات و برتری مزایا ممکن است. به اعتقاد مخالفان، تولید این نوع غذاها معایب و مشکلات غیرقابل جبرانی دارد که برخی از آن ها شناخته شده و برخی هنوز ناشناخته اند. آسیب دیدن سلامت انسان و محیط زیست و ایجاد مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی از مهم ترین دلایل مخالفان است. در مقابل موافقان برای تولید غذاهای اصلاح شده ژنتیکی مزایای قابل توجهی برمی شمارند. حل مشکل گرسنگی جهانی، بالا رفتن کیفیت مواد غذایی و بهبود وضعیت اقتصادی کشاورزان از مهم ترین دلایل موافقان اخلاقی بودن تولید غذاهای اصلاح شده ژنتیکی است. در مقاله حاضر دلایل موافقان تولید غذاهای اصلاح شده ژنتیکی با روش توصیفی، تحلیلی بررسی و نقد می شوند. بررسی ها نشان می دهد با وجود این که تولید غذاهای اصلاح شده ژنتیکی با مزایای قابل توجهی همراه است دلایل موافقان با اشکالاتی مواجه است و تولید غذاهای اصلاح شده ژنتیکی به پژوهش ها و آزمایش های بیش تری نیاز دارد.
زبان و به دنبال آن واژگان، ریشه در فرهنگ ها، سنت ها و نظام خاص زندگی در هر جامعه ای دارد و متأثّر از جهان بینی دربرگیرنده آن است. بسیاری از واژگان قرآنی نیز پس از گذر از جهان بینی جاهلی و ورود به جهان بینی قرآنی، عناصر معناشناختی تازه ای پیدا کردند و در دوره پس از قرآن نیز با عنایت به گذر زمان، دچار تحوّل معنایی متناسب با حاکمیت فکری دوره خویش شدند. شناخت روند تحوّلات معنایی آن دسته از واژگان قرآنی که بعد ها در پیدایش نهضت ها و جریان های فکری، فرهنگی و اجتماعی همانند «شعوبیه» استناد شده، بسیار مهم و ضروری است. ازجمله این واژگان، واژه قرآنی «شعوب» است؛ واژه ای که نهضت شعوبیه بعد ها با استناد به آن در سوره حجرات، آیه 13، تأثیر فراوانی بر اوضاع فرهنگی، اجتماعی دوره عباسی و پس از آن به جای گذاشت. پژوهش حاضر با استناد به اشعار جاهلی، قرآن کریم، واژه نامه ها، تفاسیر و برخی دیگر از منابع متکلمان به منظور آسیب شناسی جریان «شعوبیه»، واژه «شعوب» را براساس معناشناسی تاریخی و توصیفی، تحلیل و تحول معنایی آن را از دوره جاهلی تا قرن پنجم هجری قمری در دوره اسلامی بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که شکل مفرد این واژه، یعنی «شعب» مفاهیم «شکاف، جدایی، پراکندگی ...» و شکل جمع آن «شعوب»، مفاهیم «گروه های پراکنده، بسیار دورکننده = مرگ» را در دوره جاهلی و در قرآن کریم نیز مفهوم متضاد «گروه های پراکنده» را دارد و در قرن های بعدی نیز با عنایت به جریان های سیاسیِ متکی بر نژادپرستی و متأثرشدن از اندیشه های کلامی در مفهوم ملل غیرعرب به ویژه موالی و ایرانیان به کار می رود.
تمیّز جمیل صدقی الزهاوی، بشخصیّة ممیّزة، علمیّة وفلسفیّة وسیاسیّة وأدبیّة. یبدو من خلال أشعاره، کعالم اجتماع متضلّع یعرف الدهالیز المظلمة والمتداخلة من شؤون المجتمع الإسلامیّ. فاضطلع بتسلیط الأضواء علی شتّی الأسباب المؤثِّرة فی انحطاط الشرق فی عصره، دون أن یترک کلّ صغیرة وکبیرة منها. وکثیراً ما تتردّد کلمة الشرق، أو ما یلائمها فی أشعاره. فالمجتمع الإسلامی، عنده، رغم ماضیه الحافل بالتقدّم والازدهار، انحدر إلی الحضیض وإلی أشقی البلاد تخلّفاً. هذه الدراسة باعتمادها علی المنهج الوصفی التحلیلی، تسعی إلی دراسة الأسباب التی أخّرت الشرق الإسلامی عند الزهاوی.
در مفهوم شناسی «دلال» به مثابه شیوه ای در رابطه بنده با خداوند، دو برداشت ایجابی و سلبی، قابل تبیین است. در بعد سلبی، نیایشگر در دام آفاتی می افتد؛ حجاب هایی نظیر: عجب، کبر و ...؛ بعد ایجابی نیز به ظرافت ها و لطافت های مناجات باخدا اشاره دارد که نیایشگر با شیرین زبانی و ناز و کرشمه، تلاش دارد خود را هرچه بیشتر به معشوق نزدیک کند. این مقاله، به روش توصیفی تحلیلی و با جستجو در دعاهای امامان معصوم به ویژه مناجات عارفانه، امام سجاد × می کوشد، ابعاد مختلف دلال را واکاوی کند؛ نتایج این بررسی ها نشان می دهد؛ برخلاف دیدگاه برخی از محققان، که عمدتاً دلال را تنها در حوزه سلبی مورد توجه قرار داده اند، در سیره عبادی اخلاقی معصومان ^ بر بعد ایجابی تأکید زیادی شده است؛ افزون براین، می توان نمونه هایی از دلال فعلی و رفتاری را در سیره آنان جستجو کرد که دیگران به این معنا اشاره ای نکرده اند .