این پژوهش با الگو قرار دادن سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی به بررسی اندیشه های ایشان در فلسفه اسلامی و لوازم توسعه و تعمیق آن پرداخته و در تلاش است با استفاده از روش نظریه پردازی داده بنیاد، الگوی توسعه و تعمیق فلسفه اسلامی را بر مبنای بیانات و دیدگاه های رهبر معظم انقلاب تدوین و ارائه کند. در این پژوهش، بیانات، خطبه ها، پیامها، احکام و فرمانها و مصاحبه های امام خامنه ای طى سالهاى ۱۳۶۳ تا ۱۳۹۷ مورد مطالعه قرار گرفته و با استفاده از سه نوع کدگذاری باز، محوری و انتخابی در روش نظریه پردازی داده بنیاد، ۱۱۱ کد/مفهوم، ۲۴ مقوله و چهار بُعد بدست آمده است. در بخش نتایج، ضمن ارائه الگوی پارادایمی حاکم بر مقوله ها، با استفاده از یافته های پژوهش به سؤالات اولیه نیز پاسخ داده شده است.
در این مقاله با گذر از مسئلة «ما أدری» بودن لیلة القدر و در مواجهه با مسئلة «پیچیدگی» حاکم بر این شب و با تکیه بر توان ادراکی محدود بشری، از بین ابعاد بیکران این لیلة بعد معنوی ارزشی آن با استفاده از تحلیل معناشناختی مفرده «مبارک» که در متن قرآن دارای «روابط جانشینی» با «القدر» است و تحلیل درون متنی مفرده «نزول» در قرآن و ترسیم فرآیند «نزول» ملائکه به عنوان مهمترین اتفاق در این شب و کلیدی ترین فعل از سوره قدر در شناخت ماهیت و چیستی ظرف زمانی «لیلة القدر» معناکاوی می شود تا فهم بهتری از ماهیت دوساحتی «لیلة القدر» که در بیان روایات به «بطنان العرش» تعبیر شده است، به دست آید. لذا فهم «لیلة القدر» نیازمند «جهش معرفت شناختی» بین دو ساحت معنایی غیبی و عرشی (القدر) و شهادتی و فرشی (لیلة) این واژه است که کاربرد فراوانی در فهم و تفسیر این گونه مفردات قرآنی دارد.
ترکیب وجودی انسان ها و تنوع نیازهایشان ارتباطات را یکی از ضرورت های اجتناب ناپذیر زندگی کرده است. در این میان، صمیمیت به عنوان یکی از عواملی که می تواند در روند شکل گیری، استحکام و بقای روابط تأثیر بسزایی بگذارد مورد عنایت خاص اسلام قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف تبیین نشانه های صمیمیت و چگونگی تأثیر آن در روابط اجتماعی از منظر آیات و روایات، به روش توصیفی تحلیلی نگاشته شده است. جهت استخراج و تحلیل مطالب از بررسی محتوایی آیه ها و روایات استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که صمیمیت دارای مصادیق، ضوابط و محدوده های مشخصی است و در بُعد چگونگی تأثیر، پایبندی به هرکدام از این موارد ضروری است. علاوه بر آن، قدرت نفوذ صمیمیت تنها تحت تأثیر عوامل فوق نیست، بلکه بین آن و خداگرایی رابطه ای دوسویه وجود دارد. نتایج حاکی از آن است که بدون توجه به بُعد نگرشی و معنوی نمی توان به روابط صمیمانه واقعی دست یافت. خداگرایی و دین داری کمک شایانی به شکل گیری روابط صمیمانه می کند. اسلام با تدابیر عملی و احکام تشویقی و تکلیفی، زمینه توسعه بیشتر صمیمیت در روابط انسانی را فراهم می کند.
با توجه به ضرورت پاسخ گویى فقه به مسائل فراوان پیش روى عصر جدید و حکومت اسلامى, تحول و بالندگى فقه اجتناب ناپذیر مى نماید. بازشناسى روش موجود فقاهت و نمایاندن نقاط قوت و ضعف آن, نیازمند سیرى اجمالى در تاریخ تحول فقه شیعه و بررسى عوامل مؤثر در آن دارد. در این مقاله به این مهم پرداخته شده است.
براساس نظریه فؤاد سزگین، نقل حدیث از همان آغاز مبتنی بر منابع مکتوب بوده است و گرچه مؤلفان آثار خود را به شکل شفاهی نقل می کردند اما احادیث یکدیگر را از منابع مکتوب برمی گرفتند. او سند احادیث را مشتمل بر نام مؤلفان و راویان مجاز کتاب ها می داند و براساس تحلیل سندهای جوامع روایی موجود، روشی را برای بازسازی منابع یک اثر و بازسازی آثار از دست رفته ارائه کرده است. پ ژوهشگران ضمن بهره گیری از روش او، نقدهایی را بر آن وارد ساخته اند مانند: پیوند دادن وثاقت با مکتوب بودن منابع، عدم تمایز میان درس نوشته ها و کتاب های واقعی، بی توجهی به تغییر و تحول متون در روند ارائه در مجالس درس و مخالفت عالمان با کتابت صرف. روش سزگین در شناسایی مؤلفان از راویان نیز کاستی هایی دارد و در نهایت بیشتر برای شناسایی منابع یک اثر به کار می آید تا بازسازی یک اثر در شکل اصلی.
ابن سینا دو تعریف متمایز برای جمله ی خبری ارائه می دهد. یکی در الشفاء: «قضیه عبارتی است که دارای صدق یا کذب است» و دیگری در الإشارات: «ترکیب خبری آن است که گوینده ی آن را بتوان در آنچه می گوید، صادق یا کاذب دانست». بنابر یک تفسیر، این دو تعریف دو ملاک تمایز برای جمله ی خبری است، که هرکدام به فضای معناداریِ مستقلّی تعلّق دارد. تعریف نخست مبتنی بر فضای سمانتیکال است، که بر اساس آن، جمله ی خبری به تنهایی و مستقل از گوینده ی آن قابل اتصاف به صدق و کذب است. اما تعریف دوم مبتنی بر فضای پراگماتیکال است، که بر اساس آن، واژگان و عبارات معنای خود را از قصد و اراده ی گوینده می یابند؛ لذا صدق و کذب جمله ی خبری نه به خود آن، بلکه به گوینده ی آن بستگی دارد. مسأله ی نوشتار حاضر، خوانشِ دیدگاه ابن سینا بر مبنای تمایز سمانتیک و پراگماتیک است. بر اساس این تفسیر، شاید بتوان به نحوی ابن سینا را نخستین اندیشمندی دانست که به تمایز سمانتیک و پراگماتیک توجهی، هرچند ساده و اجمالی، نشان داده است.
در جهان بینی ارائه شده از سوی قرآن کریم هستی، حقیقتی ذو مراتب و در طول و غیرمنفک از یکدیگر است؛ بدین صورت که مراتب نازله آن، رقیقه و تمثل یافته مراتب بالاتر هستند؛ این مراتب مربوط به نشئه غیب بوده، ثابت و زوال ناپذیرند و رابطه بین آنها رابطه ای طولی و اطلاق و تقییدی است و تنزل از مرتبه عالی به مرتبه پایین به نحو تجلی است. قرآن کریم به عنوان تجلی و ظهور علم خدای سبحان نیز چنین هویتی دارد؛ قرآن دارای وجودی مادی و مشهود و وجودی نوری و غیبی است. از وجود غیبی آن تعبیر به حقیقت قرآن می شود و حقیقت قرآن خود امری ذومراتب و مشکک است. تعبیراتی چون: «ام الکتاب»، «کتاب مکنون»، «لوح محفوظ» و «کتاب مبین» در قرآن کریم اشاره به هریک از این مراتب دارد. این پژوهش در صدد تبیین اصل ذومراتب بودن قرآن با توجه به ادله نقلی و با تاکید بر دیدگاه تفسیری علامه طباطبایی است.
از مهمترین وظایف والدین ت ربیت صحیح فرزندان می باشد ،در این راستا معصومان در تمام ابعاد هدایتی و تربیتی، الگوهایی کامل و مطمئن به ش مار می آیند و تکیه بر گفتارها و رفتارهای تربیتی آنان در مسیر تحقّق این وظیفه خطیر، ب هترین ره توشه است.در میان معصومان ،زندگی وسیره تربیتی امام حسین(ع) از موقعیت ویژه ای برخورداربوده است این مقاله با روش توصیفی – تحلیلی وشیوه کتابخانه ای به تبیین مولفه های تربیت فرزند درسیره امام حسین (ع) پرداخته است .یافته های پژوهش حاکی از آن است که بخش پایانی عمر شریف حضرت؛ یعنی زمان تحقّق حادثه کربلا، نکات تربیتی بیش تری را در خود دارد؛ چرا که حادثه کربلا به خاطر بی نظیر ب ودن آن ب یش از سایر حوادث مورد توجه سیره نویسان و مورّخان واقع گردیده است و اسناد بیش تری از آن در دسترس است که می توان از میان آن نکات تربیتی ویژه ای را کشف کرد. . امام حسین (ع) برای تربیت افراد مخصوصا فرزندان خویش از کار آمدترین شیوه ها بهره می گرفت که هر یک از آنان می تواند برای پدران و مادران و مربیان راهگشا باشد.