در بررسی اِسنادی روایات اصلی جمع قرآن، نقش ابن شهاب زُهری به عنوان جامع و حلقه مشترک این روایات، به خوبی به چشم می خورد. راویان این دسته روایات عمدتاً مدنی بوده و حکایت از جمع قرآنتوسط ابوبکر، عمر و عثمان دارند. با توجه به جایگاه محوری زهری به عنوان نماینده گروه مدنی «اصحاب اثر» در ربع نخست سده دو هجری و نیز به عنوان اولین مدوّن حدیث نبوی، به نظر می رسد وی اصلی ترین منبع نقل حدیث برای راویان بعد از خود بوده است. ازاین رو وی روایاتی از جمع قرآنرا که در انتهای قرن یک هجری در مدینه رایج بوده، نقل کرده و رواج دهنده اصلی این روایات، بعد از خود بوده است. تعلق زهری به بوم مدینه و درنتیجه، «مدنی گرایی» او در امتداد روحیه انحصارگرایی علمای مدینه باعث شد تا به دنبال یکسان سازی مصاحف و اصل قرار دادن مصاحف مدینه، تنها ایشان به روایات مشهور جمع قرآناهتمام ورزند. زهری تنها سه خلیفه اول را جزو خلفای راشدین شمرده و عثمان را افضل از حضرت علی R می دانسته است. بدین ترتیب «عثمانی گری» زهری و ارتباط و کارگزاری مستمر او در دستگاه خلافت اموی که در طراحی و ترویج جریان عثمانیه نقش اساسی را ایفا کردند، باعث می شد درباره روایات جمع قرآنتنها به نقل و ترویج روایات مشهور جمع قرآنبپردازد.
افزون بر دلایل فطری و عقلی، بر اساس آیات قرآن، انسان در کارهای خود اختیار دارد که یکی از مهم ترین کارهای او برقراری عدالت اجتماعی است. این مبنا آثار گوناگونی دارد که از مهم ترین آنها می توان به لزوم تلاش برای عدالت اجتماعی و ضرورت کوشش برای رهایی از ظلم اجتماعی اشاره کرد.
این نوشتار، که با روش توصیفی تحلیلی نگارش یافته، اختیاری بودن عدالت اجتماعی را در آیات قرآن کریم را مورد بررسی قرار داده است. چنین آثار مهم آن را با شواهد قرآنی بیان کرده و دیدگاه اشاعره را که به جبر در افعال و عدالت اجتماعی به عنوان یکی از مصادیق مهم آن عقیده دارند، مورد نقد قرار داده است.
از مفاهیم اساسی در روانشناسی تحلیلی یونگ، ضمیر ناخودآگاه جمعی، کهن الگوها و اساطیر مشترک در ضمیر ناخودآگاه تمامی انسان هاست. از دیدگاه یونگ، دین تجربه قدسی است که در ضمیر ناخودآگاه جمعی شکل می گیرد و همین بخش از ناخودآگاه است که کهن الگوها را نیز در خود جای می دهد. یونگ معتقد است اگر دین معنایی داشته باشد، باید این معنا را در اتصال آن با اسطوره ها جست وجو کرد. او زبان دین را زبانی نمادین می داند که برای کشف حقیقت آن باید این نمادها را رمزگشایی کرد. میرچا الیاده نیز با رویکردی پدیدارشناسانه و هرمنوتیکی به بیان اسطوره و نماد می پردازد. او بر این باور است که دین به تجربه امر قدسی اشاره دارد و عملکرد دین به ظهور امر مقدس کمک می کند تا در ظرف طبیعت، مظاهر طبیعی و تاریخ آشکار شود. از دیدگاه او، اسطوره با آفرینش در ارتباط است. او اسطوره را الگویی برای اعمال دقیقاً دینی می داند که برای یافتن منشأ دین باید سراغ آن رفت؛ بنابراین، ارائه تعریفی واحد و پذیرفته شده همگان از اسطوره، امری دشوار است. با وجود این، اسطوره را روایتی از تاریخ قدسی در نظر می گیرد و آن را مرتبط با حادثه ای قرار می دهد که در زمان ازلی اتفاق افتاده و جوهر و خمیرمایه اصلی دین است. در این مقاله با رویکردی توصیفی تطبیقی رابطه دین و اسطوره از دیدگاه یونگ و الیاده به تصویر کشیده شده است.
نظریه ادراکات اعتباری یکی از نظریات ابتکاری علّامه طباطبایی است که امروزه مورد نیاز فضای علمی کشور خصوصاً حوزه علوم انسانی است. این نظریه ابعاد گوناگونی دارد. معناشناسی ادراکات اعتباری یکی از ابعاد این نظریه است که مقدمه لازم جهت ورود به هر بعد دیگرِ این نظریه است. برای فهم دقیق معنای این اصطلاح بایستی ابهامات سه گانه زبانی، معنایی و مصداقی آن برطرف شود. با بررسی جایگاه اعتباریات در میان سایر ادراکات، ابهام زبانی برطرف می شود و روشن می شود که اعتباریات، معقول ثانی فلسفی نیستند. رفع ابهام معنایی از طریق تعریف صورت می پذیرد و روشن می شود که اعتباریات، دادن حدّ چیزی به چیز دیگر یا اطلاق یک مفهوم بر مصداقی غیر از مصداق خود است، به منظور ترتیب آثاری که ارتباط با عوامل احساسی خود دارند. اعتباریات فقط از سنخ گزاره های إنشائی هستند. ملاک تشخیص مصادیق آن نیز این است که بتوان در آن نسبت بایدِ إنشائی فرض نمود. در نهایت روشن می شود که این ادراکات از سنخ مشهورات صرفه هستند، نه یقینیات. علامه طباطبایی در تمامی موارد فوق با بسیاری از اندیشمندان معاصر اختلاف نظر دارد.
یکی از قواعد معروف فقهی، قاعده «تبعیت عقد از قصد» است که در فقه امامیه از آن با عبارت «العقود تابعه للقصود» تعبیر می شود. فقهای اهل سنت از این قاعده با تعبیری کلی تر و تحت عنوان «الأمور بمقاصدها» یاد می کنند. اگرچه این قاعده در همه عقود و ایقاعات جریان دارد، ولی مواردی هم وجود دارد که قاعده مذکور در آن جاری نمی شود. با توجه به اراده باطنی و ظاهری و اینکه رویکرد مذاهب در هنگام تعارض این دو اراده با یکدیگر متفاوت می باشد، می توان موارد زیادی را یافت که استثنا بر قاعده مذکور تلقی شود، ولی عقد مکره بعد از لحوق رضا، متعه، فروش غاصب برای خود و معاطات در فقه امامیه، و عقد هازل، عقد مکره، بیع بدون ثمن و اجاره بدون اجرت در فقه اهل سنت، از مهم ترین استثنائات این قاعده است. اگرچه استثنا بودن این موارد هم اجماعی نیست. به هر حال این موارد نمی تواند اشکالی در اعتبار قاعده ایجاد کند؛ زیرا نوعاً شمول قواعد فقهی با استثنائاتی همراه است.
تربیت اخلاقی یکی از دغدغه های مربیان نظام های تربیتی و اخلاقی جوامع در دوران معاصر است. در کشور ما نیز این موضوع مطرح شده و از الگوهای متعدد و صاحب نظران غربی و اسلامی مختلف استفاده شده است. هدف این مقاله، تبیین تربیت اخلاقی از دیدگاه علامه (ره) به عنوان نماینده رئالیسم اسلامی، باتأکیدبر چهار عنصر: هدف، محتوا، روش و ارزشیابی است. در این پژوهش از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است. هدف غایی تربیت اخلاقی علامه (ره) دستیابی به سعادت دنیوی و اخروی عامل اخلاقی است. ازنظر علامه، در تربیت اخلاقی، محتوا موضوعیت دارد و برنامه ریزان باید در سازماندهی و انتخاب آن تأملات جدی داشته باشند. اولین گام در تربیت اخلاقی علامه (ره) شناخت فضایل و رذایل اخلاقی است. روش دعوت، اصلی ترین روش آموزشی تربیت اخلاقی علامه (ره) است. علاوه براین، در تربیت اخلاقی از روش هایی مثل، اجرای عبودیت، احیای فطرت و روش رفع و پیشگیری بهره برده است. روش اساسی ارزشیابی در تربیت اخلاقی علامه (ره) خودسنجی است. متربی با استفاده از چهار مهارت: مشارطه، مراقبه، محاسبه و معاقبه با روش خودسنجی به ارزشیابی اخلاقی خود می پردازد.