تحقیق حاضر با هدف تدوین، اعتبار سنجی، و رتبه بندی شاخص های مربی آموزش فلسفه به کودکان ، و با استفاده از روش های تحلیل اسنادی و دلفی به انجام رسیده است. نمونه تحقیق شامل کتب، مجلات، پایان نامه ها، و سایت های مرتبط با موضوع آموزش فلسفه به کودکان، و متخصصان آموزش فلسفه برای کودکان بوده است. ابزار گرداوری داده ها فیش، و فرم مصاحبه نیمه ساختاریافته بوده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل مفاهیم ، آمار توصیفی ، و آمار استنباطی(آزمون تی و فریدمن ) استفاده شده است. یافته های تحقیق شامل 19 شاخص شخصی، و 30 شاخص حرفه ای برای مربی آموزش فلسفه به کودکان می باشد. همه صاحب نظران، شاخص های استخراج شده را تأیید کرده اند. به نظر آنان در بخش شاخص های شخصیتی، داشتن آمادگی روحی برای تدریس، آزاداندیشی، مشتاق بودن در احتجاج و تحقیق، و مهارت گوش دادن فعال، و در بخش شاخص های حرفه ای، اختصاص دادن زمان مناسب برای مشارکت هر دانش آموز، کنج کاوی در مورد معنا و دلالت های هر اظهارنظر کودک، و فلسفه ورزی، از اولویت بالاتری برخوردار بوده اند. همچنین شاخص های مربوط به ویژگی های شخصیتی در مقایسه با شاخص های ویژگی های حرفه ای در اولویت بالاتری قرار داشته است.
واژه ربّانیون در قرآن کریم ازجمله واژگانی است که تحلیل های متنوع و گوناگونی درباره معنا و ساختار لفظی آن صورت گرفته است. نظر مشهور مفسران و لغت پژوهان، این واژه را از ریشه «ربّ» به معنای مالک یا اسمی اشاره به خداوند متعال می داند. واژه ربّانی سه مرتبه در قرآن کریم استفاده شده که در دو کاربرد آن، همراه با کلمه احبار بوده است که گروهی از علمای یهود بوده اند. در این مقاله، پس از نقل برخی از اقوال درباره معنای این واژه و ساختار لفظی آن در کتب لغت و تفسیر، بازاندیشی دوباره ای درباره معنای این لفظ و ساختار لغوی آن انجام شد؛ از این رهگذر نشان داده شد این کلمه در مواردی که در کنار لفظ احبار قرار دارد، برخلاف تصور رایج از ریشه «ربّ» به عنوان اسمی اشاره به خداوند متعال، اشتقاق نیافته و ریشه اصلی این کلمه، واژه «رب» سامی و آفروآسیایی به معنای بزرگ است و ربّانیون به گروهی از بزرگان یهود اشاره دارد و این واژه، کلمه ای دخیل و معرّب است.
این نوشتار می کوشد، با توجه به روایت های نقل شده از امام رضا (ع) و با روش توصیفی و تاریخی، دیدگاه حضرت را در مورد مسائل مهم جامعه و حکومت در دورة بحرانی (203-183 ق) بررسی کند. مقولة ولایتعهدی و حضور امام (ع) در خراسان به همراه عوامل تأثیرگذار دیگر مانند ظهور و بروز ادیان و فرقه های انحرافی، تقسیم خلافت عباسی و خیزش علویان باعث شده بود در این دوره سؤا ل ها و پرسش های جدیدی مطرح شود که متناسب با این دوره پاسخ های خود را می طلبید. پاسخ ها و راهکارهایی که می بایست برخاسته از بینش و منطق عقلانی باشد. برای این منظور توجه به نصوص اسلامی، دفاع از حقانیت ولایت امامان، تشکیل مناظره های علمی، استفاده از زبان عقل و استدلال، توجه به رویکرد علمی در مباحثه ها و مناظره ها و توجه به سطح فهم مخاطب، از مواردی بودند که امام رضا (ع) برای اثبات حقانیت اعتقادهای شیعی به کار گرفتند.
کی از مباحث مهمی که در بحث خلافت الاهی انسان، در متون دینی مطرح شده است، ضرورت وجود خلیفه در عالم است. در هستی شناسی عرفانی، به تبع متون دینی، به تبیین ضرورت وجود خلیفه، که همان انسان کامل است، پرداخته شده است. علاوه بر عرفان اسلامی، در علوم مختلف اسلامی، همچون کلام و فلسفه نیز در این باره مباحث مختلفی مطرح شده است و هر کدام از زوایای فکری خاص خود و با توجه به مبانی مخصوص آن علم، به این بحث پرداخته اند. در این نوشتار پس از بررسی روایات اهل بیت (ع) در باب ضرورت وجود خلیفه الاهی، به تبیین ضرورت خلافت از منظر عرفان اسلامی می پردازیم و میزان مطابقت تبیین عرفا را با مکتب اهل بیت (ع) روشن می کنیم.