هنر تصویر آفرینی به عنوان یک عنصر ادبی که مؤلفه های مهمی همچون خیال، عاطفه، موسیقی و غیره آن را تشکیل می دهند، از جایگاه بسیار بالایی در نقد و بررسی یک اثر ادبی برخوردار است.
امام علی(ع) در نامه های خود از این عنصر ادبی بی بهره نبوده، و از آن برای بیان مفاهیم دینی، اخلاقی، اجتماعی و غیره استفاده فراوان نموده است.
از آنجایی که این عنصر ادبی ارتباط تنگاتنگی با سیاق و انواع مختلف آن دارد، سعی بر آن شد تا در این جستار به بررسی ارتباط سیاق با تصاویر مختلف هنری در نامه های امام علی(ع)، و نقش آن در تبیین و تحلیل این تصاویر پرداخته شود.
این پژوهش که براساس روش توصیفی- تحلیلی انجام پذیرفت، به این نتیجه دست یافت که سیاق نقشی اساسی در تبیین و تحلیل تصویر آفرینی های ادبی در نامه های امام علی(ع) وتعیین جایگاه و میزان موفقیت آن، إیفا می کند.
در مورد جرم محاربه، از تعریف مشهور فقهای امامیه بر می آید که تحقق آن مستلزم دو قید کشیدن سلاح و قصد ایجاد خوف است و مجازاتی که فقهای اسلامی با استناد به تصریح آیه 33 سوره مائده برای آن بیان داشته اند، عبارت اند از: قتل، به صلیب کشیدن، قطع دست و پا از خلاف و نفی بلد(تبعید). بنابر تعالیم اسلامی این جرم با بغی(خروج علیه امام عادل) تفاوت ماهوی دارد و فقهای اسلامی بر این امر اذعان داشته اند؛ مع الوصف این تفاوت در قانون موضوعه ایران لحاظ نشده است. در قوانین ایران با توسعه معنای محاربه، هر گونه فعالیت اعم از رویارویی مستقیم نظامی با حکومت، طراحی کودتا با تهیه لوازم آن، عملیات خرابکارانه به صورت ایجاد حریق، انفجار و اخلال در زیر ساخت های اقتصادی، نظامی، اجتماعی و... که با هدف براندازی حکومت انجام گیرد و بالفعل یا بالقوه، مؤثر نیز باشد(که از مصادیق بغی می توان به حساب آورد) تحت عنوان محاربه و افساد فی الارض قرار داده شده است و مرتکب آن با حکم و تعیین قاضی به یکی از مجازات های محاربه محکوم می شود.
یکی از دلایل اثبات وجود و امامت حضرت حجت بن الحسن العسکری (عج)، دلایلی نقلی یعنی احادیث معصومین (علیهم السلام) است. احمد الکاتب، نویسنده کتاب الإمام المهدی حقیقة تاریخیة أم فرضیة فلسفیة (2007 میلادی) برای انکار وجود امام دوازدهم (عج) درصدد نقد دلایل نقلی برآمده است. بنا بر ادعای وی، استدلال و استناد دانشمندان شیعه به روایات غیبت، باطل است؛ زیرا روایات غیبت از امری پیش از وقوع آن خبر نداده اند تا معجزه محسوب شود. لازمه روایات غیبت این است که ابتدا وجود فرزند امام حسن عسکری (عج) ثابت شود تا غیبت را به ایشان بتوان نسبت داد. دانشمندان شیعه نیز اعتراف دارند که ابتدا باید وجود و امامت ثابت شود تا بحث به غیبت برسد. بنابراین، روایات یادشده نمی توانند وجود امام دوازدهم (عج) را ثابت کنند. هم چنین دانشمندان شیعه در ابتدا، تنها وجود امام را ثابت می کردند و از غیبت ایشان سخنی نمی گفتند. روایات دو غیبت نیز در دوران نعمانی به وجود آمد و پیش از ایشان از این روایات خبری نبود.
تحقیق حاضر درصدد بیان گونه های مختلف استدلال علمای شیعه به احادیث غیبت است تا نشان دهد اشکال هایی که کاتب بیان کرده، به دلیل درک نادرست کلام و منظور اندیشمندان شیعه است. شیعه برای اثبات وجود امام هرگز به احادیث غیبت استناد نکرده و کاتب اشکال های خود را بر پایه این اشتباه اساسی بنا نهاده است. هم چنین برخلاف ادعای وی، دانشمندان شیعه از ابتدا، غیبت امام را بیان کرده و نویسندگان پیش از نعمانی
هم روایات دو غیبت را اورده اند. بنابراین، ادعاهای وی خلاف واقع و مردود است.
روایت های متناقض درخصوص مناسبات حسنیان و امامان شیعه، گزارش های موجود از همدلی و روابط نزدیک آنان را به حاشیه رانده و ابعاد مختلف مناسبات ایشان را در پرده ای از ابهام باقی گذارده است. مقالة حاضر بر آن است تا با رویکردی توصیفی- تحلیلی، ابتدا به بررسی چگونگی مناسبات سادات حسنی و امامان شیعه بپردازد و سپس با بررسی برخی از روایت های متون شیعی به پاسخی برای علت وجود روایت های متناقض درخصوص روابط ایشان دست یابد. نتایج این بررسی نشان می دهد با آغاز کوشش حسنیان برای در دست گرفتن قدرت، آنان به تدریج از راهبرد هماهنگ با ائمه در برخورد با طبقة حاکم فاصله گرفته اند و این امر موجب برجسته شدن اختلافات آن ها شده است. بی نتیجه باقی ماندن اختلافات مالی این عموزادگان در برخی دوره ها نیز به این امر دامن زده -است. ضمن آن که شیوة نگارش متون شیعی و بی توجهی به راوی و متن روایت در سده های بعد نیز، سهم بسزایی در بزرگ نمایی اختلاف حسنیان و امامان شیعه داشته است.