در راه فهم روایات، نیاز به روش صحیح علمی وجود دارد که آن را فقه الحدیث می نامیم. فهم متون احادیث، بدون توجه به مبانی مورد نیاز، امکان برداشت غلط و انحراف را در پی خواهد داشت. یکی از اموری که در جامعیت و پربار شدن و به روز بودن فقه الحدیث نقش مهم و اساسی دارد، توجه به انواع دلالت های احادیث است. محقق حدیث که در پی فهم صحیح از روایات است، نباید تنها به دلالت مطابقی احادیث اکتفا کند بلکه سایر دلالت های معتبر را نیز مدنظر قرار دهد که عبارت اند از: منطوق، مفهوم، دلالت اقتضا، دلالت تنبیه و دلالت اشاره. در این صورت است که تمام مطالب مستخرج از سخنان معصومان را مورد توجه قرار داده است. معصومینk خود به دلالت های مختلف کلام توجه داشته اند. این مقاله به بررسی اقسام دلالت ها و دلیل لزوم عنایت و درنظرگرفتن آن ها در تفسیر روایات می پردازد.
یکی از مسائلی که از دیرباز در حوزه دین پژوهی مطرح بوده، مسئله رابطه علم و دین و تعارض یا تعامل این دو است. سنجش مناسبات علم و دین از جمله مباحث کلام جدید نیز به شمار می رود. این مقاله در پی آن است که با رویکرد توصیفی تحلیلی، به بررسی مناسبات علم و دین از منظر امام خمینی قدس سره، به عنوان یکی از بزرگ ترین متفکران معاصر دینی، بپردازد.
بر اساس این تحقیق، امام خمینی قدس سره، کسانی را که قایل به تعارض میان علم و دین هستند به شدت مورد انتقاد قرار می داده است. امام قدس سره تعارضاتی را که در برخی مواقع بین علم و دین به وجود می آید، ظاهری و صوری می دانند. ایشان علم جدای از دین را نه تنها منشأ سعادت نمی داند، بلکه آن را عامل شقاوت انسان عنوان می کنند. علم و دین همانند دو بال عمل کرده و این قابلیت را خواهند داشت که تمامی نیازهای بشر را پاسخگو باشند. بر این اساس، ما برآنیم تا با ارائه کلیتی از مبانی علمی دینی امام قدس سره، چگونگی رابطه این دو مقوله مهم را تبیین نماییم.
کتاب المخلاه در تمام آثار شرح حال نگاری و کتابشناسی، جزء آثار شیخ بهاءالدین عاملی معرفی شده است. نویسنده در مقاله حاضر درپی بیان این مسئله است که کتاب المخلاه چاپ شده در مصر، تألیف شیخ بهایی نیست. در راستای این هدف، نویسنده ابتدا به معرفی چاپهای المخلاه میپردازد. سپس با بیان نسخه های خطی آن، نتیجه می گیرد، کتاب المخلاه چاپ مصر، اثر شیخ بهایی نیست. در نهایت، المخلاه سیدعلی خان مدنی را مورد بررسی قرار می دهد.
وحی قرآنی، ارتباطی کلامی بین پیامبر (ص) و خداوند است که در الگویی ارتباطی دارای فرستنده، گیرنده، هدف و کانال ارتباطی است. علمای مسلمان و برخی از مستشرقان الگوهای ارتباطی گوناگونی از وحی قرآنی ارائه کرده اند که در دو قالب الگوهای خطی و غیر خطی قابل بررسی است. الگوهای خطی عناصر مختلف ارتباط وحیانی را در خود جای می دهند و می کوشند فرایند نزول وحی را ترسیم کنند. بخشی از این الگوها دارای اشکالات ساختاری هستند. الگوهای غیر خطی نیز با ترسیم سیر صعودی نفس پیامبر (ص)، مراحل مختلفی برای نزول در نظر می گیرند که به علت عدم سازگاری سیر صعودی روحی پیامبر (ص) با آیات و روایات و اصول ارتباطی، این دسته از الگوها نیز ناکارآمد و ضعیف اند. در این مقاله، ضمن بیان الگوهای ارتباطی، الگوهای مختلف ارتباط وحیانی از منظری قرآنی، روائی و ارتباطی نقد قرار می شوند.