ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۹٬۲۲۱ تا ۲۹٬۲۴۰ مورد از کل ۸۳٬۰۳۰ مورد.
۲۹۲۲۱.

زن درجاهلیت عرب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲۸ تعداد دانلود : ۱۰۳۲
درجاهلیت پسران به عللی چون :نگاهبانی ازشتران جنگ بادشمنان دفاع ازکیان قبیله بر دختران برتری داشتندوبعضی ازقبایل ازترس فقرواسارت دختران آنان رازنده به گورمی کردندزن در این دوره به کنیزوبانوتقسیم می گشت بانوان ازحقوقی چون انتخاب همسرپناه دادن شفاعت وآزادی اسیربرخورداربودندزنان درجنگ باخواندن سرودها مردان رابه پایداری تشویق کرده به اسبان آذوقه می دادند دراین عصرازدواج هایی چون ازدواج مهر،متعه،مقت،استبضاع ،سبی،استرقاق،شغاروغیره رواج داشت.مرد،حق طلاق داشت ولی زن ازاین حق محروم بود. زن دراین دوره از آزادی نسبی وحق دخل وتصرف در اموالش برخورداربود.برخی اززنان شعرمی گفتندودرشعروشاعری داوری وی کردند.
۲۹۲۲۹.

مقتضیات اخلاقی تقوا در آیینه ی قرآن و سنّت(مقاله ترویجی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲۷ تعداد دانلود : ۸۱۷
«مقتضیات تقوا در آیینه­ی قرآن و سنّت» عنوانی جهت دستیابی به مفهوم تقوا، وعوامل دستیابی به تقوا از دیدگاه قرآن و سنّت است. تقوا از «وقایه» گرفته شده و در لغت، به معنای نهایت خویشتن داری و در عرف، بازداشتن نفس از آن چیزی است که در آخرت برای  انسان زیان دارد، و محصورکردن آن به  چیزهایی است که برای او مفید است. مقتضیات، یعنی همان عوامل پیدایش تقوا، در دو زیر شاخه­ی اصلی: اخلاقی و فقهی، بررسی گردیده اند. مقتضیات اخلاقی پیدایش تقوا نیز در دو مجموعهی اخلاقیات فردی همچون: الگوپذیری، مخالفت با هوای نفس، شناخت و معرفت، صداقت، اطاعت اوامر الهی، عبادت و بندگی، خردورزی، یاد خدا، آیات الهی، هدایت الهی، یقین، توبه، صبر و تواضع، و مجموعهی اخلاقیات اجتماعی همچون: عدالت، خدمت به مردم، وحدت، وفای به عهد، موعظه، عفّت و پاکدامنی، احسان وکنترل زبان آمده اند. در مقتضیات فقهی نیز عواملی چون: بر پاداشتن نماز، روزه داری، حجّ، جهاد و قصاص بررسی شده اند.
۲۹۲۴۰.

جمالِ جلال و جلالِ جمال؛ پژوهشی قرآنی، عرفانی، ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲۸ تعداد دانلود : ۲۰۰۲
عارفان با الهام از قرآن جهان را از یک سو وجه خدا شمرده اند و از دیگر سو، تجلی اسما و صفات او. اسما و صفات را نیز از یک دیدگاه به دو گونه جمالی و جلالی بخش کرده اند: اسم هایی را که با لطف، رحمت، کرم و... پیوند دارند، اسم های جمال نامید ه اند و اسم هایی را که با قهر، غضب، کیفر و... سر و کار دارند، اسم های جلال خوانده اند. از سوی دیگر، چون صفات خدا هستی یگانه ای دارند، هر جلال را دارای جمالی و هر جمال را دارای جلالی شمرده اند و از اینجا به جمع پارادوکسیکال جلال و جمال رسیده اند. در این گفتار پس از بازنمایی نکات یادشده از دیدگاه قرآنی و عرفانی، از جایگاه جلال و جمال در هستی شناسی، معرفت شناسی و روان شناسی عرفانی سخن گفته ایم و سپس به گستردگی، جایگاه جلال و جمال را در نمادشناسی عرفانی بازنموده ایم و نشان داده ایم که پارادوکس جمال و جلال در عرفان عاشقانه «ناز» خوانده می شود که آمیزه ای از راندن و خواندن و خواستن و نخواستن است. نکته ای که در شعر عاشقانه عارفانه با بهره گیری از نمادهای روی و موی، و بیشتر با نمادهای چشم و لب و وابسته های آن ها نشان داده می شود. بازتاب این کاربرد نمادین در شعر فارسی، پایان بخش این پژوهش است

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان