فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸٬۹۲۱ تا ۲۸٬۹۴۰ مورد از کل ۸۳٬۰۳۰ مورد.
ابعاد جهانى نظریه سیاسى اسلام(2)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
بازشناسی و امکان سنجی علم دینی بر مبنای نظریة علم مقدّس سنّت گرایان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مبانی سنت گرایانی چون سید حسین نصر، فریتیوف شوئون و رنه گنون، نظریة علم قدسی است. با استفاده از این مبنا می توان نظریه ای را در خصوص علم با وصف دینی به طور عامّ یا وصف اسلامی به طور خاصّ بازسازی و تبیین نمود. این بازسازی نشان می دهد که سنت گرایان را می توان در عداد طرفداران علم دینی تلقّی کرد. در این مقاله، با توضیح مفاهیم همچون علم مقدّس، سنّت و سنّت گرایی، به ملاک های طبقه بندی نظریات علم دینی اشاره شده؛ و تقسیم بندی نظریات علم دینی به صورت نظریات حداقلی، حداکثری و میانه، و نیز تقسیم بندی به صورت نظریات تهذیبی، تأسیسی و تلفیقی، تحلیل شده است. بازسازی دیدگاه سنّت گرایان نشان می-دهد که بنا بر مبنای علم مقدّس در عین اختلافی که میان نظریه پردازان آن هست می توان از علم دینی با رویکرد تهذیبی سخن گفت و علوم سنّتی را به عنوان نمونه-هایی از علم دینی نشان داد. به صورت خاصّ می توان گفت که در نگاه سید حسین نصر، علوم با وصف اسلامی تحقّق یافته اند و در دوره معاصر باید به آن ها توجّه کرد؛ به عبارت دیگر، علوم اسلامی باید احیا گردند.
اهلیّت تخاطب در فقه امامیه و حقوق موضوعه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در فقه امامیه مشهور است که هر کدام از طرفین عقد باید در زمان انشای دیگری و در فاصله بین دو انشاء، شایستگی و اهلیّت انعقاد عقد را داشته باشند؛ و به تعبیر فقهی باید اهلیّت تخاطب داشته باشند؛ یعنی از هنگام انشای ایجاب، هر کدام از طرفین باید تا زمان اتمام عقد و پیوستن قبول به ایجاب، صلاحیت خود را حفظ کنند و فوت، جنون، سفه، فلس، إغماء، خواب و یا مستی بر آنها عارض نشود. در بین فقها، در این زمینه اختلاف نظر بسیاری وجود دارد. در حقوق ایران نیز قانونگزار به سکوت برگزار کرده و نصی را در این خصوص مقرر نکرده است. بنابراین، زمینه برای نظریه پردازی باز است و می طلبد که حقوقدانان پس از بررسی مبانی و اصول فقهی به ارائه راه حل بپردازند. با این حال، به نظر می رسد که وجود اراده انشایی سالم در زمان انشای فرد انشاءکننده کافی است و دلیلی قانع کننده مبنی بر وجود و استمرار آن تا زمان اتمام عقد دیده نمی شود.
نظم مردم سالار دینی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
قرآن و اهل بیت:مهدی در قرآن
برجسته سازی در خطبه فدکیه حضرت زهرا(ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برجسته سازی ازجمله نظریه های ادبی معاصر است که با رویکردی ادبی به متون منظوم یا منثور، در صدد تبیین و تحلیل آن دسته از شاخصه ها و عناصر مؤثر در بافت کلام است که با تکی ه بر علم بلاغت و آیین سخنوری، متون ادبی را از متون عادی ممتاز می سازد . به اعتقاد فرمال یست ها ، برجسته سازی از طریق قاعده کاهی(هنجارگریزی) و قاعده افزایی به وجود می آید. بد ین معنا ک ه شاعر و ادیب با کاستن قواعدی از زبان معیار یا افزودن قواعدی بر آن، صورت کلام خود را برجسته و متمایز از زبان عادی می گرداند. قاعده کاهی بیشتر در حوزه بدیع معنوی(علم بیان) نمود می یابد و قاعده افزایی نیز در حوزه بدیع لفظی(علم بدیع) رخ می نماید. در خطبه مشهور فدکیه، به دفاع از حق شرعی خود می پردازد و بر آن است ، حضرت فاطمه بسته اند، به تا با گفتار شیوای خویش، امت نوپای اسلامی را که چشم بر حقانیت خاندان پیامبر زیبایی های ادبی به کاررفته در آن را ، راه هدایت بازگرداند. تأمل در کلام رسا و اثرگذار حضرت آشکار می سازد. گزینش الفاظ و واژگان و ترکیب آن ها در ساختار و بافت کلام ایشان به گونه ای است که متن خطبه را از متون عادی متمایز می سازد. حضرت با پیوند کلام خود به آرایه های ادبی و نیز رعایت نظم و توازن در کلام، همچون خطیب ی توانمند ، ارزش و تأثیرگذار ی سخن خود را دوچندان می سازد. آنچه در این مقاله بدان پرداخته می شود، تحلیل ادبی خطبه فدکیه از منظر نظریه برجسته سازی است. بر این اساس، متن روایی خطبه بر طبق دو شیوه قاعده کاهی و قاعده افزایی ، بررسی شده و زیبایی های ادبی به کاررفته در آن تحلیل و تبیین می شود.
اسلام و حقوق طبیعی
یک محدث تهرانی (از سده سوم هجری قمری)
حوزههای تخصصی:
سهم شیخ عباس قمی در تحریف شناسی تاریخ عاشورا
حوزههای تخصصی:
روزنه امید
منبع:
مبلغان ۱۳۸۳ شماره ۵۴
سبک شناسی دعای ابوحمزه ثمالی در دو لایه نحوی و بلاغی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات عربی پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۱۷
173-200
حوزههای تخصصی:
سبک شناسی لایه ای با رویکرد تحلیل ادبی، متن را در پنج لایه آوایی، واژگانی، نحوی، بلاغی و ایدیولوژیک بررسی می کند. این نوشتار در پی آن است تا با روش توصیفی – تحلیلی، دعای ابوحمزه ثمالی را در دو لایه نحوی و بلاغی مورد بررسی قرار دهد و به این پرسش پاسخ دهد که مباحث علم نحو، بیان و بدیع چگونه در این دعا نمود پیدا کرده و سبک امام سجاد (ع) در این دو لایه دارای چه ویژگی های برجسته ای است؟ محور اصلی این دعا، تحمید و تقدیس خدا، اقرار به گناه و طلب عفو و بخشایش خداوند است. در لایه نحوی، جمله های این دعا هم پایه است و بر پایه نحو معیار عربی شکل گرفته و اگر عدولی از آن صورت گرفته، در خدمت معنا بوده است؛ کثرت جملات انشایی با ظرافت هایی خاص متناسب با فضای مناجات و دعا در آن دیده می شود و اسلوب ندا در جای جای این دعا به وفور پراکنده است. تشبیهات معقول به محسوس، مجاز، استعاره، کنایه و آرایه های بدیعی تضاد و مقابله از مهم ترین و پربسامدترین عناصر سبک ساز جهت برجسته سازی کلام در لایه بلاغی است که امام برای آن که مفاهیم عرفانی را به صورت محسوس و عینی برای خواننده به تصویر بکشد و صبغه اقناع و تأثیرگذاری کلام خویش را بیشتر نماید از این آرایه های بلاغی به مقتضای سخن به نیکویی بهره برده است؛ به طورکلی نحو و صور بیانی و بدیعی به متن تفاعل و پویایی بخشیده و تصویرگر تفکر و اندیشه عارفانه امام (ع) است.
مناسبت حکم و موضوع: کارکردها و سازوکارهای تشخیص در بیان فقیهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از بایسته ها برای فهم درست نصوص قانونی، این است که قانون گذار و فقیه، همراه با دیگر خردمندان از افراد نوع خویش در عرصه های گوناگون زندگی، از خرد جمعی بهره مند شده باشد و افزون بر اینکه دیدگاه های شخصی خویش را دارد، از آگاهی و زمینه ذهنی عمومی نیز برخوردار باشد که این آگاهی جمعی می تواند در فهم درست از متون دینی و مخصوصاً فقهی و قانونی نقش بسزایی داشته باشد. دغدغه دانش پژوهان دینی از دیرباز بر این بوده است که از نقش این باورها، ارتکازها و برداشت های عمومی و عرفی غافل نمانند.
اصل «مناسبت حکم و موضوع» که ریشه در همین برداشت ها و خردورزی های عمومی دارد با نگاهی عرف گرایانه و در عین حال مورد تأیید شرع، به سازواری و سازگاری های میان حکم و موضوع در هر نص دینی نظر دارد و با فهم درست آن پی برده می شود که حکم اطلاق دارد و یا تقیید می خورد؛ در موضوع خود عمومیت دارد و یا اینکه تخصیص خورده است؛ و در برخی موارد با دستیابی به علت، حکم را به دیگر موارد سرایت می دهد.
در این نوشتار کوشیده شده است با تعریف درستی از مناسبت میان حکم و موضوع و اثبات حجیت آن با سیر در آرای فقیهان و اصولیان، به ساز و کارهای تشخیص آن اشاره شود و با استنادها و اقوال فقهاء در موضوعات گوناگون، کارکردهای آن در نصوص شناسایی گردد و در پایان برخی تطبیقات آن نشان داده شود.
منشأ الزام در احکام فقهی و شرعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در احکام فقهی و شرعی نوعی الزام نهفته است. درباره خاستگاه این گونه الزامات اختلاف وجود دارد. برخی عقل را منشأ الزام می دانند و عده ای همانند برخی از اشاعره امر و نهی الهی و برخی فطرت را منشأ الزام می دانند؛ ولی به نظر می رسد هر یک از نظریات ارائه شده در این باره به نوعی دارای اشکال می باشند. از نظر نگارنده منشأ الزام فقهی و شرعی درک و کشف عقل می باشد که مکلفان را وادار به انجام تکالیف و لزوم اطاعت از اوامر الهی و ترک از نواهی الهی می نماید.
علل عدم گسترش و ناپایداری تشیّع در اندلس از ابتدای ورود اسلام به اندلس تا پایان دورة بنی حمود(92-449ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با تسلط مسلمانان بر اندلس، به مرور آئین و فرهنگ اسلامی در میان ساکنان آنجا گسترش یافت. با این همه به رغم آن که اندیشه های مختلف دینی و گرایشهای گوناگون مذهبی، مجالی برای بروز و ظهور در اندلس (در دورة اسلامی) به دست آوردند، تشیّع در شمار معدود مذاهبی بود که اساساً فرصتی برای بیان مبانی اعتقادی خود به دست نیاورد و به سبب وجود عواملی چند، راه برگسترش و تثبیت اندیشه های شیعی در اندلس بسته شد . اندلس از زمان فتح تا سرنگونی خلافت اموی در قرطبه، ماهیتی اموی داشت که سیاست های خود را بر مبنای نادیده گرفتن حق اهل بیت استوار ساخته بود. در واقع امویان تلاش فراونی برای گسترش مذهب بر اساس دیدگاه های خود به عمل آوردند و با حمایت همه جانبه از مذهب مالکی، مجال هر گونه فعالیت را از دیگر مذاهب، خاصّه تشیّع سلب کردند. این موضوع باعث شد تا فعالیت ها و کوشش های پیروان تشیّع در اندلس به گونه ای آشکار محدود شده و شیعیان از بیان باورها و انجام مراسم مذهبی خود باز مانند. تنها پس از برافتادن امویان بود که شیعیان فرصتی هر چند کوتاه به دست آورند و با تأسیس خلافت حمودی توانستند شمّهای از حضور سیاسی- فرهنگی خود را در اندلس نشان دهند. پرسش اصلی در این پژوهش آن است که: اولاً به راستی علل و عوامل عدم گسترش و ناپایداری تشیّع در اندلس چه بود؟ ثانیاً سیاست ها و برنامه های حکمرانان اندلس خاصه امویان چه تأثیری در این موضوع داشت ؟ این مقاله بر آن است تا بر اساس روش تحلیلی و با استفاده از منابع، مآخذ و مطالعات تاریخی به این دو پرسش پاسخ دهد.
نظری تازه به عرفان و تصوف
حوزههای تخصصی: