آب اغلب به عنوان یک منبع استراتژیک کلیدی کنار تهدیدات امنیت جهانی مورد تأکید قرار می گیرد. ماهیت سیال آب و عبور آن از مرزهای ملی علاوه بر همکاری؛ زمینه تنش، منازعه و گاه جنگ بین دولت ها را فراهم می نماید.منابع آب فرامرزی با توجه به اهمیت آن در تمام جهان نیازمند توجه بیشتر از سوی محافل سیاسی و دیپلماتیک است. ازاین رو، مدیریت آب های فرامرزی مسئله ای محوری در سیاست جهانی و سیاست خارجی کشورها به شمار می رود. در پژوهش حاضر به نقش دیپلماسی آب در حل وفصل منازعات آبی بین المللی نیل پرداخته شده است. سؤال اصلی آن است که دیپلماسی آب در حل وفصل منازعات بین المللی حوضه ی رود نیل چه نقشی ایفا کرده است؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح شده است که دیپلماسی آب با افزایش همکاری ها در نهادهای آبی و موافقتنامه های بین المللی در حوضه ی آبی نیل به حل وفصل مسالمت آمیز منازعات کمک کرده است. برای بررسی فرضیه یاد شده از روش تحلیلی- توصیفی و نرم افزارSPSS با چارچوب مفهومی دیپلماسی آب استفاده شده است. یافته های پژوهش و تجزیه و تحلیل آن با بررسی رویدادهای حوضه ی آبریز بین المللی نیل نشان می دهد دیپلماسی آب در چارچوب سیاست خارجی هوشمند می تواند برای مقابله با تهدیدات پیش رو مانند تهدیدات زیست محیطی، تغییر اقلیم و کمبود آب به توسعه همکاری های دو و چندجانبه درباره آب های فرامرزی یاری رساند.
سبک شناسی قرآن کریم یکی از علوم جدید قرآنی متخذ از زبان شناسی است. سبک شناسی، مطالعه سبک های ساختی، آوایی و معنایی یک متن است. این علم انواع سبک های بیانی قرآن کریم را مورد مطالعه قرار می دهد. در این نوشتار یکی از ابعاد سبک شناسی سوره احقاف؛ یعنی سبک ابهام مورد تحلیل قرار گرفت. بر اساس این مطالعه، سبک ابهام، سبک معنایی و بیانی غالب سوره احقاف است. با توجه به اینکه محور اساسی این سوره یکی از روحیات منفی اخلاقی انسانی یعنی استکبار است، خداوند جهت درمان این ویژگی منفی و هشدار به انسان، از شیوه بیانی ابهام استفاده می کند. سبک بیانی ابهام ، در سبکِ ساختی از واژگان غریب و ناآشنا استفاده می کند؛ در سبکِ دستوری از ساخت های دستوری مجمل بهره می برد، و در سبکِ معنایی به بیان موضوعاتی می پردازد که برای مخاطب ناآشنا و غریب است و در سبکِ آوایی نیز از آواهایی استفاده می کند تا مخاطب را به حیرت و سردرگمی بیاندازد. خداوند حکیم با به کار بردن سبک ابهام در برابر مستکبرانی که خود را همه دان (عالم) و همه کاره (قادر) می دانند، آنها را به ضعف و درماندگی شان آگاه می سازد تا به عجز خود پی برده و راه بندگی در پیش گیرند.
در طول دوره های مختلف، زنان نقش تأثیرگذار و تاریخ سازی در پیشرفت جوامع و یا عقب ماندگی آن داشته اند و تلاش آنان در عرصه های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی گاه به صورت چشم گیری تأثیرگذار بوده است. ازجمله این اقدامات، فعالیت آنان در بخش میراث ناملموس است؛ میراثی که هرچند کمتر مورد توجه قرار می گیرد اما ماندگاری، تأثیرگذاری و قابلیت تعمیم و تکثیر آن بدان جهت که عمدتاً از جنس نرم است بیش از میراث های ملموس است. یکی از مصادیق بی بدیل میراث معنوی، آیین سوگواری و عزاداری حسینی (ع) است که دستاورد روایتگری، بصیرت بخشی و روشنگری بازماندگان جریان عاشورا به ویژه کاروان سالار آنان حضرت زینب کبری (س) است که حاصل آن آیین ماندگار عزاداری حسینی در محرم، صفر و به ویژه در پیاده روی ده ها میلیونی اربعین است. آیینی که تمامی ویژگی های میراث معنوی در حوزه های سه گانه رفتارها، نمادها و آیین ها را در برمی گیرد و جنبه های هنری، سنت ها، آداب و رسوم را در قالب بیان و زبان شامل می گردد؛ اما به رغم آنکه در رابطه با زینب کبری و شخصیت ایشان پژوهش های بسیاری انجام شده است، تاکنون در رابطه با نقش حضرت به ویژه صبر و ایستادگی ایشان در ایجاد عزاداری حسینی به عنوان بزرگ ترین میراث معنوی جهان، پژوهشی انجام نگرفته است. لذا این مقاله بر آن است تا با روش تحلیلی -اسنادی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و اینترنتی صبر حضرت زینب در جریان نهضت حسینی را بررسی کند و مواضع صبر ایشان در سه حوزه صبر بر طاعت، صبر بر معصیت و صبر بر مصیبت را به تصویر کشیده به این سؤال که نقش صبر حضرت زینب (س) در ایجاد عزاداری حسینی (ع) به عنوان بزرگ ترین میراث معنوی جهان چیست؟ پاسخ دهد.
پیوند میان قرآن و اهل بیت (ع) پیوند میان نور وروشنایی است. روایات تفسیری موجود در مجامع روایی، توضیح وتبیین قرآن است. بررسی روش تفسیری اهل بیت (ع) می تواند علاوه بر فهم عمیق تفاسیر آگاه ترین معلمان قرآن برای مفسران و پیروان آن ها به عنوان راهنما، راهگشا و الگو باشد. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای با تامل بر روایات تفسیری امام سجاد (ع) به بررسی محورهای اساسی بینش آن امام بزرگوار با تکیه بر روش های تفسیری امام سجاد (ع) می پردازد. ابتدا برای هریک از روش ها یک نمونه قرآنی ذکرکرده، سپس روش تفسیری امام (ع) ذیل آن آمده است. نویسندگان در این نوشتار پس از ذکر اهمیت بحث با تحلیل روایات تفسیری و ادعیه آن حضرت سعی کرده اند تا روش تفسیری امام سجاد (ع) را بیان کرده و درنهایت به این نتیجه برسد که مهم ترین روش های تفسیری حضرت عبارتند از: قرآن به قرآن، قرآن به روایت و قرآن با تاریخ، علم و متون ادبی است.
پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که قرآن کریم چگونه مخاطبان خود را به رعایت الزامات اخلاقی فراخوانده و نظریه هنجاری خود را بر چه پایه ای قرار داده است؟ نویسنده به روش کیفی، با توصیف و تحلیل مفاهیم اخلاقی قرآن به نتایج زیر دست یافته است. قرآن کریم برای ترغیب مخاطبان به زندگی اخلاقی، بر نتایج فعل اخلاقی تأکید کرده است؛ نتایج یادشده در قالب واژگانی مانند سعادت، فوز، فلاح، نجات، لذت، امنیت، بشارت، آرامش، رنج، تشویش، انذار، و شرح و بسط زندگی بهشتیان و دوزخیان، آموزه های قرآنی پرشماری را به خود اختصاص داده است که بازگوکننده سازگاری فی الجمله اخلاق قرآنی با نظریه های غایت گراست. غایت گرایی با انسان شناسی قرآنی و اسلوب های تربیت اخلاقی قرآن سازگار است. غایت گرا بودن نظام اخلاقی قرآن، به مفهوم انکار ارزشِ فضیلت و مسئولیت اخلاقی نیست؛ در شماری از آیات، قرآن رفتارهایی را که با انگیزه انجام وظیفه اخلاقی انجام می گیرد یا منشأ آنها فضیلت انسانی است، می ستاید. قرآن مخاطبان خود را به فضیلت محوری و تکلیف مداری تشویق می کند و آن را دو راهبرد مؤثر در تربیت اخلاقی می داند؛ اما عام ترین پاسخ قرآن، برای توجیه همه الزامات اخلاقی، غایت فعل اخلاقی است؛ نه فضیلت انسانی و نه وظیفه اخلاقی.
مفهوم قلب در منظومه معرفت دینی، از منزلتی والا برخوردار بوده است. نصوص اسلامی، علاوه بر به کارگیری معانی و مصادیق قلب، در دو ساحت جسمانی و روحانی، از نقش آفرینی آن، در جهت اعتلای ابعادِ انسانی، سخن گفته اند. به رغم آنکه بازتاب نور در سایر ابعاد وجودی انسان از جایگاهی ویژه می نماید، این مطلب در مورد ساحت شناختیِ«قلب» نیز، مغفول مانده است. با این همه، این پژوهش با اتخاذ رویکرد پسینی، از رهگذر استنطاق در کاربست های قرآنیِ قلب، ابعادِ شناختی آن را به دو ساحت «منبع شناختی» و «ابزار شناختی»، قابل ارجاع می داند. از جانبی دیگر، کارکرد و بازتابِ بارقه ربانی بر ساحت قلبِ انسانی را می توان در مؤلفه هایی چون «گشودگی سینه و آرزوی تجافی از دار دنیا»، «نیل به مقام یقین و شهود عالم فراماده»، «بینش جامع گزینی و وارستگی از تنعمات دنیوی»، قلمداد نمود.
حفظ قرآن به معنای به خاطر سپردن آیات و سوره های آن، از زمان نزول قرآن تابه حال، همواره مورد عنایت مسلمانان قرار داشته و از ارزش و جایگاه والایی برخوردار بوده است. فراموشی الفاظ قرآن پس از حفظ آن نیز امری ناپسند قلمداد می شود. این باور گاه تا به آنجا پیش می رود که بر مبنای برخی روایات نظیر روایت نبوی «مَن تَعَلَّمَ القُرآنَ ثُمَّ نَسِیهُ لَقِیَ اللهَ أَجذَمُ» فراموش کننده قرآن، مستحق عقوبت در روز قیامت دانسته می شود. نویسندگان این مقاله، با روش «توصیف و تحلیل» برای دستیابی به مفهومی صحیح از حدیث یادشده، ابتدا با استفاده از قواعد و معیارهای حدیث شناختی، به بررسی سلسله سند حدیث می پردازند و اشکالات آن را مطرح می کنند، سپس با نگاهی به نظریات شارحان و محدثان، به تحلیل متن حدیث پرداخته و از مفهوم صحیح آن که نوعی تشبیه و یا کنایه است، پرده برمی دارند.
ارتباط میان خداوند و مخلوقات، هم در عرفان اسلامی و هم در سنت دینی و الهیاتیِ غربی، همواره مورد توجه اندیشمندان بوده است. اساساً عرفا برای تبیین امکان برقراری ارتباط با خداوند و در عین حال، حفظ تعالی او نسبت به مخلوقات، به این بحث توجه جدی داشته اند. صائن الدین ابن ترکه، از عرفای بنام قرن هشتم و نهم هجری و از شارحان برجسته ی عرفانِ ابن عربی، با مطرح کردن بحث کیفیت ارتباط خداوند با مخلوقات، در قالب بحث تمایز احاطی، تحلیل های عرفانی عمیقی ارائه می کند که شبیه آنها را می توان در آراء اسپینوزا نیز ملاحظه نمود. هر دو، به خداشناسی و تبیین صفات و ویژگی های خداوند در ارتباط با مخلوقات، توجه جدی داشته اند. همچنین هم ابن ترکه و هم اسپینوزا، با مطرح کرده اقسام تمایز و تقابل در فلسفه و عرفان، تلاش کرده اند تا نشان دهند که تمایز میان خداوند و مخلوقات، از سنخ تقابل کامل و جدایی مطلق میان دو شیئ نیست، بلکه خداوند با وجود تمایز ذاتی و الوهیت متعالی اش، چنین نیست که هیچ نحوه ارتباطی با موجودات نداشته باشد و ابن ترکه این ارتباط وجودی را در قالب بحث تمایز احاطی مطرح می کند اما اسپینوزا با نسبت دادن برخی صفات مادی و غیر مادی به خداوند، هم تعالی خداوند را حفظ می کند و هم از علت حلولی بودنِ او برای مخلوقات سخن می گوید.
وساطت در ازدواج، مسئولیتی خطیر و مؤثر در سرنوشت شکل گیری خانواده های نوپاست. تبیین و بررسی شاخصه های شخصیتی افراد شایسته وساطت جهت تشخیص واسطه گران خوب و تمیز آنها از مدعیان دروغین در راستای تسهیل و تحکیم بنیان خانواده، رسالتی ضروری است که این پژوهش در سایه ارائه مجموعه ای از ملاکات دنبال می کند. این ویژگی ها که به روش توصیفی تحلیلی و از داده های کتابخانه ای استخراج شده است، در سه سطح صفات روانی اخلاقی، صلاحیت های علمی آموزشی، و مهارت های تجربی دسته بندی شده است. با استفاده از آیات و روایات می توان داشتن خصوصیاتی چون سلامت عقلی، حُسن نیّت، صداقت، امانتداری، صبر و مسئولیت پذیری، خیرخواهی، خوشرویی، خوشگویی و منزلت اجتماعی در بخش صفات اخلاقی واسطه گران و آگاهی از موازین فقهیِ موردنیاز و دانش های روان شناسیِ مرتبط، به همراه اطلاع بر برخی روش های مشاوره ای، در حوزه صلاحیت های علمی آموزشی وساطت، و بهره مندی از مهارت ها و تجربیات عملی را از جمله مباحث مطروحه در شخصیت شناسی واسطه های امر ازدواج برشمرد.
یکی از روش های کارآمد در سنجش ارزش یک اثر علمی، بررسی میزان تأثیرپذیری آثار پسین از آن است. این تأثیرپذیری هم به جهت شخصیت مؤلف و هم به جهت محتوای تألیف قابل پیگیری است. منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه اثر قطب الدین راوندی، شرحی کهن و روشمند است و از مهم ترین شروح نهج البلاغه محسوب می شود. مطالعه ی شروحِ نگارش شده ی پس از این شرح روشن می سازد که جایگاه علمی مؤلف و تألیف، بر شارحان پسین نهج البلاغه تأثیر فراوانی داشته است. از جمله شروحِ متأخری که این تأثیرپذیری در آن ها بسامدِ آماری بالایی داشته است، منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه از حبیب الله هاشمی خویی و بهج الصباغه فی شرح نهج البلاغه از محمدتقی شوشتری است که ضمن تأثیرپذیری از شخصیت علمی راوندی، از روش و محتوای شرح وی نیز متأثّر بوده اند. این تأثیرپذیری به دو گونه ی تأیید آرای راوندی و نقد نظرات وی در این دو شرح انعکاس یافته و بیشتر در دامنه ی موضوعاتی نظیر ادبی، تاریخی و تحلیلی ظهور داشته است. اصلی ترین علل رویکرد نقّادی خویی و شوشتری نسبت به راوندی، دست یابی به فهمِ صحیح و مرادِ واقعی کلام امام (ع) است.
فقهای امامیه همانند امامان معصوم علیهم السلام کمتر فرصت یافته اند تا زمام حکومت و اداره جامعه اسلامی را به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به دست گیرند. بااین همه گاه فرصتی فراهم گشته که فقیهانی بتوانند امور حکومتی را عهده دار شوند. شاید بتوان از میان فقهای امامیه که تعدادشان فراوان است از چهار فقیه بزرگ و صاحب نام و نظر یادکرد که به نحو یادشده با حکومت در ارتباط بوده و عهده دار مناصب اداری مصطلح در آن زمان شده و یا در تدوین قوانین و در نهادینه کردن حکومت اسلامی زمان خود رسماً دخالت داشته اند و این فقیهان در میان متقدمان و هنگام برپا بودن خلافت اسلامی و در دوره ای که رژیم سلطنتی بر جامعه شیعه مسلط بوده به سر می برده اند و در این نوشتار به شخصیت و نوع کار هریک به ترتیب تاریخ زندگی شان اشارت خواهد رفت و سرانجام به غرض عمده که تبیین جایگاه امام خمینی بین این دسته از فقیهان جایگاه ممتاز ایشان پرداخته خواهد شد.
در این مقاله با عنوان «بررسی تطبیقی بیعت و نقش آن در تعیین امام از منظر فرق کلامی»، تلاش شده تا با شیوه ای توصیفی و تحلیلی، به مسأله بیعت، به عنوان یکی از مهمترین مسائل حوزه ی خلافت و امامت، بپردازد. امامیه معتقد به انتصاب الهی امام از طریق نص می باشند، و سایر فرق از قبیل معتزله و اشاعره و ماتریدیه، وجود نص را در باب خلافت انکار نموده و این فرآیند را از طریق بیعت اهل حل و عقد می دانند. همچنین از جمله مسائل مورد بحث در این مقاله بیعت و رابطه ی آن با مشروعیت و مقبولیت حکومت است. بنابر دیدگاه امامیه مشروعیت حکومت اسلامی ناشی از نص و انتخاب الهی است حال آن که این امر با مشارکت مردمی در تعارض نخواهد بود. در مقابل اشاعره و سایر فرق اهل سنت چون معتزله قائلند که مشروعیت حکومت و لزوم اطاعت از امام ناشی از بیعت است.
همه به نیکی می دانند حکومت علوی تمام قدرت خود را برای خدمت به مردم به کار گرفت وکوشید فساد اداری بر جای مانده از گذشته را از بین ببرد. امیرمؤمنان (ع) درمدت کم تر از پنج سال حکومت ، در راه اصلاح رابطه کارگزاران با مردم ،گام های مثبتی برداشت و بنیان حکومتی مردم را پی ریخت . بر کناری کارگزارانی که خود را در تصرف بیت المال و تجاوز به حقوق مردم تام الاختیار می دانستند و گماردن کارگزاران جدید مورد اعتماد و دارای حُسن سابقه ، گام های مثبتی در جهت فراهم سازی خشنودی خدا و مردم بود و زمینه را برای اجرای احکام حیات بخش اسلام و احقاق حق و اجرای عدالت فراهم ساخت . امام علی (ع) ضوابطی را در گزینش کارگزاران و اصلاح رفتار آن هاارائه داد و آنان را به ویژگی های اخلاقی شایسته سفارش و به پیراستن خود از ناشایستگی ها و آفات اخلاقی ترغیب کرد. این ها اموری است که در تنظیم درست رابطه کارگزاران با مردم و رفتار با آن ها، تأثیر مثبت و سازنده دارد. در ابتدا مفاهیم و تعریف و توضیح داده شده است و پس از آن، به مبانی اخلاق کارگزاران در نظام اسلامی، به روش کتاب خانه ای، پرداخته شده است. سپس مهم ترین اصول اخلاقی لازم برای کارگزاران با استفاده از سخنان معصومین بویژه حضرت امیر (ع) مانند: تقوا، عدالت، امانتداری، تواضع، عفو و احسان و اعتراف به گناه و اشتباه، احتیاط و مواظبت در امر بیت المال، ساده زیستی، نظریه تحلیل سیستمی چنین نتیجه گیری شده است.
ماده 49 قانون حمایت خانواده مصوب 1392ش. عدم ثبت ازدواج، طلاق و رجوع را به عنوان جرم شناخته و برای آن ها مجازات حبس تعزیری درجه 7 (از 91 روز تا شش ماه ) یا مجازات نقدی درجه 5 (بیش از 80 میلیون تا 180 میلیون ریال) را تعیین کرده است. در این تحقیق با هدف هماهنگ شدن هرچه بیشتر قوانین نظام جمهوری اسلامی با موازین شرعی و عقلی یا روش تطبیقی و تحلیلی، بخش اول این ماده قانونی که به عدم ثبت ازدواج می پردازد، مورد تحلیل فقهی قرار گرفته و دلایلی که به منظور اثبات مشروعیت آن مورد استفاده قرار گرفته یا ممکن است قرار گیرد، بررسی فقهی شده است و در نهایت، با نقد ادله اثبات جرم انگاری عدم ثبت ازدواج و ردّ اعتبار آن ها این نتیجه به دست می آید که بر اساس حکم شرعی و اصل فقهی حرمت ایذاء و اضرار غیر، هیچ کس از جمله قانونگذار نظام اسلامی مجاز نیست بدون مجوز شرعی مسلّم و قطعی، مجازاتی را برای عملی در نظر بگیرد. در صورتی که چنین شود، آن مجازات خلاف شرع، حرام و مخالف اصل 4 قانون اساسی است و با توجه به مخدوش بودن دلایل فقهی اثبات این ماده، این دلایل نمی توانند مجوزی بر عدول از قاعده باشند؛ لذا مصداق ایذاء و اضرار غیر و حرام شرعی است. همچنین به لحاظ حقوقی نیز احترام به حقوق و آزادی های فردی اصلی مسلّم است و اگر دلیل محکم و مسلّمی در دست نباشد حتی با وضع قانون (اصل 9 قانون اساسی) نمی توان از این اصل عدول کرد و با وضع مجازات یا به هر شکل دیگر، نمی توان آزادی و حقوق افراد جامعه را محدود نمود.
نظام اسلامی در حدوث و بقای خویش تا رسیدن به تمدن اسلامی، نیازمند نظریه ای است که بتواند استقلال فکری، اقتصادی و فرهنگی جامعه را تأمین نماید. جریان روشنفکری دینی به رهبری امام خمینی و اجتهادات شهیدمطهری که به تعبیر رهبر انقلاب، مؤسس آن جریان در حوزه های علمیه بوده است، نظریه نظام انقلابی تولید گردیده و حرکت انقلابی مردم نیز بر اساس آن رقم خورده است. مخالفان این نظام، برای جلوگیری از بقا و رشد انقلاب، به نفی و تحریف نظریه نظام انقلابی پرداخته اند و آن را نظریه انحطاط نامیده و نجات را در نظام فکری غربی جستجو می کنند. بیانیه گام دوم به مثابه روش شناسیِ تقابل دو نظریه، سازوکاری است تا ضمن دفاع از نظریه نظام انقلابی و نقد نظریه انحطاط، به نقد مدیریت منابع انسانی نیز بپردازد و بیان دارد که خودسازی و نیروسازی، در گروی فهم و عمل به نسخه ی فکری امام جامعه است؛ زیرا چه بسا انقلابیونی که عملکردشان به نصرت ولی نیانجامیده و باعث تقویت دشمن شده است. کما اینکه غفلت مسئولین از ظرفیت های انسانی، ما را به رتبه اول جهان در عدم بهره برداری رسانده است. این نگارش با روش توصیفی تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای و دیجیتال سامان یافته است.
ایالات متحده امریکا در طول تاریخ در بسیاری از معاهدات بین المللی عضو اصلی مذاکره کننده و تدوین کننده بوده است ولی از بسیاری از آن ها تخلف کرده یا از آن ها خارج شده است.دراین مقاله یک معاهده داخلی و چندین معاهده بین المللی که این کشور بعد از امضا،آن را نقض کرده یا از آن ها خارج شده،مورد بررسی قرار گرفته است. این دیدگاه همیشه در کشور ایران وجود داشته که میتوان با مذاکره با امریکا و اعتماد به وعده هایش مشکلات اقتصادی کشور را حل کرد و همچنین این تفکر هم همیشه بوده است که مگر میشود یک کشوری که ادعای همیشگیش حمایت از قوانین سازمان ملل است از معاهدات بزگ و چند جانبه بین المللی و حتی در معاهدات داخلی خودش تخلف داشته باشد؟ در این مقاله روشن میشود که عملکرد امریکا در معاهدات بزگ بین المللی و معاهداتی که خود امضا کرده چگونه بوده است.روشن میشود که هدف امریکا از معاهدات بین المللی به کشور های مختلف چه بوده است.
ضمن حواشی نسخه ای از کتاب النهایه فی مجرد الفقه و الفتاوی تألیف شیخ طوسی (460 ق) به خط ابوالحسن علی بن ابراهیم بن حسن بن موسی فراهانی مورخ سال 591 ق (موجود در کتابخانه جعفری در مدرسه هندی شهر کربلا، ش 72) بخش های کوتاهی از چند کتاب مفقود شیعی باقی مانده است. در این مقاله ضمن معرفی مفصل نسخه، بخش های باقی مانده از این کتاب ها نقل شده است. این کتاب ها عبارتند از: الجامع احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی کوفی (221 ق)؛ المشیخه حسن بن محبوب سرّاد بجلی (224 ق)؛ الارکان و لمح البرهان فی کمال شهر رمضان تألیف شیخ مفید (413 ق)؛ شرح النهایه قطب الدین سعید بن هبهالله بن حسن راوندی (573 ق)؛ و یکی از کتابهای ابوجعفر محمد بن علی بن حسن مقری نیشابوری (قرن 6).
همواره قصاید افضل الدّین بدیل بن علی خاقانی شروانی به استواری و دشواری موصوف بوده است. 1 این دشواری ها برخاسته از تعامل دو عنصر شگرف است: یکی دانش و اطلاعات گسترده خاقانی و دیگر قریحه و تخیّل برجسته وی که چون با هم درمی آمیزند، شعر و نثری فاخر و ماندگار خلق می شود. برای رمزگشایی و تفسیر این مشکلات از دیرباز شروحی نوشته شده که البته بخشی از آن ها به دست ما نرسیده است. 2 چنین تلاش هایی البته در دوره معاصر و قرن حاضر شتاب بیشتری گرفته و آثار متعدّدی در شرح قصاید خاقانی به رشته تحریر درآمده است. بی شک آگاهی از این منابع در خاقانی پژوهی و تحقیقات ادبی اهمّیّت ویژه ای دارد، ازاین رو در این جستار کوشیده ایم تا شروحِ هر یک از قصاید صد و سی و دوگانه خاقانی را تعیین کنیم. 3
نوشتار پیش رو، نقد ترجمه جلد نخست کتاب کلام و جامعه در سده های دوم و سوم هجری اثر یوزف فان اس است که توسط فرزین بانکی و احمدعلی حیدری ترجمه شده و با همت انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب در سال 1397 به زیور طبع آراسته شده است. نویسنده می کوشد بعضی اغلاط چاپی یا ضبط ها، تعابیر، و معادل های نامناسب یا نایکدست که در ترجمه کتاب راه یافته است، مطرح سازد. وی با بیان موارد مذکور به همراه شماره صفحات کتاب، سعی در تصحیح اشتباهات دارد.