دانستن اسباب نزول آیات و سور، هم چنین مکی و مدنی بودن آن ها، از آن جهت که در کشف معنا و دلالت آیات اهمیت شایان دارد، از جمله مباحث مهم علوم قرآن است. قرآن پژوهان شناخت مکی و مدنی بودن سور و آیات را از دو راه ممکن دانسته اند: طریقی مستند بر سماع و نقل و طریقی دیگر متکی بر قیاس. عوامل متعدد چون: کمبود نصوص؛ اختلاف و تناقض روایات و … ایشان را بر آن داشت تا با توجّه به ویژگی های اسلوبی و سبک و سیاق آیات، قواعد و معیارهایی وضع نمایند تا تشخیص آیات مکی و مدنی را ممکن سازد. با این حال شناخت قطعی و یقین به سبب نزول بسبیاری از آیات هم چنان در پرده ابهام و اختلاف نظر مانده است. یکی از این موارد سوره انسان است که چهار رأی متفاوت را بر تافته است. 1.مدنی بودن سوره با اذعان به سبب نزول خاص. 2.مکی بودن سوره و نفی سبب نزول خاص. 3.مدنی بودن بخش نخست سوره (آیات 1-22) و مکی بودن آیات انتهائی. 4.مکی بودن تمام سوره با اذعان به شأن نزول خاص. در این مقاله آراء فوق بررسی شده است و با امعان نظر به اینکه در بعضی سور و آیات، شأن نزول لزوما به معنی سبب نزول نیست، قول چهارم را موجه تر شمرده است.
لفظ تأویل در قرآن 17 مرتبه در 15 آیه به معانی علت و غرض و بیان صُوَر اصلی، نتیجه و عاقبت امر، تعبیر خواب، حمل لفظ به معنای خلاف ظاهر و کشف غوامض و متشابهات قرآن به کار رفته است. با توجه به این آیات و با دقت نظر در موارد استعمال تأویل در هر یک، معلوم میشود که لفظ تأویل معانی مختلفی دارد، گرچه مآل و بازگشت همه آنها به یک حقیقت باشد.
از میان این وجوه آنچه مورد اختلاف است تأویل متشابهات است که در آیه 7 سوره آل عمران مطرح شده است و گروهی از مفسرین «واو» در «و الراسخون فی العلم» را استیناف و گروهی عطف فرض کردهاند که در نتیجه دسته اول علم به تأویل متشابهات قرآن را مختص خدای تعالی دانسته و دسته دوم راسخون در علم را نیز در دانستن آن شریک دانستهاند.