این مقاله به بررسی نوگرایی در جوامع اسلامی و آموزش و پرورش آنها می پردازد. در دو سده اخیر نوگرایی تمامی ابعاد زندگی مسلمانان را تحت تأثیر قرار داده است. یکی از نتایج این نوگرایی بحران هویت بود. در رویارویی با نوگرایی، سنت گرایان آن را نفی نمودند، در حالی که نسل های جوان به صورت افراطی به آن روی آوردند. اینک ما می دانیم که هیچ یک از این دو رویکرد نمیتواند مناسب باشد. رویکرد سومی نیز در جهان اسلام به وجود آمد که خواهان تلفیق میان جنبه های مثبت تمدن مدرن با ارزش های اسلامی بود. در حال حاضر یکی از مهمترین وظایف نظام آموزشی در جوامع اسلامی حل مشکل هویت است. برای اناجم این کار، مدارس ما باید سه کار را انجام دهند: الف) جنبه های مثبت و منفی نو گرایی را معرفی نمایند، ب) شناختی درست و پویا از میراث اسلامی ارائه کنند، ج) الگوی اسلامی مناسبی را فراهم سازند که نیازهای انسان مدرن را برآورد. این مقاله با تأکید بر رویکرد سوّم به بررسی سیمای کلّی نظامهای آموزشی جوامع اسلامی در دوران مدرن می پردازد.
این مسأله که نفوس کدام انسان هائی بعد از مرگ باقی اند و آن نفوس آیا تعین خود را از دست خواهند داد و به یک نفس کلّی تبدیل خواهند شد یا اینکه کثرت خود را حفظ خواهند کرد، مورد توجّه این سه حکیم مسلمان بوده است. در این مقاله که موضوع اصلی آن تحلیل و بررسی آراء این سه حکیم پیرامون این دو موضوع است، به مهم ترین کتب آنها مراجعه شده و پس از جمع آوری آراء آنها در زمینه دو موضوع مورد نظر و نقد و بررسی آنها این نتیجه به دست آمده است که فارابی نفوس برخی از انسان ها را فانی می داند و این خلاف ضرورت دین اسلام است، امّا دو حکیم دیگر نفوس تمام انسان ها را باقی میدانند. پس از نقد و بررسی سه دلیلی که ابن سینا برای اثبات بقاء تمام نفوس اقامه کرده است و اشکال های صدرا به آنها، در این مقاله ثابت شده است که هیچ کدام از اشکال های صدرا به ادله ابن سینا وارد نیست و بطلان دو دلیل از آن ادله به وسیله اشکال های جدیدی اثبات شده است. در مورد اتحاد و اتصال نفوس به یکدیگر بعد از مرگ و تشکیل نفس کلّی معلوم، شده است که به خلاف نظر برخی از محققین، فارابی قائل به نفس کلّی به طوری که نفوس تعیین و تعدد خود را از دست بدهند، نیست. در مورد اتحاد و اتصال نفوس انسانی با عقل فعال از نظر ملاصدرا، در این مقاله با روشی جدید و ابتکاری پس از تحلیل و بررسی آراء او درباره تعقل، این نتیجه به دست آمده است که صدرا نیز نفس کلّی را قبول ندارد و کلیّه اشکال هایی که در ابتداء به نظریه اتصال نفوس با عقل فعال بعد از مرگ به نظر میرسند، با دقت و تحلیل در آراء او قابل پاسخ و دفع اند.
در این نوشتار، محقق تلاش نموده با بررسى نمونه اى از ادب متعهد عرب ضمن پرداختن به خصائص آن گونه ادبى جلوه هاى تجدید و نوآورى را در آن به بحث نشیند. نمونه منتخب اختصاص به ادبیات عاشورا و امام حسین (ع) در جلوهء نظم آن دارد. بخشى از پژوهش به مقایسة گذرى این شعر با اشعار حسینى دوره هاى گذشته مى پردازد و بخش عمده جستار به فنون و شیوه هاى نو در این شعر همت مى گمارد. اشعار قصصى و شعر آزاد از این زمره محسوب مى شوند که ضمن تکیه بر چارچوبهاى اصلى که برخى از ادب غربى به ادبیات عرب واردگردیده است، به دلیل آمیختگى با مایه هاى عربى و ارزشها و فرهنگ اسلامى جلوه اى نو از این فنون را به جهان عرب عرضه داشت.