تربیت اخلاقی، به عنوان ساحتی مهم از تربیت، امروزه مورد عنایت و توجه ویژه ای قرار گرفته است. عصر ما، عصر بحران ها و چالش های بنیان افکن است و اگر بشر امروز بخواهد تعادل روانی داشته باشد، مقهور شرایط نشود و در روابط فردی و اجتماعی موفق باشد، باید به اخلاق و تربیت اخلاقی روی آورد.
هدف این مقاله بررسی موضوع تربیت اخلاقی، از منظر ملامحسن فیض کاشانی است. ناگفته پیداست که این مقال را، مجال نیست که به تمامی آنچه فیض کاشانی درباره اخلاق و تربیت اخلاقی آورده، بپردازد؛ چرا که ساحت تربیت اخلاقی، ساحتی گسترده و زوایای آن متنوع و متکثر است؛ از اینرو، آرای وی در سه بخش به اختصار بررسی و واکاوی می شود: نخست مبانی نظری تربیت اخلاقی، دوم چگونگی شکوفایی فضایل فطری وکیفیت تخلّق به اخلاق حسنه، سوّم اصلاح٬ درمان وشیوه مبارزه با رذایل اخلاقی.
نوشتار حاضر نقش دیدگاه ویژه صدرالمتألهین در موضوع حرکت جوهری در باب تفسیر و تأویل قرآن کریم را مورد بررسی قرار می دهد و از باب مقدمه باید گفت صدرا، دو پایه اساسی تفسیر را نقل صریح وکشف تام می داند؛ از این رو نه جمود بر لفظ را می پسندد و نه بی توجهی به آن را ، بلکه معتقد است با حفظ ظاهر باید به مشاهده حقایق و بطون معانی پرداخت. رویکرد ملاصدرا به توحید ، نور خداوندی ، عدم انفعال در رحمت الهی و اشکال شرور مبتنی بر اصالت وجود و تشکیک آن است. او با توجه به بحث علیت، مسائلی همچون چگونگی اسناد بعضی افعال مانند اضلال به خداوند، تفسیر هوالاول و الآخر و شفاعت در قیامت را طرح نموده، در حرکت جوهری که مورد بحث ماست با ذکر آیاتی دال بر آن، بحث معاد و تبدل انواع را مطرح می نماید.
به عقیده وی، انسان ها بر اساس حرکت جوهری خود، به انواع مختلفی تقسیم می شوند. معنای صراط، علت موت ، رجوع به خداوند و راز خلود در جهنم از جمله مواردی هستند که بر مبنای حرکت جوهری طرح گشته اند. نفس در نظر ملاصدرا محصول حرکت جوهری بدن است. با توجه به قوای نفس، تعداد درهای بهشت و جهنم، تعداد ملائکه دوزخ و معیار جزای اعمال توجیه خاصی می یابد. که در این نوشتار به بعضی از آنها اشاره خواهیم کرد.
جابه جایی کانون تجارت خلیج فارس از «هرموز» به «بندر گمبرون» در اوایل قرن یازدهم هجری/ هفدهم میلادی را می توان آغاز دوره ای جدید در مناسبات اقتصادی و سیاسی این منطقه مهم به شمار آورد. این دوره با فتح «هرموز» در سال 1031 ه./1622 م. آغاز شد و با سقوط اصفهان در سال 1135 ه./1722م. پایان یافت. در این دوره تحولات مهمی در ایران و خلیج فارس و حوزه اقیانوس هند به وقوع پیوست و شرایط نوینی به وجود آمد که در تحقیقات تاریخی کمتر به آن توجه شده است. در مقاله حاضر با تکیه بر بازسازی رویدادهای تاریخی، تحولات مهم اقتصادی و سیاسی این دوره و تاثیرات آن بر تثبیت حاکمیت ایران بر خلیج فارس بررسی شده است.