فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۲٬۸۴۱ تا ۴۲٬۸۶۰ مورد از کل ۸۳٬۰۳۰ مورد.
الامام الرضا (ع) فی تفاسیر اهل السنته
حوزههای تخصصی:
إن المکانه السامیه للامام الرضا(ع) فی العلم و العمل عند الفریقین هی کالشمس الطالعه فی وضح النهار و الفریقان یستندان باخباره و احادیثه و إن لم تکن هذه الاستنادات و المراجعات، علی الرغم تلک المکانه السامیه المذعن بها عند الفرق الاسلامیه باجمعها، بکثیره إلا عند الشیعه الإمامیه.
یحاول کاتب هذا المقال جاهداً ان یوضح مدی تاثیر اقوال هذا الامام الهمام(ع) و احادیثه فی تفاسیر اهل السنه و یجیب عن سؤال معین هو: کم یکون مقدار معرفه تفاسیر اهل السنه بالاحادیث التفسیریه الرضویه؟ و هل اعطی حقه فی فهم و شرح الآیات القرآنیه؟
هذا المقال قد دون علی اساس الدراسه المکتبیه لتالیف و ایضاً علی اساس البحث فی مصادر اهل السنه فی التفسیر، و قد یُثبت فی النهایه ان حظ اهل السنه من الاحادیث الرضویه التفسیریه، مع الاسف، هو فی حد نازل و غیر معقول جداً. اضافه إلی ذلک و لإتمام الفائده، استتبع بهذا البحث، سوابق هذه الاستنادات التفسیریه السنیه، فی المصادر الشیعیه و السنیه اخری، حدیثیه کانت ام تفسیریه.
اخلاق پژوهشگران: بحثی دربارة نقش پارسایی در پژوهش
حوزههای تخصصی:
این نوشتار به اختصار درصدد تبیین نقش پارسایی در پژوهش است. همچنین در پی آن است که نشان دهد نظام اعتقادی و ارزشی پژوهشگر، نه تنها موضوعات و مسائل پژوهشی او را تحت تأثیر قرار میدهد و موجب میشود مسائل خاصی برای او مهم جلوه کند و مسائلی دیگر برای او بیاهمیت و فاقد ارزشی پژوهشی باشند، بلکه در فرایند پژوهش، و همچنین در نتایج پژوهشیاش نقش بسزایی ایفا میکند. تقوا و پارسایی سبب میشود یک پژوهشگر حتی در حوزة علوم تجربی و پایه، بهتر و دقیق تر واقعیت های عالم را بفهمد و کشف کند.
احتیاط؛ اصل روش شناختی دین پژوهی
حوزههای تخصصی:
نخستین گام در کارآمدی و ثمربخشی هر مطالعه و پژوهشی، شناخت ابعاد گوناگون، به ویژه روش شناسی آن است. دین پژوهی به عنوان یکی از مهمترین حوزه های پژوهشی، بلکه مهم ترین و حساس ترین آنها، مبتنی بر مجموعه ای از اصول و قواعد روش شناختی است که بدون شناختن و به کار بستن آنها در فرآیند تحقیق، دستیابی به نتایج صحیح و متقن، متعسر، بلکه متعذر است. یکی از این اصول، «اصل احتیاط» است. بنا بر این اصل، پژوهشگر عرصة دین باید مسئوولانه و متعهدانه وارد میدان تحقیق شده و نسبت به نتایج پژوهش خود احساس تعهد نماید. این امر تنها با اجرای راهکارهایی عملی همچون پرهیز از تفسیر به رأی و آغاز کردن از یقینیات، ممکن است.
این مقاله با هدف تبیین ضرورت رعایت اصل احتیاط در دین پژوهی و تفاوتی است که از این جهت، میان علوم دینی و علوم تجربی وجود دارد.
در پایان نیز راهکارهای عملی برای رعایت این اصل مورد کندوکاو قرار گرفته است.
سه حکیم مسلمان
تقسیمات وجود و مناط آن در فلسفه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اندیشمندان مسلمان برای وجود تقسیماتی ذکر کرده اند. یکی از آنها تقسیم چند ضلعی از وجود است. شیخ الرییس وجود را به محتاج و غنی تقسیم می کند. سهروردی بر پایه نور و با عبارتی متفاوت اما محتوایی مشابه، نور را به فی نفسه لنفسه و فی نفسه لغیره تقسیم می کند. به عقیده او جایی که نور نباشد جوهر غاسق یا هیات ظلمانیه است. حکمت متعالیه در همراهی با این دو حکیم مشایی و اشراقی، موجود را مقسم قرار داده و آن را به فی غیره و فی نفسه و سایر شاخه های آن تقسیم می کند. سبزواری این تقسیم را به شکل کامل تری ارایه می دهد. متکلمان و برخی عرفا نظیر ابن عربی نیز نوعی تقسیم از وجود را در آثار خود آورده اند.
برخی از متاخرین بر تقسیمات سبزواری اشکالاتی از جمله ناتمام بودن، خلط مفهوم با مصداق و خلط مفاهیم فلسفی با مفاهیم منطقی وارد ساخته اند که بر مبنای حکمت متعالیه پاسخ داده شده است. دیدگاه خاص صدرالمتالهین تقسیم دو ضلعی وجود به رابط و مستقل است. وجود رابط عین فقر و نیاز و ربط است، اما وجود مستقل عین بی نیازی و غناست. در ازای تقسیم وجود، عدم نیز متناظر با آن قابل تقسیم چند ضلعی است. این جستار علاوه بر طرح دیدگاه های فوق، تقسیم چند ضلعی را با معیار دیگری ارایه می کند که اشکالات فوق متوجه آن نیست
نجات پیروان ادیان و عدل الهی از منظر استاد مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مساله پذیرش عمل خیر از غیر مسلمانان و نجات و رستگاری آنان هر چند در گذشته فقط بین متکلمان دینی مورد بحث و گفتگو واقع می شد، ولی در روزگار ما به دلیل رشد فناوری اطلاعات و ارتباط آسان تر پیروان ادیان، به میان محافل عامه پاگذاشته و به صورت اشکالی در مساله عدل الهی درآمده است.
این پرسش مطرح می شود که آیا کارهای نیکی که غیر مسلمانان یا غیر موحدان انجام می دهند اجر و پاداش اخروی دارد یا تنها راه نجات و رستگاری منحصر در ایمان به دین اسلام و پیمودن راه آن است؟ آیا با ایمان به ادیان دیگر و انجام عمل صالح ممکن است انسان به رستگاری و نجات دست یابد؟ در غیر این صورت چگونه با عدل الهی سازگار است؟ با توجه به طرح جدی این مساله در زمان شهید مطهری، استاد به عنوان اسلام شناسی فرزانه و دیده بانی بیدار و آشنا به نیازهای مکان و زمان به طرح مساله نجات پیروان ادیان از منظر اسلامی و رابطه آن با عدل الهی پرداخته است. از منظر شهید مطهری پیروان سایر ادیان که دارای اعمال نیک و نیت صادقانه هستند و نسبت به دین حق تقصیر و تعصب و عناد ندارند می توانند از نجات و رستگاری برخوردار باشند، همچنین غیر موحدانی که دارای اعمال نیک اند با شرایطی می توانند به مراتبی از نجات برسند. آنچه در ادامه به اختصار می آید بیان دیدگاه استاد مطهری در مورد پذیرش عمل خیر از غیر مسلمانان و نجات پیروان ادیان و رابطه آن با عدل الهی است. این پژوهش از نظر موضوع، عقلی و نقلی و به لحاظ روش، تفسیری و تحلیلی و از نوع تحقیقات بنیادی است.
مساله یگانگی فضیلت در فلسفه افلاطون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سقراط ادعا می کند که فضیلت ها یکی هستند و این یگانگی در نظرش نشان آن است که فضیلت معرفت است. افلاطون نیز تحت تاثیر استاد خود به یگانگی فضیلت باور داشت، اما منظور او از اینکه «فضیلت یکی است» در نگاه نخست خالی از ابهام نیست. این موضوع در گفتگو های لاخس و پروتاگوراس مطرح شده است.
فضیلت هایی که در این دو گفتگو مطرح شده عبارت اند: از: دینداری، شجاعت، اعتدال، عدالت و دانایی. وی آشکارا بر این باور است که این فضایل یگانه اند، اما این یگانگی به دو صورت بیان می شود. یکی اینکه فقط یک فضیلت وجود دارد با پنج نام متفاوت و دیگر اینکه هر یک از این فضیلت ها ماهیت و تعریف خود را داراست و در عین حال بین آنها ارتباط ضروری وجود دارد. در این مقاله، ابتدا نظر افلاطون را درباره یگانگی فضیلت و ناسازگاری بین این دو نظر بر اساس گفتگو های پروتاگوراس و لاخس مطرح و سپس با مراجعه به گفتگو های پایانی وی (جمهوری، مرد سیاسی، قوانین) نظر نهایی او را درباره این موضوع بیان می کنیم
وجودشناسی از دیدگاه دوانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جلال الدین محمدبن اسعد دوانی (908-830) یکی از برجسته ترین متفکران اسلامی مکتب شیراز است که پرداختن به اندیشه های او می تواند کمک زیادی در شناخت بیشتر این مکتب و تاثیر آن بر فلسفه اسلامی داشته باشد.
بی شک مهم ترین اندیشه های محقق دوانی را می توان در نظریات وجودشناسی جستجو کرد. وی در این خصوص با دو رویکرد به بحث می پردازد: 1. اساس دیدگاه وحدت وجودی (ذوق تاله)، وجود را منحصر در ذات خداوند دانسته، آن را حقیقت وجود و وجود خاص معرفی می کند و معتقد است سایر موجودات تنها در پرتو انتساب به آن وجود خاص موجود می شوند. بر این اساس اشتراک موجودات را اشتراک نسبی می داند یعنی اشتراک در وجود از جهت نسبتی که با وجود دارند. در وجود ذهنی معتقد است صورت علمی غیر از حقیقت است و در علیت، معلول را شان و تجلی علت می خواند؛ 2. در خصوص موجودات خارجی (با نگاه استقلالی)، با بنا نهادن فلسفه اش بر موجودات ممکن، موجود خارجی را شی متشخص دانسته که نمی توان در آن وجود را از ماهیت متمایز کرد لذا قاعده فرعیه را در خصوص رابطه وجود و ماهیت جاری نمی داند و معتقد است مجعول بالذات ماهیت موجوده است چرا که هر چه به عنوان مجعول، لحاظ شود ماهیتی از ماهیات است.
این مقاله درصدد است نقش وحدت وجود در اندیشه های وجودشناسی دوانی را ارزیابی کند، از این رو به بیان مباحث مربوط به وجود و ماهیت، جعل، وجود ذهنی و علیت می پردازد
الحلال و الحرام من الاطعمه و الاشربه عندالفریقین (عربی)(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
معرفه ما یحل اکله من الحیوان و ما لا یحل، ان یُرجع إلی الشرع، فما اباحه الشرع فهو مباح و ما حظره فهو محظور.
اما ما حرم شرعا فجملته:
حرمه الخبائث و الاشیاء الضاره بالبدن و شرب المسکرات و النجاسات و المتنجسات و عدم الاذن شرعاً لحق الغیر
و اما الحیوانات ففیه التفصیل الآتی:
المشهور بین فقهاء الامامیه تحریم حیوان البحر الا المسک الذی له فلس و اختلف فقهاء الامامیه فی المارماهی و الزمار و الزهو.
و لا یحل عند الحنفیه من الحیوان المائی شیءٌ سوی السمک فیحل اکله سواء کان ذافلوس ام لا.
و ذهب ما عدا الحنفیه إلی إباحه کل حیوانات البحر بلا تذکیه حتی ما تطول حیاته فی البر کالتمساح و السلحفاه البحریه و الضفدع.
و حلیه الانعام (البهائم) الوحشیه من الحیوان البری مما لا خلاف فیه بین المسلمین و المشهور بین الامامیه حلیه الحمول الثلاثه الاهلیه التی تحمل الاثقال و تُرکب: الخیل و البقال و الحمیر. و ذهب الشافعیه و الحنابله ـ و هو قول للمالکیه ـ إلی الإباحه الخیل سواء کان عرابا او براذین و ذهب الحنفیه إلی حل اکلها مع الکراهه التنزیهیه. و ذهب الشافعیه و الحنابله الی حرمه اکل الحمار الاهلی، و فی البغال قال الشافعیه و الحنابله: إنه یتبع اخس الاصلینُ. لحم الحیوانات المفترسه حرام عند فقهاء اهل البیت و الحنفیه و الشافعیه و الحنابله غیر ان الضبع و الثعلب قال بحلها ابویوسف و محمد؛ و یحرم من الحیوانات: المسوخات عند فقهاء اهل البیت و لم یتعرض فقهاء سائر المذاهب للمسوخات.
کلام علی کلام علی (5)
حوزههای تخصصی:
مقتضیات اخلاقی تقوا در آیینه ی قرآن و سنّت(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
«مقتضیات تقوا در آیینهی قرآن و سنّت» عنوانی جهت دستیابی به مفهوم تقوا، وعوامل دستیابی به تقوا از دیدگاه قرآن و سنّت است. تقوا از «وقایه» گرفته شده و در لغت، به معنای نهایت خویشتن داری و در عرف، بازداشتن نفس از آن چیزی است که در آخرت برای انسان زیان دارد، و محصورکردن آن به چیزهایی است که برای او مفید است. مقتضیات، یعنی همان عوامل پیدایش تقوا، در دو زیر شاخهی اصلی: اخلاقی و فقهی، بررسی گردیده اند. مقتضیات اخلاقی پیدایش تقوا نیز در دو مجموعهی اخلاقیات فردی همچون: الگوپذیری، مخالفت با هوای نفس، شناخت و معرفت، صداقت، اطاعت اوامر الهی، عبادت و بندگی، خردورزی، یاد خدا، آیات الهی، هدایت الهی، یقین، توبه، صبر و تواضع، و مجموعهی اخلاقیات اجتماعی همچون: عدالت، خدمت به مردم، وحدت، وفای به عهد، موعظه، عفّت و پاکدامنی، احسان وکنترل زبان آمده اند. در مقتضیات فقهی نیز عواملی چون: بر پاداشتن نماز، روزه داری، حجّ، جهاد و قصاص بررسی شده اند.
فلسفه ی اخلاق کانت از دید هگل(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هگل مدّعی است که نظریّهی اخلاقی کانت، انتزاعی و بدون محتواست؛ علاوه براین، اصول اخلاقی کانت، اخلاقی را عرضه میدارند که بهواسطهی تناقضات ذاتی که دارد، محال و غیرممکن است. در عوض، هگل پیشنهاد میکند که «زندگی اخلاقی» راه حل عیوبی است که در نظریّهی اخلاقی کانت مطرح است. هدف این مقاله بررسی و تعیین اعتبار انتقاد هگل است؛ و تا حدی آنچه میتوان آن را بسط نظریّهی اخلاقی کانت نامید. برای هگل، اخلاق انتقال ضروری از تجلّی آزادی فردی به مفهوم حق است.
آثار و گستره اذن ولی در نکاح دوشیزه
حوزههای تخصصی:
مساله اذن ولی در نکاح دوشیزه از مباحث مطرح در جامعه می باشد و عده ای از فقها و قانونگذاران در قانون مدنی ایران جلب موافقت پدر را علاوه بر موافقت دختر برای ازدواج دختر باکره رشیده لازم دانسته اند. حال پرسش مطرح این است آیا دختر ولایت تام دارد؟ و یا اینکه ولی ولایت تام در انتخاب همسر برای دختر دارد؟ دخترانی که بدون اذن پدر ازدواج کرده اند، نکاحشان چه حکمی دارد؟ سؤالاتی از این قبیل، در نگاه کلان به در هم تنیدگی های جامعه مدرن می تواند پرده از خلا های قانونی بردارد؛ آنچه این خلاها را پر رنگ تر می نماید، عدم ضرورت اذن پدرانی است که از ازدواج دختران خویش با کفو خود ممانعت می کنند.
در این مقاله سعی شده دو نظریه قابل توجه در میان آراء فقها و حقوقدانان بررسی و علت اشتراک بین ولایت پدر و دختر که نظریه مورد قبول قانونگذار می باشد، بیان گردد. اهمیت این مساله با توجه به رای قانونگذار که نکاح صورت گرفته بدون اذن ولی را متوقف به اجازه بعدی پدر می داند، روشن می گردد. این در حالی است که فقهای متاخر، نکاح فوق الذکر را صحیح می دانند؛ البته در پذیرفتن این نظریه از طرف قانونگذار نباید هدف او را مبنی بر جعل قواعدی برای نظم جامعه نادیده گرفت که از عوامل اساسی به شمار می آید.