الطبقات الکبری اثر محمد بن سعد بصری (د230ق) از کتاب های مهم و کهن درشرح حال پیامبر (ص)، صحابه، تابعین و روات حدیث تا آغازین سال های سده سوم هجری است. پژوهش حاضر با بررسی موردی زندگانی امام علی علیه السلام در این کتاب، به تبیین تفاوت گزارشهای محدّثان و مورّخان درباره حوادث صدر اسلام اختصاص دارد. یافته های آن نشان می دهد که ابن سعد به عنوان یک محدث- مورخ به سبب پایبندی به رعایت ضوابط و باورهای اهل حدیث، در توضیح وقایع صدراسلام، گاه سیر حوادث را به گونه ای متفاوت از مورخان نشان داده است.
برهان تضایف یکی از مهم ترین براهینی است که ملاصدرا برای اثبات اتحاد میان عاقل و معقول اقامه کرده است. این برهان پس از ملاصدرا مورد مناقشة فراوانی قرار گرفت؛ برخی از حکما آن را پذیرفتند و برخی دیگر به چالش کشیدند. مرحوم علامه طباطبایی از آن دسته حکمایی است که برهان مذکور را تام ندانسته و بر آن اشکالات متعددی وارد کرده است و خود در بدایة الحکمة و نیز نهایة الحکمة برای اثبات اتحاد عاقل و معقول راه دیگری را در پیش می گیرد. اما به نظر می رسد که هیچ یک از اشکالات علامه بر این برهان وارد نیستند.
در این نوشتار حدیث معروف منسوب به امام حسین(ع) «إنّما خَرجت لِطلب الاصلاح...» از این جهت بررسی شده که آیا متن آن حاکی از قصد امام حسین(ع) برای اصلاح در دین است یا اصلاح در امت؟ نگارنده به این نتیجه رسیده که این حدیث نه از حیث سندی اعتبار دارد و نه محتوای آن قابل پذیرش است و اگر کسی از لحاظ سندی تساهل کند و آن را بپذیرد، باید بخش پایانی آن را که تأیید خلافت ابوبکر و عمر و عثمان است، نیز بپذیرد و یا آن قسمت را جعلی بداند، لکن در صورت پذیرش نیز اصلاح مطرح شده در حدیث اصلاح در امت است نه اصلاح در دین.
در پاسخ به این پرسش که «منشأ تصور علیت چیست؟» نظریه های گوناگون مطرح بوده است. در این مقاله با پنج نظریه آشنا می شویم: 1. هیوم منکر علیت است و نظریة تعاقب را به عنوان توضیح و توجیه آنچه مردم و فیلسوفان علیت می شمارند، پیشنهاد کرده است؛ 2. علامه طباطبایی و شهید مطهری تلاش کرده اند با تکیه بر علم حضوری، منشأ تصور علیت را توجیه و نظریة تعاقب را نقد و رد کنند؛ 3. دکتر احمد احمدی نیز سعی کرده با تکیه بر اصل اتحاد حاس و محسوس مسئله را حل کند؛ 4. شهید صدر و آیت الله جوادی آملی معتقد به بداهت اصل علیت اند؛ 5. نویسندة مقاله معتقد است نقد هیوم با تکیه بر علم حضوری یا تمسک به اتحاد حاس و محسوس رد نمی شود. بخشی از راه حل در بداهت اصل علیت است. ولی هرچند بداهت با توضیحاتی که خواهد آمد بهترین نظریه در توضیح و توجیه اصل علیت و منشأ تصور آنست اما برای حل مسئله کافی نیست؛ زیرا: نظریة بداهت و حتی اگر نظریة علم حضوری و اتحاد حاس و محسوس را نیز بپذیریم؛ در نهایت، کلیت اصل علیت را توضیح داده و توجیه می کنند نه مصادیق علیت را؛ در حالی که مشکل اصلی در بحث علیت اینست: «از کجا بفهمیم الف علت ب است نه ج یا ...؟». در پایانِ مقاله سعی شده با ترکیب عقل گرایی (Rationalism) و حس گرایی (Empiricism) ، و نیز با استفاده از روش آزمون و خطا، پاسخی قابل قبول به پرسش اخیر داده شود.
یکی از تقسیمات عقد، تقسیم آن به جایز و لازم است. انحلال عقود لازم ممکن نیست، مگر در جایی که برای یکی از طرفین یا هر دوی آن ها، خیار ثابت شود یا طرفین بر اقاله قرارداد، تراضی نمایند. عقود لازم نیز به نوبه خود به دو دسته عقود لازم خیارپذیر و عقود لازم خیار ناپذیر تقسیم می شوند. قانون مدنی ایران در خصوص امکان یا عدم امکان درج خیار در عقد وقف، سکوت کرده است؛ لذا حقوقدانان نسبت به آن اختلاف دارند. در فقه امامیه و اهل سنت نیز مسئله اختلافی است. برخی شرط خیار در عقد وقف را صحیح دانسته اند. در مقابل، برخی حکم به بطلان شرط و عقد کرده اند و برخی معتقدند شرط باطل، ولی عقد صحیح است. در نوشتار حاضر، این نتیجه به دست آمده است که شرط خیار در عقد وقف، صحیح و سکوت قانون مدنی را نیز باید بر صحت آن نزد قانونگذار حمل نمود.
در تشیع امامی، وجود کرامات برای امامان شیعه (ع) ، اعتقادی مسلّم بوده و درباره آن کتاب ها نوشته شده است. منابع، کرامات متعددی از امام هادی (ع) گزارش کرده اند که تعدادشان بسیار است. کرامت امام هادی (ع) و شعبده باز هندی، یکی از این کرامات است. این کرامت، اوّلین بار در کتاب هدایة الکبری خصیبی ( م 334ق) که متهم به ارتباط با نصیریه (غلات) است، نقل شده است. بررسی روایات منسوب به اهل بیت (ع) ، خصوصاً روایاتی که مربوط به سیره ائمه (ع) است، موجب ارزیابی و برداشت عالمانه تر از سیره معصومین (ع) و دفع حمله مخالفان می گردد. این نوشتار، ابتدا به نقل این گزارش در کتاب های هدایة الکبریخصیبی و الخرائجراوندی (م 573ق) پرداخته و سپس با بررسی سلسله سند، به نقد سندی و سیر تطور آن در منابع مختلف مبادرت نموده است و در نهایت، به نقد و ارزیابی محتوایی این روایت می پردازد .