تحلیل فلسفی- عرفانی وجوب و امکان در غزلیات برگزیده بیدل دهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از ویژگی های ادبیات، اشتمال آن بر مبانی و اصول کلی علوم مختلف و به طورکلی مسائل میان رشته ای است. در این میان، مباحث فلسفی، پیدایش و تکوین مخلوقات و موجودات و غیره، در کلام گویندگان و سرایندگان گذشته و معاصر، از اهمیت بسزایی برخوردار است. خاصه که این مسائل از جنبه عرفانی و ماورایی نیز بررسی شوند و به نحوی ارتباط آن ها با جهان بینی خاص عرفا و صوفیان مورد تحلیل قرار گیرد. بیدل دهلوی یکی از معدود شاعرانی است که در اشعار خود با تلفیق شالوده های فلسفی و نیز اصول و آموزه های عرفانی، به نوعی سبک شخصی دست یافته است و بیان وی از این نظر شایسته تأمّل و تدقیق است. وی شعر را آیینه حکمت و تأملات فلسفی خود قرار داده ،و علیرغم عقیده عارفان مبنی بر ناتوانی لفظ در ادای معنی، به خوبی توانسته است این حقایق را در قالب الفاظ و استعارات دشوار و دیریاب سبک هندی به تصویر بکشد. دراین پژوهش برآنیم تا جهان بینی خاص و منحصربه فرد وی را در آمیختن این دو مبحث (فلسفه و عرفان)، خصوصاً در مسأله وجوب و امکان، تحلیل نماییم.