هدایت و اضلال الهی دارای دو نوع ابتدایی و جزایی است؛ هیچ یک از این دو نوع منافاتی با اختیار انسان ندارد؛ چراکه یا قابل استناد به خداوند نیست و یا اگر هست، اختیار انسان را سلب نمی کند. اما هدایت ابتدایی که به معنای نشان دادن راه کمال و سعادت به انسان است و هدایت جزایی که نتیجه بهره گرفتن اختیاری انسان از اسباب هدایت ابتدایی خداوند است و نیز اضلال جزایی که نتیجه سوءاختیار خود انسان است، با وجود قابل استناد بودن این سه قسم، به خداوند اما منافاتی با اختیار انسان ندارد، اما اضلال ابتدایی قابل استناد به خداوند نیست. بحث هدایت و اضلال الهی از آن جهت دارای اهمیت است که شبهه معروف جبر در هدایت و ضلالت را پاسخی درخور می دهد؛ چرا که ظاهر اضلال و هدایت الهی این است که انسان اختیاری در گمراه شدن نداشته و خداوند افراد را وادار به راه درست یا نادرست می نماید. این پژوهش ثابت می کند که هدایت و ضلالت انسان به اختیار خود اوست.
آنتوان برمن، سیستم تحریف متن را هرگونه حذف، اضافه، تغییر در سبک نویسنده، تغییر ساختار زبان، اطناب کلام و حتی تغییر در نقطه گذاری و پاراگراف بندی می داند. سی وسه آیه از آیات الاحکام در سوره مبارکه نساء وجود دارد که با در نظر گرفتن این مهم و برپایه نام سوره و جنسیت مترجم زن، ترجمه طاهره صفارزاده و نیز مدل آنتوان برمن برای پژوهش حاضر برگزیده شد. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، سامان یافته و ترجمه صفارزاده از سوره نساء برپایه شش مؤلفه از سیزده مؤلفه تحریف متن آنتوان برمن یعنی عقلایی سازی، شفاف سازی، اطناب کلام، آراسته سازی، غنازدایی (تکییف) کیفی و غنازدایی کمی بررسی شده است. گفتنی است با توجه به تفاوت های فرهنگی - اجتماعی و گفتمانی، پایبندبودن به عقیده برمن در تمامی نمونه ها بسیار دشوار است؛ به همین روی در اینجا هر سیزده مؤلفه بررسی نشده و مؤلفه هایی بررسی شده اند که نمونه های بهتری از آن در ترجمه این مترجم یافت می شود. روش پژوهش برپایه مقابله متن مقصد با متن مبدأ است. متن مقصد به صورت خط به خط با متن مبدأ، مقابله و شاهد مثال ها با توجه به هر یک از مؤلفه ها استخراج می شود. برآیند پژوهش نشان می دهد در میان این شش مؤلفه، عقلایی سازی، شفاف سازی و اطناب کلام از پربسامدترین عوامل تحریف در ترجمه صفارزاده و در سه حوزه غنازدایی کیفی، آراسته سازی و غنازدایی کمّی، کمترین انحراف را از متن اصلی داشته است. مترجم از دیدگاه انتقال ساختار و درون مایه نیز ترجمه ای وفادار به متن اصلی، ارائه و تلاش کرده است هیچ عبارتی را از قلم نیندازد؛ ولی در بسیاری از نمونه ها عبارت ها را به صورت واژه به واژه برگردانده است. برآیند پژوهش نشان می دهد که در میان این شش مؤلفه: عقلایی سازی، شفاف سازی و اطناب کلام از پربسامدترین عوامل تحریف در ترجمه صفارزاده و در سه حوزه غنازدایی کیفی، آراسته سازی و غنازدایی کمّی کمترین انحراف را از متن اصلی داشته است. مترجم از دیدگاه انتقال ساختار و درون مایه نیز ترجمه ای وفادار به متن اصلی ارائه کرده و تلاش نموده هیچ عبارتی را از قلم نیندازد، ولی در بسیاری از موارد، عبارتها را به صورت واژه به واژه برگردانده است.
هدف : هدف تحقیق حاضر شناسایی نحوه پاسخ گویی والدین به سوالات دینی کودکان است. روش : برای رسیدن به این هدف از روش پدیدارشناسی استفاده شد. جامعه آماری شامل کلیه والدین دارای فرزند مقطع ابتدایی شهر بندرلنگه بود. تعداد نمونه 35 نفر از این جامعه بود که با روش هدفمند با توجه به حد اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها نیز مصاحبه های نیمه سازمان یافته و عمیق بود. مصاحبه ها ثبت شده، سپس به صورت کتبی پیاده گشته و به روش هفت مرحله ای کلایزی مورد تجزیه و تحیل قرار گرفت . یافته ها : نتایج گویای آن است که 3 مضمون اصلی همراه با مضامین فرعی وجود دارد. سؤالات کودکان حول مسائلی چون سؤال در مورد خداوند، مرگ، جهان آخرت، پیامبر، دین اسلام، خلقت جهان، اعمال عبادی و بلایای طبیعی است. بسیاری از والدین روش های نادرستی چون پاسخ های نامناسب با رشد شناختی، رشد زبان و درک مفاهیم به کار می برند. علاوه بر سطح نامناسب رشد شناختی، سرکوب سؤالات، پاسخ های کلیشه ای، پاسخ ندادن، موکول کردن پاسخ ها به بعد نیز مورد استفاده والدین قرار می گیرد. تعدادی نیز روش های صحیح پاسخگویی به سؤالات دینی از قبیل استفاده از تمثیل، پاسخ دادن، استفاده از دانش ملموس کودک برای پاسخ دهی، استفاده از بازی، ارائه پاسخ های صحیح منطبق با متون دینی، دنبال کردن پاسخ های بهتر به کار می برند. نتیجه گیری : با توجه به یافته های پژوهش مبنی بر فقدان آگاهی لازم در خصوص رشد شناختی و روش های آموزشی، در خصوص آگاهی بخشی به والدین در مورد چگونگی پاسخ به سؤالات کودکان متناسب با اصولی چون داریست سازی شناختی باید توسط نهادهای ذی ربط برنامه ریزی صورت گیرد.
کتابت مصاحف قرآنی امروزه از وِیژگی های هنری خاصی برخوردارند. یکی از مهم ترین این ویژگی ها کتابت منظم و باقاعده آیات قرآن در هر جزء، صفحه و سطر است. مشهورترین کتابت نام آشنای امروزی، قرآن های کتابت شده به دست عثمان طه، کاتب سوری است که در چند دهه اخیر با عنوان «مصحف المدینه المنوره» از سوی مُجمَّع ملک فهد در کشورهای اسلامی مختلف توزیع شده است. صفحات این قرآن، حاوی 15 سطر است، و پایان هر صفحه به انتهای آیه ای ختم می شود. همچنین هر یک از اجزای سی گانه این قرآن، به دقت در 20 صفحه یا 10 برگ طراحی و کتابت شده اند. اما درواقع این سبک از کتابت که با نام عثمان طه گره خورده است، خود نمونه های متعدد و فراوانی در میان کاتبان قرآن در دوره عثمانی، و پس از آن، طی یکصد سال اخیر داشته است. این مقاله با مروری بر پیشینه این سبک از کتابت قرآن، نشان می دهد که کاتبان عثمانی طی قرون دهم تا چهاردهم هجری خود مبدع این سبک هنرمندانه نبوده اند، بلکه سابقه این گونه از قرآن نویسی منظّم و باقاعده، به دورانی بسیار قدیم تر، و در ایران قرن پنجم هجری بازمی گردد. قرآن محمد زنجانی (مورَّخ 531 ق)، و قرآنِ زرّین قلم (مورَّخ 582 ق)، دو نمونه بسیار پیشرفته از این هنر در قرن ششم هجری اند. در آغاز، تعداد قواعد و الگوهای کاتبان ایرانی برای کتابت منظّم قرآن، تقریباً 30 تا بوده، اما به تدریج تا پیش از قرن دهم هجری به حدود 470 مورد بسط و تفصیل داده شده است. تقریباً اغلب کاتبان عثمانی در قرون اخیر، صرفاً به دو امر توجه کرده اند: نخست پایان دادن هر صفحه به انتهای آیه، و دوم، آغاز کردن هر جزء قرآن از ابتدای صفحه و پایان دادن آن به انتهای صفحه.
اختیار و قلمرو آن به عنوان یکی از مباحث مهم کلامی همواره مورد توجه متکلمان مسلمان بوده است که به واسطه آن انسان اشرف مخلوقات معرفی گردیده، گاه مورد تکریم و گاه مورد نکوهش قرار گرفته است. به موجب اختیار است که همه چیز مسخر انسان واقع شده است. سوال اصلی این است که معنای اختیار وگستره آن با توجه به آراء کلامی و تفسیری امام خمینی و علامه طباطبایی چیست؟ و چه نقش و کارکردهایی در افعال آدمی خواهد داشت؟ هدف مقاله بر این است که با روش تحلیلی وکتابخانه ای، اختیار انسان را با رویکرد فلسفی و کلامی و از دیدگاه آن دو اندیشمند معاصر بررسی نماید. این دو بزرگوار بر وجود اختیار در انسان تاکید ورزیده اند و وجود آن را در تمامی امور آدمی امری بدیهی دانسته و برای اثبات اختیار در افعال انسان و تبیین ماهیت آن، براهینی ذکرنموده اند. اسلام درصدد است تا آدمی با سرمایه اختیار خویش، پا در قلمرو ایمان و توحید بگذارد و با اختیار خویش، مسیر سعادت و کمال را طی نماید. در این مقاله برخی از نظرات ویژه امام خمینی و علامه طباطبایی مورد توجه و تاکید قرار گرفته است.
لباس روحانیت شیعه، در جامعه ما به تدریج شکلی متمایز و هویتی نمادین یافته است. پرسش از جایگاه و نقش این لباس در اخلاق کنشگری روحانیت، دغدغه اصلی این جستار است. بازشناسی هویت، کارکردها، هنجارها و مسائل اخلاقی تلبس، مبتنی بر روش تحلیلی-تاریخی نشان داد که انتساب نمادین و تاریخی آن به پیامبر اسلام9، مطلوبیت دینی این نوع تلبس و ماهیت نمادین آن (که دلالت بر نقش اجتماعی روحانیت و هویت ارتباطی این نقش دارد)، موجب شده این لباس، نه تنها لباسی دینی و مقدس تلقی شود، بلکه همان گونه که در فرهنگ عمومی کنشگران شیعی مشهور است، از جایگاه «لباس پیامبر» و «لباس پیام بری» و پیام رسانی دینی برخوردار شود. بازشناسی کارکردها و هنجارها و مسائل اخلاقی تلبس به لباس پیامبر و پیام بری از دیگر نتایج این جستار است.
A detailed analysis of current trends in virtual learning that can be applied for future studies of religious education and sharing results of introducing a new concept of virtual E-learning in Shia Islamic Education. A detailed study and analysis of latest trends in virtual Learning being applied in different educational sectors that is yielding great benefits for educating young generation. Also share the outcome of applying these new virtual learning trends and techniques used in introducing a new concept of E-learning in Shia Islamic Education Platform by the name of ‘KAZ Online School’. The results will be based on quantitative statistical analysis based on behaviours and adaptive trends of more than 200 subscribers/learner’s of KAZ Online School. Virtual learning can help us to propagate the Islamic education across the globe to even remote areas and unlock new arenas for both preaching the true Islamic concepts within Islamic community and inter-faith dialogue. For this we need to understand the reaping benefits of latest developments and technologies being used in virtual learning space by different educational sectors. And then apply this to our current Islamic Education methodologies. This detail study and analysis will help to understand the future trends that are required to be adapted to attract and inspire future generations towards great treasure of Islamic education and values through virtual learning.
پیشینه شناسی مسائل و نظریه های مطرح در علوم، از اهمیت به سزایی برخوردار است. در جستار حاضر، پیشینه نظریه انقلاب نسبت به عنوان یک نظریه اصولی موردبررسی قرار گرفته است. با مراجعه به منابع مکتوب فقهی و اصولی از قدمای فقهی و اصولی تا دوران ملااحمد نراقی، کسی که از وی به عنوان مبدع نظریه انقلاب نسبت یاد می شود، و تحلیل برخی فتاوای فقهی و شیوه استدلال و نقد دیدگاه های مطرح درباره آن فرع فقهی، این نتیجه به دست آمده است: شیوه بررسی و حل ادله متعارض در مواردی که اطراف تعارض بیش از دو دلیل است، در نظر برخی فقها همچون شیخ طوسی، محقق حلی، علامه حلی، فخرالمحققین، مقدس اردبیلی، محقق سبزواری و دیگران، همان روش مرسوم به انقلاب نسبت است. بنابراین هرچند این نظریه به اقرار اندیشه وران اصولی منسوب به ملااحمد نراقی است که برای اولین بار توسط ایشان به صراحت تبیین و تنقیح اولیه شده است، اما ریشه هایی از جریان این روش در کلمات گذشتگان دو علم فقه و اصول نیز، به صورت پراکنده و در برخی فروع فقهی، مشاهده می شود. لذا این نظریه را می توان دارای پشتوانه ای نسبتاً مناسب و قوی در میان فقها و اصولیان دانست.
دربار ه اسلام آوردن ابوذر در منابع کهن روایت های گوناگونی نقل شده است که با یکدیگر همخوانی چندانی ندارند. در این مقاله که بر روش توصیفی تحلیلی استوار است، به حدیث اسلام آوردن ابوذر در روضه کافی پرداخته و سعی شده سند و محتوای آن تحلیل و بررسی گردد. برایند این مطالعه آن است که روایت اسلام آوردن ابوذر، گرچه در منابع تاریخی نقل شده، در منابع روایی شیعه به دو طریق متفاوت توسط ثقه الاسلام کلینی در بخش روضه کافی و صدوق در امالی آورده شده است. نه تنها محتوای روایت مردود نیست بلکه با واکاوی سند روایت و تتبع در قراین نقلی و بررسی دلالت متن روایت و توجه به مبنای متقدمین در گزینش حدیث و شرایط صدر اسلام و وجود نقل به معنا در روایت دریافت می گردد که امکان وقوع رویداد شگفت آور برای ابوذر بدیهی بوده و از هرگونه استبعاد به دور می باشد.
بحث از صفات الهی از جمله مباحث مهم در فلسفه و الهیات است در میان صفات الهی صفت «علم» همواره از توجه بیشتری برخوردار بوده است، چراکه در تبیین بسیاری از مسائل کلامی تأثیر ویژه ای داشته است. شیخ الرئیس ابن سینا و دانس اسکوتس نماینده ی دو دیدگاه اساسی درباره علمِ حق تعالی در دو سنت فلسفی اسلامی و مسیحی اند که در این تحقیق مورد مطالعه و مقایسه قرار گرفته اند. ما در این مقاله ضمن برشمردن وجوه مشترک این دو فیلسوف نامدار در مساله علم؛ همچون اعتقاد به وجود صور موجودات در علم الهی قبل ازخلقت واقعی آنها، لحاظ نکردن صور م عقول یا م ُثل اف لاطونی به مثابه موجوداتی مفارق، و اینکه خ دا در ام ر خ لقت ع الَم و انسان، غرضی خارج از ذات خویش ندارد و آفرینش صرفاً ناشی از عشق خدا به ذات خویش است به تشریح ت فاوت اص لی دیدگاه این دو فیلسوف در مساله ی علم الهی که فاعل بالقصد دانستن پروردگار از نظر اسکوتس، و فاعلِ بالعنایه دانستن خدا از نظر ابن سینا ض من توجیه خلقت برمبنای ف یض یا صدور است.
هدف پژوهش حاضر، مطالعه تأثیر آموزش قرآن کریم بر بهبود شیوه های مقابله با فشار روانی است. نوع مطالعه شبه آزمایشی و جامعه پژوهش نوجوانان شرکت کننده در دوره های تابستانی بسیج هستند که در دو گروه آموزش قرآن کریم و آموزش های دیگر (شامل خطاطی، نقاشی، رایانه و...) دسته بندی شده اند. به این ترتیب 53 نفر از نوجوانان شرکت کننده در کلاس های آموزش قرآن کریم و 61 نفر از نوجوانان شرکت کننده در کلاس های غیر قرآنی، نمونه های پژوهش حاضر را تشکیل داده اند. داده ها نیز در دو مرحله (پیش آزمون و پس آزمون) با پرسشنامه شیوه های مقابله با فشار روانی ساخته اندلر و پارکر (1990)گردآوری و به کمک تحلیل کوواریانس چندمتغیری، تحلیل شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد متغیرهای وابسته (سبک اجتنابی، سبک مسئله مداری و سبک هیجان مداری) به صورت معناداری تحت تأثیراجرای متغیرهای مستقل تغییر یافته اند (001/0>P) و بعد مسئله مداری شیوه های مقابله با فشار روانی تحت تأثیراجرای متغیر مستقل (آموزش شبه آزمایشی قرآن کریم) (01/0>P) بهبود یافته است. از این نتایج چنین استنباط می شود که می توان براساس آموزه های قرآن، الگویی کارآمد برای مقابله با فشار روانی مسلمانان به ویژه نوجوانان مسلمان طراحی کرد.
قرآن کریم معجزه جاودان ادب و بلاغت است. در مباحث بلاغی، ایجاز از اهمیت خاصی برخوردار است. تضمین نوعی از ایجاز است که کلمه، ضمن حفظ معنای خود، به شیوه استعمالِ کلمه دیگر ازنظر تعدّی و لزوم به کاررفته و معنای آن کلمه را نیز به معنای خود اضافه می کند و به این ترتیب به شکلی موجز بر هر دو معنا دلالت می کند. تضمین از نوع حقیقت است نه مجاز، چراکه در این اسلوب، واژه ای حذف شده و معنای محذوف و مذکور هردو مدّ نظر گوینده می باشد. قیاسی بودن تضمین با رعایت شرایط آن می تواند قابل قبول باشد. در موارد متعددی از آیات قرآن اسلوب تضمین به کاررفته که در صورت عدم توجه به آن هنگام ترجمه، می توان گفت ترجمه دقیقی از آیه ارائه نشده است. این نوشتار با روش توصیف و تحلیل در پی پاسخ به این سؤال است که ترجمه های فارسی قرآن در چنین آیاتی از چه میزان دقتی برخوردارند. بررسی های انجام شده نشان داد، بیشتر این ترجمه ها جز در موارد اندک، به معنای تضمین شده در کلمه به کاررفته در آیات موردبحث، بی توجه بوده اند.
قد لا یکون لموضوع من الأهمیه على مر الزمان مثل ما للحوار من أهمیه، تتضاعف تلک الأهمیه فی زماننا الحاضر، فقد کثرت وسائل الاتصال وبرامج الحوار حتى عجّت بها القنوات الفضائیه وما تبثّه هذه القنوات من الغث والسمین، ومن أفکار ضاله وعقائد منحرفه، لا تؤثر على أبنائنا- شئنا أم أبینا- فقط، بل تحرق الأخضر والیابس فی مجتمعاتنا أیضاً بما تغذیه من مشاعر العداء والتفرقه. وبالمقابل، فإن الحوار یبقى الوسیله الأهم لمقابله تلک الهجمات الضاله من جهه، ونشر الهدایه ونور الحق من جهه أخرى، إلا أن ذلک بشرطها وشروطها -کما یقولون- کما هو الحال فی أی عمل علمی یراد به أن یکون قائماً على أسس فنیه صحیحه؛ لکی یؤتی أکله ویوصل إلى ما أعد له من أهداف وغایات، وهنا یأتی البحث فی أدب الحوار وفی ضرورته القصوى، فنحن ولله الحمد لدینا ثروه ثقافیه وفکریه وعقائدیه واجتماعیه وسیاسیه عظیمه قائمه على أسس ثقافیه إسلامیه منطقیه وأخلاقیه صحیحه، متمثله بالقرآن الکریم والعتره الطاهره علیهم السلام، فهم مدرستنا وملاذنا فی هذه الحیاه الملیئه بالأمواج العاتیه التی تعصف بالإسلام من کل الجهات، فعلینا أن نقتدی بهم ونتسلح بفکرهم وثقافتهم فی مواجهه الطرف المقابل؛ من أجل الوصول إلى الحقیقه بطریقه فنیه صحیحه هادئه موضوعیه قائمه على أسس الحوار وآدابه الصحیحه وبالأدله والبراهین الواضحه، قال الله تعالى: وَج ادلْهُم بالَّتِى هِىَ أَحْسَنُ [النحل/ 125]. وأما منهج التحقیق الذی اخترناه فی هذه المقاله، فهو المنهج التوصیفی التحلیلی المرکب، وهو المنهج المتبع فی أکثر الدراسات الإسلامیه والإنسانیه بصوره عامه. وأما أهم النتائج التی توصلنا إلیها من خلال البحث والتحقیق فی هذه المقاله ما یلی: 1 الحوار هو العنصر الاساسی فی أی تفاعل معلوماتی حتى لو کان هذا التفاعل بین شخصین لا أکثر. 2 وبناء على الحقیقه السابقه، یتبین ما للحوار من أهمیه فی تبادل المعلومات وبناء الفکر والحضاره. 3 وللأهمیه القصوى التی یتمتع بها الحوار، لابد أن یکون هناک قواعد وضوابط خاصه تحکم ذلک العنصر بحیث یعطی أکله ویوصل إلى الأهداف المتوخاه منه. 4 إن خیر ما یُستقى منه أسس الحوار وآدابه هو الثقافه الإسلامیه المتمثله بالقران الکریم وعِدله؛ أقصد أهل البیت علیهم السلام. 5 أهم أسس الحوار فی الثقافه الإسلامیه هی: الإخلاص والاحترام والموضوعیه.
ترجمه شعر به شعر در ادبیات کهن بدین معنا بود که شاعر توانمند و دارای نبوغِ سرشار در دو زبان عربی و فارسی، برای آشکار کردن قدرت شاعری و نبوغ خود در حوزه ادب و شعر، یک یا چند بیت را از عربی به فارسی یا بالعکس (شعر کلاسیکی به شعر کلاسیکی) ترجمه می کرد. ترجمه شعر به شعر حلقه ای به هم پیوسته از موضوعات و مسائلی است که از دو ناحیه مضمون و شکل قابل بررسی است. اما آنچه در این جستار اهمیت دارد، تحقیق پیرامون ترجمه از دو منظر است: ترجمه صنعتی بلاغی یا سرقتی شعری؛ پس باید بین دو اصل یاد شده تمایز قائل بود؛ یعنی ترجمه، صنعتی ارزشمند یا سرقتی است که صاحب آن، مورد سرزنش واقع می شود. در این پژوهش برآنیم تا به روش مقابله تطبیقی و با تکیه بر منابع تاریخی به ترجمه های شعر به شعر –عربی به فارسی وبالعکس-تا قرن ششم هجری و کاربست مفهوم صنعت یا سرقت بر آن، بپردازیم.یافته های پژوهش نشان می دهد که ترجمه شعر به شعر؛ صنعتی است آشکار که مترجم بدان اذعان کرده و ابیاتی متفرقه در دیوان اوست، اما پیوستِ بیت ترجمه شده به یک قصیده مستقل و عدم ذکر اسم شاعر یا اقرار به ترجمه بودن شعر؛ نقطه تمایز دقیق میان صنعت و سرقت است؛ افزون بر آن، تغییراتی است که مترجم با ایجاد آن در ترجمه، خود را صاحب و آفریننده مضمون شعر معرفی می کند، و آن هم از راه به کارگیری ابزارهایی مشابه با آنچه گذشتگان در خصوص سرقت شعری، آورده اند.
SUBJECT AND OBJECTIVES : The question of whether religion is compatible with science has occupied a prominent place in the discussions of the nineteenth century and some thinkers hold the view that science and religion are incompatible. In contrast to this view, those who believe that religion and science cannot be opposed to each other, argue that they are two aspects of the facts of life; One aspect touches the soul while the other indicates material advancement. METHOD AND FINDING : This paper tends to deal descriptively and analytically with the relation between science and religion from the view point of Hans Kong as one of the present theologians. Considering the main purpose of religions, the relationship among ethics and religion and modern science is stricter. In other word, religions have come to improve the moral activities in human’s life, and they have to lead him to goodness and happiness; Because science cannot bring the value for man but religion can. The ethics of religion can solve many problems of mankind; For example purification to complete goodness and bring new horizons of human’s perfection. Religion gives peace to the scientifically advanced and worried society. CONCLUSION : Therefore, in this paper, an attempt was made to examine and analyze the main points of Hans Kung viewpoint of compatibility and alignment in the relationship between science and religion, and other areas such as the beginning of the universe, creation of the world, and etc.
هدف از این نوشتار، تبیین مبانی و آثار تربیت انسان منظم از منظر فلسفه تعلیم و تربیت قرآن بنیان می باشد. از لحاظ رویکرد تحقیق در زمره تحقیقات کیفی و قیاسی و از لحاظ روش، تحلیلی- استنباطی و از لحاظ شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و فیش برداری است. خلاصه یافته های تحقیق چنین است: مبانی فلسفی تربیت انسان منظم شاملِ مبانی عامِ خداشناختی( وجود ناظم و وحدت ناظم)، هستی شناختی(آفرینش منظم و مرحله مند جهان)، دین شناختی(تقدم نزول آیات مکی بر آیات مدنی، نظم درونی آیات، نظم در تشریع، تقدم ایمان بر عمل صالح) و مبنای خاصِ انسان شناختی( آفرینش منظم و مرحله مند انسان، نظم شناسی فطری)؛ آثار تربیت انسان منظم، شاملِ دو دسته آثار نظری( تقدم و تأخر در مراحل تفکر، دور اندیشی) و آثار عملی(برنامه ریزی، احترام به قانون و مقررات، وقت شناسی و غیره) می باشد.واژگان کلیدی:انسان منظم، فلسفه تعلیم و تربیت قرآن بنیان، مبانی، آثار.
یکی از صفاتی که قرآن کریم برای اهل بهشت و دوزخ مطرح کرده است خلود و جاودانگی است. خلود در بهشت با فضل الهی قابل توجیه است اما خلود در دوزخ موجب طرح شبهاتی گردیده است از آن جمله مقید شدن جاودانگی عذاب به وجود آسمانها و زمین و عدم تناسب کیفر خلود با گناه عاصی با توجه به عمر محدود انسان. لذا در بررسی انجام شده با توجه به شواهدی همچون: خلود به معنای مکث طولانی، زمانی بودن کلمه دامت، استثناهایی که در آیات خلود به کار رفته است، عدم اطلاق کلمه خالد به خداوند، خلود نوعی، خلود عذاب در بهشت و جهنم برزخی، سنخیت جهنم با دنیا و تناسب فعل و جزاء یا قائده مقابله به مثل، مبرهن می گردد که مطلق و حقیقی انگاشتن معنای خلود قابل تأمل است.
غُرَر الفوائد و دُرَر القلائد معروف به امالی از آثار مهم و مشهور سید مرتضی است که به موضوعات مختلف ادبی، تفسیری، حدیثی، کلامی، نقد شعر و... پرداخته و از زمان نگارش تا به امروز در محافل علمی و آکادمیک مورد بحث و استفاده بوده است. از این کتاب تاکنون ترجمه ای فارسی نبود و داشتن ترجمه ای فارسی از آن به شدت احساس می شد. دکتر حسین صابری اقدام به ترجمه امالی در چهار مجلد کرده که با افزودن یک مجلد هم به عنوان فهارس، مجموعاً پنج مجلد شده است. نوشته حاضر نقاط قوت و ضعف ترجمه را بیان کرده و نتیجه گرفته که این ترجمه باید یک بار دیگر با دقت و کلمه به کلمه با متن اصلی تطبیق یابد؛ به علاوه، ویرایش مجدد شده، کلمات سخت خوان آن نیز حتماً اعراب گذاری شود. همچنین در پاورقی های کتاب باید تجدید نظر شود و برخی از آنها حذف یا مختصر گردد. نمایه نام های کتاب و دو کتاب نامه تدوین شده نیز به بازنگری و یکدست سازی نیاز دارند.