فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۰٬۸۶۱ تا ۶۰٬۸۸۰ مورد از کل ۸۳٬۴۴۶ مورد.
محکم و متشابه از دیدگاه ابن برّجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآن و حدیث سال ۵۳ پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
524 - 507
حوزههای تخصصی:
از مباحث مهم در تفاسیر قرآن، بحث محکم و متشابه است. یکی از عرفا و مفسرین غرب اسلامی در سده ششم هجری، ابن برّجان است. این پژوهش به دنبال بررسی دیدگاه ابن برّجان درباره محکم و متشابه است. روش این پژوهش، اسنادی و توصیفی-تحلیلی است. یافته ها حاکی از این است که از دیدگاه ابن برّجان معنای اولِ متشابه، تفصیلِ محکم است. مبنای او در این معنا، سلسله مراتب وحی الهی و نزول آن است که عبارت است از: ام الکتاب (یا همان کتاب مبین و لوح محفوظ)، حروف مقطعه و قرآن. معنای دوم متشابه عبارت است از شبیه بودن آیات با یکدیگر در اعجاز و حقانیت، شباهت آیات قرآن با آیات کتاب مبین و شبیه بودن برخی آیات قرآن با برخی دیگر که منجر به اشکال و تحیر در خواننده می شود. از نظر ابن برّجان حروف مقطعه از جهتی محکم و از جهتی متشابه هستند. همچنین شباهت ها و شواهد لازم برای تأثیرپذیری ابن برّجان از دیگران یافت نشد و به نظر می رسد دیدگاه او درباره محکم و متشابه مبتنی بر دریافت و اجتهاد خود او از آیات قرآن و روایات نبوی است.
اولیای معشوق و کرشمه عنایت؛ شرح و تأویل غزلی از دیوان کبیر با نگاهی به جهان نگری سلطان ولد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۳۰
335-366
حوزههای تخصصی:
در این جستار، غزل شماره 1854 «چه دانی تو خراباتی...» از دیوان کبیر مولانا با توجه به منابع اصلی طریقه مولویه، خصوصاً آثار سلطان ولد شرح و تأویل شده است. تحقیق حاضر که بر مطالعات کتابخانه ای مبتنی است و با روش تحلیلی توصیفی انجام می شود، به دو پرسش پاسخ می دهد: الف. نمادهای موجود در غزل شماره 1854 دیوان کبیر تا چه حد با نظریات سلطان ولد در خصوص مراتب ولایت سازگار است؟ ب. غزل مذکور تا چه اندازه توانسته ویژگی های مراتب مختلف ولایت یعنی «مرتبه عاشقی» و «مرتبه معشوقی» را ترسیم کند؟ نتیجه پژوهش آشکار می کند که این غزل نمادین، مراتب مختلف عرصه ولایت یعنی «مرتبه عاشقی» و «مرتبه معشوقی» را تبیین می کند. مولانا طبق گفته فرزندش سلطان ولد پیش از ملاقات با شمس و بر اثر تعلیمات سیّد سردان «مرتبه عاشقی» را درک کرده و به پختگی در عرصه طریقت رسیده و با اکسیر مصاحبت پیر تبریز توانسته است مرتبه معشوقی را نیز تجربه کند و با این تحول عظیم روحی به معراج حقایق قدم بگذارد. خداوندگار در این غزل سعی نموده تا حدی که تنگنای لفظ و عبارت به او مجال می دهد، پرده از این راز سترگ بردارد و از عالمی سخن بگوید که حتی بزرگان عرصه عرفان (مشایخ صوفیه) نیز نتوانسته اند آن را درک کنند. مرتبه معشوقی مختص به مستوران قباب عزت است و کسی را یارای قدم گذاشتن به این مرتبه نیست، مگر اینکه «عنایت» خداوند و انسان کامل، سالک عارف را به این وادی هدایت کند و در خرابات حقیقت مصاحب خواص بارگاه الهی گرداند.
تبیین مقام رضا در قرآن کریم
حوزههای تخصصی:
مقایسه رویکردهای تأویلی قاضی نعمان و عبدالرزاق کاشانی در آیات فقهی(بازخوانی تأویل الدعائم الاسلام و التاویلات)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاید در میان فرق بازمانده و مشهور اسلام، اسماعیلیان تمایل بیشتری به فهم باطنی قرآن از خود نشان داده باشند. ارتباط و شباهت برقرار کردن میان دو سطح ظاهر و باطن یا همان تأویل و معرفت قلبی از جمله مشترکات صوفیه و اسماعیلیه به شمار می رود. دو گروه در کنار اهتمام به برپاداشتن ظاهر شریعت، در پی کشف بواطن قرآن بوده و حتی در آیات فقهی نیز از تأویل بهره جسته اند. در دیدگاه صوفیه علم تأویل آیات منحصر در فرد خاصی نبوده و دستیابی به آن به جدیت در تهذیب و مراقبه بر می گردد، در حالیکه در فرقه اسماعیلیه تأویل مختص به افرادی است که در سلسه مراتب دعوت قرار می گیرند، به همین خاطر تأویل های این گروه بیشتر فرقه ای می نمایاند و در راستای تایید عقاید اسماعیلی است، در حالیکه تأویل های صوفیان بر تجربه ی شخصی افراد استوار و بیشتر با مقامات صوفیان تطبیق داده می شود. این پژوهش بر آن است، با بررسی تأویلاتِ فقهی قاضی نعمان مغربی (بنیان گذار فقه اسماعیلی) و عبدالرزاق کاشانی(اندیشمند اصیل عرفانی) اشتراک و افتراق رویکردهای تأویلی ایشان را در پیوند فقه و عرفان استخراج و تببین کند.
پابرگ (15)
حوزههای تخصصی:
نوشتار حاضر، سیزدهمین شماره از سلسله انتشاراتی است که بر یافته های تاریخ ادبیاتی، متن شناسی و نسخه شناسی تمرکز دارد. برخی از منابع معرفی شده و مطالب مطروحه در این شماره به شرح ذیل است: دستنویسی کهن از تاج التراجم در کتابخانه قلی چعل یپاشا تکمیل رباعی ای درباره سفینه ها و جریده های کهن حاوی خطوط علما و فضلا تفکیک رساله نزهه الکتّاب حسام خویی از جنگ یا جنگ های شعری متقدّم دو دستنویس دیگر از دیوان جلال الدین عتیقی زندگی خودنوشت حسین دانش اصفهانی )پدرام( توضیح رجالی علامه قزوینی درباره درگذشت مارکوارت استاد مینوی و دورانی با علامه قزوینی ستایش دکتر قاسم غنی از کتابخانه سعید نفیسی در نامه ای به علامه قزوینی دیوان حافظ تصحیح شده علامه قزوینی در دانشکده ادبیات
همدلی در اخلاق؛ بررسی تأثیر همدلی بر قضاوت اخلاقی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال بیست و ششم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۸)
35 - 58
حوزههای تخصصی:
همدلی ظرفیتی در انسان است که به وسیله آن، واکنش های دیگر گرایانه عاطفی برقرار می کند. فرد به کمک این ویژگی می تواند از منظر دیگری جهان را ببیند و احساس او را درک کند؛ بنابراین انسان ها با تخیل شرایط «دیگری»، می توانند رنج ها و لذت های او را ادراک کنند. همدلی در اخلاق، نقش برجسته ای دارد؛ به ویژه تأثیر آن در قضاوت اخلاقی قابل توجه است. عده ای از منتقدان، منکر سودمندی همدلی برای قضاوت اخلاقی شدند. نقد این عده به دو شکل متفاوت ارائه شده است: برخی از این استدلال ها ناظر به انکار ضرورت همدلی برای قضاوت اخلاقی است و برخی دیگر مدعی اند که همدلی تأثیر منفی بر قضاوت اخلاقی می گذارد. در مقاله حاضر که با روش توصیفی-تحلیلی تدوین شده است، نخست ادله منتقدان بررسی شده، سپس به تحلیل سه نوع رابطه علّی، سازه ای و تبیینی و بازبینی تأثیرات منفی همدلی بر قضاوت اخلاقی پرداخته خواهد شد. درنهایت این نتیجه حاصل می شود که اولاً همدلی به مثابه عنصری قوام بخش در تبیین قضاوت اخلاقی، موجه است؛ ثانیاً گرچه نمی توان به صورت کلی همه اقسام همدلی (شناختی/عاطفی) را برای قضاوت اخلاقی ضروری دانست و تأثیرات آن را کاملاً مثبت ارزیابی کرد، دست کم می توان نشان داد که همدلیِ شناختی عنصری مثبت در قضاوت اخلاقی است.
تحلیل دیدگاه ناصرخسرو درباره چیستی سعادت انسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انسان پژوهی دینی سال پانزدهم بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۳۹
83 - 102
حوزههای تخصصی:
ناصرخسرو مفهوم سعادت را ذیل تعابیر و مفاهیم متعدد دینی و فلسفی طرح و پیگیری می کند؛ مفاهیمی همچون ثواب و عقاب، بهشت و جهنم، تشبه به صانع، فرشته شدن و رسیدن به لذات عقلانی. اما مفهومی که وی بیشتر بر آن تأکید و تصریح دارد و مفاهیم دیگر را به آن تأویل می کند و می توان آن را وجه جمع تمام تعابیر ناظر به سعادت دانست، مفهوم علم است. در زبان ناصرخسرو شواهد صریح و فراوانی دال بر یکسانی سعادت و علم، و در مقابل یکسانی شقاوت و رنج با جهل وجود دارد. در این مقاله به تفصیل چگونگی ارجاع و تأویل مفاهیم ثواب و عقاب، بهشت و دوزخ، لذت و رنج، کمال، تشبه به باری و فرشتگی و فرشته شدن، به علم و جهل نشان داده شده است. با این حال به نظر می رسد مناسب ترین مفهومی که می تواند بیانگر دیدگاه ناصرخسرو در باب ماهیت سعادت باشد، مفهوم «بازگشت» است؛ زیرا هم چرایی یکسان انگاری علم و سعادت در نظام فکری ناصرخسرو را روشن می کند و هم مهم تر از آن اینکه، مفهوم «بازگشت» با سایر مفاهیم کلیدی فلسفی دینی در اندیشه ناصرخسرو همچون امام، شریعت، نسبت عالم ماده با عالم شریعت و تعلیم سازگاری و همخوانی بیشتری دارد. ازاین رو در نظام فکری ناصرخسرو و در ادبیات فلسفی کلامی او سعادت را باید در مفهوم و تعبیر بازگشت به موطن اصلی خویش، و شقاوت را در غربت ماندن از وطن خویش پیگیری نمود.
الاستعارات المفهومیه عن الحیاه بعد الموت فی نهج البلاغه دراسه وتحلیلیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات حدیثه فی نهج البلاغه السنه الرابعه خریف و شتاء ۱۳۹۹ (۱۴۴۲ق) العدد ۱ (المتوالی ۷)
110 - 95
حوزههای تخصصی:
الملخص تعتبر الحیاه الأخرویه و المفاهیم المرتبطه با لقیامه من الأمور المعقده التی یمکن فهمها من خلال الاستعارات المفاهیمیه و بمساعده التجارب الملموسه و المتکرره ؛ و تم استخدام مثل هذه القضایا على نطاق واسع فی نهج البلاغه . نبحث فی هذا المقال الموضوع المذکور أعلاه باستخدام اللغویات المعرفیه و نهج لیکوف و جونسون فی الاستعارات. وفقًا لنتائج هذه الدراسه، فإن أکثر مجالات المبدأ المفاهیمیه التی تم تضمینها فی رسم الحیاه بعد الموت هی : السفر (67) ، الإنسان و خصائص البشریه (43) ، التجاره (13) ، الحرب (7) ، و أخیراً خصائص الموجودات الأخری و الحیوانات (4). بالإضافه إلى هذه المجالات المفاهیمیه الواسعه، هناک أیضًا شبکه من المفاهیم الاستعاریه الجزئیه التی تسلط الضوء على میزات محدده لمفهوم المقصد حیث یتم تقدیمها للجمهور. یتم استخدام کل من هذه الاستعارات بما یتناسب مع ظروف الجمهور ومایقتضیه ، و بالتالی ، فقد تم عرض مجموعه متنوعه من مناظر الحیاه الأخرویه .
ارزیابی اشکالات علامه طباطبایی بر استفاده عالم ذر از آیه میثاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع مقاله پیش رو، بررسی اشکالات علامه طباطبایی بر استفاده«عالم ذر» از «آیه میثاق» است. در مورد استفاده عالم ذر یا عدم استفاده آن از آیه 172-173 سوره اعراف که به «آیه میثاق» معروف است، بین اندیشمندان اسلامی اختلاف دیدگاه وجود دارد. برخی از مفسران و اندیشمندان اسلامی، دلالت آیه میثاق را بر وجود عالم ذر مورد انکار قرار داده و مبنای انکار آنان سلسله اشکالاتی است که بر استفاده عالم ذر از آیه میثاق وارد کرده اند. از جمله کسانی که بر استفاده عالم ذر از آیه میثاق اشکالات متعددی وارد کرده اند، علامه طباطبایی است. ایشان در تفسیر المیزان بردلالت آیه مذکور بر وجود عالم ذر اشکالاتی وارد کرده که در آثار سایر اندیشمندان ومفسران نیامده است و در نتیجه وجود عالم ذر را به این معنا که همه انسان ها در عالمی قبل از آفرینش آنان در دنیا، آفریده شدند و خداوند از آنان، در حالی که دارای روح و در نتیجه دارای عقل و شعور بودند، به ربوبیت خویش پیمان و اقرار گرفته؛ انکار کرده و مفاد آیه میثاق را به گونه دیگری توجیه کرده است. در این مقاله، اشکالات ایشان مطرح و به همه آن ها تفصیلا پاسخ داده شده است و در نتیجه اشکالات ایشان نمی تواند استفاده عالم ذر از آیه میثاق را مانع شود.
اسماعیل بن ابی زیاد سکونی در منابع عامه عناوین، مشایخ و روایات موازی
منبع:
پژوهش های رجالی سال سوم ۱۳۹۹ شماره ۳
105-164
حوزههای تخصصی:
اسماعیل بن ابی زیاد سکونی، یکی از راویانِ پرکارِ امام صادق در قرن دوم است. با وجود حجم نسبتاً بالای احادیث سکونی، شناخت ما از وی ناچیز بوده است. علی رغم عامی بودن سکونی، منابع حدیثی دست اول عامه، تقریباً خالی از روایات او هستند. آشنایی محققان معاصر با شخصیت سکونی، بیشتر از دریچه کتب رجال متأخر اهل سنت بوده، که ناکافی، و با اشکالاتی مواجه است. در این مقاله با بررسی منابع جدیدی از میراث عامه، احادیث متعددی از سکونی به دست آمده است، که به شناخت بیشتر و دقیق تر از او کمک می کند. در گام اول، کشف عناوین سکونی در اسانید اهل سنت و تمییز عناوین مشترک بررسی می شود. در گام دوم، به شناسایی عناوین متحد با یکدیگر در اسانید اهل سنت می پردازیم. در این مسیر، به روایات موازی سکونی در شیعه و اهل سنت نیز توجه می شود. در گام آخر، با مرور تاریخی تمامی داده های رجالیِ مرتبط با سکونی در عامه، تلاش می شود تا شناخت بهتری از وی به دست آید و در این مسیر اتحاد عناوینی مثل «إسماعیل بن أبی زیاد» و «إسماعیل بن مسلم» با سکونی نیز معین گردد. در نهایت این مقاله، فهرستی تفصیلی از عناوین مختلف سکونی و مشایخ او در عامه به دست می دهد که راه را برای پژوهش های بعدی هموار می سازد.
اعتبارسنجی و بررسی گفتمانی روایت «إِذَا الْتَقَى الْمُسْلِمَانِ بِسَیْفَیْهِمَا فَالْقَاتِلُ وَ الْمَقْتُولُ فِى النَّارِ»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درمصادررواییاهل سنت از «احنف بن قیس» چنین گزارش شده است که در امر نبرد برای کمک کردن به امام علی (علیه السلام) روانه شد؛ در میانه راه، «ابوبکره» وی را از این کار منصرف نموده و دلیل خود را مبتنی بر روایت نبوی «إِذَا الْتَقَى الْمُسْلِمَانِ بِسَیْفَیْهِمَا فَالْقَاتِلُ وَ الْمَقْتُولُ فِى النَّارِ» دانست. بازنشر حدیث نبوی در ماجرای یادشده به جنگ های امام علی (علیه السلام) و سیره تابناک و عصمت ایشان خدشه وارد کرده است، لذا بررسیواعتبارسنجیاینروایتامری ضروریبهنظرمى رسد. بررسی ها نشان می دهد حدیث نبوی «مقاتله میان دو مسلمان» در مصادر اهل سنت به صورت دقیق ضبط نشده، چه اینکه حذف قید «عَلَى غَیْرِ سُنَّهٍ» سبب تعارض با آیه «وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا..» و نیز تعارض با روایات تأیید نبوی بر جنگ های امام علی (علیه السلام) و روایات «فِئَهُ الباغِیَهُ» شده است. همچنین تطبیق غیرعالمانه آن بر امیرمؤمنان از ناحیه افرادی چون ابوبکره که تحت تأثیر فضای گفتمانی موسوم به فتنه همزمان با قتل خلیفه سوم و دوران امامت ایشان قرار گرفتند، دیده می شود که از این طریق می توانستند حدیث نبوی مذکور را بهانه عدم بیعت و عدم یاری امیرمؤمنان در جنگ های ایشان وانمود کنند. هم چنان که این نقل تحریف یافته از حدیث نبوی و بازنشر آن در دوران امامت امام علی (علیه السلام) در فضای گفتمانی بنی امیه در کنار روایات برساخته مشابه، می توانست سیره آن امام همام را مخدوش جلوه دهد؛ بازنشر آن در سده های سوم هجری به بعد به ویژه در مصادر اهل سنت جای سؤال دارد.
تحلیل نقش اعتقاد به تکامل هستی و معاد در سازگاری زناشویی:بررسی تطبیقی دیدگاه شناختی و اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از مهمترین کارکردهای اخلاقی خانواده که نقش اساسی در رضایت از زندگی، حفظ و تحکیم روابط افراد در دراز مدت دارد؛ سازگاری زناشویی است. عوامل مختلفی در شکل گیری سازگاری زناشویی نقش دارند؛ پژوهش حاضر با هدف بررسی تطبیقی دیدگاه شناختی در روان شناسی و اسلام به تاثیر نقش اعتقاد به تکامل هستی و معاد در سازگاری زناشویی با روش تحلیلی استنتاجی پرداخته است. هرچند، نوع نگاه هستی شناختی و معادباوری در اسلام،گرایش و رفتار هر مسلمان را متفاوت از دیدگاههای انسان گرایانه محض می کند؛ اما لازمه پایداری این نگاه در زندگی برای تحول از ظرفیت های موجود به الگوی مطلوب، ایجاد سازگاری نگرشی یا داشتن مراقبه وتعهداخلاقی نسبت به این اعتقاد است که به قابلیت از خودفراروندگی منجر شود؛ این مهارت به نوبه خود سبب می شود تا فرد حتی در شرایط ناگزیر از رنج، قدرت انطباق و مهارت برقراری رابطه سالم و مسالمت آمیز با همسر داشته، بتواند با ایجاد احساس ارزشمندی دراو، سازگاری زناشویی را تحقق بخشد.
دعا در قرآن و عهدین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال دهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۳۷
31 - 55
حوزههای تخصصی:
دعا، سؤال و درخواست بندگان از خداوند قادر برای رفع حاجت و نیاز مادی یا معنوی است. دعا، شامل حاجاتی است که به پیشگاه خداوند ادا می شود و هدف از گفتن این حاجات، برآورده شدن و استجابت آن است. این مقاله با پرسش اصلی این که دعا در عهد قدیم، عهد جدید و قرآن چگونه توصیف می شود؟ با استفاده از روش تطبیقی جزئی به بررسی دعا پرداخته است.این مقاله نشان داده است که: دعا در عهد قدیم به منزله تنها نیایش زبانیِ مطرح، و بعد از زمانی طولانی، تافیلا از دعا مشتق شد. دعا در عهد جدید، بیشترین جایگاه عبادی را در بین دیگر عبادات به خود اختصاص داده است. مهم ترین نکته در دعا، صمیمیت دعا کننده و دعای برخاسته از تمام دل و جان است. همچنین برای دعا مکان خاصی ذکر نشده، هرچند که بیشترین تأکید بر دعای در خلوت است؛ ولی منازل ایمان داران، کوه های اطراف شهر، کنیسه و کلیسا، محل های دعا محسوب می شوند. در قرآن، دعا یکی از مصادیق عبادت است؛ اهمیت دعا در قرآن به حدی است که، ارزش انسان با دعا تعیین شده است و اگر دعای انسان نباشد، شایسته توجه خداوند نیست. دعا در قرآن فطری انسان است.لذا هر نیاز فطری می تواند موضوع دعای انسان باشد.
بررسی آموزشی-تربیتی موضوع قوامیت مردان بر زنان در پرتو آموزه های قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سوره نساء یکی از سور مدنی است .دراین سوره مسائل وحقوق زناشویی مطرح شده است.یکی ازمسائل مطرح دراین سوره «قوامیت » مردان بر زنان است. آیه سی وچهار این سوره قوامیت مردان برزنان را براساس انفاق و تفضیل مردان بیان کرده است. مساله قوامیت مردان مورد توجه مفسران از آغاز تا به حال قرار گرفته و هرکدام از آنها براساس فرهنگ حاکم برجامعه برداشت هایی از این آیه داشته اند. این آیه در مقام بیان اخلاقی موضوع تصدی امور مردان نسبت به زنان است و مفسران دو عنوان انفاق و تفضیل را عامل قوامیت بیان کرده و در تعیین مصداق انفاق و تفضیل دیدگاه های گوناگونی را ارائه داده اند. این دیدگاه ها از حالت افراط و تفریط فراوان برخوردارهستند. در این پژوهش براساس سیاق آیات سوره نساء وآیات قبل و بعد از آیه «قوامیت »و آیات دیگر در بقیه سوره ها ودقت درمعنای انفاق و تفضیل و قوامیت به این نکات رسیده است که قوامّیت قرابت و نزدیکی با تکالیف آموزشی و اخلاقی از جمله رفتار بر اساس عدل، رعایت حدود، رعایت اصل معروف، نفی ضرر و تعدّی، گذشت و... از سوی مرد به زن است. و همچنین «حوزه نفوذ قوامیت مردان مربوط به مسائل خانوادگی وزناشویی» است وحوزه های دیگر زندگی زنان را دربرنمی گیرد وزنان در بقیه موارد از اختیار تام برخوردارهستند. همچنین از سیاق آیات مرتبط با احکام زناشویی و آیات قبل و بعد آیه 34 سوره نساء میتوان دریافت که قوامیت مرد بر زن فقط مربوط به حوزه زناشویی است و زن در سایر موقعیت های زندگی از شخصیت خاص و مستقل خود برخوردار است و در پیش گاه خدای متعال، تنها ملاک و معیار برتری تقوا می باشد. در نهایت از مجموع آموزه های اخلاقی اسلام استنیاط می گردد که قوامیت مرد بر زن بر دو اساس است ، «انفاق » که به پرداخت مهریه تفسیر شده است و «تفضیل» که براساس آیات دیگر قرآن می توان آن را به «روزی رسانی » تفسیر کرد . اسلام پایه احکام و حقوق مربوط به زن را بر مبنای فطرت وی ق رار داده است، زی را وظ ایف اجتماعی و تکالیف اعتباری به فطرت و سرشت انسان ختم می شود.
پاسخ به مشکلات خوانندگان
گزارش همایش
منبع:
حوزه دوره جدید بهار ۱۳۹۸ شماره ۶
119 - 127
حوزههای تخصصی:
تبیین و تحلیل آموزه تضاد در هستی شناسی مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳۱
93-114
حوزههای تخصصی:
آموزه تضاد/ تخالف در سنت های فکری شرق و غرب، به گونه های مختلفی ظاهر شده است. در حوزه اسلامی، دانشمندان مسلمان متأثر از فلسفه یونانی، به طرح تضاد ارسطویی و تبیین و تکمیل آن پرداخته اند. مولانا در عرصه شعر تعلیمی عرفانی، وجوهی از این آموزه را در پهنه هستی طرح می کند که در نوع خود بی نظیر است و موقف وی را از پیشینیان متمایز و ممتاز می سازد. پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی و با استناد به مثنوی می کوشد تا از ساحات تضاد (۱. تضاد مرآتی، تضاد ذات حق/ مطلق هستی با مظاهر و تجلیات او/ نیستی؛ 2. تضاد تکمیلی، تضاد میان مظاهر حق)، پرده بردارد و ویژگی ها و کارکرد های آن را عرضه کند. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که تضاد از نگاه مولوی، نه با تضاد منطقی ارسطویی/ اسلامی تناسبی داشته و نه از جنس تضاد دیالکتیکی افلاطونی/ هگلی است؛ بلکه به معنای نوعی ناسازگاری است که نه در وجود، بلکه بعد از موجود بودن ظهور پیدا کرده و در عین حال منتج به وضع مجامع سنتز نیز نمی شود. در این قسم از تضاد که به دلالت مولانا می توان آن را تضاد تکمیلی و قوام بخش نامید، ضدین در صلح و آشتی، به تکمیل کار همدگر پرداخته و هدف واحدی را برآورده می سازند و در نهایت، سامان مندی و استقرار و استمرار کلیت نظام آفرینش را رقم می زنند. تضاد در این ساحت ویژگی ها و کارکرد هایی همچون قوام بخشی، اندراج، زمینه سازی، تنوع بخشی، معرفت آفرینی و... دارد.
بررسی نظریه صرفه در آثار فریقین(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهشگران قرآنی همواره درباره وجوه اعجاز قرآن کریم، بحث و گفت وگو کردهاند. آنان بر اعجاز درونی و محتوایی قرآن اتفاق نظر دارند. در این میان عده ای از قرآن پژوهان اسلامی به ویژه در قرون نخستین، وجه اعجاز قرآن را عاملی بیرونی، (بازدارندگی و انصراف دادن مردم از سوی خداوند متعال از هماوردی و معارضه با قرآن)، دانسته و این وجه را قوی تر از سایر وجوه تلقی کرده اند. نوشتار پیش رو سعی دارد، تعدادی از مهم ترین قائلان به این نظریه را که به «نظریه صرفه» معروف است، با شواهدی که برای نظر خود بیان می کنند، شناسایی کرده و به بررسی سیر تطور و پردازش این نظریه بپردازد. از این رو نقطه مشترک قائلان این نظریه، بی توجهی و غفلت از محتوای عمیق قرآن و معطوف کردن تمام توجهات به الفاظ ظاهری قرآن است و به نظر می رسد، این نگاه هیچ بعدی از ابعاد اعجاز قرآن کریم را در عرصه قرآن پژوهی انعکاس نمی دهد.