فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۲٬۲۲۱ تا ۵۲٬۲۴۰ مورد از کل ۸۳٬۴۴۶ مورد.
دین و دانش
منبع:
اخگر مهر ۱۳۲۶ شماره ۱۹
حوزههای تخصصی:
نقد و بررسى مجرد یا مادى بودن ادراک حسى(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش درباره یکى از احکام هستى شناختى ادراک حسى است. نگاه هستى شناسانه به ادراک حسى احکامى دارد؛ از آن جمله (که شاید مهم ترین آن نیز به شمار مى آید)، مجرد یا مادى و فیزیکى بودن ادراک است و از بین انواع ادراک، ادراک حسى به دلیل ارتباط مستقیم با خارج، بیشتر در مظان مادى و فیزیکى بودن است؛ لذا در این پژوهش مى کوشیم نظریات مادى بودن ادراک حسى را رد کنیم. براى رسیدن به مقصود، مسئله را از دو دیدگاه حصولى و حضورى بررسى کرده ایم، و براى جلوگیرى از اطاله، از سویى دیدگاه مؤسسان سه مکتب مشاء، اشراق و حکمت متعالیه و از سوى دیگر دیدگاه روان شناسان احساس و ادراک را محور قرار داده ایم و از امور دیگر چشم پوشى کرده ایم. حاصل این تتبع آن است که قول ابن سینا و روان شناسان و فیزیولوژیست ها در ادراک حسى به مادى بودن آن مى انجامد و به دلیل نقدهاى فراوان، مردود است، و قول اشراقیون که قایل به حضورى بودن ادراک حسى اند و قول پیروان صدرالمتألهین که به حصولى بودن ادراک حسى معتقدند، هر دو به تجرد ادراک مزبور مى انجامد و مورد تأییدند.
بررسى انتقادى حسن و قبح در اندیشه محقق اصفهانى(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مسئله حسن و قبح، سه محور اصلى مطرح است: حسن و قبح ذاتى؛ حسن و قبح عقلى؛ سنخ قضایاى حسن و قبح. پرسش اصلى این است که آیا حسن و قبح، ذاتى براى افعال اند؟ و آیا عقل انسان توان ادراک حسن و قبح افعال را دارد؟ و قضایاى حسن و قبح آیا جزء قضایاى یقینى اند که ریشه در واقع و نفس الامر دارند یا جزء قضایاى مشهور بالمعنى الاخص اند که تنها پشتوانه آنها توافق آراء عقلاست؟ این پژوهش با هدف تبیین و ارزیابى دیدگاه هاى محقق اصفهانى و با روش توصیفى تحلیلى به این مسئله پرداخته است. محقق اصفهانى، حسن و قبح به معناى استحقاق مدح و ذم ذاتى را جزء عوارض ذاتى افعال دانسته و در مقام اثبات، توانایى عقلا را بر ادراک حسن و قبح اشیاء به نحو ایجاب جزئى مى پذیرد. ایشان قضایاى حسن عدل و قبح ظلم را جزء قضایاى مشهور بالمعنى الاخص دانسته و تنها پشتوانه آنها را توافق آراء عقلا مى داند. دیدگاه ایشان در کنار نقاط قوت، برخى کاستى ها نیز دارد که در این نوشتار تبیین مى شوند.
تحلیلی فقهی بر حمایت از غیرنظامیان در جنگ ها و مخاصمات مسلحانه
منبع:
پژوهشنامه میان رشته ای فقهی (پژوهشنامه فقهی سابق) سال دوم پاییز و زمستان ۱۳۹۲ شماره ۱ (پیاپی ۳)
81 - 100
حوزههای تخصصی:
حمایت از افراد غیرنظامی مانند زنان، کودکان و بیماران در جنگ ها و مخاصمات مسلحانه از اصول بینادین و ثابت فقه امامیه است. بر اساس این اصل فقهای شیعه معتقدند هنگام جنگ ها رزمندگان اسلام باید در حمله به اهداف نظامی باید چنان دقتی به عمل آورند که به افراد و اهداف غیرنظامی و افرادی که در جنگ مشارکتی ندارند، آسیب و صدمه ای وارد نشود. این مسأله در آیات و روایات متعدد مورد تاکید قرار گرفته است و این مقاله در صدد پاسخ به این سوال است که این آیات و روایات چگونه بر لزوم حمایت از این گونه افراد دلالت دارند؟ همچنین در این مقاله به این سوالات نیز پاسخ داده می شود: 1. حکم فقهی تعرض به زنان و کودکان و افراد غیرجنگجو در زمان جنگ چیست؟ حرمت یا کراهت؟ 2. آیا مصونیت نفس و جان غیرجنگجویان در جنگ ها منحصر به افرادی است که فقها بدان اشاره کرده اند یا اینکه بجز آنها، افراد دیگری نیز می توان در زمره آن دسته دانست که تعرض و حمله به آنها جایز نیست؟ 3. شرایط استثنایی که فقها اجازه داده اند افراد غیرنظامی مورد تعرض و حمله قرار گیرند چه مواردی است؟.
نقد استناد یوسف درّه حداد به آیه 31 سوره فاطر در مورد مصدریت قرآن
حوزههای تخصصی:
قرآن کلام الهی از ابتدای نزول تا کنون مورد هجمه ی منکران و یا پیروان ادیان دیگر قرار گرفته است. برخی شبهات پیرامون قرآن، مغرضانه بوده و ناشی از حقارت و کینه ی دیرینه ی صاحبان آن است. عموم مستشرقان قرآن را وحی الهی نمی دانند. یوسف حداد با استفاده از آیات قرآن سعی نموده تا نظریه ی اقتباس قرآن از تورات را اثبات کند. وی به آیاتی از جمله آیه ی: «وَالَّذِی أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ مِنَ الْکِتَابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقًا لِمَا بَیْنَ یَدَیْهِ: و آنچه از کتاب (آسمانی قرآن) بر تو وحی فرستادیم آن حق است که کتب آسمانی (تورات و انجیل) را که پیش از اوست تصدیق می کند.»(فاطر/ 31) استناد جسته و معتقد است هر کجا در قرآن واژه ی «الکتاب» آمده مراد تورات است و در آیه ی فوق کلمه ی «من» درعبارت «من الکتاب» بعضیه بوده یعنی قرآن بخشی از تورات است. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی ضمن بیان نظر مفسران پیرامون آیه با استناد به قواعد ادبیات عرب و آیات دیگری که مورد غفلت یوسف حداد قرار گرفته، به شبهه ی مورد نظر وی پاسخ گفته است. نتایج حاکی از آن است که برخلاف نظر بسیاری از مفسران مسلمان، «من» در آیه ی 31 سوره ی فاطر، «بعضیه» است که آیه به ابتدای وحی الهی اشاره دارد یعنی قرآن که بخشی از لوح محفوظ است در زمان نزول سوره ی فاطر که مکی است بطور کامل نازل نشده و نزول آن ادامه خواهد داشت. آیات دیگری چون: (عنکبوت/ 45؛ رعد/43؛ مائده/ 48؛ نساء/ 51؛ بقره/ 174) نظر یوسف حداد را بطور صریح رد می کند.
نگاهی به درآمد حکومت اسلامی در عصر رسالت
حوزههای تخصصی:
کنگره فقه اسلامی در پاریس
حوزههای تخصصی:
موسوعة امام حسن عسکری (ع)
خوانشی نو از تاریخ گذاری سوره ی نصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سوره نصر در دیدگاه اندیشمندان علوم قرآنی به آخرین سوره ی قرآن مشهور است. روایات فراوان مبنی بر آخر مانزل بودن این سوره و نزول آن در آستانه ی رحلت پیامبر(ص) نیز مؤیدِ این دیدگاه مشهور است. از دیگرسو مورخان نزول سوره نصر را پس از فتح مکه گزارش کرده اند که این دیدگاه نیز با روایات فراوانی که از نزول سوره نصر در فتح مکه یا دو سال پیش از رحلت پیامبر(ص) خبر می دهند، تقویت می گردد. مؤیدات هریک از دو دیدگاه فوق نیز عدّه ای از مفسران را با خود همراه ساخته است. درنهایت با تکیه بر سیاق درونی سوره که ایمان گروهیِ مردم را پیامد فتح بزرگ در آینده ی نزدیک دانسته و انطباق آن با گزارش های تاریخی که از ورود وفود به مدینه پس از فتح مکه خبر داده، دیدگاه دوم برتری می یابد. ضمن آنکه تأمل در ارتباط تاریخی دو سوره ی نصر و حجرات نیز نشانگر نزول پشت سرهم آنهاست. بدین سان که سوره نصر در اندک زمانی پس از فتح مکه نازل شده و از آغاز وفدها خبر می دهد و سوره ی حجرات پس از ورود وفود نازل شده و به مشکلات جدید جامعه ی اسلامی در تعامل با انبوه تازه مسلمانان می پردازد. بنابراین روایاتی که صرفاً این سوره را آگاهی بخش رحلت پیامبر(ص) و پایان مأموریت او دانسته اند با نزول این سوره پس از فتح مکه همراه هستند؛ لیکن روایاتی که نزول این سوره را کمتر از یکسال به وفات پیامبر(ص) اعلام کرده یا آن را آخرمانزل خوانده اند، به سبب تعارض با سیاق درونی سوره و دیگر روایات مخالف، فاقد اعتبار شناخته می شوند.
تأثیر شناخت تحولات تاریخی زبان عربی بر گستره ی پژوهش های ریشه شناسی واژگان قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ریشه شناسی ارتباطی تنگاتنگ با آگاهی از تحولات تاریخی یک زبان دارد، چراکه بعدازاین تحولات زبانی، واژگان دستخوش تغییراتی شده که فهم صحیح معانی آن ها منوط به شناخت این تحولات خواهد بود. این نکته که در همه ی زبان ها ازجمله زبان عربی نیز وجود دارد، بر گستره ی دامنه ی پژوهش ریشه شناسی واژگان قرآن کریم اثر خواهد گذاشت. ازاین رو مقاله ی پیش رو با بهره گیری از روش اسنادی- کتابخانه ای به دنبال بررسی تحولاتی است که به رغم وقوع، در بررسی مفردات قرآنی لحاظ نمی شود. نتیجه ی این پژوهش نشان می دهد که برای ریشه شناسی واژگان قرآن باید به سه دوره تحول زبان عربی توجهی ویژه داشت. برخلاف پژوهش های حوزه ی ریشه شناسی قرآن کریم که صرفاً توجه خود را به ریشه های سامی معطوف ساخته اند، در این پژوهش نشان داده خواهد شد که برای ریشه شناسی واژگان قرآن باید به سه دوره تحول زبان عربی، یعنی تحولات زبان عربی، پیش، در حین و بعد از عصر نزول قرآن توجه داشت چراکه در این دوره ها اتفاقاتی همچون حذف برخی حروف الفبا، گسست زبان عربی بعد از ظهور اسلام و انتقال محوریت فرهنگ از حاضره به بادیه و آمیختگی زبان های عربی شمالی و جنوبی در هنگام فتوحات روی داده که ریشه شناسی واژگان را تحت تأثیر قرار می دهد. توجه به این اتفاقات، دامنه ی تاریخی مورد نیاز در یک پژوهش ریشه شناسی را گسترده نموده و باعث دستیابی به نتایجی جامع در حوزه ی ریشه شناسی واژگان قرآن می شود.
کلام جدید (چگونه فطری بودن امری را در می یابیم)
حوزههای تخصصی:
واکاوی سیر تحولی ترجمه قرآن کریم به زبان فرانسه براساس سطوح ساختاری، محتوایی و گفتمانی، با تکیه بر سوره مبارکه حجرات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترجمه قرآن کریم به سایر زبان ها در تسریع سیر تحول انسانی در جوامع غیرعربی زبان، ضروری می نماید؛ زیرا ترجمه آیات قرآن بر فرهنگ و جامعه، تأثیر بسزایی دارد؛ هم چنان که بافت فرهنگی و اجتماعی مترجم متقابلا ًدر ترجمه وی نقش مهمی را ایفا می کند. مقابله چهار ترجمه از آیات فرهنگ محور سوره حجرات به زبان فرانسه از قرن 17 تا 20، نگارندگان را در تصریح روند تحولی ترجمه قرآن کریم و هم چنین در تبیین این تأثیر دوجانبه یاری می رساند. لذا ترجمه مناسب این آیات، آموزنده زبان ادب بر مخاطبانش خواهد بود و این ترجمه صحیح، مستلزم رمزگشایی صحیح متن مبدأ و سپس رمزگذاری صحیح در متن مقصد است. از دیگرسو، تعریف سطوح سه گانه ساختاری، محتوایی و بافتی به عنوان مبنای بررسی ترجمه، برگردان برتر را معرفی نموده، روشن می سازد که پایبندی حداکثری به متن مبدأ، ضمن پیشگیری از ورود آسیب به مفهوم آن، با در نظر گرفتن این سه سطح و با تکیه بر راهبردهای مختلف ترجمه به اقتضای شرایط موجود در آیه، فرآیند انتقال را به نحو احسن به انجام می رساند. بدین سان، این مقاله، روش اسنادی وکتابخانه ای با پردازش توصیفی –تحلیلی را برمی گزیند و هدف اصلی آن، بررسی سیر تحولی ترجمه قرآن کریم به زبان فرانسه و معرفی ترجمه برتر، و هم چنین برجسته سازی جایگاه استفاده از برخی رویکردهای ترجمه ای ارائه شده توسط ترجمه شناسان است، تا بدین طریق امکان ارائه الگویی ترکیبی از آن رویکردها را در ترجمه قرآن کریم بیابد. در این میان دلیل ارائه بازترجمه ها در طول زمان، خود را آشکار خواهد ساخت.
مکتوبه های حدیثی در روایات امامان شیعه و نقش علی بن مهزیار در نگهداری و انتقال آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتابت، از طرق تحمل حدیث است. راوی از طریق مکاتبه با محدثان و در شرایطی با امامR ارتباط برقرار می کند و از او در خواست حدیث یا در یک مسئله شرعی تقاضای فتوا می نماید. در روایات شیعه، پرسش و پاسخ با امام معصومR به صورت مکتوب و غالباً توسط پیک صورت گرفته است. برخی محدثان بر این باورند که مکتوبات حدیثی از اعتبار کمتری نسبت به مسموعات برخوردار است، اما با بررسی این دسته از روایات و وجود قراین و شواهدی، بر تأیید صدور آن ها صحت بسیاری از مکتوبات محرز می شود. از امتیازات مهم مکتوبات حدیثی، عدم نقل به معنا در آن هاست. در هر عصر و زمانی، عده ای از یاران ائمهk مسئول جمع آوری سؤالات شیعیان و دریافت پاسخ کتبی آن سؤالات از امامانk بوده اند. مکاتبات عبدالملک بن اعین با امام صادقR نمونه ای از این موارد است. علی بن مهزیار اهوازی محدثی صاحب اندیشه و دارای ذهن دوراندیش بود که با جمع آوری، حفظ و صیانت شمار متعددی از مکتوبات آن را به نسل های بعد از خود انتقال داد. علاوه بر آن نیز او از طریق مکاتبه با امامان عصر خود از جمله امام جواد و امام هادیv به دامنه صدور مکتوبات حدیثی در شیعه افزوده است