بروز و ظهور بسیارى از اختلالات روانى ناشى از نابسامانى هاى فکرى و رفتارى در عملکرد شخص در روابط چهارسویه است. از طرفى، با مراجعه به حدیث مشهور جنود عقل و جهل، درمى یابیم ویژگى هایى که این حدیث براى عقل و عقلانى زیستن از یک سو و براى جهل و جاهلانه زیستن از سوى دیگر، بیان داشته است نقطه عطفى در سامان دهى روابط چهارسویه و مبارزه با عوامل و عناصر نابسامانى در روابط مزبور به شمار مى رود. این مقاله بر آن است تا با روش اسنادى و با روشى توصیفى تحلیلى، ضمن مراجعه به منابع دینى و متون روان شناختى و نگرشى به حدیث «جنود عقل و جهل»، نقش صفات و ویژگى هاى عقلانیت در تنظیم و سامان دهى روابط چهارسویه، همچنین نقش صفات و ویژگى هاى جهالت در نابهنجارسازى روابط چهارسویه و راه هاى برون رفت و فروکاستن از این نابهنجارى ها را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. نتایج حاکى از آن است که هر شخصى براى سامان دهى زندگى خود، نیازمند برقرارى ارتباط مناسب و سالم با خدا، دیگران، محیط و خویشتن است. همچنین روشن شد اختلالات روانى در اکثر موارد ناشى از ناکارآمدى و نارسایى در روابط چهارگانه انسان است. بنابراین، هرقدر روابط انسان نظام مندتر و سامان یافته تر باشد، مسیر رهایى و برون رفت وى از اختلال هاى روانى روشن تر و هموارتر خواهد بود.
دین، پدیده ای همزاد بشر، کارکردهایی در زندگی اجتماعی داشته است؛ مانند تأثیر بر اتحاد و اختلاف آدمیان که موضوع این مقاله است. هدف این مقاله، بررسی تحلیلی موضوع با رویکرد روان شناختی و اخلاقی است. روش تحقیق، مطالعه موردی اسلام و تحلیل محتوای قرآن است. یافته های تحقیق در بخش عوامل و زمینه های اتحاد عبارت اند از: میانجی های روان شناختی- اخلاقی؛ مانند الفت، رحمت، صلح، عدالت، نیکوکاری، سپاسگزاری، گوش دادن به یکدیگر، بخشش و ... .
و در بخش عوامل و زمینه های اختلاف عبارت اند از: میانجی های روان شناختی- اخلاقی؛ مانند ناسازگاری، قتل، ایذا، نزاع، تجاوزگری، شیطان، جاسوسی، بدگویی و ... . نتیجه این پژوهش توصیه مؤکد قرآن به گسترش عوامل اتحاد و پیشگیری از زمینه های اختلاف است.
إنّه لا یکاد یوجد شخص علی الکرة الأرضیة قدیماً وحدیثاً یخلو من لغة الاتهام وتشویه صورته من جانب مناوئیه وإنّ لغة الخصومة متجذرة فی حیاة الشعوب ولاسیما أوساط الشعوب العربیة. ممّن أصبح مرمی سهام التهمة هو أبوتمام حبیب بن أوس الطائی من فحول شعراء العصر العباسی، یقوم هذا البحث بدراسة حول التهمة التی اُلصقت بالشاعر وجعلته أجنبیاً عن قبیلة طیء العربیة، وکذلک التهمة التی قالت بنصرانیة الشاعر وأیضاً بکفره وعدم إسلامه، لذا تقوم هذه الدراسة أوّلاً: بطرح أبرز الأقوال لبعض العلماء والأدباء، المتقدمین والمتأخرین الذین یقولون بنصرانیة أبی تمام ورومیته، کالصولی وطه حسین ومرجلیوث وغیرهم. ثمّ یقوم ثانیاً: بإثبات العکس من خلال الکتب التاریخ والسیر والأنساب، کما أثبت ذلک من خلال شعره الذی أثبت صحّة نسبه لقبیلة طیء، وإسلامه کما أنّ الباحث أضاف أدلة عقلیة واستنتاجیة تؤید طائیته وإسلامه، وأخیرا یخرج الباحث بنتیجة: أنّ الشاعر عربیّ أصیل وغیر نصرانی الأسرة والمعتقد، بل إنّه من أعیان الشیعة.
روایات اسباب نزول همانند سایر روایات دیگر در طول تاریخ از پدیده ای به نام« جعل» در امان نبوده است و روایات جعلی همچون سایر حوزه های حدیث به این حوزه نیز راه یافته است. مخالفت با قرآن، مخالفت با عقل، مخالفت با اجماع، ضعف سندی، قراین معنوی؛ از جمله معیارها و مولفه های تشخیص روایات جعلی است. اما در حوزه اسباب نزول علاوه بر موارد فوق؛ مخالفت با تاریخ، هماهنگی با جریان های حاکم، خلط جری و تطبیق با سبب نزول، مهمترین عامل در پیدایش روایات جعلی اسباب نزول بوده که نویسنده با ذکر شواهدی در این پژوهش به اثبات آن پرداخته است.