این پژوهش در صدد یافتن موضع ابن سینا در قبال صدق و کذب پذیری مشهورات است و به جست وجوی قسم خاصی از این آراء که قابلیت اتصاف به صدق و کذب را دارا هستند، می پردازد. با توجه به اظهارات ابن سینا مبنی بر ابتنای احکام جدل بر تسلیم و شهرت و عدم اعتبار مقدمات جدلی ومشهورات بر اساس حق و حقیقت و هم چنین تصریحات دیگر او مبنی بر صدق و کذب پذیری مشهورات، این نتیجه حاصل می شود که موضع وی در قبال صدق و کذب پذیری آراء مشهوره لا بشرط است. به نظر می رسد صدق و کذب پذیری در میان اقسام مختلف مشهورات، وصف متعلق به قسم اخلاقی مشهورات است و عالم فوق نفسانی به عنوان نفس الأمر قضایای اخلاقی مشهوره و شریعت به عنوان ملاک و معیار صدق این قضایا محسوب می شود. درغیراین صورت این آراء مانند سایر آراء مشهوره، متغیر و نسبی خواهند بود و بدین ترتیب، خاتمیت پیامبرص و هدف از بعثت او نیز زیر سؤال خواهد رفت. توجیه صدق وکذب مشهورات، بر اساس تئوری های پراگماتیسم و تلائم نیز امکان پذیر می باشد.
در حل پارادوکس معدوم مطلق (معدوم در ذهن و خارج) راه حل های گوناگونی مطرح شده است؛ راه حل هایی چون: اختلاف در مفهوم و مصداق و معادل های آن که رایج ترین پاسخ است؛ اختلاف در بتّی و غیر بتّی و معادل های آن و غیره. این نوشتار با اشاره به نقدپذیری این راه حل ها مدعی است راه حل درست همان شناخت پذیری عدم مطلق است. این راه حل گرچه مورد توجه شمار اندکی از اندیشمندان نیز بوده است نشان خواهیم داد راه حل این عدة قلیل، به دلیل توجه نکردن به تعریف دقیق و قوی معدوم مطلق شناخت ناپذیر و خبرناپذیر رایج، همگی خدشه پذیر هستند. اما خود، با جمع بندی و تلفیق قوی ترین تعریف معدوم مطلق رایج در فلسفة اسلامی در طی تاریخ، در دیدگاه برگزیده به چهار طریق شناخت پذیری معدوم مطلق را نشان خواهیم داد؛ از طریق: الف) اصل تناقض؛ ب) عدم بماهو عدم؛ ج) سالبه به انتفای موضوع؛ د) برهان خلف.
این پژوهش با هدف شناسایی نحوه مواجهه (رویکرد) نظام تربیت رسمی و عمومی با تربیت اخلاقی انجام شده است. روش مورد استفاده کیفی است که با بهره گیری از تحلیل محتوای کیفی استقرایی، متون اسناد قانونی و مصوب و همچنین مصاحبه چهارده کارشناس انجام شده است. افراد مصاحبه شونده به روش هدفمند و گلوله برفی از میان کارشناسان ارشد نظام تربیت رسمی و عمومی انتخاب شدند. نتیجه تحلیل ها نشان داده که رویکرد تربیت اخلاقی در نظام تربیت رسمی و عمومی دوره ابتدایی در مؤلفه چیستی «رویکرد فضیلت گرایی دین ورزانه» است و در مؤلفه چگونگی (برنامه ریزی درسی) رویکرد تلفیق یا فرابرنامه درسی است که ویژگی اساسی آن آشفتگی است؛ یعنی وضع موجود برنامه درسی تربیت اخلاقی «فرابرنامه درسی تربیت اخلاقی آشفته» است. پیشنهاد این پژوهش تدوین و تصویب فرابرنامه درسی تربیت اخلاقی برای دوره ابتدایی است.