ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۲۰۱ تا ۶٬۲۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۶۲۰۱.

تدوین مدل علی گرایش به تقلب در امتحان بر اساس باورهای غیرمنطقی و خودکنترلی با میانجی گری اضطراب(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۹ تعداد دانلود : ۲۵۹
مقدمه: این پژوهش با هدف تدوین مدل علی گرایش به تقلب در امتحان بر اساس باورهای غیرمنطقی و خودکنترلی با میانجی گری اضطراب انجام شد. روش: این پژوهش یک مطالعه توصیفی_ همبستگی به روش معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمام دانشجویان دانشگاه کوثر بجنورد در سال تحصیلی 1402-1401 بودند که 240 دانشجو به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه های تقلب تحصیلی استفنز و گلباج (2007)، باورهای غیرمنطقی جونز (1968)، خودکنترلی تانجی و همکاران (2004) و اضطراب بک (1988) بود. یافته ها: نتایج همبستگی معنی داری بین تمامی متغیرها نشان داد (05/0>P). همچنین درماندگی در برابر تغییر (0316/0)، توقع تأئید از دیگران (0444/0) و خودکنترلی (0327/0) از طریق غیرمستقیم و با میانجی گری اضطراب، واریانس گرایش به تقلب در امتحان را تبیین کرد. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که باورهای غیرمنطقی و خودکنترلی با میانجی گری اضطراب بر گرایش به تقلب تأثیر می گذارند. با توجه به شاخص ها و ضرایب به دست آمده می توان نتیجه گرفت که مدل پیشنهادی برای تدوین مدل علی گرایش به تقلب تحصیلی مناسب بوده و داده ها با مدل پژوهش برازش مناسبی داشته است.
۶۲۰۲.

بررسی اثربخشی آموزش درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش، مدل (ناظر، کاشف و مشاور-ارزش ها) بر شایستگی اجتماعی-هیجانی و حل مسئله اجتماعی نوجوانان دارای رفتار پرخطر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۳ تعداد دانلود : ۳۸۹
مقدمه: توجه به توانایی های هیجانی و اجتماعی نوجوانان دارای رفتارهای پرخطر، همواره مورد توجه پژوهشگران بوده است. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش مدل (ناظر، کاشف و مشاور-ارزش ها) بر شایستگی هیجانی- اجتماعی و حل مسئله اجتماعی نوجوانان دارای رفتار پر خطر انجام شده است.روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی همراه با پیش آزمون- پس آزمون با گروه آزمایش وگروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه شهر دزفول که در سال تحصیلی 1400-1399 مشغول به تحصیل بودند و به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای و براساس تکمیل پرسشنامه رفتار پرخطر (زاده محمدی ، احمد آبادی، حیدری 1390) انتخاب شدند. از این تعداد 40 نفر بصورت تصادفی و در دو گروه گمارده شد. قبل از انجام مداخله به عنوان پیش آزمون هر دو گروه مورد سنجش پرسشنامه های شایستگی هیجانی- اجتماعی (زو و همکاران 2012) و حل مسئله اجتماعی (دزوریلا و همکاران 2002) قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت هشت جلسه در معرض آموزش مدل قرار گرفت. سپس در مرحله پس آزمون، هر دو گروه به پرسشنامه های پژوهش پاسخ دادند. داده ها نیز  با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری و تک متغیره مورد تحلیل قرار گرفتند.یافته ها: نتایج نشان داد، بین دو گروه کنترل و آزمایش (مدل ناظر، کاشف، مشاور) از نظر تأثیر بر متغیرهای شایستگی هیجانی- اجتماعی و حل مسئله اجتماعی تفاوت معناداری وجود دارد.نتیجه گیری: با توجه به اثربخشی مدل ناظر، کاشف و مشاور- ارزش ها  بر ارتقاء شایستگی هیجانی- اجتماعی و حل مسئله اجتماعی نوجوانان دارای رفتار پرخطر شایسته است که این مدل به عنوان یکی از ابزارهای جدید و کاربردی مورد توجه پژوهشگران قرار گیرد.
۶۲۰۳.

فهم مردم نگارانه ی تکیه گاه سازی شناختی در مادران ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۲۱۹
درگیری کودکان نوپا در تکالیف و فعالیت های روزانه، نقش مهمی در تحول شناختی آن ها دارد. مادر، این درگیری را از مسیر تکیه گاه سازی والدینی، هدایت می کند. تکیه گاه سازی والدینی دارای ماهیت فرهنگی است، با این حال فهم دقیقی از چگونگی آن در مادران ایرانی وجود ندارد، از این رو هدف از پژوهش حاضر، دستیابی به فهمی مردم نگارانه از تکیه گاه سازی شناختی در مادران ایرانی است. گروه نمونه 23 نفر از مادران دارای فرزند 3 و 4 ساله بود که به روش گلوله برفی انتخاب شدند. پژوهش با رویکرد کیفی و به روش مردم نگاری انجام شد. برای گردآوری داده ها از تکنیک مشاهده غیرمشارکتی استفاده شد. برای این کار از مادر خواسته شد به فرزند خود کمک کند تا پازلی را تکمیل کند. تعامل مادر و کودک بدون مشارکت مشاهده گر، ضبط ویدیویی شد و پس از پیاده سازی، با استفاده از نرم افزار MAXQDA تحلیل شد. یافته های این مطالعه نشان داد ابعاد تکیه گاه سازی شناختی در مادران ایرانی شامل حمایت مستقیم (کلامی و فیزیکی)، حمایت توضیحی (سؤالی و رهنمودی) و حمایت هیجانی (تشویق و تأیید) است. این مطالعه همچنین نشان داد کمک مستقیم کلامی و فیزیکی، طرح سؤال های غیررهنمودی و تحسین کلامی مکرر (حمایت هیجانی) در طول اجرای تکلیف، مشخصه های اصلی تکیه گاه سازی شناختی مادران ایرانی است. یافته های این مطالعه در قالب الگوی کلی ارتباط والد-کودک در ایرانیان و تأکیدات والدین ایرانی بر مسئولیت افراطی در قبال فرزند، انتظار اطاعت از والدین و کنترل گری زیاد آن ها قابل تبیین است. از یافته های این مطالعه می توان در سیاست گذاری های مربوط به ارتقاء شناختی کودکان ایرانی، بهره زیادی برد.
۶۲۰۴.

مقایسه میزان فعالیت ساختارهای مغزی مهارت های خواندن، نوشتن و صحبت کردن در افراد با هوش کلامی خیلی بالا و خیلی پایین با استفاده از تصویرسازی تشدید مغناطیس کارکردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۷ تعداد دانلود : ۲۹۸
هوش کلامی با حساسیت نسبت به معنی و ترتیب واژه ها و استفاده های گوناگون از زبان تعریف می شود. پژوهش حاضر با هدف مقایسه میزان فعالیت ساختارهای مغزی مهارت خواندن، نوشتن و صحبت کردن در افراد با هوش کلامی خیلی بالا و خیلی پایین انجام شد. روش پژوهش حاضر یک طرح موردی بود. از میان 45 داوطلب زن و مرد 18 سال به بالا که در سال 1399 به آزمایشگاه ملی  نقشه برداری مغز تهران مراجعه کردند، دو آزمودنی با هوش کلامی خیلی بالا و خیلی پایین به روش هدفمند و با استفاده از مقیاس ارزیابی رشدی هوش های چندگانه انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش، تکالیف خواندن، نوشتن و صحبت کردن بود. همچنین از تصویر سازی تشدید مغناطیس کارکردی جهت بررسی میزان فعالیت مناطق مغزی استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPM نسخه12، پیش پردازش و آنالیز آماری شدند. یافته ها نشان داد که فرد با هوش کلامی خیلی بالا نسبت به فرد با هوش کلامی خیلی پایین، در تکالیف خواندن و نوشتن و صحبت کردن میزان فعالیت بیشتری را در اسکنر نشان می دهد. با توجه به یافته های به دست آمده می توان گفت میزان فعالیت ساختارهای مغزی مرتبط با هوش کلامی در افراد با هوش کلامی خیلی بالا بیش از افراد دارای هوش کلامی خیلی پایین است.
۶۲۰۵.

تلفیق فناوری در روش آموزش ایفای نقش و تأثیر آن بر درگیرسازی شناختی و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۸ تعداد دانلود : ۲۰۴
این پژوهش با هدف بررسی تلفیق فناوری در روش ایفای نقش و تأثیر آن بر درگیرسازی شناختی و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان ابتدایی در درس علوم تجربی انجام شد. روش پژوهش، آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی شهرستان دیواندره به تعداد 895 نفر بود که از این تعداد، 60 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و به شکل انتساب تصادفی در سه گروه ایفای نقش، تلفیق فناوری در ایفای نقش و سخنرانی قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه درگیرسازی Tinio (2009) و پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی Jinks and Morgan (1999) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از شاخص آمار توصیفی و استنباطی انجام شد. یافته ها نشان داد که تلفیق فناوری در روش ایفای نقش بر درگیرسازی شناختی دانش آموزان بیشتر از روش ایفای نقش و روش سخنرانی است و تفاوت معنی داری بین روش سخنرانی و ایفای نقش بر درگیرسازی شناختی وجود ندارد. همچنین، تأثیر تلفیق فناوری در روش ایفای نقش در مقایسه با روش سخنرانی و تأثیر روش ایفای نقش در مقایسه با سخنرانی بر خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان بیشتر است. در نتیجه معلمان با تلفیق فناوری (فیلم) در روش ایفای نقش می توانند فرصت های یادگیری برای دانش آموزان در درس علوم تجربی را ایجاد کنند که علاوه بر درگیرسازی شناختی با محتوای درس، حس کفایت، صلاحیت و اعتقاد به توانایی یا به عبارتی خودکارآمدی تحصیلی را در آنها افزایش دهد.
۶۲۰۶.

Psychometric Properties of Abbott’s Creative Self-efficacy Inventory for Iranian Adolescents(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۵ تعداد دانلود : ۲۱۵
Aim: Taking into account the importance of creativity and the effective role of creative self-efficacy (CSE) in it, several attempts have been performed to develop appropriate measures. One of the multi-dimensional tools to assess CSE is Abbott’s (2010) creative self-efficacy inventory. The current study is an attempt to investigate factor structure and psychometric properties of Abbott’s CSE Inventory (2010) in Persian sample. The other objectives were to examine the differences in CSE regarding age and gender.Methods: The participants of this study were students in the age range of 13-19 years and also were schooling in 7th-12th grades of West Azerbaijan high schools (N= 400). Abbott’s CSE Inventory (2010) and intellect/imagination subscale of five factors personality Mini-IPIP scale were used. CFA was executed using AMOS and the data was analysed by SPSS software.Results: Reliability coefficients of raters for creative thinking self-efficacy (CTSE) and creative performance self-efficacy (CPSE) were 0.96 and 0.97 respectively (p<0.01). In addition, internal consistency of the whole scale, CPSE, and CTSE based on Cronbach’s alpha was 0.95, 0.88, and 0.93 respectively. The results showed that two factors were identified by the EFA, with eigenvalues greater than 1. These two factors were retained with 59.529 % of the total variance. The CFA supported construct validity of the CSE Inventory and its multi-factor structure. Also, there was no difference between the genders in terms of CSE, while CSE and age were directly related.Conclusion: The current research revealed that the structure and psychometric properties of the CSE Inventory for the Iranian sample are adequate
۶۲۰۷.

Investigating the Path Analysis Model of Interpersonal Trust, Controlling Behaviors, Marital Distress, and Job Satisfaction of Dual-Earner Couples(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۴ تعداد دانلود : ۲۴۴
Aim: Due to the employment of female partners in the workforce, the number of couples who are both employed has increased recently. This problem has an impact on marital life and even job performance, even if it helps to improve family income. This study aimed to investigate the path analysis model of interpersonal trust, controlling behaviors, marital distress and job satisfaction in the dual-earner couples. Methods: The research is the correlational and structural equations type, and the statistical population of the research includes dual-earner couples working in the city of Isfahan in 1402, from which 120 people were selected by convenience sampling method. To measure the variables, the interpersonal trust scale (Johnson George and Swap, 1982), the controlling behavior scale (Graham Kwan and Archer, 2005), the marital distress questionnaire (Schneider, 1979) and the job satisfaction scale (Judge and Bono, 2000) were used. For data analysis, Pearson's correlation coefficient and structural equation modeling were used using SPSS software version 25 and Smart-Pls software version 3. The mediation analysis was done by bootstrap test. Results: The findings show that based on the value of 0.465 for the index G.O.F., the path analysis model of interpersonal trust, controlling behaviors, marital distress and job satisfaction is suitable, and the bootstrap test and confidence interval showed that controlling behaviors mediates the relationship between interpersonal trust and marital distress, and marital distress mediates the relationship between interpersonal trust and controlling behaviors with job satisfaction. Conclusion: It is recommended that in order to lessen marital misery and enhance work satisfaction, couples should get training aimed at fostering trust and reducing controlling tendencies.
۶۲۰۸.

اثر بخشی طرحواره درمانی بر کاهش تحمل پریشانی در زنان دارای همسر نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۶ تعداد دانلود : ۳۳۸
مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی رویکرد طرحواره درمانی بر کاهش تحمل پریشانی زناشویی در زنان دارای همسر نظامی صورت گرفت. بدین منظور از شیوه گروه درمانی با روش تحقیق نیمه آزمایشی به شیوه ی پیش آزمون-پس آزمون با گروه آزمون و گواه استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش ، شامل کلیه زنان دارای همسر نظامی ساکن در منطقه 1 شهر تهران که به مراکز مشاوره و روان شناسی خانواده های نظامی مراجعه نموده اند. در این تحقیق، از مراکز مشاوره و روان شناسی ویژه خانواده های نظامی در سطح شهر تهران به عنوان گروه نمونه گیری انتخاب شد. با توجه به معیارهای ورود به نمونه نهایتا 32 نفر انتخاب شدند و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه (16 نفر برای گروه آزمایش و 16 نفر برای گروه گواه) گمارش شدند. جلسات طرحواره درمانی براساس پروتکل طرحواره درمانی همتی ثابت، نوابی نژاد و خلعتبری (1395) بود که حدود 8 جلسه درمانی بود. جهت تعیین میزان تحمل پریشانی شرکت کنندگان در رابطه زناشویی در مراحل پیش و پس آزمون از پرسشنامه تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از میانگین و انحراف استاندارد و برای تعیین اثر بخشی مداخله از آزمون تحلیل کواریانس استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده از نرم افزار spss 20 استفاده شد. سطح معنی داری در این تحقیق، 05/0 تعیین شد. نتیجه کلی تحقیق نشان داد که طرحواره درمانی بر کاهش تحمل پریشانی در زنان دارای همسر نظامی تاثیر دارد
۶۲۰۹.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت و رفتاردرمانی دیالکتیکی بر ضریب سختی و پردازش هیجانی نوجوانان دارای زمینه خودجرحی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۴ تعداد دانلود : ۳۱۷
پژوهش حاضر باهدف مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت و رفتاردرمانی دیالکتیکی بر ضریب سختی و پردازش هیجانی نوجوانان دارای زمینه خودجرحی انجام شد. این پژوهش یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه آزمایش و گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم سال تحصیلی 1400-1399 بوشهر بود که دارای سابقه خودجرحی بودند. از میان آنان تعداد 60 نفر انتخاب گردیده و به تصادف در دوگروه آزمایشی و یک گروه گواه (هرکدام 20 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش اول تحت درمان مبتنی بر شفقت و گروه آزمایش دوم تحت مداخله رفتاردرمانی دیالکتیکی قرارگرفتند و گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش پرسشنامه رفتار خودجرحی (سانسون و همکاران، 1998) نیمرخ واکنش به سختی (استولتز، 1997) و پرسشنامه پردازش هیجانی (باکر و همکاران، 2010) بود. نتایج نشان داد که هردو مداخله موجب افزایش ضریب سختی و کاهش پردازش ناسازگارانه هیجانی در نوجوانان شده است (05/0p<). همچنین یافته های پژوهش حاکی از آن بود که بین درمان مبتنی بر شفقت و رفتاردرمانی دیالکتیکی تفاوت معنی دار وجودداشته و درمان مبتنی بر شفقت در افزایش ضریب سختی و رفتاردرمانی دیالکتیکی در پردازش هیجانی روش مؤثرتری می باشند (001/0p<). باتوجه به نتایج پژوهش می توان از هردو مداخله در بهبود ضریب سختی و پردازش هیجانی نوجوانان دارای زمینه خودجرحی در کنار دیگر مداخلات درمانی استفاده نمود.
۶۲۱۰.

تحلیل محتوای کتاب های فارسی اول تا ششم دوره ابتدایی براساس مدل رشدی خرد براون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۱ تعداد دانلود : ۲۷۲
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی و تحلیل محتوای کتب فارسی دوره ابتدایی انجام شد تا میزان پرداخته شدن به شرایط تسهیل کننده رشد خرد بر اساس مدل براون در آنها مشخص گردد. این پژوهش ازنظر هدف، بنیادی و ازنظر ماهیت، توصیفی از نوع تحلیل محتوا بود. جامعه آماری شامل محتوای کتب فارسی دوره ابتدایی بود. به منظورگردآوری داده ها از روش تمام شماری استفاده شد. واحد تحلیل، صفحات(متن، تصاویر، پرسشها یا فعالیت ها) بود. یافته های پژوهش حاکی از آن بود که در بین مؤلفه های رشدی خرد بیشترین فراوانی مربوط به مؤلفه ی تحلیل و قضاوت و کمترین فراوانی مربوط به مؤلفه دانش زندگی بود. به صورت کلی تنها کتاب های فارسی پایه اول و دوم بیشترین میزان توجه را به شرایط و مؤلفه های تسهیل کننده رشد خرد دارا بودند. نتایج نیز نشان داد، در کتاب های درسی فارسی توجه متناسب و مناسبی نسبت به مؤلفه های خردمندی صورت نگرفته است و ضرورت تغییر در محتوای کتب درسی وجود دارد.
۶۲۱۱.

Comparison of Emotional Schema Therapy and Schema Therapy in Reducing Suicidal Thoughts in Patients with Persistent Depressive Disorder(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۸ تعداد دانلود : ۳۲۱
Persistent depressive disorder is a psychopathological entity with suicidal risk. This study aimed at comparing the effectiveness of emotional schema therapy (EST) and Schema Therapy (ST) on suicidal thoughts in patients with persistent depressive disorder (dysthymia). The present study was a type of quasi-experimental design with pre-test-post-test- multi-group follow-up. The statistical population of the present study consisted of all patients with permanent depression disorder (dysthymia) who were referred to the Shiraz County Psychological Counseling and Psychological Services Centers in 2017-2018. The sample consisted of 60 patients who were selected by a purposive sampling method and randomly assigned to two experimental groups based on emotional schema therapy (n = 20), a schema therapy group (n = 20), and a control group (n = 20). The therapies took eight sessions in 90 minutes, three days a week for three months. Additionally, the control group was provided with treatments as usual and did not receive any interventions. After finishing treatment sessions, the post-test was completed by three groups. In the present study, processing suicidal thoughts, a questionnaire was used. The research data were analyzed using repeated-measures analysis of variance using SPSS.21. The results showed that schema therapy reduced the suicidal thoughts in patients with persistent depressive disorder in the schema therapy group compared with the emotional schema therapy and control groups (p <0.001). Based on the research results, emotional schema therapy and schema therapy can be used as effective methods to reduce suicidal thoughts, but schema therapy was more effective.
۶۲۱۲.

An Irreducible Death-Drive or an Emancipative Event: Trauma and PTSD Recovery form Žižek-Badiou Perspective(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۸ تعداد دانلود : ۳۲۵
Žižek supposes that traumas can turn into death-drives and offer the subject surplus jouissance. He warns that ideological systems can profit from traumas to further subjugate their citizens. Notwithstanding, Badiou construes that traumas can appear as tremendous moments of Truth/Events that betrays the voids of the Symbolic Order and actualizes the universal truths that postmodernism has constantly denied or endeavored to suppress. In so thinking, he hypothesizes that the Truth/Event will find/invent its own faithful subject that cooperate to actualize the suppressed or denied Real of their age. Badiou criticizes the Western Ethics for devising a secured mode of life that emasculates the subject of post capitalism age and deprives him of experiencing the sufferings that can confront him with the Real. Badiou states that the Western ethics deliberately ignores the positive effects of PTSD recoveries that can reveal a lot regarding the psychological and social weakness of the subject and the society as well. Defending the idea of traversing the fantasies and encountering the Real, Žižek, however, does not become convinced of the emancipatory force that Badiou attributes to traumatic Events. Instead, he announces that the subject’s fidelity to the Badiouian Truth/Event approximates to the devoted insurgents’ allegiance to the ‘mythic violence’ that enables them to disclaim responsibility for their deeds. Badiou himself is apprehensive of ever-present ‘simulacra’ that the sovereign ideology concocts to counterfeit the Truth/Event. What Žižek prescribes is an ‘Act’ that can be embodied in ‘divine violence’ that divulges the Symbolic Order’s void.
۶۲۱۳.

مقایسه تاثیر آموزش مبتنی بر الگوی توسعه ی راهبرد خود تنظیمی(SRSD) و آموزش راهبردهای شناختی بر اساس مدل انگلرت(POWER) بر عملکرد ریاضی دانش آموزان مبتلا به اختلال یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۸ تعداد دانلود : ۲۶۸
هدف از پژوهش حاضر مقایسه تاثیر آموزش مبتنی بر الگوی توسعه ی راهبرد خود تنظیمی و آموزش راهبردهای شناختی بر اساس مدل انگلرت بر عملکرد ریاضی دانش آموزان مبتلا به اختلال یادگیری بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان پسر 9 تا 11 ساله مبتلا به اختلال یادگیری خاص شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1400 بودند. در مرحله اول با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 45 نفر انتخاب و سپس به شیوه تصادفی ساده در 2 گروه آزمایش(هر گروه 15 نفر) و یک گروه کنترل(15 نفر) جایگزین شدند. سپس دانش آموزان گروه های آزمایش تحت 10 جلسه 90 دقیقه ای آموزش راهبردهای خودتنظیمی و 10 جلسه 90 دقیقه ای آموزش راهبردهای شناختی قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد و در لیست انتظار باقی ماند. از پرسشنامه اختلالات یادگیری خاص کلورادو(CLDQ) ویلکات و همکاران(2011) و آزمون کی مت(IKMDT) کانلی(1988) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. تحلیل داده ها از طریق نرم افزار SPSS نسخه 24 با استفاده از تحلیل واریانس آمیخته و آزمون تعقیبی بن فرونی انجام شد. نتایج نشان داد هر دو مداخله خودتنظیمی و شناختی مذکور در مرحله پسآزمون و پیگیری نسبت به گروه کنترل تاثیر معناداری بر بهبود عملکرد ریاضی دانش آموزان داشته است(05/0>P). نتایج آزمون تعقیبی بن فرونی نشان داد که آموزش راهبردهای خودتنظیمی تاثیر بیشتری نسبت به آموزش راهبردهای شناختی بر بهبود عملکرد ریاضی دارد(05/0>P).
۶۲۱۴.

اثربخشی آموزش مهارت های مثبت اندیشی بر خویشتن داری و خودآگاهی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۰ تعداد دانلود : ۳۶۲
این پژوهش، با هدف اثربخشی آموزش مهارت های مثبت اندیشی بر خویشتن داری و خودآگاهی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی انجام شد. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. از بین دانش آموزان مورد مطالعه، با اجرای پرسشنامه مثبت اندیشی، 57 نفر دارای مثبت اندیشی پایین، شناسایی و پس از احراز شرایط لازم و همتاسازی، 30 نفر به عنوان نمونه، انتخاب و به صورت تصادفی ساده در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل جایگزین شدند. برنامه مثبت اندیشی در 8 جلسه روی گروه آزمایش اجرا شد. پس از اتمام دوره آموزشی و برگزاری پس آزمون، داده های پژوهش با استفاده از مقیاس خویشتن داری و مقیاس خودآگاهی جمع آوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس انجام شد. نتایج تحلیل کواریانس نشان دادند برنامه آموزش مثبت اندیشی موجب اثربخشی و افزایش خویشتن داری و خودآگاهی دانش آموزان می شود و این اثر در مرحله پیگیری بعد از چهار ماه همچنان پایدار بود. نتایج پژوهش، بیانگر آن است که آموزش مثبت اندیشی می تواند به عنوان یک روش مداخله ای مناسب، برای ارتقای توانایی های خویشتن داری و خودآگاهی دانش آموزان استفاده شود. 
۶۲۱۵.

نقش اعتیاد به بازی های رایانه ای در هویت زدایی و پرخاشگری نوجوانان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۷ تعداد دانلود : ۳۵۱
تأثیر بازی های رایانه ای بر سلامت روانی، از ابعاد مختلفی قابلی بررسی است. نگارندگان در این مختصر تلاش می کنند تا به بررسی نقش اعتیاد به بازی های رایانه ای بر هویت زدایی و پرخاشگری در نوجوانان بپردازند. در این راستا با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی، به بررسی تطبیقی این مفاهیم و اثر متقابل دو متغیر هویت زدایی و پرخاشگری پرداخته شد. یافته های پژوهش نشان دهنده آن است که اعتیاد به بازی های رایانه ای و استفاده مداوم از این بازی ها، می تواند در هویت زدایی از نوجوانان مؤثر باشد و منجر به پرخاشگری نوجوانان شود. ضمن اینکه هویت زدایی از این قشر خود می تواند اثر پرخاشگری را تقویت کند و در این روند تأثیرگذار باشد. با توجه به روند رو به بالای استفاده از بازی های رایانه ای، نمی توان انتظار یا اقدام به حذف بازی های رایانه ای را برای مقابله با اثرات منفی آن داشت؛ بلکه باید با راهکارهای مدیریت استفاده و دسترسی به این بازی ها و نیز تولید نمونه باکیفیت مطابق با فرهنگ داخلی و ملی همراه افزایش سواد رسانه ای، به پیشگیری و کم کردن اثرات بازی های رایانه ای مخرب پرداخت.  
۶۲۱۶.

بررسی رابطه ابراز هیجان و مؤلفه های آن با سلامت روانی دانش آموزان مقطع متوسطه دوره دوم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۵ تعداد دانلود : ۳۳۵
سلامت روانی از الزامات غیرقابل انکار در سنین نوجوانی می باشد، که همواره عوامل بسیاری می توانند آن را در جهت مثبت یا منفی تحت الشعاع قرار دهند. لذا پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه سبک های ابراز هیجان با سلامت روانی دانش آموزان نوجوان مقطع متوسطه دوره دوم دزفول صورت گرفت. این پژوهش، به روش همبستگی انجام گرفت. کلیه دانش آموزان دختر و پسر 15 تا 18 سال شهرستان دزفول که در سال تحصیلی 99-98 در حال تحصیل در مقطع متوسطه دوره دوم بودند جامعه آماری این پژوهش را تشکیل دادند که تعداد 500 نفر از این افراد با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شده و به پرسشنامه های سلامت عمومی (1972)، ابراز گری هیجانی (1990)، دوسوگرایی هیجانی (1990)، کنترل هیجانی (1987) پاسخ دادند؛ و داده ها با روش تحلیل رگرسیون چندمتغیره گام به گام موردبررسی قرار گرفتند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد رابطه مثبت معنی داری بین ابزار گری هیجان با سلامت روان (0/001 p=، 0/205 r=) و رابطه منفی معناداری بین دوسوگرایی هیجانی با سلامت روان (0/001 p=، 0/342 r=-)، وجود داشته و بین کنترل هیجانی و سلامت روان رابطه معنی داری نبوده است (0/695 p=، 0/025 r=). نتایج این پژوهش نشان داد مؤلفه ابراز گری و دوسوگرایی هیجانی تبیین کننده های قوی تری برای واریانس سلامت روانی بوده اند؛ و با توجه به نقش آسیب زای دوسوگرایی هیجانی در سلامت روانی نوجوانان، دادن آموزش های مناسب باهدف پیشگیری، ضروری به نظر می رسد.  
۶۲۱۷.

مقایسه اثربخشی روش تدریس معکوس و روش تدریس مبتنی بر سکوسازی بر بهبود خودپنداره دانش آموزان دوره ابتدایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۳۰۹
هدف از پژوهش حاضر بررسی مقایسه اثربخشی روش تدریس معکوس و روش تدریس مبتنی بر سکوسازی بر بهبود خودپنداره دانش آموزان دوره ابتدایی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان دوره ابتدایی دبستان پسرانه شهدای ماسور ناحیه 2 شهر خرم آباد در سال تحصیلی 1402-140 بودند. در مرحله اول با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 30 نفر انتخاب و سپس به شیوه تصادفی ساده در 2 گروه آزمایش (هر گروه 10 نفر) و یک گروه کنترل (10 نفر) جایگزین شدند. سپس دانش آموزان گروه های آزمایش تحت روش تدریس معکوس و روش تدریس مبتنی بر سکوسازی قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد و در لیست انتظار باقی ماند. از سیاهه خودپنداره تحصیلی دانش آموزان ابتدایی (SSCI) چن و تامپسون (2004) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. تجزیه وتحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه ها از طریق نرم افزار SPSS نسخه 24 در دو بخش توصیفی و استنباطی (تحلیل واریانس آمیخته و آزمون تعقیبی بن فرونی) انجام پذیرفت. نتایج نشان داد هر دو روش تدریس معکوس و روش تدریس مبتنی بر سکوسازی مذکور در مرحله پس آزمون و پیگیری نسبت به گروه کنترل اثربخشی معناداری بر بهبود خودپنداره تحصیلی دانش آموزان داشته است (0/05>P). نتایج آزمون تعقیبی بن فرونی نشان داد که روش تدریس مبتنی بر سکوسازی اثربخشی بیشتری نسبت به روش تدریس معکوس بر بهبود خودپنداره تحصیلی دارد (0/05>P). بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که روش تدریس معکوس و روش تدریس مبتنی بر سکوسازی می توانند به عنوان شیوه های آموزشی مناسب برای بهبود خودپنداره تحصیلی دانش آموزان به کاربرده شوند.
۶۲۱۸.

رابطه تیپ های شخصیتی با هوش هیجانی دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه دوم شهرستان کنگاور

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۲۱۹
پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه بین تیپ های شخصیتی با هوش هیجانی بین دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه دوم در سال تحصیلی 1402-1401 صورت پذیرفت. این پژوهش یک پژوهش پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه کودکان دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه دوم ساکن شهرستان کنگاور است. جهت انجام این پژوهش، 340 کودک به عنوان نمونه پژوهش به شیوه خوشه ای تصادفی انتخاب شدند و به پرسشنامه های تیپ های شخصیتی نئو، هوش هیجانی بار آن و سازگاری اجتماعی بل پاسخ دادند. داده های این پژوهش با نرم افزار spss نسخه 23 تجزیه وتحلیل گردید. نتایج به دست آمده در این پژوهش نشان داد که تیپ های شخصیتی با هوش هیجانی رابطه معناداری دارد؛ بنابراین نتایج این پژوهش می تواند مورداستفاده سازمان آموزش وپرورش و معلمان قرار گیرد.
۶۲۱۹.

مقایسه اثربخشی زوج درمانی شناختی- رفتاری و طرحواره درمانی بر کاهش طلاق عاطفی زوجین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۱ تعداد دانلود : ۳۳۲
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی زوج درمانی شناختی-رفتاری و طرحواره درمانی بر طلاق عاطفی زوجین دچار طلاق عاطفی بود. طرح پژوهش، نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زوجین دچار طلاق عاطفی ناحیه 3 آموزش وپرورش شهر کرج می باشد که برای دریافت خدمات مشاوره ای به مرکز مشاوره رازی مراجعه کرده بودند. از میان جامعه فوق تعداد 30 زوج به صورت در دسترس و بر اساس همکاری داوطلبانه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (هر گروه 10 زوج) گمارده شدند. زوج درمانی شناختی رفتاری در 8 جلسه ی 90 دقیقه ای (هر هفته یک جلسه) و طرحواره درمانی در 10 جلسه 90 دقیقه ای (هر هفته یک جلسه) برای گروه آزمایش اجرا گردید و در این فاصله گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. ابزار پژوهش مقیاس طلاق عاطفی (GEDS) گاتمن (1994) بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری و آزمون تعقیبی بونفرونی تجزیه وتحلیل شدند. نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که زوج درمانی شناختی – رفتاری و طرحواره درمانی بر طلاق عاطفی زوجین تأثیرگذار بود و توانست طلاق عاطفی را زوجین به طور معنی داری کاهش دهد (0/01>p). همچنین نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نشان داد که زوج درمانی شناختی-رفتاری به نسبت طرحواره درمانی بر کاهش طلاق عاطفی زوجین مؤثرتر بوده است؛ بنابر نتایج، زوج درمانی شناختی رفتاری و طرحواره درمانی بر کاهش طلاق عاطفی مؤثر بوده است و می تواند مورداستفاده درمانگران، مشاوران و روانشناسان خانواده در کار با زوجین قرار گیرد.
۶۲۲۰.

پیش بینی اضطراب کرونا بر اساس سلامت روان و مهارت های ارتباطی در دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی کرمانشاه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۲۱۳
هدف از انجام پژوهش حاضر پیش بینی اضطراب کرونا بر اساس سلامت روان و مهارت های ارتباطی در دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی کرمانشاه در سال 1401 می باشد. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد شهر کرمانشاه در  سال تحصیلی 1401-1400 می باشند. جهت تعیین حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران تعداد 269 نفر از دانشجویان بر اساس نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و به پرسشنامه های اضطراب کرونا (CDAS)، سلامت روان گلبرگ و هیلر و مهارت های ارتباطی کوئین دام پاسخ دادند. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون همزمان نشان داد که مؤلفه های نشانه های بدنی و اضطراب و بی خوابی توان  پیش بینی علائم روانی اضطراب کرونا را دارند. همچنین مؤلفه های توانایی دریافت و ارسال پیام، بینش نسبت به فرایند ارتباط نیز توان پیش بینی علائم روانی اضطراب کرونا را دارند. مؤلفه های اضطراب و بی خوابی و بینش نسبت به فرایند ارتباط، مهارت گوش دادن و توانایی دریافت و ارسال پیام نیز توان پیش بینی علائم جسمانی اضطراب کرونا را دارند. با توجه به یافته های پژوهش، می توان گفت که سلامت روان و مهارت های ارتباطی از عوامل مؤثر و مرتبط با اضطراب ویروس کرونا در دانشجویان هستند که این نکته می تواند در مراکز آموزش وپرورش و دانشگاه ها موردتوجه قرار گیرد.  

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان