مقاله در سه بخش به روان شناسی بین فرهنگی وارتباط آن با روان شناسی فرهنگی میپردازد.در بخش اول‘تعاریف‘اهداف وارتباط روانشناسی بین فرهنگی با علوم دیگر مطرح میشود.بخش دوم به روشهای تحقیقی بین فرهنگی‘مشکلات وتنگناهای آن اختصاص دارد وشرایطی را بررسی میکند که میتوانند قابلیت اعتماد نتایج ومقایسه ها را ازدیاد بخشند.بخش سوم ارتباط میان روانشناسی بین فرهنگی با روانشناسی فرهنگی وحرکت از یکی به دیگری را بررسی میکند.
"هدف از پژوهش حاضر تهیه اطلاعات هنجاری برای مقیاس دو آزمون هوشی فرهنگ-ناوابسته کتل برای کودکان مدارس ابتدایی و راهنمایی شهر شیراز بود.این مقیاس از چهار زیر آزمون:زنجیرها، طبقهبندیها، ماتریسها و شرط ها تشکیل شده است و دارای دو گونه الف و ب میباشد.
برای وصول به هدف فوق 1230 نفر(606 دختر و 624 پسر)از دانش آموزان کلاسهای چهارم ابتدایی تا سوم راهنمایی شهر شیراز انتخاب شدند و مورد آزمایش قرار گرفتند.برای بررسی پایایی آزمون از روشهای باز آزمایی، گونههای همتا، تنصیف و آلفا کرونباخ استفاده شد.ضرایب حاصله به ترتیب برابر با 70/0، 77/0، 84/0، 78/0بود.به منظور احراز روایی همبستگی نمرات آزمون با آزمون هوشی اوتیس، معدل تحصیلی و همچنین سیر تغییر نمرات در سنین مختلف محاسبه گردید.برای دستیابی به نمرات هنجار ابتدا به منظور کاهش کشیدگی، نمرات خام به نمرات هنجار و سپس به نمرات استاندارد هوشبهر، با میانگین 100 و انحراف معیار 24، تبدیل شدند. نمرات معیار هر گروه سنی نیز به ترتیب مذکور محاسبه شد.در این پژوهش تفاوت عملکرد دختران و پسران و طبقات اقتصادی-اجتماعی مختلف مورد مقایسه قرار گرفت.نتایج بیانگر تفاوت معنیدار بین نمره دختران و پسران و همچنین مؤثر بودن تحصیلات و شغل والدین بر نمره آزمودنیها بود.
"