پژوهشهای حاضر به بررسی تاثیر پیش سازمان دهنده ها در یادگیری دانش آموزان پسر پایه دوم دبیرستان در درس جغرافیا می پردازد . نمونه مورد مطالعه شامل 184 نفر از دانش آموزان پسر در رشته های تجربی ، ریاضی ، و علوم انسانی شهر شیراز است که دانش آموزان شرکت کننده در پژوهش به صورت تصادفی انتخاب شدند . روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و نوع طرح پژوهش به شیوه آزمایشی است . ابزار اندازه گیری در تحقیق عبارت از یک آزمون محقق ساخته ( بیست سوال چهار گزینه ای ) است که بعنوان پیش آزمون بر روی هر دو گروه اجرا شد . پس از آن به گروه آزمایشی قبل از تدریس جغرافیا بدون پیش سازماندهنده ارائه گردید. بدین ترتیب نتایج یافته ها نشان داد که نمرات دانش آموزان در پیش آزمون تفاوت معنی داری با یکدیگرنداشته است اما در پس آزمون نمرات افزایشی در گروه آزمایشی ملاحضه گردید ؛ بنابر این پیش سازمان دهنده ها را دریافت کرده بودند در مقایسه با گروه کنترل ، از یادگیری بهتر برخوردارند .
هدف این پژهش بررسی ارتباط وجوه خودشناسی ( انسجامی و تجربه ای - تاملی) با پنج عامل بزرگ شخصیت و دیدگاه پذیری بود . 288 دانشجویان دانشگاه تهران با تکمیل پرسشنامه های خودشناسی ( نسخه 26 ماده ای و 12 ماده ای قربانی و همکاران ، 2003 )، شخصیت و دیدگاه پذیری در این پروژه شرکت کردند . فرض بر این بود که وجوه مختلف خودشناسی ( انسجامی و انفکاکی ) با عامل های شخصیت و دیدگاه پذیری ارتباط دارد و خود شناسی انسجامی در پیش بینی عامل های شخصیت و دیدگاه پذیری ارتباط دارد و خود شناسی انسجامی در پیش بینی های عامل های شخصیتی ، نسبت به خودشناسی انفکاکی توانایی بیشتری دارد و نتایج نشان داد وجوه خود شناسی ( بویژه خودشناسی انسجامی) با عامل های شخصیتی و دیدگاه پذیری دارای همبستگی مثبت دارد افزون بر این ، خودشناسی انسجامی توان تبیینی بالاتری نسبت به خودشناسی انفکاکی در پیش بینی همه عامل های شخصیتی را داشت . افزایش در سطح خود شناسی با افزایش در سطح دیدگاه پذیری و عامل های شخصیت ، بجز عامل برون گرایی همراه بود . این بدان معناست که فرایندهای دخیل در خودشناسی و استلزامات ، رفتاری مرتبط با آن با صفات شخصیتی ادراک شده از جانب فرد در ارتباط است .
غالبا هنگام مطالعه مسائل مربوط به کنترل سیستم های پیچیده اختلالات این نوع سیستم ها از بابت درجه نظم و سازمانشان مورد توجه قرار می گیرد . خاصیت اساسی هر سیستم سازمند را در آن میدانند که کمابیش منظم باشد . اطلاعات نیز در سیر توسعه خود با مفهوم آنتروپی ، نگانتروپی، و نظم و بی نظمی که محققان ترمودینامیک در قرن نوزدهم ابداع کرده اند پیوند یافته است . هر چه بی نظمی بیشتر باشد حضور اطلاعات در سیستم کمتر است . اما نظریات کنونی برآنند که نظم و بی نظمی هر دو ابزار سنجش آنتروپی و هر یک قابل تبدیل به دیگری است . اطلاعات در حاشیه بی نظمی و از حرکات موزون نظم و بی نظمی حاصل می شود و نوآوری ها از دل چنین الگویی سربر می آورد .
از دید " قرآن" انسان جانشین خدا بر روی زمین است . او تنها موجودی است که ویژگی های خدا ، همچون " آفرینندگی" و " خلاقیت" را داراست . تمام تلاشهای بعمل آمده در مطالعات روانشناسان رفتاری نگر نتوانسته جایگاه ویژه " انسان " را مخدوش نماید . او " ضعیف" ، " حیله گر "، " زیاده خواه "، " شتابگر" ،" نامتعادل" ،"ضرر گریز" ،" طغیان گر" و ... است . در این مقاله بر اساس گزیده ای از آیات قرآن سعی شده است به زبان ساده " روح" ، " امر" و " پپپخلق" از دید قرآن بیان گردد و جریان طبیعی جسمانی انسان نیز که مرتبط با عوامل طبیعی است پرداخته شود . نگاه انسان به حیات دنیوی و حیات اخروی انسان بخش کوتاه دیگر مقاله است . در بخش " چهره واقعی انسان در قرآن " به ذکر صفات او از این منظر پرداخته می شود ؛ سپس " خود طبیعی انسانی " (نفس)مورد بحث قرار می گیرد ؛ و با اشاره ای به " نیازهای اساسی انسان در قرآن " نگاه گذرایی به دیدگاه روانشناسان حوزه نیاز نیز صورت می گیرد . " قرآن و انسان اجتماعی " بخش نهایی این مقاله است که به علل تحولات اجتماعی از دیدگاه قرآن می پردازد
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه سبک های دلبستگی ( ایمن ، اجتنابی ، دوسوگرا) و ابعاد شخصیت ( نوروز گرایی ، برونگرایی ، تجزیه پذیر ، همسازی ، وظیفه شناسی ) بود . دویست و سی سه دانشجوی دانشگاه تهرات (102 پسر ، 131 دختر ) با پر کردن مقدار دلبستگی بزرگساران (AAI) و مقیاس شخصیت پنج عاملی ( NEO-FFI ) در این پژوهش شرکت کردند . نتایج پژوهش حاضر به عنوان پژهشی توصیفی نشان داد که : بین سبک دلبستگی ایمن با برون گرایی و هم سازی همبستگی مثبت معنی دار وجود دارد ، بین سبک های دلبستگی نا ایمن (اجتنابی و دو سو گرا ) و نوروز گرایی همبستگی مثبت معنی دار وجود دارد . بین سبک های دلبستگی نا ایمن ( اجتنابی و دو سو گرا ) و برونگرایی هم بستگی منفی معنی دار وجود دارد ، بین سبک دلبستگی دو سو گرا و وظیفه شناسی همبستگی منفی معنی دار وجود دارد ، بین سبک دلبستگی دوسوگرا و وظیفه شناسی همبستگی منفی معنی دار وجود دارد. بین سبک دلبستگی اجتنابی و همسازی همبستگی منفی معنی داری وجود دارد. بر اساس این یافته ها پژوهش می توان نتیجه گرفت که مدل های درونکاری ایمن و ناایمن از خود و دیگران ، که در چارچوب روابط دلبستگی نوزاد – مادر تشکیل می شوند ، شکل گیری صفات شخصیت را تحت تاثیر قرار می دهند .
هراس اجتماعی یکی از اختلالات اضطرابی است . افراد با هراس اجتماعی از موقعیت های اجتماعی و صحبت با دیگران می ترسند و از حضور در اجتماع پرهیز می کنند . این اختلال در کارکردهای شغلی و تحصیلی افراد مبتلا تاثیر بسیاری دارد . یافته های پژوهشی نشان داده اند که آموزش خانواده در کنار بکارگیری روشهای شناختی – رفتاری در درمان هراس اجتماعی موثر است . بر این اساس هدف پژوهش حاضر بررسی کارایی خانواده درمانی توام با روشهای شناختی – رفتاری در درمان هراس اجتماعی است . روش پژوهش حاضر مطالعه موردی است . در این مطالعه دو آزمودنی 18 و 20 ساله که با استفاده از مصاحبه بالینی ، ملاکهای تشخیصی -IV- TR DMS و آزمونهای تشخیص مبتلا به هراس اجتماعی تشخیص داده شده بودند شرکت کرده اند . نتایج این پژوهش بیانگر نقش خانواده در ایجاد ، نگاه داری و نتیجه درمان هراس اجتماعی است . نتاج نشان دهنده کارایی خانواده درمانی با تاکید بر رویکرد شناختی – رفتاری است . همسویی و ناهمسویی یافته ها در پایان مورد بحث قرار گرفته است .
"
مقدمه: مطابق نظریه هویت اجتماعی ، مفهوم خود دارای دو جزء یعنی هویت فردی و هویت اجتماعی است. بر اساس این نظریه، انسان تلاش می کند تا هویت اجتماعی مثبت را همچون هویت فردی مثبت حفظ و نگهداری کند. با وجود نظریه های متعددی که پیشنهاد می کند هویت های اجتماعی روی زندگی اعضاء گروه اثرات مثبتی دارد، اما فقط اندک مطالعاتی در مورد رابطه بین هویت جمعی و بهزیستی صورت گرفته است. هدف : هدف از مطالعه حاضر بررسی رابطه هویت جمعی و فردی و نقش ارزیابی کننده آنها (احترام به خود جمعی و فردی) با بهزیستی در دو گروه دانشجویان دختر و پسر است. روش کار : در این تحقیق از روش همبستگی استفاده شد. نمونه های آماری شامل 85 دانشجوی دختر و 62 دانشجوی پسر مقطع کارشناسی رشته علوم تربیتی دانشگاه لرستان می باشد. ابزار اندازه گیری عبارت بود از پرسش نامه اطلاعات شخصی، مقیاس احترام به خود جمعی، مقیاس احترام به خود روزنبرگ، مقیاس رضایتمندی زندگی کلی داینر و پوت، مقیاس عاطفه مثبت و عاطفه منفی که توسط واتسون، کلارک و تلجن ساخته شده است. روش های آماری در تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار spss انجام شد و به وسیله آزمون مقایسه میانگین های دو گروه مستقل و محاسبه ضرایب همبستگی، آزمون فرضیه ها به عمل آمد. نتایج: نتایج نشان داد که تفاوت معناداری در میانگین احترام به خود جمعی بین دختران و پسران وجود دارد (005/0< p و44/2 = t) . همچنین در دختران احترام به خود جمعی بیش از احترام به خود فردی با بهزیستی رابطه دارد. در حالی که در پسران عکس این رابطه مشاهده شد. بحث و نتیجه گیری : بنابراین به نظر می رسد در پسران ارزیابی از هویت فردی و جمعی نقش دو جانبه ای با بهزیستی دارد. اما در دختران، بهزیستی بیشتر در ارتباط با دیگران معنا می یابد و احساسات مثبت نسبت به خود فردی بخش کوچکتری از خشنودی و رضایتمندی زندگی آنان را تشکیل می دهد.
"