ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۱۴۱ تا ۱۸٬۱۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۱۸۱۴۱.

ویژگی های روانسنجی مقیاس چندبعدی اضطراب کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۶ تعداد دانلود : ۶۲۷
هدف پژوهش تعیین ویژگیهای روان سنجی مقیاس چندبعدی اضطراب کودکان بود. روش: روش پژوهش توصیفی - پیمایشی بود. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای از میان 92249 دانش آموز پایه سوم، چهارم و پنجم ابتدایی مدارس دولتی شهر مشهد در سال تحصیلی 90- 89 ، تعداد 507 دانش آموز انتخاب شد. ابزارهای پژوهش پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی، مقیاس تجدیدنظرشده اضطراب آشکار کودکان رینولدز و ریچموند ( 1978 )، مقیاس افسردگی کودکان کواکس (1977) و مقیاس چندبعدی اضطراب کودکان مارچ، پارکر، سالیوان، استالینگ و کانرز ( 1997 ) بود. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد اعتبار بازآزمایی و همسانی درونی کل مقیاس چندبعدی اضطراب کودکان به ترتیب 48/0 و 79/0 است. همچنین همبستگی این مقیاس با مقیاس اضطراب آشکار و مقیاس افسردگی کودکان به ترتیب برابر با 38/0 و 02/0 بود که بیانگر روایی همگرا و واگرای مقیاس مذکور است. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نیز نشان داد که الگوی 4 عاملی مقیاس چندبعدی اضطراب کودکان در جامعه ایرانی برازش خوبی دارد. نتیجه گیری: مقیاس چندبعدی اضطراب مشخصه های روان سنجی قابل قبولی در جامعه ایرانی دارد و یک ابزار غربالگری مفید جهت شناسایی کودکان مبتلا به اختلال های اضطرابی است.
۱۸۱۴۳.

تاریخچه انستیتو روانپزشکی تهران (بخش اول - به روایت دکتر ایرج سیاسی )(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۶ تعداد دانلود : ۴۰۳
مقدمه این نوشتار، به تاریخچه انستیتو روانپزشکی تهران از زبان رؤسا ی آن می پردازد. پیش از ورود به بحث، مختصری درباره ساختار انستیتو و نحوه شکل گیری آن می آید. در سال های قبل از پیروزی انقلاب، «انجمن توانبخشی» متولی امور توانبخشی معلولان، بیماران روانپزشکی، معتادان و عقب ماندگان ذهنی کشور بود. با ریاست دکتر ایرج سیاسی از سال 1352، فعالیت های بهداشت روان انجمن توانبخشی رنگ و بوی تازه ای گرفت و واحدهای آموزش و پژوهش آن رونق پیدا کرد. واحد آموزش انجمن توانبخشی، «انستیتو» نامیده می شد و ریاست آن با دکتر کیومرث فرد بود. تاریخچه این فصل از حیات انستیتو به روایت دکتر ایرج سیاسی خواهد آمد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در اردیبهشت 1358 دکتر احمد محیط به عنوان رئیس واحد آموزش انجمن توانبخشی (انستیتو) منصوب شدند. در همان سال انجمن توانبخشی منحل شد و با همت و پشتکار دکتر محیط، واحدهای آموزشی و پژوهشی آن، در دل ساختار جدیدی به نام «انستیتو روانپزشکی تهران» قرار گرفت. دکتر محیط 11 سال رئیس انستیتو بود تا اینکه در سال 1369 دکتر سید احمد واعظی به جایگزینی ایشان به ریاست انستیتو منصوب شد. شرح این دوران از تاریخچه انستیتو از زبان دکتر احمد محیط نوشته می شود. سال 1371، دکتر جعفر بوالهری رئیس انستیتو روانپزشکی تهران شد و کماکان در این سمت است. با همت و پیگیری او انستیتو روانپزشکی تهران در سال 1392 به «دانشکده علوم رفتاری و سلامت روان» با چهار دپارتمان «روانپزشکی جامعه نگر»، «اعتیاد»، «بهداشت روان» و «روانشناسی بالینی» - با حفظ نام انستیتو روانپزشکی تهران- تبدیل شد. تاریخچه این تغییر و تحول همراه با شرح مبادی، دلایل، ضرورت، رسالت، سختی ها و چشم اندازها از زبان دکتر جعفر بوالهری تهیه شده است. تاریخچه پایه گذاری انستیتو روانپزشکی تهران در اواخر سال 1352، مرحوم دکتر سید شجاع الدین شیخ الاسلام زاده، وزیر رفاه و بهداری وقت و مؤسس انجمن توانبخشی، طی تماس تلفنی به دکتر ایرج سیاسی پیشنهاد کرد تا برای طرح برنامه جامعی مشتمل بر روانپزشکی، اعتیاد و عقب ماندگی ذهنی به ایران بیاید. او که در آن زمان در سمت استاد در دانشگاه پیتزبورگ در پنسیلوانیای آمریکا مشغول به کار بود، بی درنگ و با اشتیاق این پیشنهاد را پذیرفت و بعد از گرفتن مرخصی یک ساله، عازم تهران شد. پس از بررسی وضعیت موجود، در عرض سه ماه برنامه ای بالغ بر 150 صفحه آماده کرد و به رؤیت وزیر وقت رساند. بر اساس این برنامه، تربیت روانپزشک در کوتاه مدت و تربیت روان پرستار، روانشناس و مددکار اجتماعی در بلندمدت مقرر شد. دکتر شیخ الاسلام زاده، پس از مطالعه برنامه، از دکتر سیاسی دعوت کرد تا برای اجرایی شدن این برنامه، در سمت قائم مقام وزیر و به عنوان رئیس انجمن توانبخشی مشغول به کار شود. لازم به ذکر است که در آن زمان، انجمن توانبخشی علاوه بر مسؤولیت توانبخشی معلولین، وظیفه خدمت به تمامی بیماران مبتلا به اختلالات روانپزشکی، معتادان و عقب ماندگان ذهنی کشور را بر عهده داشت. در سال 1353، تنها 120 روانپزشک در کشور وجود داشت، آن هم فقط در شهرهای تهران، شیراز، مشهد و اصفهان؛ و این روانپزشکان اغلب در بخش خصوصی فعالیت می کردند. در آن زمان بیماران را از شهرستان ها می آوردند و در بیمارستان رازی می گذاشتند و می رفتند. تعداد محدودی روانپزشک که دانشگاه تهران تربیت می کرد جوابگوی نیاز کشور نبود. بنابراین هسته اصلی برنامه پیشنهادی، وابسته به شتاب سیستم در فراهم کردن نیروی انسانی متخصص بود که قسمتی از آن، بی واسطه و از طریق انجمن توانبخشی قابل حصول بود. به هر حال، برای قسمت عمده آن، یعنی تربیت نیروی متخصص روانپزشک، نیاز به کسب مجوز از وزارت علوم بود. در قسمت اول، بیش از 40 نفر کارشناس روانشناسی استخدام و پس از گذراندن یک دوره آموزش فشرده سه ماهه، برای یاری رساندن به روانپزشکان، به بیمارستان روانپزشکی رازی اعزام شدند. دکتر سیاسی می گوید: «کسب مجوز تربیت دستیار روانپزشکی که در انحصار وزارت علوم بود، دست کمی از عبور از هفت خوان رستم نداشت». پس از ارائه فرم های اولیه به وزارتخانه، مراحل متعدد و سختی، از جمله ارائه رزومه تمام روانپزشکانی که در آموزش نقش داشتند، ریز تمام عناوین درسی و نام مدرس آنها، جزئیات تمام برنامه های سه ساله، خصوصیات داوطلبان قابل پذیرش و جزئیات دسترسی به بیماران و انواع تشخیص ها طی شد. رفت و آمد به وزارت علوم چهار ماه به طول انجامید و سرانجام آخرین ایراد، یعنی لزوم حضور روانپزشک اطفال، با آمدن سه روانپزشک اطفال، یک نفر از انگلستان و دو نفر از ایالات متحده آمریکا برطرف شد. در تمامی این مراحل، مخالفت شدید گروه روانپزشکی دانشگاه تهران به مدیریت دکتر هاراطون داویدیان وجود داشت. دکتر داویدیان معتقد بود که فقط دانشکده پزشک
۱۸۱۴۴.

نقش بی نظمی هیجانی، افکار منفی تکرارشونده و آمیختگی فکر-عمل در پیش بینی نگرانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۶ تعداد دانلود : ۷۲۹
مقدمه: نگرانی، پدیده ای رایج و ویژگی مشترک در بسیاری از اختلال ها، به خصوص اختلال های اضطرابی است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش پیش بین بی نظمی هیجانی، افکار منفی تکرارشونده و آمیختگی فکر- عمل بر نگرانی انجام گرفت. روش: با توجه به طرح پژوهش حاضر (همبستگی) از روش تحلیل همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شد. 343 نفر از دانشجویان دانشگاه خوارزمی تهران به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و سپس به پرسشنامه آمیختگی فکر (TFI) ، مقیاس دشواری در تنظیم هیجانی (DERS) ، پرسشنامه افکار منفی تکرارشونده (RNTQ) و پرسشنامه نگرانی پنسیلوانیا (PSWQ) پاسخ دادند. یافته ها: نتایج نشان داد که متغیرهای دشواری در تنظیم هیجان، افکار منفی تکرارشونده و آمیختگی فکر، همبستگی معنادار و مثبتی با نگرانی داشتند ( 01/0> p ). همچنین، نتایج تحلیل گام به گام نشان داد که در گام اول، دشواری در تنظیم هیجانی به تنهایی 25 درصد از واریانس نگرانی و در گام دوم افکار منفی و دشواری در تنظیم هیجانی 31 درصد از واریانس نگرانی را تبیین می کنند و آمیختگی فکر- عمل از مدل حذف شد. نتیجه گیری: براساس نتایج پژوهش حاضر، بی نظمی هیجانی و افکار منفی تکرارشونده قادر به پیش بینی نگرانی در دانشجویان بوده است و این یافته ها می تواند گامی در جهت شناخت بیشتر ماهیت نگرانی محسوب شود.
۱۸۱۴۵.

بررسی رابطه هوش اخلاقی مدیران با مدیریت خادمیت در مدارس شهرستان میاندوآب با تأکید بر جنسیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۶ تعداد دانلود : ۶۲۰
این تحقیق با هدف تعیین رابطه ی هوش اخلاقی مدیران با خادمیت آنان در مدارس شهرستان میاندوآب انجام شد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی و همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه مدیران مرد و زن مدارس ابتدایی و راهنمایی و متوسطه شهرستان میاندوآب به تعداد 179 نفر می باشد. نمونه ای به حجم 122نفر با استفاده از روش طبقه ای نسبتی و بر اساس فرمول نمونه گیری کوکران انتخاب شد که 75 نفر مدیر مرد و 47 نفر مدیر زن را شامل می شود. به ازای خادمیت هر مدیر 3 نفر از دبیران مدارس تحت مدیریت وی نظر داده اند که جمعاً 366 نفر دبیر را شامل می شود. برای جمع آوری داده ها از دو پرسشنامه هوش اخلاقی و خادمیت استفاده شده است. روایی صوری و محتوایی و همبستگی درونی هر دو پرسشنامه توسط متخصصان مورد تأیید قرار گرفت. پایایی بدست آمده با استفاده از ضریب آلفای کرانباخ، برای پرسشنامه هوش اخلاقی مدیران 92/0α= و پرسشنامه خادمیت مدیران 97/0 α= می باشد. پس از جمع آوری داده ها، با استفاده از نرم افزار SPSS، از روش های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون، آزمون t مستقل و رگرسیون چندگانه استاندارد برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج نشان دادند که بین هوش اخلاقی و مؤلفه های آن با خادمیت مدیران مدارس شهرستان میاندوآب رابطه ی مثبت و معنی داری وجود دارد. نتایج بدست آمده از تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که از بین 4 مؤلفه هوش اخلاقی، دلسوزی پیش بینی کننده معتبری برای خادمیت مدیران مدارس شهرستان میاندوآب می باشد. نتایج حاصل شده از اجرای آزمون t مستقل نشان داد که بین میزان هوش اخلاقی و خادمیت مدیران مرد و زن مدارس شهرستان میاندوآب تفاوت معنی داری وجود ندارد.
۱۸۱۴۶.

بررسی اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر تحلیل رفتار متقابل بر باورهاى ارتباطى و دلزدگی دانشجویان پسر متاهل(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۶
مقدمه: دل زدگی زناشویی یکی از عواملی است که به مرور زمان عشق و علاقه بین زوجین را کم رنگ ترکرده و گاهی به طور کامل محو می کند و موجبات مشکلات روانی، ادامه روابط سرد و بی تفاوت و در نهایت اتمام یک رابطه را فراهم می کند و ارتباط تنگاتنگی با باورهای ارتباطی افراد دارد که لزوم مداخلات زودهنگام را نشان می دهد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر تحلیل رفتار متقابل بر باورهاى ارتباطى و دلزدگی دانشجویان پسر متاهل بود. روش کار: در این طرح بالینی با پیش آزمون و پس آزمون، از بین دانشجویان پسر متأهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد قوچان در رشته های علوم انسانی، تعداد 24 نفر به روش نمونه گیری در دسترس و داوطلبانه انتخاب شدندکه طی مرداد لغایت مهر سال تحصیلی 95-1394 به دفتر مشاوره دانشگاه مراجعه کرده بودند. سپس به روش کاملا تصادفی در دو گروه آزمون و شاهد تقسیم شدند. از هر دو گروه پرسش نامه های باورهای ارتباطی آدیلسون و اپشتاین، دل زدگی زناشویی به عنوان پیش آزمون گرفته شد و سپس گروه آزمون ده جلسه در کارگاه گروه درمانی مبتنی بر تحلیل رفتار متقابل شرکت نموده و دو هفته پس از اتمام دوره، دوباره با همان پرسش نامه ها مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها: گروه درمانی مبتنی بر تحلیل رفتار متقابل بر خرده مقیاس های باور به مخرب بودن مخالفت (04/0=P)، باور به عدم تغییرپذیری همسر (04/0=P)، کمال گرایی جنسی (04/0=P) و باورهای ارتباطی غیرمنطقی (04/0=P)، مؤثر بوده و بر خرده مقیاس های باور به تفاوت های جنسیتی (48/0=P)، توقع ذهن خوانی (65/0=P) تأثیر معناداری نداشته است. همچنین گروه درمانی مبتنی بر تحلیل رفتار مقابل بر دل زدگی زناشویی (02/0=P) نیز مؤثر بوده است. نتیجه گیری: نتایج حاکی از این بود که گروه درمانی مبتنی بر تحلیل رفتار متقابل بر باورهای ارتباطی و دل زدگی دانشجویان پسر متأهل، مؤثر است.
۱۸۱۴۷.

پیش بینی فرسودگی تحصیلی بر اساس نشانه های وسواس فکری-عملی و اهمال کاری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۶ تعداد دانلود : ۶۲۳
مقدمه: فرسودگی تحصیلی در دانشجویان با افت عملکرد تحصیلی آنان توأم است. عملکرد تحصیلی مطلوب از جمله شاخص های یک دانشگاه و دانشجوی موفق است، لذا بررسی متغیرهای پیش بینی کننده فرسودگی تحصیلی سزاوار توجه می باشد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش وسواس فکری- عملی و اهمال کاری در پیش بینی فرسودگی تحصیلی بود. روش کار: پژوهش حاضر همبستگی از نوع پیش بین بود. جامعه آماری، تمامی دانشجویان کارشناسی فنی- مهندسی دانشگاه الزهرا بود. نمونه پژوهش حاضر شامل 132 دانشجو بود. در این پژوهش، از پرسشنامه فرسودگی تحصیلی مسلش (شوفلی و همکاران، 2002)، پرسشنامه تجدید نظر شده وسواس فکری- عملی (فوآ و همکاران، 2002) و مقیاس اهمال کاری تاکمن (تاکمن، 1991) استفاده شد. داده های به دست آمده به کمک نرم افزار SPSS نسخه 24 و با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین اهمال کاری و تمامی مؤلفه های فرسودگی تحصیلی (خستگی هیجانی، بی علاقگی تحصیلی و ناکارآمدی تحصیلی) رابطه مثبت معنی دار وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد وسواس فکری- عملی، مؤلفه های شست و شو، وسواس فکری و خنثی سازی ذهنی با تمامی مؤلفه های فرسودگی تحصیلی رابطه مثبت معنی داری دارند. درحالی که بین مؤلفه های وارسی کردن، احتکار و تمامی مؤلفه های فرسودگی تحصیلی رابطه معنی داری به دست نیامد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که وسواس فکری- عملی و اهمال کاری می توانند به طور معنی داری تمامی مؤلفه های فرسودگی تحصیلی را پیش بینی کنند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر برای نخستین بار نقش نشانه های وسواس فکری- عملی را در تبیین پدیده فرسودگی تحصیلی نشان داد.
۱۸۱۴۸.

نقش اهداف پیشرفت، باورهای معرفت شناختی و کیفیت تجارب یادگیری در اهمال کاری تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۶ تعداد دانلود : ۸۲۱
این پژوهش به منظور بررسی نقش اهداف پیشرفت، باورهای معرفت شناختی، کیفیت تجارب یادگیری با اهمال کاری تحصیلی در دانشجویان انجام شد. نوع پژوهش توصیفی همبستگی بود.جامعه آماری شامل 9218 نفر دانشجوی کارشناسی دانشگاه یزد بود. که از این جامعه نمونه ای با حجم 400 نفر (189پسر و211 دختر) به روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی متناسب با حجم انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه اهمال کاری تحصیلی سولومون و راثبلوم ، اهداف پیشرفت الیوت و مک گریگور ، باورهای معرفت شناختی شومر و کیفیت تجارب یادگیری نیومن استفاده شد. تحلیل داده ها نیز با استفاده از روش آماری تحلیل رگرسیون چندگانة همزمان صورت گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که فقط متغیرهای اهداف پیشرفت پیش بینی کننده معنادار اهمال کاری تحصیلی دانشجویان هستند. ضرایب بتا نشان می دهد که دو متغیر اهداف تسلط/ اجتنابی و عملکرد/ گرایشی در تبیین و پیش بینی نمره کل اهمال کاری به صورت معکوس نقش دارند. این در حالی است که ضریب بتا برای متغیر هدف عملکرد/ اجتنابی نشان داد که این متغیر در تبیین و پیش بینی نمره کل اهمال کاری به صورت مستقیم نقش دارد.
۱۸۱۴۹.

بررسی وضعیت مهارت های ارتباطی کارکنان اداری و رابطه ی آن با رضایت ارباب رجوع(معلمان) آموزش پرورش ناحیه یک شهر اردبیل سا ل90

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۶ تعداد دانلود : ۴۶۵
پژوهش حاضر با هدف تعیین وضعیت مهارت های ارتباطی کارکنان اداری و رابطه ی آن با رضایت ارباب رجوع (معلمان) آموزش و پرورش ناحیه یک شهر اردبیل با استفاده از روش تحقیق توصیفی-همبستگی، صورت گرفته است. حجم نمونه مورد مطالعه 292 نفر از میان کلیه معلمان آموزش و پرورش ناحیه یک، از طریق نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای، براساس فرمول کوکران انتخاب شد. ابزار اندازه گیری شامل، پرسشنامه رضایت شغلی سروکوال و پرسشنامه محقق ساخته ی مهارت های ارتباطی کارکنان بر گرفته از پرسشنامه ی نیم رخ مدیریتی بود. پایایی طی یک مطالعه جانبی بر روی 25 نفر از معلمان با استفاده از روش آلفای کرونباخ، مقدار آلفای پرسشنامه های مهارت های ارتباطی و رضایت به ترتیب 96/0 و 93/0، به دست آمد. تحلیل ها با استفاده از نرم افزارspss و استفاده از آمار توصیفی، رگرسیون گام به گام و ضریب همبستگی پیرسون صورت گرفت. یافته های تحقیق حاکی از آن است که؛ وضعیت مهارت های ارتباطی کارکنان اداری و رضایت ارباب رجوع در حد متوسط می باشند. تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد، به ترتیب با افزایش همدلی، بازخورد، کلامی/غیرکلامی و اطلاع رسانی، میزان رضایت نیزافزایش می یابد. بین مهارت ارتباطی( اطلاع رسانی، شنودی و. . . ) کارکنان اداری بارضایت ارباب رجوع(معلمان) همبستگی مثبت معنی داری(01/0>P) وجود دارد.
۱۸۱۵۴.

مقایسه اثربخشی آموزش تنظیم هیجان و ذهن آگاهی بر بهبود نشخوار فکری مادران دارای کودکان کم توان ذهنی خفیف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۶ تعداد دانلود : ۵۵۵
مقدمه و هدف: داشتن فرزند کم توان ذهنی برای والدین به خصوص مادران به عنوان مراقبان اصلی، مشکلات روان شناختی فزاینده ای را به همراه دارد. روش های مختلفی در سال های اخیر برای درمان این مشکلات در سطوح پژوهشی و بالینی مورد استفاده قرار گرفته است که پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش تنظیم هیجان و ذهن آگاهی بر بهبود نشخوار فکری مادران دارای کودکان مبتلا به کم توانی ذهنی خفیف انجام شد. روش: این پژوهش از نوع مطالعات شبه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی مادران دارای کودک مبتلا به کم توانی ذهنی خفیف مراجعه کننده به مدارس استثنایی شهر رشت در سال تحصیلی 99-1398 تشکیل می دادند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، 36 نفر از این مادران انتخاب، و در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه (هر گروه 12 مادر) به صورت تصادفی جایدهی شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس پاسخ نشخواری (نولن هوکسما و مارو، 1991) استفاده شد و پس اجرای 9 جلسه آموزشی 90 دقیقه ای تنظیم هیجان و ذهن آگاهی برای دو گروه آزمایشی، هر سه گروه مورد سنجش مجدد در مرحله پس آزمون قرار گرفتند. داده ها به روش تحلیل کوواریانس تک متغیری و چندمتغیری در محیط نرم افزار SPS S-22 تحلیل شد. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که آموزش تنظیم هیجان و ذهن آگاهی، تأثیر معناداری بر کاهش نشخوار فکری کلی و مؤلفه های آن در مادران دارای کودکان مبتلا به کم توانی ذهنی خفیف دارد (01/0 > P ). همچنین بر اساس نتایج حاصل از آزمون تعقیبی، بین آموزش تنظیم هیجان و آموزش ذهن آگاهی بر نشخوار فکری کلی و مؤلفه های آن، تفاوت معنادار وجود ندارد (05/0 P> ). نتیجه گیری: بر اساس این یافته ها می توان بیان کرد که آموزش تنظیم هیجان با ارتقای بازسازی هیجانی، کاهش پردازش خودارجاعی منفی، و افزایش توانایی انجام رفتارهای هدفمند؛ و آموزش ذهن آگاهی با افزایش آگاهی از تجربیات لحظه کنونی و پردازش کارآمدتر اطلاعات ، در بهبود نشخوار فکری مادران دارای کودکان مبتلا به کم توانی ذهنی خفیف مؤثر است.
۱۸۱۵۶.

تحلیل ناکارآمدی برنامه های پیشگیری: پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۶ تعداد دانلود : ۵۳۳
هدف: سوء مصرف مواد مخدر از جمله بارزترین آسیب های اجتماعی است که به راحتی می تواند بنیان فرهنگی و اجتماعی یک کشور را سست و پویایی های انسانی آن را به مخاطره بیاندازد. درهم تنیدگی عوامل روانی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی این مشکل را به یکی از پیچیده ترین آسیب های اجتماعی دهه های اخیر در کشور مبدل ساخته است. بر این اساس اتخاذ برنامه هایی با رویکرد پیشگیری و توانمندسازی در برابر اعتیاد در طول سال های اخیر همواره مورد توجه بوده است. با این وجود برنامه های پیشگیرانه در بسیاری از سطوح از موفقیت چندانی برخوردار نبوده اند. در همین راستا هدف از انجام این مطالعه تحلیل چرایی ناکارآمدی برنامه های پیشگیری بوده است. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از روش نظریه زمینه ای انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه عمیق با 33 نفر از مصرف کنندگان ساکن کمپ اقامتی قلعه شور اصفهان و مدیران، کارشناسان و درمان گران حوزه اعتیاد در بهار 1395 با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و معیار اشباع نظری جمع آوری شدند و با استفاده از روش کدگذاری نظری تحلیل شدند. یافته ها: کدگذاری داده ها به خلق 14 مقوله و 66 زیرمقوله منجر شد که بیانگر شرایط علی و زمینه ای، راهبردها و پیامدهای ناکارآمدی برنامه های پیشگیری از دیدگاه هر دو گروه شرکت کنندگان در پژوهش است. برخی از آن ها عبارتند از: سیاست گذاری های غیرمشارکتی، بوروکراسی نامناسب، کاستی های فرهنگی معطوف به ساختار و معطوف به کنشگر، متعارف شدگی و هنجارشکنی لجاجتی. نتیجه گیری: از دیدگاه هر دو گروه از شرکت کنندگان سنخ شناسی دوگانه ای از ضعف ها وکاستی ها در تهیه، تدوین و اجرای طرح های پیشگیری وجود دارد که به ترتیب ناظر بر انکارمحتوایی و انکارصوری طرح هاست. در نوع نخست استراتژی هنجارشکنی لجاجتی و در نوع دوم استراتژی متعارف شدگی و پذیرش شکست در مواجهه با این پدیده از سوی مصاحبه شوندگان اتخاذ می شود که پیامدهای آن تجربه گرایی و دوستی گرایی و گریز و دسترسی ناچیز به طرح ها می باشد.
۱۸۱۵۸.

پایان نوجوانی، آغاز بزرگسالی: شکل گیری مرحله تحولی ظهوربزرگسالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۷ تعداد دانلود : ۱۴۳۹
تحولات اجتماعی در کشورهای صنعتی با تغییر ویژگی های فردی و محیطی در تحول انسان، منجر به ظهور دوره جدیدی در روان شناسی تحولی بین نوجوانی و بزرگسالی گردیده است؛ دوره ای که ظهور بزرگسالی نامیده می شود و برای بازه سنی 18 تا 30 سال تعریف شده است. این دوره مختصات کیفی متفاوتی با نوجوانی و بزرگسالی دارد. این مقاله درصدد است تا به علل تشکیل و ویژگی های دوره تحولی ظهور بزرگسالی و احتمال شکل گیری این دوره در ایران بپردازد. شناخت ویژگی های نوظهور دوره جوانی و درک تفاوت های نگرشی، نیازها، دغدغه ها و تغییراتی که جوانان با آن مواجه هستند، به برنامه ریزی موثر برای آنها کمک شایان توجهی می کند
۱۸۱۵۹.

تأثیر مؤلفه های پدیده ی جهانی شدن بر برنامه های درسی تعلیمات اجتماعی دوره راهنمایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۵ تعداد دانلود : ۵۷۸
پژوهش حاضر با هدف تحلیل محتوای برنامه های درسی تعلیمات اجتماعی دوره ی راهنمایی بر مبنای مؤلفه های پدیده جهانی شدن انجام گرفت و مؤلفه های پژوهش شامل آموزش شهروندی، آموزش چند فرهنگی، آموزش صلح، آموزش محیط زیست و آموزش سلامت بودند. بدین ترتیب در این پژوهش کتاب های درسی تعلیمات اجتماعی دوره راهنمایی به عنوان مهم ترین منبع آموزشی مورد تحلیل قرار گرفت تا مشخص شود که تا چه حد در راستای مؤلفه های آموزش جهانی حرکت کردند. روش مورد استفاده در تحلیل محتوای پژوهش آنتروپی شانون و نیز تحلیل کیفی بوده و واحد تحلیل نیز صفحات (متن، پرسش ها، تمرین ها و تصاویر) در مجموع 232 صفحه از کتاب تعلیمات اجتماعی دوره راهنمایی را شامل می شدند و جامعه آماری کتاب های درسی تعلیمات اجتماعی دوره راهنمایی شامل سه جلد کتاب در سال 1390-1389 با عنوان تعلیمات اجتماعی بود و نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهدکه به هر چهار مؤلفه آموزش جهانی یعنی آموزش شهروندی (227/0) و آموزش سلامت (226/0)، آموزش چند فرهنگی (205/0) و آموزش صلح (205/0) به یک نسبت پرداخته شده بود و این در حالی بود که به مؤلفه آموزش محیط زیست (135/0) در حد کم پرداخته شده بود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان