پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بازی های حرکتی خلاق بر رشد مهارت های اجتماعی کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر انجام شد. جامعه آماری پژوهش عبارت بود از کلیه دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر 6 تا 12 ساله در شهر شیراز که در سال تحصیلی 96-1395 مشغول به تحصیل بودند. در این مطالعه ی نیمه تجربی، 58 کودک کم توان ذهنی آموزش پذیر(30 پسر و 28 دختر) با میانگین سنی 07/9 سال، به صورت هدفمند انتخاب شده و به صورت تصادفی به دو گروه تجربی و کنترل گمارده شدند. برای سنجش اولیه مهارت های اجتماعی شرکت کنندگان، از معلمان آن ها خواسته شد تا به سؤالات خرده آزمون مهارت های اجتماعی پرسشنامه مهارت های اجتماعی گرشام و الیوت(1990) پاسخ دهند. گروه تجربی 6 هفته به بازی های حرکتی خَلاق پرداختند و گروه کنترل نیز در این مدت فعالیت های عادی مرتبط با برنامه مدرسه را انجام دادند. داده ها با استفاده از آزمون لِون، آزمون کولموگروف – اسمیرنوف و تحلیل کوواریانس توسط نرم افزار spss-16 و در سطح معناداری 05/0 تحلیل گردید. نتایج نشان داد که مداخله بازی های حرکتی خَلاق بر مهارت های اجتماعی منجر به تفاوت معناداری بین دو گروه تجربی و کنترل شد(05/0 P≤ ). به نظر می رسد که بازی های حرکتی خَلاق به علت فراهم کردن فرصت های تمرینی، شرایط مطلوب و داشتن برنامه های مفرح و متنوع بر رشد مهارت های اجتماعی کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر مؤثر هستند.
زمینه: پژوهش های زیادی درباره ارتباط راهبردهای شناختی تنظیم هیجان، ذهن آگاهی و کمال گرایی انجام شده است، اما نقش این راهبردها در پیش بینی مشکلات هیجانی مورد غفلت واقع شده است. هدف : بررسی مدل ساختاری راهبردهای شناختی تنظیم هیجان، ذهن آگاهی و کمال گرایی در پیش بینی مشکلات هیجانی در دانش آموزان بود. روش : پژوهش از نوع توصیفی – تحلیلی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر دوره دوم دبیرستان شهر تهران در سال تحصیلی 98-97 بود. 140 نفر (120 نفر دختر و 120 نفر پسر) به شیوه ی خوشه ای چند مرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارتند از: مقیاس پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و همکاران (2001)، پرسشنامه مشکلات هیجانی (مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس) لاوبوند و لاوبوند (1995)، پرسشنامه ذهن آگاهی رایان و براون (2003) و پرسشنامه کمال گرایی چندبعدی تهران (بشارت، 1386). تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری انجام گرفت. یافته ها : راهبردهای شناختی تنظیم هیجان، ذهن آگاهی و کمال گرایی با مشکلات هیجانی رابطه مثبت دارند (0/05 P< ). نتیجه گیری : مشکلات هیجانی را می توان با راهبردهای شناختی تنظیم هیجان، ذهن آگاهی و کمال گرایی پیش بینی کرد.
مطالعه حاضر با هدف پیش بینی «احساس تنهایی» بر اساس «سبک دلبستگی»، با میانجی گری «نوع ارتباط با خدا» انجام شد. جامعه آماری عبارت بود از جوانان 18 تا 35 ساله شهر تهران؛ به این منظور، 232 نفر، با مراجعه به اماکن عمومی سطح شهر، (نمونه گیری در دسترس) انتخاب شدند و به مقیاس های «دلبستگی» هازان و شیور (AAQ)، «احساس تنهایی» ایرانی (ILQ) و «کیفیت رابطه فرد با خدا» (بام اول) پاسخ دادند. داده ها از طریق تحلیل همبستگی و تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شدند؛ نتایج نشان داد که اولاً، چه در «احساس تنهایی» و چه در «نوع رابطه با خدا»، «سبک دلبستگی اضطرابی»، یک متغیر پیش بین مهم است ثانیاً، اهمیت این الگوی دلبستگی تا جایی است که حتی رابطه مطلوب و ایمن با خدا (که مبتنی بر امید و محبت است)، نیز نمی تواند اثر آن بر «احساس تنهایی» را تحت تأثیر قرار دهد و حتی با وجود رابطه مطلوب با خدا، هم چنان دلبستگی اضطرابی، پیش بین مثبت و مهمی برای احساس تنهایی به شمار می رود
این پژوهش با هدف تعیین برنامه اثربخشی والدگری ذهنآگاهانه بر کاهش تنیدگی والدگری و افزایش خودکارآمدی والدینی در مادران نوجوانان پرتعارض انجام<br />483 دانشآموز دختر از سه دبیرستان دوره اول متوسطه داوطلب مورد سنجش ،( شد. با استفاده از پرسشنامه تعارض رفتار فرم نوجوان (رابین و فاستر، 1989<br />قرار گرفتند و 157 نوجوان که نمره تعارض آنها در رابطه با مادر یک انحراف استاندارد بالای میانگین ( 50 به بالا) بود، مشخص شدند. پس از اعمال استانداردهای<br />ورود و خروج، 32 مادر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه 16 نفری جایگزین شدند. شرکتکنندگان گروه آزمایش، مداخله والدگری<br />ذهنآگاهانه را بر اساس بسته بوگلس و رستیفو ( 2014 ) دریافت کردند. آزمودنیها در سه مرحله توسط پرسشنامه تنیدگی والدگری (آبیدین، 1995 ) و خودکارآمدی<br />والدینی (دومکا، 1996 ) ارزیابی شدند. نتایج تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر نشان داد که در گروه آزمایش، تنیدگی والدگری به شکل معناداری کاهش و<br />خودکارآمدی والدینی افزایش یافته است. نتایج پژوهش حاکی از این است که رویآورد والدگری ذهنآگاهانه بر متغیرهای مرتبط با والدگری مادران تأثیرگذار<br />است.<br />واژههای کلیدی: تنیدگی والدگری، تعارض، خودکارآمدی والدینی، نوجوان، والدگری ذهنآگاهانه
زمینه و هدف: سرگردانی ذهن و انحراف از توجه روی کار در زمان حال در بین نوجوانان شایع است و دارای عواقب منفی می باشد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه درمان فراشناخت و تکنیک های آن ( آموزش توجه، تمرکز مجدد توجه بر موقعیت) و درمان پذیرش و تعهد بر سرگردانی ذهن نوجوانان انجام گرفت . مواد و روش ها: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری و جامعه آماری ۲۰۸۳۷ نوجوان دختر در مدارس متوسطه دوم شهر کرج در سال تحصیلی ۱۳۹۷-۱۳۹۶ بودند. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای ۷ ۵ نفر که بر اساس ابزار اندازه گیری سرگردانی ذهن ی دارای کمترین نمره در سرگردانی ذهن بودند، انتخاب شده و بر اساس ملاک های پژوهش، به طور تصادفی در پنج گروه قرار گرفتند. درمان های فراشناخت، تکنیک آموزش توجه، تمرکز مجدد توجه بر موقعیت و پذیرش و تعهد، طی ۱۰ جلسه ۹۰ دقیقه ای، هفته ای یک بار در مورد گروه های آزمایش اجرا شد. داده ها با آزمون تحلیل واریانس آمیخته یا مختلط توسط نرم افزار آماری SPSS-۲۳ بررسی شد . یافته ها: نتایج تحلیل واریانس آمیخته نشان داد که هر چهار درمان بر کاهش میزان سرگردانی ذهن نوجوان مؤثر است و اثربخشی درمان فراشناخت بیشتر از درمان های دیگر بود (۰۱ /۰> p ). این اثربخشی در مرحله پیگیری ۳ ماهه نیز پایدار بود . نتیجه گیری : درمان فراشناختی، نوجوان را قادرمی سازد که با سرگردانی ذهن خود به شیوه ای متفاوت ارتباط برقرار کند به طوری که توانایی جدا کردن خود از سرگردانی ذهن را داشته باشد .
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده ( ISDTP ) بر اصلاح باورهای غیرمنطقی و کاهش اجتناب شناختی افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی بود. روش: این پژوهش به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. از بین کلیه افرادی که در سال 1394 به مراکز مشاوره و مددکاری شهر شهرکرد مراجعه کرده بودند، 32 نفر به صورت نمونه گیری داوطلبانه ی مبتنی بر هدف و از طریق مصاحبه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. از پرسشنامه های وسواس فکری – عملی ییل براون ( T- Bocs )، آزمون عقاید غیرمنطقی جونز ( IBT ) و اجتناب شناختی سکستون و داگاس ( CAQ ) در پیش آزمون و پس آزمون برای جمع آوری اطلاعات استفاده و داده ها توسط شاخص های توصیفی و آزمون تحلیل کوواریانس تجزیه وتحلیل شد . مداخله روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده بر روی گروه آزمایش به صورت گروهی، هفته ای دو بار در 20 جلسه 60 دقیقه ای اجرا شد، اما گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس بر روی نمرات پیش از درمان، درمان و پیگیری نشان داد که پس از تعدیل نمرات پیش آزمون بین دو گروه آزمایش و کنترل در متغیرهای باورهای غیرمنطقی ( 01/0 P< ) و اجتناب شناختی ( 05/0 P< )، تفاوت معناداری وجود دارد. نتیجه گیری: با استناد به یافته های به دست آمده از پژوهش حاضر، می توان نتیجه گرفت که روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده یک روش مناسب برای اصلاح باورهای غیرمنطقی و کاهش اجتناب شناختی افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی می باشد.
شیوع ویروس کوید ۱۹ در اواخر سال ۲۰۱۹ و تداوم آن در سال میلادی۲۰۲۰تمامی ۸ میلیارد جامعه انسانی و تمامی سیستم های حکومتی و تمامی نظام های سلامت را تحت تاثیر قرار داد. بیشترین تاثیر و خسارت را این انسان ها اعم از کودک و جوان و بزرگسال و پیر و کهنسال و زن و مرد و هر نژاد و قومیت و فرهنگی را تحت الشعاع خود قرار داده است. با توجه به ماهیت و اثرات گسترده کرونا بر وضعیت روان شناختی ، ایجاد ترس مرضی از کرونا (کرونافوبیا) مطرح شده و در برخی کشورها این ترس، حتی به شکلی تعمیم یافته و اغراق آمیز، به صورت ترسی فراگیر مطرح شده است . نگرش ها و باور ها و ارزش های انسان ها می تواند در شکل گیری این ترس فردی و همگانی تعیین کننده باشد. نگرش ها، ارزشیابی است که افراد از موضوعات مختلفی که با آن روبرو می شوند شکل می گیرند و می تواند از طریق شناخت، هیجان و رفتار تولید شوند. نگرش ها در طول زمان و یک فرایند تحولی شکل می گیرند و تبدیل به باور ها و ارزش ها می شوند و وقتی شکل گرفتند تغییر آنها به سادگی امکان پذیر نمی باشد. از طرفی نگرش ها و باور های شخصی افراد پیوستگی دایمی با نگرش ها و باور های فرهنگی داشته و شاید در یک حالت حداکثری می توان فرض کرد که باور های شخصی بدون باور های فرهنگی نمی توانند مدت زیادی دوام و قوام پیدا کنند. بنابراین می توان انتظار داشت که ویروس جدید با توحه به همه گیری و قوام آن اگر تداوم یابد، می تواند باور ها و نگرش های جدیدی را ایجاد کنند که شکل دهنده ی راهنمای رفتار های ما در سال های پیش روی باشند. این مقاله در صدد است تا مواجه نگرش ها و باور ها در استرس کرونا را در یک مدل نظری (مدل موس، ۲۰۰۶) که ضمن لحاظ کردن باور ها و نگرش ها ی شخصی و همچنین نگرش ها و باور های فرهنگی را در شکل گیری رفتار های متفاوت را در شرایط استرس بررسی کرده و در نهایت نتیجه گیری می نماید که ما بایستی انتظار شکل گیری نگرش ها و باور های جدیدی باشیم که می تواند در شرایط بعد از کرونا در سایر زمینه ها تسری یابد.
هدف از پژوهش حاضر تبیین نقش واسطه گری سلامت روانی در رابطه بین تعهد مذهبی با عملکرد شغلی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد می باشد. جامعه ی آماری پژوهش شامل 94 نفر از کارکنان و اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد بود که در این بین نمونه گیری با استفاده از روش سرشماری انجام گردید و در نهایت91 پرسشنامه عودت داده شده مورد بررسی قرار گرفت. روش پژوهش توصیفی- همبستگی و ابزار پژوهش شامل سه پرسشنامه استاندارد سلامت روان گلدبرگ و هیلر(1979)، پرسشنامه تعهد مذهبی وارتینگتون و همکاران(2003) و پرسشنامه عملکرد شغلی پاترسون(1990) بود که پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ به ترتیب 88/0، 91/0 و 94/0 محاسبه گردید. نتایج حاصل از تحلیل سوالات با استفاده از تحلیل مسیر انجام شد که نشان داد تعهد مذهبی پیش بینی کننده مثبت و معنادار عملکرد شغلی و سلامت روانی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد می باشد و همچنین سلامت روانی در رابطه ی بین تعهد مذهبی و عملکرد شغلی نقش واسطه گری دارد.
هدف از این پژوهش مقایسه اضطراب در دانشجویان با و بدون نشانگان ضربه عشق شهر بندرعباس بود. این پژوهش از نظر هدف، از نوع کاربردی و از منظر گردآوری داده، روشی علی – مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل دانشجویان با و بدون نشانگان ضربه عشق در دانشجویان علمی کاربردی بهزیستی و تامین اجتماعی در شهر بندرعباس در سال تحصیلی 96-1395 بود. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه اضطراب بک و پرسشنامه ضربه عشق راس بود. نتایج این پژوهش با استفاده از از نرم افزار20 -SPSS مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین اضطراب دانشجویان با و بدون نشانگان ضربه عشق رابطه معنی دار وجود دارد.
مقدمه: هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطه ای انگیزش درونی و بیرونی دانشجویان در رابطه میان کمال گرایی خودگرا و جامعه مدار با فرسودگی تحصیلی در دانشگاه فرهنگیان سمنان بود. روش: پژوهش حاضر با توجه به هدف کاربردی و با توجه به نحوه گردآوری داده ها از نوع تحقیقات توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه فرهنگیان سمنان در سال تحصیلی 95-1394 بود. شرکت کنندگان 240 نفر از دانشجویان (144 مرد و 96 زن) بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی انتخاب شدند. همه آزمودنیها مقیاس های کمال گرایی، انگیزش تحصیلی و فرسودگی تحصیلی را تکمیل کردند و داده ها با روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و مدل تحلیل مسیر تحلیل شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که کمال گرایی خود گرا رابطه منفی و معناداری با فرسودگی تحصیلی دانشجویان دارد. کمال گرایی خودگرا به طور غیرمستقیم با میانجی گری انگیزش تحصیلی درونی نیز با فرسودگی تحصیلی دانشجویان رابطه منفی نشان داد. همچنین کمال گرایی جامعه مدار رابطه منفی و معناداری با فرسودگی تحصیلی دانشجویان داشت، اما اثر معناداری برای کمال گرایی جامعه مدار در ارتباط با فرسودگی تحصیلی با نقش واسطه ای انگیزش بیرونی بدست نیامد. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که عوامل شخصیتی مانند کمال گرایی خودگرا و انگیزش تحصیلی درونی تا حد زیادی می توانند فرسودگی تحصیلی را در دانشجویان دانشگاه تحت تأثیر قرار دهند.