ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۵۸۱ تا ۹٬۶۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۹۵۸۱.

رابطه عزت نفس با اضطراب اجتماعی در کودکان دارای اختلال اوتیسم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵۱ تعداد دانلود : ۱۰۷۴
پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه عزت نفس با اضطراب اجتماعی در کودکان دارای اختلال اوتیسم شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1398-1397 انجام شد. در پژوهش حاضر از طرح توصیفی-تحلیلی استفاده شد. جامعه آماری آن را تمامی کودکان دارای اختلال اوتیسم که در سال تحصیلی 1398-1397 در مراکز استثنایی شهر کرمانشاه پرونده داشتند تشکیل می دادند. حجم نمونه 50 نفر از کودکان مبتلا به اوتیسم در شهر کرمانشاه از طریق نمونه گیری مبتنی بر هدف و به صورت تصادفی در دسترس انتخاب شدند. جهت بررسی میزان عزت نفس این کودکان از آزمون عزت نفس کوپر اسمیت و پرسشنامه اضطراب اجتماعی لیبویتس ( LSAS-SR ) استفاده شد. با توجه به تحلیل آماری مشخص گردید که بین اضطراب اجتماعی با عزت نفس و مقیاس های آن رابطه معناداری وجود دارد و تمامی مقیاس ها در سطح 0/05≥ P معنادار هستند. با توجه به اینکه عزت نفس این کودکان پایین تر از نرمال و میزان اضطراب اجتماعی در این کودکان بالاتر از نرمال بود، بنابراین با آموزش ارتقای عزت نفس و بهبود اضطراب اجتماعی به این کودکان می توان این ظرفیت ها را در آنان ارتقا بخشید.
۹۵۸۳.

پیشگیری از سوءمصرف مواد: نقش بهزیستی معنوی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴۹ تعداد دانلود : ۵۸۱
سوءمصرف مواد را می توان پدیده ای زیستی، روانی، اجتماعی و معنوی در نظر گرفت. متأسفانه جوانان عصر حاضر ممکن است برای فرار از مشکلات فردی و اجتماعی به مصرف مواد روی آورند. سوءمصرف مواد از جمله مشکلات اجتماعی و سلامت عمومی است که بار قابل توجهی را به جامعه تحمیل می کند. وابستگی به مواد مخدر به بیکاری، جرم، مشکلات خانوادگی و انتقال بیماری منجر می شود. وابستگی به مواد اختلالی چند عاملی با سیری مزمن و عودکننده و قابل پیشگیری و درمان است. شناسایی عوامل مرتبط با سوءمصرف مواد امری ضروری و مهم است و به امر پیشگیری کمک می کند. بهزیستی به عنوان مفهومی چند بعدی، شامل ابعاد متعددی از جمله بعد معنوی است و با سوءمصرف مواد رابطه دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش بهزیستی معنوی در پیشگیری از سوءمصرف مواد بود. پژوهش حاضر از نوع مروری بود و به بررسی بهزیستی معنوی و ارتباط آن با سوءمصرف مواد پرداخته است. بهزیستی معنوی ترکیبی از عوامل مذهبی، اجتماعی و روانی است. بهزیستی معنوی باعث سازگاری شخص با وقایع فشارزای زندگی مانند بیماری های مزمن می شود و یکی از عوامل اصلی ارتقاء کیفیت زندگی به شمار می آید. مروری بر مبانی نظری و پژوهشی نشان می دهد که بین بهزیستی معنوی با گرایش به سوءمصرف مواد رابطه منفی وجود دارد. همچنین، بهزیستی معنوی از طریق تاثیر مستقیم و غیرمستقیم بر ابعاد روان شناختی فرد نقش مهمی در پیشگیری از سوءمصرف مواد دارد. بر این اساس می توان گفت برنامه ریزی جهت ارتقاء بهزیستی معنوی در نوجوانان و جوانان منجر به ارتقاء کیفیت زندگی و سلامت روان می شود و از این طریق از گرایش به سوءمصرف مواد جلوگیری می شود. در مجموع می توان گفت که عوامل معنوی در پیشگیری و درمان سوءمصرف مواد نقش بسیار مهمی را ایفا می کند و به عنوان یک عامل محافظت کننده به شمار می آید.
۹۵۸۵.

اثربخشی مداخلات آموزشی روانی گروهی بر ارتقای کیفیت زندگی و کیفیت روابط در خانواده بیماران مبتلا به اختلالات دوقطبی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴۹ تعداد دانلود : ۱۰۴۱
زمینه و هدف: هدف این مطالعه بررسی اثربخشی مداخلات آموزشی روانی گروهی بر ارتقای کیفیت زندگی و کیفیت روابط در خانواده بیماران مبتلا به اختلالات دوقطبی بود. مواد و روش ها: این پژوهش یک طرح نیمه آزمایشی با گروه شاهد و گمارش تصادفی بود. در این پژوهش، گروه آزمایشی را 6 نفر و گروه شاهد را 9 آزمودنی تشکیل دادند. کلیه شرکت کنندگان که اعضای خانواده بیماران مبتلا به اختلالات دوقطبی را تشکیل می دادند، پرسش نامه های کیفیت زندگی و کیفیت روابط Pires را تکمیل کردند. گروه آزمایش به مدت دوازده جلسه در جلسات مداخلات آموزشی روانی گروهی شرکت داشتند، ولی گروه شاهد در این مدت هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. همچنین به منظور تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها: افزایش معنی داری در میانگین نمره های کیفیت زندگی و حمایت اجتماعی گروه آزمایش به وجود آمده، ولی در مورد میانگین نمره های تعارض و عمق روابط در دو گروه تفاوت معنی داری مشاهده نشد. نتیجه گیری: نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که مداخلات آموزشی روانی گروهی می تواند کیفیت زندگی و حمایت اجتماعی را بهبود بخشد، اما در مورد تعارض و عمق روابط چندان تأثیری ندارد.
۹۵۸۶.

رابطة عوامل مخاطرة پزشکی و روان‌شناختی با بیماری عروق کرونر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵۱
در پژوهش حاضر، رابطة عوامل مخاطرة پزشکی و روان‌شناختی با بیماری عروق کرونر بررسی شد. بدین منظور نمونه‌ای شامل 72 نفر مرد در دامنة سنی 37 الی 65 سال از بیماران بستری در بخش قلب بیمارستان کسرای شهر تهران به­ صورت داوطلبانه انتخاب شدند. متغیرهای مصرف سیگار، قند، چربی‌های خون، سابقه بیماری قلبی، فشار خون، شاخص تودة بدن، امید، خشم خصیصه‌ای، اضطراب خصیصه‌ای، الگوی رفتاری نوع A، و تنیدگی به منزلة متغیرهای پیش‌بین و تعداد عروق درگیر بیماران به عنوان متغیر ملاک اندازه‌گیری شد. به منظور بررسی تأثیر متغیرهای پیش‌بین پزشکی و روان‌شناختی بر متغیر ملاک، از تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج نشان دادند که از میان متغیرهای پیش‌بین تنها ضرایب همبستگی فشار خون، سابقة بیماری قلبی، و تنیدگی، با تعداد عروق درگیر معنادارند (p<0/05)
۹۵۸۷.

نقش گیرنده های GABA نواحی Caهیپوکامپ در اکتساب و بیان ترجیح مکان شرطی شده ناشی از مرفین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴۹
هدف: در طی سال های گذشته، موضوع کانابینوییدها و سوء مصرف این ترکیبات، توجه بسیاری را به خود معطوف کرده است. هدف پژوهش حاضر، مطالعه نقش سیستم کانابینوییدی و تداخل این سیستم با سیستم اوپیوییدی در یادگیری وابسته به وضعیت می باشد. روش: در این مطالعه تجربی، تزریق داخل بطنی دوزهای مختلف آگونیست ها و آنتاگونیست های کانابینوییدی و تزریق زیر جلدی مورفین، در مدل اجتنابی غیر فعال، مورد استفاده قرار گرفته است. یافته ها: آنتاگونیست های کانابینوییدی از یادآوری حافظه به وسیله مورفین در یادگیری وابسته به وضعیت در روز آزمایش ممانعت می کنند. نتیجه گیری: به نظر می رسد که بهبود یادآوری حافظه با مورفین یا حداقل بخشی از آن به وسیله گیرنده های کانابینوییدی القا می شود.
۹۵۹۰.

بررسی رفتار استنادی نویسندگان مقاله های مندرج در مجله روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران از آغاز تا پایان سال 1379

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴۸
مجله روان شناسی و علوم تربیتی در دوره ای 21 ساله تعداد 179 مقاله تالیفی دارای اخذ انتشار داده است هدف از بررسی حاضر کشف چگونگی استناد در این مقالات از لحاظ نوع منابع زبان های غالب استناد ها و فاصله زمانی تاریخ نشر مقالات و ماخذ آنها بوده است برای تحقق هدف پژوهش از روش تحلیل استنادی (یکی از زیر مجموعه های کتابسنجی) و نیز تحلیل محتوا استفاده شده و 2462 ماخذ متعلق به 179 مقاله مورد بررسی قرار گرفته اند یافته ها نشان می دهد که رفتار استنادی تولید کنندگان رشته های مختلف دانشکده کتاب مدار است فاصله نشر ماخذ به 8/5 سال می رسد و زبان غالب در ماخذ زبان انگلیسی است از لحاظ نوع منابع و زبان غالب در ماخذ مقالات نوعی همسویی میان یافته های تحقیق حاضر و مطالعات پیشین می توان یافت
۹۵۹۱.

فکر افسرده وار بیماران افسرده در زمان های پذیرش در بیمارستان و بهبودی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴۹ تعداد دانلود : ۸۵۷
هدف این پژوهش، بررسی نگرش های ناکارآمد، تکلیف جملات ناتمام و عاطفه مثبت بیماران افسرده بالینی در زمان های پذیرش بیمارستان و بهبودی بود. روش پژوهش علی- مقایسه ای بود. از سه جامعه آماری، سه گروه نمونه با روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب شدند که 20بیمار افسرده بالینی،20 بیمار افسرده غیربالینی و 20 نفر فرد عادی را شامل بود. شرکت کنندگان در این سه گروه نمونه، به پرسشنامه افسردگی بک، مقیاس نگرش های ناکارآمد، تکلیف جملات ناتمام و مقیاس عاطفه مثبت پاسخ دادند. داده ها با روش های آماری تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی شفه، تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که 1) بیماران افسرده بالینی در زمان بهبودی در مقایسه با زمان پذیرش در بیمارستان، نگرش ناکارآمد کمتری داشتند؛ 2) بیماران افسرده بالینی در زمان بهبودی در مقایسه با زمان پذیرش بیمارستان، در تکمیل جملات ناتمام از افعال مثبت، کمتر استفاده کردند؛3) بیماران افسرده بالینی در زمان بهبودی در مقایسه با زمان پذیرش بیمارستان، عاطفه مثبت بیشتری داشتند؛4) همچنین تحلیل دادها نشان داد که بین سه گروه افسرده بالینی، افسرده غیربالینی و عادی از لحاظ نگرش های ناکارآمد، شیوه تکمیل جملات و عاطفه مثبت تفاوت معناداری وجود داشت. نتیجه نهایی این که فکر افسرده وار، همواره در حالت های افسردگی و بهبودی وجود داشت. میزان فعال بودن فکر افسرده وار، تعیین کننده اختلال افسردگی یا بهبودی است.
۹۵۹۴.

بررسی رابطه ی تصویر بدن و سبک های مقابله ای با شدت دیسمنوره ی اولیه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴۹ تعداد دانلود : ۸۶۵
مقدمه: عوامل متعددی بر شدت دیسمنوره تاثیر می گذارند. هدف از این بررسی، تعیین رابطه ی تصویر بدن و سبک های مقابله ای با شدت دیسمنوره ی اولیه می باشد. روش کار: این مطالعه ی از نوع توصیفی-همبستگی از آبان 1389 آغاز و در آذر ماه 1390 پایان یافت. در این پژوهش 254 دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی چالوس به صورت نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب و پرسش نامه های تعیین شدت دیسمنوره ی آندرش و میلسوم، تصویر بدن فیشر و تعیین سبک های مقابله ای لازاروس و فالکمن توسط آنان تکمیل شد. داده ها با استفاده از SPSS نسخه ی 16 و آزمون همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس یک سویه و آزمون تحلیل رگرسیون گام به گام تحلیل شدند. یافته ها:بین شدت دیسمنوره ی اولیه با تصویر بدن (01/0≥P) و سبک های مقابله ای (مسئله محوری 01/0≥P و هیجان محوری 05/0≥P) و تمام مولفه های تصویر بدن رابطه ی معنی دار (01/0≥P) وجود دارد و مولفه های تصویر بدن از توانایی پیش بینی شدت دیسمنوره برخوردارند. هم چنین از بین مولفه های سبک های مقابله ای، بین شدت دیسمنوره با مشکل گشایی برنامه ریزی شده (01/0≥P)، جستجوی حمایت اجتماعی (05/0≥P)، خویشتن داری (05/0≥P)، ارزیابی مجدد مسئله (05/0≥P) و مسئولیت پذیری (05/0≥P) رابطه ی معنی داری وجود داشته و مولفه ی مشکل گشایی برنامه ریزی شده از توانایی پیش بینی شدت دیسمنوره برخوردار است. نتیجه گیری: دو عامل روان شناختی تصویر بدن و سبک های مقابله ای با شدت دیسمنوره ی اولیه ارتباط دارند. لذا باید در اداره و کنترل شدت دیسمنوره ی اولیه به این دو مقوله، توجه نمود.
۹۵۹۶.

نقش واسطه ای بهداشت روانی همسر در بهداشت روانی و رضایت زناشویی زوجین(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی مشاوره مشاوره خانواده
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی مشاوره مشاوره بعد از ازدواج
  3. حوزه‌های تخصصی روانشناسی مناسبات انسانی در محیط خانواده
تعداد بازدید : ۱۵۴۸ تعداد دانلود : ۱۱۸۴
مقدمه: رضایت زناشویی، یکی از مهم ترین زمینه های مهم سازگاری در زندگی یک فرد بزرگسال محسوب شده و تحت تاثیر عوامل متعددی قرار دارد. این مطالعه با هدف بررسی نقش واسطه ای بهداشت روانی همسر در بهداشت روانی و رضایت زناشویی هر کدام از زوجین انجام یافته است. روش کار: در این مطالعه ی توصیفی-تحلیلی، 228 زن و مرد (57 زوج روستانشین و 57 زوج شهرنشین) به روش نمونه گیری تصادفی از میان والدین دانشجویان دانشگاه پیام نور بناب در سال تحصیلی 90-1389 انتخاب و پرسش نامه ی رضایت زناشویی انریچ و چک لیست بهداشت روانی بر روی آنان اجرا شد. داده ها با آزمون های آماری تی مستقل، همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه سلسله مراتبی تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین رضایت زناشویی زنان و مردان تفاوت معنی داری وجود نداشت اما زنان در این تحقیق از بهداشت روان ضعیف تری برخوردار بودند (05/0P<). بهداشت روانی همسر در رابطه ی بین بهداشت روانی و رضایت زناشویی فرد (در زنان و مردان) تا اندازه ای واسطه شده بود. هم چنین، بهداشت روانی فرد به طور مستقل نیز با رضایت زناشویی رابطه داشت (001/0P<). نتیجه گیری: به نظر می رسد با ارتقای بهداشت روانی همسران می توان بر بهداشت روانی و رضایت زناشویی آنان تاثیر مثبت گذاشت.
۹۵۹۷.

پیش بینی بی ثباتی ازدواج براساس مهارتهای تنظیم هیجانی و سبک های هویتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵۰ تعداد دانلود : ۹۰۴
هدف: بررسی پیش بینی بی ثباتی ازدواج بر اساس سبک های هویتی و مهارت تنظیم هیجانی در زنان متأهل شهر قوچان. روش: در پژوهش حاضر، ۳۳۱ معلم زن که با روش نمونه گیری خوشهای تک مرحلهای انتخاب شده بودند، به پرسشنامه سبکهای هویت (ISI-۶G)، پرسشنامه مهارت تنظیم هیجانی (ERSQ) و شاخص بی ثباتی ازدواج (MII) پاسخ دادند. داده های به دست آمده با استفاده از آماره های توصیفی، ضریب همبستگی گشتاوری پیرسون و رگرسیون گام به گام تحلیل شدند. یافته ها: نتایح تحلیل داده ها نشان داد که سبک هویتی اطلاعاتی (۴۰/۰- =(r، سبک هویتی هنجاری (۳۰/۰- =(r و مهارت تنظیم هیجانی (۳۵/۰- =(r با بی ثباتی ازدواج رابطه معنادار منفی و سبک هویتی سردرگم/ اجتنابی (۳۳/۰ =(r با بی ثباتی ازدواج رابطه معنادار مثبت دارند. همچنین نتایج نشان داد متغیرهای هویت اطلاعاتی، سردرگم/ اجتنابی، هنجاری و مهارت تنظیم هیجانی، می توانند واریانس بی ثباتی ازدواج را به صورت معناداری پیش بینی کنند. به گونه ای که سبک های هویتی سهم بیشتری در پیش بینی متغیر ملاک دارند. لذا می توان نتیجه گرفت هرچه زنان متأهل معلم، درک منسجمی از خود داشته باشند و توانایی آن ها در تنظیم هیجاناتشان بالا باشد، زندگی مشترک آن ها از ثبات بیشتری برخوردار است.
۹۵۹۸.

بررس ی رابطه بین ری شه های تحولی (ش یوه های فرزندپ روری) و طرحواره های ناسازگار اولیه در حوزه بریدگی- طرد، خودگردانی و عملکرد مختل در مدل طرحواره یانگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی شخصیت رویکردهای روانکاوی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی رشد و تحول دوره کودکی اول
تعداد بازدید : ۱۵۴۸ تعداد دانلود : ۸۷۵
پژوهش حاضر به منظور بررسی نقش سبک های فرزندپروری (ریشه های تحولی) در پیش بینی طرحواره های ناسازگار اولیه در مدل طرحوار یانگ صورت گرفته است. به این منظور 235 دانشجوی دختر و پسر دانشگاه تبریز به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و دو پرسشنامه شیوه های فرزندپروری یانگ و پرسشنامه طرحواره های ناسازگار یانگ را پر کردند. متغیرهای مورد نظر بر اساس چارچوب نظریه جفری یانگ مورد بررسی قرار گرفتند. تحلیل نتایج بدست آمده با استفاده از تحلیل رگرس یون نشان داد که ش یوه های فرزن دپروری در حوزه های پنج گانه به غیر از حوزه دیگر جهت مندی پیش بین خوبی برای طرحواره های ناسازگار در دو حوزه بریدگی-
۹۶۰۰.

بررسی رابطه هیجان ها و اسنادهای علی با عزت نفس در دانشجویان دانشگاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی انگیزش خود و تلاشهای آن
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی یادگیری شناخت
تعداد بازدید : ۱۵۴۸
در این پژوهش، به منظور بررسی ارتباط بین هیجان ها و ابعاد اسناد علی (ابعاد مرکز کنترل و کنترل پذیری و پایداری) با عزت نفس، پژوهشگر آزمون های عزت نفس روزنبرگ، هیجان های واتسون و کلارک و مقیاس سنجش ابعاد علی (واینر) را در مورد 367 شرکت کننده دانشجو از دانشگاه تبریز اجرا کرده است. در تحلیل فرضیه ها از برنامه های آماری SPSS و تحلیل رگرسیونی و همبستگی پیرسون استفاده کرده است و متغیرهای مربوط به ابعاد اسناد علی در دو موقعیت (موفقیت) و (شکست) مورد بررسی قرار گرفته اند. نتایج رگرسیون چندگانه نشان می دهد، از عمده ترین عواملی که در افزایش عزت نفس موثرند، هیجان های مثبت و به تبع ان انتساب های کنترل پذیر و درونی و پایدار در موقعیت موفقیت است و فرد می تواند با درونی کردن و کنترل پذیر و پایدار دانستن آن، هیجان های مثبت خود را بالا برده و عزت نفسش را افزایش دهد. همچنین انتساب های درونی و کنترل پذیر در موقعیت شکست در افزایش هیجان های منفی موثرند. احتمال می رود، هیجان های منفی در پایین بردن عزت نفس موثر باشند و به تبع آن سلامت جسمی و روحی فرد به مخاطره افتد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان