فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۲۶۱ تا ۹٬۲۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
بررسی اثربخشی آموزش هوش عاطفی بر سلامت عمومی مادران فرزندان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر 11 تا 15 سال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی آموزش هوش عاطفی بر سلامت عمومی مادران دانش آموزان عقب مانده ذهنی 11 تا 15 سال انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه مادران دانش آموزان عقب مانده ذهنی 11 تا 15 ساله مدارس استثنائی شهر اصفهان بود. نمونه پژوهش به صورت تصادفی ساده با استفاده از روش غربالگری انتخاب شد. بدین صورت که پس از تکمیل پرسشنامه های سلامت عمومی (28GHQ) و هوش عاطفی بار- اُن توسط کلیه مادران، 111 نفر که پایین ترین نمره را در هر دو پرسشنامه کسب کرده بودند به دو گروه آزمایشی (54) و گواه (57) تقسیم شدند.گروه آزمایشی به مدت 8 هفته طی 15 جلسه 60 دقیقه ای (هفته ای دو جلسه) آموزش هوش عاطفی را دریافت کردند، در حالی که گروه گواه از این آموزش ها بی بهره بودند. نتایج تحلیل آماری t مستقل نشان داد که بین نمره های آزمودنی ها در پیش آزمون تفاوت معناداری مشاهده نشده است در حالی که بین نمره های آزمودنی ها در پس آزمون تفاوت معنادار در سطح 01/0P< وجود دارد. آموزش هوش عاطفی بر نمره کلی سلامت عمومی و مؤلفه های آن در پس آزمون تاثیر داشته و منجر به بهبود آن گشته به طوری که با مقایسه میانگین دو گروه در عامل های سلامت عمومی و هوش عاطفی نشان داده شد که آموزش هوش عاطفی بر افزایش هوش عاطفی و بهبود سلامت عمومی مـادران دانش آموزان عقب مانده ذهنی مؤثر بوده است.
تأثیر تمرین ایروبیک بر اضطراب، افسردگی و کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان سینه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر یک دوره تمرین ایروبیک بر میزان اضطراب، افسردگی و کیفیت زندگی افراد مبتلا به سرطان سینه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی بیماران مبتلا به سرطان سینه شرکت کننده در کلاس های رونشناسی انجمن بیماران سرطانی شهر مشهد در تابستان 1392 بودند که 24 آزمودنی به صورت تصادفی از بین آن ها (43=n ؛ سن=15 ± 45سال) انتخاب و در دو گروه کنترل و آزمایش گزینش شدند. برای ارزیابی میزان اضطراب، افسردگی و کیفیت زندگی، به ترتیب از سه پرسشنامه ی افسردگی بک، اضطراب عمومی و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان استفاده شد. روش این پژوهش نیمه تجربی، با طرح پیش آزمون - پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. یافته های پژوهش کاهش چشمگیری در میزان اضطراب و افسردگی و افزایش کیفیت زندگی را پس از 8 هفته تمرین ایروبیک نشان داد (001/0≥P). می توان نتیجه گرفت تمرینات ایروبیک در کاهش اضطراب و افسردگی و افزایش کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان سینه تأثیردارد و بر اساس ماهیت خود می تواند تأثیر مطلوبی بر این سه مولفه روانی داشته باشد.
رابطه عملکرد پوشش معکوس بینایی با علائم مثبت و منفی در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر، بررسی رابطه میان عملکرد پوشش معکوس بینایی با علائم مثبت و منفی در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی بود. بدین منظور، 32 بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی (15 بیمار حاد و 17 بیمار مزمن) و 32 نفر از افراد بهنجار با دامنه سنی 19 تا 51 سال انتخاب شدند. دو گروه آزمودنی بر اساس متغیرهای جنس، سن، و سطح تحصیلات همتاسازی شده و به وسیلة آزمایة "پوشش معکوس بینایی" مورد ارزیابی قرار گرفتند. علاوه بر این، به منظور بررسی همبستگی چند متغیری بین علائم مثبت و منفی اسکیزوفرنی و عملکرد پوشش معکوس بینایی، مقیاس های اندازه گیری علائم منفی (SANS) و علائم مثبت (SAPS) بر بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی اجرا شدند. نتایج حاکی از آن بود که در مقایسه با افراد بهنجار، بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی در تمام موارد فاصله بین تحریکات (ISI) (20، 40، 60، 80، و 100 هزارم ثانیه) و حالت بدون پوشش در آزمایة پوشش معکوس بینایی، به طور معناداری ضعیف تر عمل کردند. تحلیل رگرسیون نشان داد که از بین علائم مثبت، مؤلفه اختلال تفکر صوری، پیشبینی کننده منفی و معنادار عملکرد پوشش معکوس بینایی است و از بین علائم منفی، مؤلفه های اختلال توجه، گنگی عاطفی، و کمبود اراده، پـیش بینـی کننده های منـفـی و معنادار عملکرد پـوشش معکوس بینایی بودند.
اثربخشی آموزش مدیریت شرم مبتنی بر برنامه PEGS در کاهش قلدری نوجوانان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قلدری در مدرسه شکلی از خشونت سطح پایین است که امروزه مورد توجه پژوهشگران و روانشناسان تربیتی قرار گرفته است.این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش مدیریت شرم مبتنی بر برنامه PEGS در کاهش قلدری نوجوانان دختر انجام گرفت و برای تحقق آن از روش تحقیق نیمه آزمایشی، طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. در این راستا، دانش آموزان دوره راهنمایی سه مدرسه دولتی دخترانه شهر تبریز با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و غربال شدند و در نهایت، سی نفر از هر مدرسه به روش نمونه گیری هدفمند و مبتنی بر نتایج مقیاس قلدری، مشاهده حین اجرای آزمون و درجه بندی معاونین آموزشی مدرسه انتخاب شدند. هر گروه متشکل از 15 نفر بود. پنج مربی ارایه بسته آموزشی و پلاسیبو به گروه های آزمایشی و کنترل را بر عهده داشتند. نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیره نشان داد که مداخله اثربخش بوده (92/20=F، 001/0>P) و آموزش مدیریت شرم در طی هشت جلسه هفتگی 75 دقیقه ای، 20% از تغییرات قلدری را تبیین می کند. مطابق با یافته های پژوهشی و تأیید روایی بسته آموزشی، توجه بر مساله قلدری نوجوانان و به کارگیری بسته آموزشی حاضر در گروه های هدف با در نظر گرفتن محدودیت های تحقیق پیشنهاد می شود.
مقایسه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در افراد مبتلا به سردرد میگرنی، سردرد تنشی و افراد بهنجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: سردرد هدف بزرگی برای مداخلات بهداشت عمومی به شمار می رود. از آنجا که استرس و آشفتگی های هیجانی به عنوان عوامل راه انداز مهم در انواع سردرد مطرح هستند، بنابراین موضوع تنظیم هیجان می تواند به عنوان عاملی در سازگاری و کنترل مؤثر این اختلال مطرح باشد. هدف پژوهش حاضر، بررسی و مقایسه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در زنان و مردان مبتلا به سردرد میگرنی، سردرد تنشی و افراد بهنجار بود.
روش: طی یک طرح علی- مقایسه ای دو گروه 30 نفری از کلیه بیماران مبتلا به سردرد میگرنی و سردرد تنشی، مراجعه کننده به کلینیک نورولوژی بیمارستان امام حسین (ع) تهران با تشخیص نورولوژیست در چهارچوب ملاک های تشخیصی انجمن بین المللی سردرد به صورت در دسترس انتخاب و با گروه بهنجار همتاسازی شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان بود. داده های پژوهش با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیره و آزمون تعقیبی توکی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج نشان دادند که افراد مبتلا به سردرد میگرنی نسبت به گروه بهنجار از راهبردهای مثبت کمتری استفاده می کنند. همچنین زنان در هر دو گروه مبتلا به سردرد میگرنی و بهنجار از مردان مبتلا به میگرن و بهنجار در استفاده از راهبردهای مثبت نمرات بالاتری کسب کردند.
نتیجه گیری: بدین صورت آموزش تنظیم هیجان با آگاه نمودن مبتلایان به سردرد از هیجان ها ی مثبت و منفی خود و کمک به پذیرش و ابراز به موقع آنها، می تواند سلامت روان آنان را ارتقاء بخشد، لذا آموزش راهبردهای تنظیم شناختی هیجان به این گروه پیشنهاد می شود.
از خود – ارزیابی تا اعتبارسنجی برای بهبود کیفیت آموزش عالی: روندهای اخیر در ایران ورؤوس یک الگو
حوزههای تخصصی:
هرچند از مراکز آموزش عالی انتظارمیرود ‘ پاسخگویی خود را نسبت به محیط اطراف بیشتر کرده و به جهان شمولی اقتصاد واکنش بیشتری نشان دهند؛اما این مراکز خود با مسایل متعددی روبه رو هستند.به منظور مقابله با این مسائل ‘ باید کوشش مستمری برای بهبود کیفیت در آموزش عالی به عمل آید. با توجه به موارد یادشده‘این مقاله ابتدا به مسایل نظام های آموزش عالی اشاره میکند. سپس مفهوم خود- ارزیابی را به عنوان وسیله ای برای بهبود کیفیت آموزش عالی معرفی مینماید.پس از توصیف فرآیند و پیامدهای حاصل از اجرای آزمایشی یک طرح ارزیابی درونی(خود-ارزیابی)در دانشگاههای علوم پزشکی ایران ‘ مقاله به تحلیل هدفهایی که به وسیله این طرح تحقق یافته است میپردازد.این هدفها ‘علاوه بر جنبه های دیگر ‘شامل موارد زیر است:الف)ارتقای حس اعتماد وهمکاری اعضای هیأت علمی از طریق افزایش دانش ودرک آنان؛ب)بهبود تدریس‘پژوهش وعرضه خدمات تخصصی؛پ)تسهیل مقایسه های بین – دانشگاهی.براساس تجربه های حاصل از اجرای آزمایشی طرح یاد شده‘یک الگوی اعتبارسنجی عرضه شده است . در این الگو ارزیابی درونی نقش اساسی را در بهبود کیفیت مستمر آموزش عالی ایفا میکند.
رفتار خودکشی گرایانه (ملاحظات بالینی و عوامل خطرساز)
منبع:
تربیت ۱۳۷۲ شماره ۸۶
حوزههای تخصصی:
نگرش دانشجویان پزشکی به برنامه های درسی علوم پایه سنتی و ترکیبی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: بررسی نگرش دانشجویان رشته پزشکی به این رشته تحصیلی نقش موثری در برنامه ریزی های کشوری و ارزیابی برنامه های آموزشی دارد. این مطالعه با هدف تعیین نگرش دانشجویان نسبت به برنامه های آموزشی سنتی و ادغام یافته علوم پایه پزشکی، انجام شد.
روش ها: این مطالعه توصیفی- مقطعی در سال 1390 در کلیه دانشجویان پزشکی دانشگاه های علوم پزشکی تهران و شهید بهشتی انجام شد و 200 دانشجوی پزشکی در مقطع کارورزی به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. دانشجویان منتخب از دانشگاه علوم پزشکی تهران در گروه برنامه آموزشی سنتی و دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در گروه برنامه آموزشی ادغامی قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه خودایفا و استانداردشده برای تعیین نگرش دانشجویان پزشکی بود. تجزیه و تحلیل آماری داده ها با نرم افزار SPSS 17 و با استفاده از آزمون T مستقل برای مقایسه گویه های 9گانه پرسش نامه در دو دانشگاه انجام شد.
یافته ها: اختلاف معنی داری در نگرش دانشجویان دو دانشگاه علوم پزشکی تهران و شهید بهشتی در گویه های 1، 3، 4، 5، 7 و 9 مشاهده نشد (05/0
نتیجه گیری: دانشجویان پزشکی با وجود نداشتن نگرش چندان مثبت نسبت به اهمیت واقعی علوم پایه، نسبت به آموزش علوم پایه به صورت ادغامی اشتیاق بیشتری دارند .
رابطه پایبندی به دعا و اضطراب با توجه به متغیرهای جمعیت شناختی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد انزلی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی رابطه پایبندی به دعا و اضطراب، با توجه به متغیر های جمعیت شناختی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی انزلی پرداخته است. به همین منظور، تعداد دویست نفر از دانشجویان دختر و پسر این دانشگاه به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب، و به وسیله پرسش نامه میزان پایبندی به دعا و اضطراب سنج اشپلبرگر مورد آزمون قرار گرفتند. هدف این پژوهش تعیین رابطه بین میزان پایبندی به دعا و اضطراب در دانشجویان با توجه به متغیر های جمعیت شناختی بود. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین میزان پایبندی به دعا و اضطراب رابطه منفی (25/0 ـ = r) وجود دارد و بین سن و اضطراب در افراد معتقد به دعا، همبستگی منفی (26/0 ـ = r) وجود دارد. نتایج آزمون t و تحلیل واریانس بیانگر آن بود که بین جنسیت و اضطراب و گروه های تحصیلی علوم انسانی، فنی ـ مهندسی، علوم پایه و دانشجویان متاهل و مجرد، تفاوت از لحاظ آماری معنا دار نیست و بین دانشجویان بومی و غیر بومی از لحاظ اضطراب، تفاوت معنادار است.
اثربخشی درمان عقلانی –عاطفی –رفتاری گروهی بر عقاید ناکارآمد دانش آموزان دختر دوره متوسطه
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی مشاوره گروهی با روش « عقلانی- عاطفی- رفتاری» بر کاهش عقاید نا کارآمد دانش آموزان دختر دوره متوسط بوده است. جامعه تحقیق حاضر شامل کلیه دانش آموزان دختر سال سوم دوره متوسطه شهر نجف آباد بود که در سال تحصیلی 90-89 در یکی از مدارس دوره متوسطه شهر نجف آباد مشغول به تحصیل بودند. روش نمونه گیری در این پژوهش «خوشه ای تصادفی چندمرحله ای» بود که در نهایت 24 دانش آموز پایه سوم متوسطه به عنوان گروه نمونه انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه 12 نفره تقسیم شدند که به صورت تصادفی در یکی از گروه های کنترل و آزمایش قرار گرفتند. از هر دو گروه، یک پیش آزمون گرفته شد. سپس درمان «عقلانی ـ عاطفی ـ رفتاری» به صورت گروهی بر اساس برنامه ای شامل 10جلسه آموزشی با مدت زمان 90 دقیقه در هر جلسه، بر روی گروه آزمایش اجرا گردید.درراستای تجزیه وتحلیل داده ها ی پژوهش، به منظور توصیف آماری ازشا خص های آمارتوصیفی وبه منظور تحلیل های استنبا طی وآزمون فرضیه ها ی تحقیق ، ازروش تحلیل کوواریانس به وسیله spss 16 استفاده شد. در نهایت، مشخص گردیدکه درمان «عقلانی ـ عاطفی ـ رفتاری»گروهی برعقاید ناکارامد دانش آموزان دختر دوره متوسطه تاثیر دارد(5../. p= ) و باعث کاهش 32درصدی عقاید ناکارامد دانش آموزان می گردد. پس از اجرای درمان «عقلانی – عاطفی – رفتاری »گروهی ، از بین خرده مقیاس های عقاید ناکارامد،«انتظارات بیش از حد از خود» (5./.= P ( 18 درصد،«نگرانی زیاد توام با اضطراب» ) ( P =./.4 23 درصد،«درماندگی برای تغییر (P= . /.5) « 21درصد،«توقع تایید از دیگران» ) 3 . /.= ( P 19 درصد و «وابستگی» . /…1) = (P 45 درصد کاهش یافت. این روش بر کاهش عقاید ناکارآمد «کمال گرایی»، «واکنش در مقابل ناکامی ها» ، «بی مسؤولیتی عاطفی»، «اجتناب از مشکل» و «سرزنش کردن خود» موثر نبود .
تأثیر داستان درمانی شغلی به روش مشاوره گروهی بر رضایت شغلی و عزّت نفس کارکنان آموزش و پرورش منطقه جرقویه استان اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر داستان درمانی شغلی بر رضایت شغلی و عزّت نفس سازمانی اجرا شد. روش پژوهش به صورت نیمه تجربی با پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری کلیه کارکنان آموزش و پرورش منطقه جرقویه استان اصفهان بودند. که براساس نمونه گیری تصادفی 20 نفر انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شده بودند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش فهرست توصیف شغلی اسمیت و پرسشنامه عزّت نفس سازمانی پیرس و همکاران بود. اطلاعات با استفاده از نرم افزار spss و با روش تحلیل کوواریانس داده ها تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان داد که داستان درمانی شغلی بر رضایت شغلی و شاخص های آن جز کار در شغل فعلی و فرصت های ترفیع تأثیر داشته است (01/0p<) و (05/0p<)، ولی داستان درمانی شغلی بر عزّت نفس سازمانی تأثیر نداشته است(05/0p>).
نقش جنسیت، والانس و برانگیختگی لغات فارسی دارای بار هیجانی بر ادراک زمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: طیف وسیعی از پژوهش ها نشان داده اند که مدت زمان ادراک شده، از عوامل متعددی تأثیر می پذیرد. فرضیه مطالعه حاضر این بود که جنسیت و بار هیجانی (والانس و برانگیختگی) لغات فارسی باعث خطا در ادراک زمان می شوند. روش: در این آزمایش، 58 نفر از دانشجویان پسر و دختر مقطع کارشناسی دانشگاه تبریز به صورت داوطلبانه شرکت کردند. به همه شرکت کنندگان با استفاده از آزمون رایانه ای، مجموعه ای از کلمه هاى فارسی دارای بار هیجانی (در پنج بعد: شاد، آرامش بخش، خنثی، خشونت آمیز و غمگین) به مدت 800 و 2000 میلی ثانیه نشان داده شد تا بازتولید کنند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه های مکرر سه عاملی، آزمون تحلیل واریانس یک راهه، آزمون هاى تی مستقل و تى وابسته تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که میزان خطا (کم تخمینی)، برای مدت زمان بلند بیشتر از میزان خطا برای مدت زمان کوتاه بوده است. همچنین میزان تغییرپذیری در واژه های شاد و آرامش بخش به طور معناداری بالاتر از میزان تغییرپذیری در واژه های خشونت آمیز، غم انگیز و خنثی است. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد که هیجان بر ادراک زمان تأثیر مى گذارد. اساس تفسیر این نتایج مدل های توجهی ادراک زمان و مدل های مبتنی بر انگیختگی زمان است.