هدف این تحقیق تبیین اثربخشی آموزش مهارت های پیش از ازدواج بر ملاک های همسرگزینی و رشد فردی دختران مجرد بوده است. پژوهش حاضر از حیث هدف، کاربردی و از حیث روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل می باشد. برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری هدفمند یا در دسترس استفاده شده و افراد به صورت تصادفی ساده در دو گروه کنترل (15 نفر) وآزمایش (15 نفر) جایگزین شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این تحقیق عبارتند از: 1) پرسشنامه اولویت بخشی ملاک های همسرگزینی 2) پرسشنامه مقیاس اقدام برای رشد فردی. جامعه آماری تحقیق شامل متقاضیان ازدواج مراجعه کننده به مرکز مشاوره بهارنکو که طی شهریور ماه تا آبان ماه 1393 مراجعه کردند، می باشد. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که آموزش مهارت های پیش از ازدواج بر رشد فردی تأثیر معنادار دارد. دیگر نتایج نشان می دهد که آموزش مهارت های پیش از ازدواج هم بر ملاک های همسرگزینی وهم بر ملاک های محتوایی و فرآیندی تأثیر معنادار دارد.
هدف تحقیق حاضر تعیین اثربخشی آموزش تلقیح استرس (STD) در کاهش اضطراب دانشجویان است. روش تحقیق حاضر از نوع آزمایش با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل می باشد. نمونه مورد پژوهش 30 نفر بودند که به شیوه تصادفی انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مقیاس اضطراب زانک (S.A.S) جمع آوری و از طریق آزمون آماری t استودنت مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که آموزش تلقیح استرس (SIT) اضطراب دانشجویان را کاهش می دهد (P<0.01). همچنین یافته های تحقیق نشان داد که اثربخشی آموزش تلقیح استرس در کاهش اضطراب دانشجویان دختر و پسر تفاوت معناداری ندارد. این روش می تواند توسط مشاوران و متخصصان بهداشت روانی جهت یاوری مراجعان مورد استفاده قرار گیرد.
این پژوهش به تبیین و بررسی پیامد های جهانی شدن اقتصاد بر اهداف آموزش و پرورش ایران با تأکید بر اهداف علمی و آموزشی مقطع متوسطه اقدام کرد. روش اجرای پژوهش توصیفی و از نوع تحلیل اسنادی بود. برای گردآوری داده های لازم برای پاسخگویی به سؤال های پژوهش کلیه منابع و مراجع مرتبط، با استفاده از فرم گردآوری داده ها و یافته ها به شیوه کیفی تحلیل شد. یافته های به دست آمده در پیامد های جهانی شدن اقتصادی برای اهداف علمی و آموزشی دوره متوسطه آموزش و پرورش ایران مواردی چون: تغییر رویکرد های آموزشی با توجه به جهانی شدن اقتصادی، متناسب کردن کارکرد های نظام آموزشی و بازار کار، فناوری اطلاعات و ارتباطات و آموزش های علمی، گسترش آموزش های فنی و حرفه ای و توجه به ارتباط بین تحصیل با شرایط واقعی دنیای کار، افزایش ارتباطات تجاری و آموزش زبان، فرآیند یادگیری دانش و کاربردی کردن آن در جامعه است. نتایج این پژوهش مرتبط با اهداف مصوب آموزشی مقطع متوسطه آموزش و پرورش از جمله داشتن اطلاعات کافی در حوزه های مختلف علوم طبیعی، اجتماعی، انسانی، آشنایی با زبان خارجی برای ارتباط با دیگران، مهارت استفاده از ابزار های جدید ارتباطی برای کسب اطلاعات صحیح ، کسب مهارت های لازم برای زندگی و کار و تحصیلات بالاتر، به خدمت گرفتن فناوری های مناسب در علوم و انجام دادن کار ها، انتخاب شغل با توجه به توانایی های خود و نیاز جامعه است.
چکیده: هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی آموزش شناختی رفتاری بر احساس گناه زنان نابارور شهر اصفهان است. روش پژوهش، شبه تجربی با گروه آزمایش و کنترل و اجرای پیش آزمون و پس آزمون می باشد.حجم نمونه برابر با ده زوج نابارور در گروه آزمایش و ده زوج نابارور در گروه کنترل است که به روش نمونه گیری گروه در دسترس و تصادفی ساده انتخاب شده اند. ابزار اندازه گیری پرسش نامه، احساس گناه محقق ساخته است. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس در سطح 05/0= α نشان می دهد که تفاوت معناداری بین میانگین نمره های پس آزمون احساس گناه زنان نابارور گروه آزمایش و کنترل دربارة تأثیر آموزش گروهی شناختی رفتاری مذهبی وجود دارد. همچنین این تفاوت بر اساس جنسیت نیز معنادار است.
به منظور فراهم سازی مقیاسی برای بررسی جهت گیری مذهبی منطبق با ویژگی های خاص فرهنگی ودینی اسلام پژوهش حاضر به انجام رسید.پس از تدوین مبانی نظری لازم‘فرم مقدماتی با 80 پرسش تهیه شد.پرسشها از نظر اعتبار محتوایی وصوری بررسی شدند.پس از اجرای مقدماتی واصلاح پرسشنامه‘مقیاس آماده شده برروی 470 نفر که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند اجرا شد.به منظور بررسی ساختار هماهنگی درونی پرسش ها و بررسی اعتبار وقابلیت اعتماد واعتبار مقیاس از روشهای تحلیل عاملی‘اسپیرمن-براون ودو نیمه سازی گاتمن استفاده شد.پس از تحلیل نتایج‘تعداد پرسش ها از 80 به 45 تقلیل یافت . نتایج به دست آمده از این بررسی مقدماتی نشان میدهد که قابلیت اعتماد این آزمون در حد قابل قبولی است وبا تکیه بر پژوهش کاملتر میتوان از آن به عنوان مقیاسی معتبر در ارزشیابی جهت گیری مذهبی استفاده کرد.
زمینه و هدف: محرومیت از خواب تأثیرات منفی زیادی بر بدن و به خصوص فرآیندهای شناختی ناحیه هیپوکامپ دارد. استرس اکسیداتیو ناشی از این محرومیت نقش عمده ای در تحلیل رفتن سلول ها و تغییر رفتار حیوانات آزمایشگاهی و انسان ها ایفا می کند. از سوی دیگر ترکیبات آنتی اکسیدان از جمله سوپراکسید دیسموتاز، گلوتاتیون پراکسیداز و کاتالاز سلولی اولین سد دفاعی بدن در برابر حمله انواع رادیکال های آزاد می باشند. در تحقیق حاضر ارزیابی استرس اکسیداتیو ناحیه هیپوکامپ، یادگیری و حافظه فضایی به دنبال محرومیت از خواب رؤیا مد نظر قرار گرفت.
مواد و روش ها: این تحقیق بر روی 40 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار که به طور تصادفی در 5 گروه تقسیم شدند، انجام گرفت. با استفاده از تکنیک سکو محرومیت از خواب رؤیا به مدت 72 ساعت القاء گردید، سپس از ماز آبی موریس جهت سنجش یادگیری و حافظه فضایی استفاده شد.24 ساعت پس از اتمام آزمایش های رفتاری موش ها دیکاپیتیت گردیده، ناحیه هیپوکامپ از مغز جدا شده و عمل هموژنایز و سانتریفیوژ روی آن صورت پذیرفت، سپس از سوپرناتانت حاصل توسط دستگاه الایزا فلورسنت در طول موج 340 نانومتر و منطبق با پروتکل پیشنهادی کیت سوپراکسید دیسموتاز، تغییرات آنزیم سوپراکسید دیسموتاز اندازه گیری شد. نتایج توسط نرم افزار آماری 19 Spssآنالیز شد و سطح معنی داری 05/0> P برای نتایج معنی دار تلقی گردید.
یافته ها: نتایج نشان داد که محرومیت از خواب رؤیا بر فرآیند استرس اکسیداتیو ناحیه هیپوکامپ تأثیر معنی داری نگذاشت (05/0P >)، اما بر یادگیری و حافظه تأثیر معنی داری گذاشت (025/0P < و 004/0P <).
نتیجه گیری: بر اساس یافته های این تحقیق تغییرات یادگیری و حافظه متعاقب محرومیت کوتاه مدت از خواب رؤیا با مکانیزم یا مکانیزم هایی غیر از مکانیزم استرس اکسیداتیو در ناحیه هیپوکامپ مربوط می باشد. همچنین برنامه ریزی جهت بهبود کیفیت خواب می تواند مزایای کوتاه مدت یا بلند مدتی برای ساختارهای هیپوکامپی و سلامت انسان ها در زمینه رفتار، یادگیری، حافظه، مدیریت استرس و 000 داشته باشد.
"
مقدمه: اگرچه نظرات متفاوتی توسط روان شناسان در خصوص مفهوم و ماهیت آفرینندگی بیان شده است، ولی وجه مشترک این نظرات آن است که آفرینندگی را می توان آموزش داد. دو روش معروف در پرورش استعداد آفرینندگی کودکان، روش بارش مغزی و روش اکتشافی هدایت شده هستند که کمتر مورد عنایت پژوهشگران ایرانی قرار گرفته اند. هدف از مطالعه حاضر بررسی افزایش آفرینندگی دانش آموزان دختر برحسب ارزیابی و مقایسه اثربخشی دو روش بارش مغزی و اکتشافی هدایت شده با یکدیگر است. روش کار: برای جمع آوری اطلاعات تحقیق در خصوص درجه آفرینندگی دختران، 72 دانش آموز پایه دوم دوره راهنمایی تحصیلی از بین سه مدرسه و از طریق روش نمونه گیری تصادفی ساده در شهر رشت انتخاب گردیدند. در هر یک از سه گروه کنترل ، بارش مغزی و اکتشافی هدایت شده، 24 دانش آموز شرکت و به منظور جمع آوری داده ها در پیش آزمون و پس آزمون، آزمون آفرینندگی تصویری فرم ب تورنس استفاده گردید. نتایج : نتایج نشان دادکه آموزش آفرینندگی به روش بارش مغزی در مورد جزء بسط در سطح (001/0 =P) مورد تایید قرار می گیرد ولی در مورد سایر اجزا، تفاوت مشهودی بین دو روش بارش مغزی و اکتشافی هدایت شده مشاهده نشد. بحث : با توجه به نتایج حاصل به نظر می رسد که کار آمدتر بودن روش بارش مغزی به دلیل ماهیت این روش باشد، در صورتی که پژوهشگران انتظار داشتند روش اکتشافی هدایت شده به دلیل دریافت هدایت و راهنمایی بیشتر دانش آموزان کارآمدتر از روش بارش مغزی باشد.
"
مقدمه و هدف : در مفهوم شادی حداقل سه جز اساسی عاطفی، اجتماعی و شناختی وجود دارد. جز عاطفی باعث حالات هیجانی مثبت، جز اجتماعی منجر به روابط اجتماعی گسترده و مثبت با دیگران و جز شناختی موجب برخورداری از تفکری می شود که وقایع روزمره را با خوشبینی تعبیر و تفسیر می کند. با توجه به نقش شادابی در سلامتی جسم و روان دانشجویان و معدود مطالعات انجام شده در این زمینه انجام این مطالعه ضروری به نظر رسید. این پژوهش به منظور تعیین وضعیت شادابی دانشجویان دانشکده مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام گرفت.
مواد و روش کار: برای اندازه گیری شادکامی در این پژوهش توصیفی - تحلیلی از پرسشنامه شادکامی آکسفورد که در میان پرسشنامه های شادکامی جایگاه ویژه ای دارد استفاده گردید. این پرسشنامه حاوی ?? ماده چهارگزینه ای است که گزینه های هرماده به ترتیب از صفر تا سه نمره گذاری گردید و بدین ترتیب جمع نمرات مواد ?? گانه از صفر تا ?? امکان پذیر بود. در پژوهش های متعدد انجام شده در کشورهای مختلف ضریب آلفای کرونباخ پرسشنامه بین ?.?? تا ?.?? و پایایی بازآزمایی پرسشنامه ?.?? تا ?.?? به دست آمد. پرسشنامه در نیمه دوم بهمن ماه ???? بین تمام دانشجویان دانشکده که در کلاس های درس حضور داشتند توزیع گردید. نهایتا ??? دانشجو (?? درصد دانشجویان) در تکمیل پرسشنامه ها همکاری نمودند. داده ها پس از جمع آوری به وسیله نرم افزار SPSS و با استفاده از آزمون آنالیز واریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: حدود ?? درصد دانشجویان تحت بررسی مرد و بقیه زن بودند. میانگین نمره شادابی دانشجویان تحت بررسی حدود ??± ?? بود که با میانگین شادابی دانشجویان کشورهای توسعه یافته تفاوت معنی داری نداشت. بین میزان شادابی دانشجویان با سن، جنس، رشته تحصیلی، دوره تحصیلی و محل سکونت رابطه معنی داری مشاهده نگردید، درحالی که شادابی دانشجویان با علاقه به رشته تحصیلی و امید به آینده شغلی همبستگی مثبت معنی دار نشان داد.
نتیجه گیری: شناساندن رشته های تحصیلی به دانش آموزان قبل از ورود به دانشگاه، امکان تحصیل در یکی از رشته های مورد علاقه در دانشگاه و امید دادن به دانشجویان می تواند در شادابی آنان موثر واقع گردد.