فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۲۰۱ تا ۸٬۲۲۰ مورد از کل ۳۷٬۱۴۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
همبودی اختلالات روان پزشکی و سوءمصرف مواد یک پدیده ی شناخته شده و بسیار پیچیده است. مشکلات و علائم روانی می توانند مرتبط با مصرف، غیر مرتبط با مصرف و یا ترکیبی از هر دو حالت باشند. به همین دلیل شناسایی و درمان اختلالات روان پزشکی همبود در بهبود پیامدهای درمانی اهمیت اساسی دارد. در این مطالعه اصول راهنمای تشخیص اختلالات روان پزشکی همبود با اعتیاد و ملاحظات درمانی آن ها مرور شده است. واژه «اختلالات همبود» در اینجا به معنای اختلال یا اختلالات روان پزشکی است که همراه با اختلالات مصرف مواد در یک فرد وجود دارد. اختلالات روان پزشکی همبود با اعتیاد می تواند «اولیه» باشند، یعنی مستقل از اعتیاد وجود داشته باشند یا «ثانویه» به مصرف مواد ایجادشده و یک اختلال «القاء شده توسط مواد» باشند. بیماران ممکن است هنگام پذیرش، اختلالات همبود قابل شناسایی داشته باشند یا ممکن است علائم در طول درمان پدیدار شوند. در صورت عدم شناسایی دقیق اختلالات روان پزشکی همبود و پرداختن متناسب به درمان آن ها، این اختلالات سیر بهبودی بیماران را تحت تاثیر قرار داده و عامل مهم تعیین کننده در درمان اعتیاد می باشند.
بررسی ارتباط سبک دلبستگی بالغین به والدین با میزان عملکرد جنسی زنان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: عملکرد جنسی سالم در زنان نقش مهمی در احساس سلامتی و بالا بردن کیفیت زندگی آنان دارد. نگرش، امیال و درک شریک جنسی در ارتباطات جنسی می توانند شاخه هایی از دلبستگی با والدین به شمار آیند. با توجه به نظریه ی مهم دلبستگی بالبی و دسترسی اندک به مطالعاتی که فرضیات مشتق از این نظریه را در زمینه ی مشکلات جنسی آزمون کنند، پژوهش حاضر با هدف تعیین ارتباط سبک دلبستگی بالغین به والدین با عملکرد جنسی زنان انجام شد.
روش کار: این مطالعه ی توصیفی همبستگی در سال 1388 بر161 زن متاهل 44-15 ساله که به روش آسان از درمانگاه زنان بیمارستان قائم (عج) و مطب متخصص زنان شهر مشهد انتخاب شدند، انجام شد. داده ها با پرسش نامه ی سبک دلبستگی بالغین به والدین در دوران کودکی و شاخص عملکرد جنسی زنان، جمع آوری و با نرم افزار SPSS با ضریب اطمینان 95 درصد با استفاده از آزمون آماری رگرسیون خطی تحلیل شد.
یافته ها: تمام حیطه های عملکرد جنسی به جز رطوبت جنسی ارتباطی مثبت و معنی دار با سبک دلبستگی ایمن به مادر داشته و تمام حیطه های عملکرد جنسی به جز بی دردی جنسی، ارتباطی منفی و معنی دار با سبک دلبستگی سرد به پدر دارد (05/0P<).
نتیجه گیری: دلبستگی ایمن به مادر ودلبستگی نا ایمن سرد با پدر در زمان کودکی، در عملکرد جنسی بزرگسالی اهمیت ویژه دارد و نظریه ی بالبی مبنی بر این که دلبستگی در کودکی بر روابط بزرگسالی فرد در آینده موثر است، تایید می شود.
نمودهای وسواس ناخودداری وارسی در میان افراد مذهبی و راه کارهای درمانی آن براساس روایات اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش معرفی نمودهای وسواس ناخودداری وارسی در میان افراد دیندار و ارائه راهکارهای درمانی آن، براساس روایات اسلامی می باشد. این نمودها، براساس روایات اسلامی، بخصوص روایات شیعی به روش اجتهاد دینی گردآوری گردید. سپس راهکارهای درمانی این نمودها، به همین شیوه از منابع معتبر استنباط و معرفی گردیده است. در این پژوهش، شش نمود شایع برای وسواس - ناخودداری وارسی در میان افراد مذهبی به دست آمد: الف. وارسی اعضای دفعی بدن، ب. وسواس وارسی وضو، ج. وسواس وارسی غسل، د. وسواس وارسی ادای دین و حق الناس، ه . وسواس وارسی نماز، ز. وسواس وارسی قصد قربت و احساس ریا. برای درمان این وسواس ها، شش مؤلفه در هم تنیده کشف گردید: 1. انکار و عدم پذیرش احساس های دریافتی، 2. تعیین نوع شناخت برای عمل کردن، 3. تعیین دقیق حد و مرز رفتار، 4. عمل کردن به شناخت های صحیح، 5. پیوستگی عمل، 6. اجتناب از عمل کردن به باورهای نادرست.
بزهکاری و خرابکاری
آسیب شناسی آموزش بالینی دروس پرستاری بیماری های داخلی جراحی؛ مطالعه کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: آموزش بالینی قلب آموزش حرفه ای و مهم ترین بخش پرستاری است، زیرا دانشجویان فرصت لازم برای فراگیری عملی آموخته های نظری و کسب مهارت های حرفه ای را پیدا می کنند. این مطالعه با هدف تبیین آسیب شناسی آموزش بالینی دروس پرستاری بیماری های داخلی- جراحی انجام شد.
روش ها: این مطالعه کیفی از نوع تحلیل محتوی در زمستان 1391 در دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. مشارکت کنندگان شامل 4 عضو هیات علمی، 2 نفر مسئول امور بالینی و 5 دانشجوی ترم آخر کارشناسی پرستاری بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته بهطور انفرادی استفاده شد. برای تحلیل داده ها ، متن مصاحبه های تایپ شده به نرم افزار MAXQD انتقال یافت و کدگذاری داده ها با استفاده از این نرم افزار انجام شد.
یافته ها: چهار طبقه اصلی کارآمدی مربی، کرامت، برنامه ریزی آموزشی و خودکفایتی و 11 طبقه فرعی (دانش کافی و مرتبط با درس، وظیفه شناسی، تجربه بالینی، احترام، ارتباط موثر، حمایت ناکافی، برنامه درسی نیازمحور، زمان بندی ارایه دروس، نظارت اثربخش، استقلال و ابهام در نقش) استخراج شد.
نتیجه گیری: برنامه ریزی مناسب توسط مسئولان و افزایش توانمندی های مربیان پرستاری از عوامل تاثیرگذار بر آموزش بالینی دروس داخلی- جراحی است.
اثربخشی مداخله مبتنی بر تنظیم هیجان بر راهبردهای نظم دهی شناختی هیجانی و ناگویی هیجانی در بیماران مبتلا به نارسایی عروق کرونر قلب
حوزههای تخصصی:
رویکرد درمانی یکپارچه که یک رویکرد شناختی رفتاری متمرکز بر هیجان می باشد و هدف اصلی آن فرآیندهای هیجانی است، برای اختلالاتی که مولفه های هیجانی قوی دارند قابل اجرا است. هدف این پژوهش، هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی مداخله ی مبتنی بر تنظیم هیجان برگرفته از روش درمانی یکپارچه بر راهبردهای نظم دهی شناختی هیجانی و ناگویی هیجانی در بیماران مبتلا به نارسایی عروق کرونر قلب بود. روش پژوهش از نوع کارآزمایی بالینی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه بیماران مبتلا به عروق کرونر قلب مراجعه کننده به مرکز قلب تهران بین ماه های خرداد تا مرداد 1395 بود. از این تعداد 30 نفر از بیماران در دو گروه آزمایش و کنترل با استفاده از روش نمونه گیری داوطلبانه انتخاب گردید. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ناگویی هیجانی تورنتو و پرسشنامه راهبردهای نظم دهی شناختی هیجانی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی و تحلیل کواریانس صورت گرفت. تحلیل نتایج نشان داد که تفاوت دو گروه از نظر کاهش شدت تنظیم شناختی هیجانی منفی (05/0>P) و ناگویی هیجانی (01/0>P) و افزایش راهبردهای نظم دهی شناختی هیجانی مثبت (01/0< P) در بیماران عروق کرونر قلب از نظر آماری معنادار بود. نتایج پژوهش حاضر می تواند به پژوهش گران و درمان گران حیطه ناگویی هیجانی در زمینه عوامل تاثیرگذار بر آن در بیماران عروق کرونر قلب کمک کننده باشد.
مصرف استروئیدهای آنابولیک - آندروژنیک در دانشجویان مرد دانشگاه اصفهان: شیوع و آگاهی از عوارض جانبی آن
حوزههای تخصصی:
": تحقیقات گوناگون در سراسرجهان حاکی از مصرف استروئیدهای آنابولیک- آندروژنیک در بین جمعیت جوان و نوجوان می باشد که اغلب مصرف این داروها بدون تجویز پزشک و بدون آگاهی از عوارض بد آن صورت می گیرد. این تحقیق به منظور تعیین میزان مصرف داروهای فوق در بین دانشجویان مرد دانشگاه اصفهان و بررسی میزان آگاهی آنان در مورد عوارض جانبی مصرف این داروها انجام گرفت. روش کار: تحقیق حاضر از نوع توصیفی است. جامعه آماری کلیه دانشجویان مرد کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه اصفهان تشکیل می دهند؛ که در سال تحصیلی 84-1383 در این دانشگاه مشغول به تحصیل بودند. ابزار اندازه گیری پرسش نامه خود گزارش دهی و بدون ذکر نام بود که در بین 310 نفر از دانشجویان مرد دانشگاه توزیع شد. نرخ پاسخ دهی 3/81% (252 نفر از310 نفر) بود. در نهایت، داده های تحقیق حاضر با استفاده از نرم افزار SPSS ویرایش شماره (5/11) و کاربرد آمار توصیفی و استنباطی مناسب مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج: تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که 3/8% (21 نفر) از دانشجویان حداقل برای یک بار از این داروها استفاده کرده اند و 5/5% (14 نفر) از آنان درحال حاضر عادت به مصرف این مواد دارند. عمده ترین دلیل مصرف این مواد افزایش بافت عضلانی و قدرت بود. 95/5% (15 نفر) از مصرف کنندگان این داروها معتقد بودند که مصرف این دارو با دوز پایین یا همراهی آن با داروهای سم زدا هیچ ضرری به بدن نمی رساند. همچنین 6/1% (4 نفر) از مصرف کنندگان اظهار داشتند که علیرغم اطلاع از عوارض بد این داروها باز هم به صرف آنها مبادرت می ورزند و 8/0% (2 نفر) از آنها نیز تصور می کردند که استروئیدهای آنابولیک- آندروژنیک هیچ ضرری برای بدن ندارد. بحث و نتیجه گیری: نتایج این تحقیق حاکی از میزان مصرف بالای این داروها در بین جوانان و عدم آگاهی و یا آگاهی های غلط مصرف کنندگان در مورد عوارض بد این داروها می باشد، که لزوم ایجاد برنامه های پیشگیری را هرچه بیشتر آشکار می سازد.
"
پزشکان و مشکلی به نام «جسمی سازی»(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
بخش قابل توجهی از مراجعین به مراکز بهداشتی درمانی را افرادی تشکیل می دهند که از مشکلات روانی اجتماعی رنج می برند. بسیاری از این افراد از طرح مشکل خود به صورت واضح و بی پرده با پزشکان اکراه دارند و معمولاً این مشکلات را در قالب علائم و شکایات جسمی غیراختصاصی مطرح
می کنند که بالطبع در ارزیابی های کلنیکی و پاراکلنیکی هیچگونه یافته ای دال بر وجود یک بیماری طبی یافت نمی شود. از این پدیده در طب به عنوان جسمی سازی نام برده می شود. چرخه معیوبی که در اثر مراجعات مکرر این بیماران رخ می دهد هزینه های هنگفتی را بر سیستم های درمانی تحمیل می کند و تأثیرات نامطلوب فراوانی را چه برای بیمار و چه کادر درمانی بدنبال خواهد داشت.
اثربخشی طرحواره درمانی و معنا درمانی بر اضطراب مرگ در افراد مبتلا به خودبیمارپنداری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام این پژوهش تمرکز بر اضطراب مرگ با دو رویکرد طرحواره درمانی و معنا درمانی در درمان خودبیمارپنداری بود. روش: روش پژوهش حاضر آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود و جامعه آماری پژوهش شامل کلیه افراد مبتلا به خودبیمارپنداری همبود با اضطراب مرگ بود که تعداد ۲۸ نفر به صورت تصادفی انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش ۱، آزمایشی ۲ و گروه کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایشی ۱ به مدت ۲۰ جلسه تحت مداخله طرحواره درمانی و گروه آزمایشی ۲ به مدت ۱۰ جلسه تحت مداخله با رویکرد معنا درمانی قرار گرفتند. به منظور جمع آوری اطلاعات دو آزمون اضطراب مرگ تمپلر و مقیاس نگرش به بیماری کلنر در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پی گیری روی آزمودنی ها اجرا شدند. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون تحلیل واریانس آمیخته و آزمون تعقیبی استفاده شد. یافته ها: نتایج این پژوهش حاکی از آن بود که طرحواره درمانی و معنا درمانی هر دو به طور معنی داری باعث کاهش خودبیمارپنداری و اضطراب مرگ می شوند. این پژوهش دو نتیجه مهم در بر داشت. اول اینکه مشخص شد طرحواره درمانی در درمان خودبیمارپنداری که اختلالی مقاوم به درمان محسوب می شود اثربخشی بالایی دارد. دوم اینکه مشخص شد تمرکز بر اضطراب مرگ در درمان خودبیمارپنداری باعث بهبود معنی دار این بیماران می شود.
تأثیر آموزش شادمانی بر سلامت روان کارکنان شرکت پالایش نفت اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش، تعیین میزان تأثیر آموزش شادمانی بر سلامت روان و شادمانی کارکنان پالایش نفت اصفهان بوده است.
روش: روش پزوهشی مورد استفاده، روش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری کارکنان رسمی شاغل پالایشگاه نفت اصفهان در سال 1387 بوده است. جهت نمونه گیری 30 نفر از کارکنان به صورت تصادفی انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. سپس گروه آزمایش در کارگاه آموزش شادمانی شرکت کردند و دوازده اصل شادمانی فوردایس از جمله خود بودن، فعالیت، پرورش شخصیت اجتماعی، روابط اجتماعی، خوشبینی، برنامه ریزی، دوری از نگرانی، خلاقیت، سطح توقعات پایین و توجه به زمان حال به آنان آموزش داده شد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش عبارت بود از پرسشنامه 28 سوالی سلامت عمومی (GHQ-28). در نهایت تمام افراد دو گروه مورد ارزیابی مجدد سلامت قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها ازتحلیل کواریانس استفاده گردید.
یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش شادمانی، سلامت عمومی کارکنان پالایش نفت اصفهان را افزایش داده است (003/0(P<، همچنین، آموزش شادمانی در کاهش اضطراب و بی خوابی کارکنان تأثیر داشته است (02/0(P<.
نتیجه گیری: بر اساس یافته های این تحقیق آموزش شادمانی باعث افزایش سلامت روان گردیده است.
کاربرد مدل اندازه گیری راش در ارزشیابی ویژگیهای اندازه گیری آزمون مهارتهای دیداری- حرکتی(TVMS-R)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ویژگیهای اندازه گیری ابزارها، آزمونها و مقیاسها را می توان با استفاده مدل اندازه گیری راش بررسی و ارزشیابی کرد. هدف مطالعه حاضر معرفی ویژگیهای اندازه گیری مدل راش و کاربرد آن در ارزشیابی کیفیت اندازه گیری نسخه تجدید نظر شده آزمون مهارتهای دیداری- حرکتی(TVMS-R) بود. داده های مورد استفاده در پژوهش مربوط به گروه نمونه پژوهش فرهبد و مینائی(1383) است که در سال تحصیلی 82-1381در شهر تهران به اجرا درآمد و با استفاده از روش نمونه گیری چند مرحله ای تعداد 1281 دانش آموز (655 پسر و 626 دختر ) با دامنه سنی 3 تا 14 سال در مهدهای کودک، مراکز پیش دبستانی و مدارس ابتدائی و راهنمائی دخترانه و پسرانه شهر تهران انتخاب و مورد آزمون قرار گرفتند. بطور کلی، یافته ها نشان داد که 64 سوال از 142 سوال آزمون TVMS-R با مدل راش برازش ندارند که در کنار نتایج حاصل از تحلیل مولفه های اصلی روی پس مانده ها و آزمون t بیانگر این است که آزمون مورد نظر بر خلاف ادعای مولف آن، تک بُعدی نیست و در مقایسه با سطح توانایی آزمودنیها از دشواری پایین تری برخوردار است. در واقع، یافته ها نشان داد که آزمون TVMS-R برای اندازه گیری یکپارچگی دیداری- حرکتی افرادی که در دو انتهای بالا و پایین پیوستار صفت قرار دارند ابزار مناسبی نیست. تحلیل کارکرد افتراقی سوال نیز نشان داد که 7 سوال در بین دو گروه دختر و پسر از کارکرد افتراقی(DIF) برخوردارند. بطور کلی با توجه به یافته های پژوهش حاضر می توان گفت که آزمون TVMS-R به شکل فعلی برای استفاده های بالینی چندان مناسب نیست و لازم است در ویرایش های بعدی که صورت می گیرد برخی اصلاحات اساسی روی آن صورت گیرد.
تأثیر درمان تعدیل سوگیری شناختی بر نشانه های اختلال وسواس- بی اختیاری: مقایسه اثربخشی آن و درمان شناختی رفتاری گروهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اصطلاح تعدیل سوگیری شناختی اشاره دارد به تغییر سبک های پردازش شناختی خاصی که به نظر می رسد در ایجاد اختلال ها یا واکنش های هیجانی ناخوشایند نقش دارند. هدف عمده پژوهش حاضر بررسی تأثیر درمان تعدیل سوگیری شناختی بر کاهش شدت نشانه های اختلال وسواس- بی اختیاری بود. بدین منظور نمونه ای در دسترس از 60 دانشجوی دارای نشانه های این اختلال انتخاب شد. طرح پژوهش از نوع شبه آزمایشی و یک طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. شرکت کنندگان در پژوهش حاضر به سؤال های سه پرسشنامه وسواس- بی اختیاری مادزلی، مقیاس وسواس- بی اختیاری ییل براون و پرسشنامه باورهای وسواسی پاسخ دادند. نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیری نشان داد که 1- درمان تعدیل سوگیری شناختی شدت نشانه های اختلال وسواس بی اختیاری، باورهای وسواسی و رفتارهای وسواسی را کاهش می دهد. 2- درمان تعدیل سوگیری شناختی اثربخشی بیشتری نسبت به درمان شناختی رفتاری گروهی در کاهش شدت نشانه های اختلال وسواس- بی اختیاری، باورهای وسواسی و رفتارهای وسواسی دارد. با توجه به نتایج بدست آمده می توان استفاده از درمان تعدیل سوگیری شناختی تفسیر را که به لحاظ سود-هزینه و اثربخشی از نظر تجربی حمایت شده است به عنوان روشی نو و آسان در درمان نشانه های اختلال وسواس بی اختیاری به همه روان درمان گران توصیه کرد.
اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در ترکیب با دارودرمانی در مقایسه با دارودرمانی بر افسردگی و خشم بیماران مبتلا به اختلال افسرده خویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر اثربخشی ترکیب درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و دارودرمانی در مقایسه با دارودرمانی به تنهایی بر نشانگان افسردگی و خشم در بیماران مبتلا به اختلال افسرده خویی بررسی شد، پژوهش مقطعی از نوع کارآزمایی بالینی بود، جامعه آماری افراد مراجعه کننده به دو کلینیک روان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز بودند.50 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. ابتلا به اختلال افسرده خویی یا افسردگی مضاعف، سن بالاتر از 18سال و تحصیلات حداقل دیپلم از ملاک های ورود و ابتلابه سایکوز، اعتیاد به مواد و اختلال شخصیت از ملاک های خروج از مطالعه بودند. شرکت کنندگان در گروه کنترل برای درمان افسرده خویی صرفاً دارو و در گروه آزمایش علاوه بر مصرف دارو درمان گروهی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی را به مدت 8 جلسه 2- 5/2 ساعته به مدت 8 هفته نیز دریافت می کردند. بیماران در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون پرسشنامه های افسردگی بک2 و پرسشنامه حالت- صفت خشم را تکمیل کردند. درنهایت اطلاعات به دست آمده با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شد. یافته های این مطالعه حاکی از کاهش معنادار شدت افسردگی و میزان خشم در میان گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل است. از این رو می توان گفت افزودن روش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی به درمان دارویی در درمان افراد مبتلا به اختلال افسرده خویی سبب بهبود ملاحظه پذیر نشانه های افسردگی و خشم در این افراد در مقایسه با دارودرمانی به تنهایی می شود.
مقایسه گرایش شخصیتی خودتخریبی و خودشناسی انسجامی در بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروز و افراد سالم(مقاله علمی وزارت علوم)
براساس فرضیه همگونی غایی کل سیستم های یک ارگانیزم در پی دستیابی به یک هدف مشترک هستند و هنگامی که مرز میان خود و غیرخود در سطح یک سیستم از میان می رود احتمال تخریب این مرز در سطح سایر سیستم ها نیز افزایش می یابد. بر این اساس در پژوهش حاضر به بررسی گرایش های شخصیتی خودتخریبی و خودشناسی انسجامی در بیماران مبتلا به مالتیپل-اسکلروز و افراد سالم پرداخته شد. 88 بیمار مبتلا به مالتیپل اسکلروز (79 زن، 9 مرد) و 130 دانشجوی دانشگاه تهران (85 زن، 43 مرد) به مقیاس های خودشناسی انسجامی (ISK)، بهوشیاری (MAAS)، خودمهارگری (SCS)، مشکل در روابط بین فردی (IIP)، آسیب به خود (SHI) و خودآزاری پاسخ دادند. نتایج نشان داد میزان خودآزاری، حساسیت بین فردی و پرخاشگری بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروز بالاتر از افراد سالم بود در حالی که خودشناسی انسجامی در بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروز پایین تر از افراد سالم بود. بر اساس نتایج پژوهش، ناهماهنگی در سطح یک سیستم با ناهماهنگی در سطح سایر سیستم ها همراه است. تلویحات درمانی نشان می دهد که به منظور رفع ناهماهنگی در سطح یک سیستم می توان و یا باید ناهماهنگی موجود در سایر سیستم ها را اصلاح کرد. بنابراین، درمان های روانشناختی با هدف افزایش علاقه به خود در بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروز ممکن است در بهبود علایم ایمنی شناختی این بیماران موثر واقع شوند.
مصرف مواد افیونی در بیماران بستری در بیمارستان حضرت رسول اکرم
حوزههای تخصصی:
بررسی میزان اشتغال فارغ التحصیلان مهارت های کاردانش
حوزههای تخصصی:
تبیین و مقایسه رویکرد انتزاعی کانت و رویکرد انضمامی علامه جعفری (ره) به تربیت زیبایی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، تبیین چیستی زیبایی و متناظر با آن استنتاج دلالت هایی در باب تربیت زیبایی شناختی از منظر کانت و علامه جعفری (ره) هست. برای دستیابی به این هدف از روش تحلیل محتوا و روش تحلیل و استنتاج منطقی بهره گرفته شد. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که کانت با تعریف زیبایی به عنوان «رضایت همگانی، ضروری و فارغ از مفهوم، علاقه و غایت» از طرفداران نظریه ذهنیت گرایی، و علامه جعفری (ره) با تعریف زیبایی به منزله «نمود نگارین و شفاف کشیده شده بر روی کمال که وابسته به دو قطب درون ذات (ذهن) و برون ذات (عین) است.» در شمار طرفداران نظریه رابطه ای محسوب می شوند. بر اساس تلقی کانت از امر زیبا، تربیت زیبایی شناختی از نوع سکولار مترصد پرورش نگرش زیبایی شناختی، فاقد کارکرد شناختی و معطوف به فرم هست. این در حالی است که طبق برداشت علامه جعفری (ره) از زیبایی، تربیت زیبایی شناختی از نوع دینی، مترصد کمال، واجد کارکرد شناختی و معطوف به حیات معقول است. هر یک از رویکردهای تربیت زیبایی شناختی مذکور در معرض نقدهایی واقع شده اند که از آن جمله می توان به مخاطب محوری و اصالت بخشی به ویژگی های فرمی دیدگاه کانت و ماهیت هنجاری، فردی، غیرقابل آموزش و دشواری تحقق دیدگاه جعفری اشاره کرد.