فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۷۰۱ تا ۵٬۷۲۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
نمونه زبانی خود انگیخته بخش مهمی از پروتکل ارزیابی زبان محسوب می شود. یک نمونه زبانی اطلاعات مفیدی را درباره نحوه برقراری ارتباط توسط کودک فراهم می کند و ارزیابی گفتار در چهارچوب نمونه گیری از گفتار پیوسته فرد انجام می شود. هدف از پژوهش حاضر مقایسه سه روش نمونه گیری زبانی مکالمه، داستان گویی و بازی آزاد، از لحاظ ساختارهای زبانی موجود در نمونه های زبانی فراخوانی شده توسط آنها، به منظور استفاده در ارزیابی های بالینی است. برای این منظور 30 نفر از کودکان پسر 5 ساله فارسی زبان شهر یزد، که از لحاظ رشد گفتار و زبان طبیعی بودند، به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه ای از بین مهد کودک ها ی فعال سطح شهر انتخاب شدند. با استفاده از سه روش نمونه گیری مکالمه، داستان گویی و بازی آزاد، هر یک به مدت 15 دقیقه، نمونه زبانی آنها فراخوانی شد. سپس نمونه های زبانی آنها روی کاغذ آوانگاری و ساختار ها ی زبانی موجود در آن با استفاده از سه ملاک ارزیابی کیفیت گفتار شامل تعداد گفته، میانگین طول گفته و تنوع واژگانی استخراج شد. در پایان میانگین حاصل از این سه ملاک با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس یک راهه (ANOVA) وابسته با یکدیگر مقایسه شد. یافته ها نشان داد که بین سه روش نمونه گیری از لحاظ تعداد گفته فراخوانی شده تفاوت معنی داری وجود نداشت. داستان گویی نسبت به دو روش دیگر میانگین طول گفته بیشتری فراخوانی می کرد و تنوع واژگانی نمونه زبانی حاصل از روش مکالمه از دو روش دیگر بیشتر بود. بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت هنگامی که در ارزیابی های بالینی به نمونه زبانی احتیاج داریم که بیشترین میانگین طول گفته را فراخوانی کند، بهتر است از روش داستان گویی استفاده کنیم، و هنگامی که به بیشترین تنوع واژگانی برای ارزیابی نمونه زبانی کودک نیاز داریم بهتر است از روش مکالمه برای فراخوانی آن استفاده کنیم.
تاثیر تیپ های شخصیتی بر میزان مشارکت یادگیرندگان در سیستم مدیریت یادگیری مودل(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: در یادگیری الکترونیکی، افراد با تفاوت های فردی وارد محیط آموزشی می شوند، بنابراین در سنجش بازده های یادگیری نیز تفاوت های زیادی با یکدیگر دارند. این پژوهش با هدف بررسی میزان تاثیر تیپ های شخصیتی درون گرایی و برون گرایی بر میزان مشارکت یادگیرندگان در سیستم مدیریت یادگیری مودل انجام شد.
روش ها: این پژوهش به شیوه علی- مقایسه ای در سال 1392روی 86 نفر از دانشجویان ترم دوم حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی در مقطع کارشناسی ارشد انجام شد. این افراد براساس جدول کرجسی و مورگان و به شیوه طبقه ای تصادفی انتخاب شدند. این دانشجویان برای درس آشنایی با کامپیوتر در کنار جلسات حضوری خود، برخی تمرین ها را در فضای مجازی انجام دادند. برای پژوهش از دو ابزار پرسش نامه تیپ های شخصیتی آیزنک (درون گرایی، برون گرایی) و رابریک ها بهره گرفته شد. تحلیل داده ها به کمک نرم افزار SPSS 19 و با استفاده از آزمون های T مستقل و تحلیل واریانس دوراهه انجام گرفت.
یافته ها: بین میانگین نمرات دختران و پسران از نظر تیپ های شخصیتی درون گرا و برون گرا و همچنین از نظر میزان مشارکت، تفاوت معنی داری مشاهده نشد. اما میانگین نمرات مشارکت دانشجویان در دو تیپ شخصیتی برون گرا و درون گرا با یکدیگر تفاوت آماری معنی داری داشت. تاثیر تعامل دو متغیر تیپ شخصیتی و جنسیت نیز بر میزان مشارکت دانشجویان معنی دار نبود (0/05).
نتیجه گیری: در فضای یادگیری الکترونیکی، افراد درون گرا از میزان مشارکت بیشتری نسبت به افراد برون گرا برخوردار هستند. به عبارتی در یادگیری الکترونیکی، افراد درون گرا میزان مشارکت بیشتری در فعالیت ها و تعاملات دارند.
تحقیقات علمی درباره خواب
منبع:
وحید دی ۱۳۴۸ شماره ۷۳
حوزههای تخصصی:
ساختار عاملی و پایایی مقیاس های پرسشنامه هوشهای چندگانه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی ساختار عاملی و پایایی نسخه فارسی مقیاس های مختلف پرسشنامه هوش های چندگانه بود.
مواد و روش ها: ابتدا این پرسشنامه به زبان فارسی ترجمه شد. پس از برگردان دوباره به زبان انگلیسی و مطابقت با نسخه اصلی، شکاف های موجود در ترجمه شناسایی و اصلاح شدند. در نهایت پس از اجرای مقدماتی و رفع اشکالات، پرسشنامه نهایی بر دانشجویان گروه نمونه شامل413 نفر (283 زن و 130 مرد) از دانشجویان علوم انسانی دانشگاه پیام نور مرکز تبریز اجرا شد. در این پژوهش برای بررسی روایی ساختاری، تحلیل عاملی اکتشافی با استفاده از روش مولفه های اصلی و چرخش واریماکس بر روی سوال های هر کدام از خرده مقیاس ها اجرا شد.
یافته ها: نتایج تحلیل عاملی نشان داد که هر کدام از خرده مقیاس ها دارای ابعاد مختلفی هستند. برای این عوامل بر اساس محتوای سوال ها نامی اختصاص یافت. در این پژوهش همچنین همبستگی سوال ها با نمره کل خرده عامل ها و قدرت تمیز سوال ها محاسبه شد. همچنین پایایی پرسشنامه از طریق روش های همسانی درونی (آلفای کرانباخ) و بازآزمایی به دست آمد. ضریب آلفای کرانباخ برای خرده مقیاس ها در دامنه ای بین 74/0 و 96/0 و ضریب همبستگی بعد از چهار هفته بازآزمایی برای این خرده مقیاس ها در دامنه ای بین 68/0 تا 89/0 قرار داشت. ضریب آلفای کرانباخ و نتایج پایایی بازآزمایی نشان داد که پایایی هر یک از خرده مقیاس ها در سطح قابل قبول می باشد.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده می توان گفت که پرسشنامه هوش های چندگانه از ویژگی های روانسنجی مناسبی برای تعیین نیمرخ های هوشی افراد برخوردار است.
یک ازدواج موفق
حوزههای تخصصی:
بررسی میزان رضایت شغلی و سازه های وابسته به آن در دندانپزشکان شهر مشهد
حوزههای تخصصی:
اثربخشی آموزش راهبردهای مدیریت هیجان مبتنی بر رویکرد زوج درمانی هیجان مدار(EFT) بر افزایش رضایت جنسی زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش باهدف بررسی اثربخشی آموزش راهبردهای مدیریت هیجان بر افزایش رضایت جنسی زوجین انجام شده است
روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی است و حجم نمونه شامل 60 نفر(30زوج)می باشد که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به شیوه تصادفی ساده به دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند.ابزار پژوهش شامل: پرسشنامه 25 جمله ای رضایت جنسی می باشدابتدا از شرکت کنندگان پیش آزمون گرفته شد سپس طرح آموزش راهبردهای مدیریت هیجان در 8 جلسه اجراشد و در نهایت پس آزمون گرفته شد.همچنین وضعیت سن،طول عمر ازدواج و میزان تحصیلات زوجین بررسی شد و نتایج با آزمون کوواریانس تحلیل شد.
یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان می دهد که تفاوت میان میانگین های پیش آزمون، پس آزمون در عامل آموزش و عامل گروه از نظر آماری معنادار است. به عبارت دیگر عامل آموزش سبب افزایش نمرات مولفه رضایت جنسی گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شده است.همچنین تاثیر این آموزش در گروه مردان بیشتر از گروه زنان بوده است.
نتیجه گیری: از این تحقیق می توان نتیجه گرفت که عامل آموزش باعث ایجاد تفاوت نمرات رضایت جنسی زوجین در گروه کنترل و آزمایش شده و به عبارتی آموزش راهبردهای مدیریت هیجان باعث افزایش رضایت جنسی زوجین شده است.
سبک اسنادی بزهکاران دارای اختلال سلوک و مراقبان کانون اصلاح و تربیت(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
برداشت کودکان و نجوانان از مفهوم هوش تحول نظریه ضمنی هوش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تحول برداشت مفهوم هوش در میان کودکان و نوجوانان است به همین منظور تعداد 240 دانش آموز دختر و پسر شاغل به تحصیل در پایه های دوم (8 ساله) و چهارم (10 ساله) ابتدایی و اول (12 ساله) و سوم (14 ساله) راهنمایی (در هر پایه 60 نفر) با پیشرفت تحصیلی متوسط (بدون سابقه مردودی) از مناطق 1 و 18 آموزش و پرورش شهر تهران در سال تحصیلی 78- 79 انتخاب و با استفاده از مصاحبه بالینی با چهار محور (تعریف هوش و هوشمند ویژگی ها و نشانگان هوشمندی منشا هوش و ثبات و تغییر پذیری) مورد بررسی قرار گرفتند یافته ها نشان دادند که تعریف هوش و هوشمند بر اساس رفتار ها و نمودهای عینی از 8 الی 14 سالگی مشاهده می شود استفاده از رفتارهای مدرسه ای برای تعریف هوش و هوشمند سیری نزولی از دوره ابتدایی به راهنمایی داشته است اکثریت کودکان و نوجوانان منشا هوش را اکتسابی می دانند اعتقاد به تغییر پذیری هوش و توجه به عامل تلاش و تجربه در اکتساب هوش در هر دو دوره تحصیلی مشاهده می گردد.
نقش خودکارآمدی و فاجعه آفرینی در پیش بینی افسردگی در بیماران درد مزمن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هر چند شواهدی درباره ارتباط متغیرهای شناختی و افسردگی در بیماران درد مزمن وجود دارد اما اینکه آیا ارتباط مذکور پس از کنترل اثر متغیرهای مداخله گر همچنان باقی می ماند یا خیر، مورد وارسی کافی قرار نگرفته است. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی سهم خودکارآمدی و فاجعه آفرینی درد در پیش بینی افسردگی پس از کنترل اثر شدت درد و توقف فعالیت ها بر اثر درد انجام شد. روش: پژوهش حاضر دارای طرحی مقطعی و از نوع همبستگی است که در آن 245 بیمار مبتلا به درد مزمن، به شیوه نمونه گیری در دسترس، در فاصله زمانی 6 ماه از هفت مرکز درمانی درد شهر تهران انتخاب شدند. این افراد مقیاس های اطلاعات جمعیت شناختی، شدت درد، افسردگی، خودکارآمدی و فاجعه آفرینی را تکمیل کردند. داده های به دست آمده با محاسبه ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره از نوع سلسله مراتبی مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: ارتباط معناداری بین خودکارآمدی و فاجعه آفرینی درد با شدت درد، افسردگی و تعداد روزهای توقف فعالیت بر اثر درد (01/0P≤) وجود داشت. در تحلیل رگرسیون، خودکارآمدی و فاجعه آفرینی توانستند افسردگی را فراتر از اثر شدت درد و توقف فعالیت ها بر اثر درد نیز پیش بینی کنند. نتیجه گیری: با توجه به اینکه درد شدید، احساس خودکارآمدی ضعیف و افکار فاجعه آفرین زیاد، خلق افسرده را در بیماران درد مزمن پیش بینی می کند لذا اگر در کنار برنامه درمانی این بیماران برای کاهش درد، از راهکارهای شناختی مربوط به افزایش باورهای خودکارآمدی و کاهش افکار فاجعه آفرینی نیز استفاده شود، می توان به پیشگیری از افسردگی این بیماران کمک کرد.
راهبردهای درمانی مرتبط با عزت نفس پایین
حوزههای تخصصی:
فلسفه تربیت آدمی
حوزههای تخصصی:
تاثیر برنامه آموزشی ارتقای مهارت های قاطعیت در تغییر نگرش دانشجویان دانشگاه های علامه طباطبایی و تهران نسبت به سوء مصرف مواد
حوزههای تخصصی:
طرح مساله: درتحقیق حاضر بررسی تاثیر برنامه آموزشی ارتقاء مهارتهای قاطعیت در تغییر نگرش دانشجویان نسبت به سوء مصرف موادمورد بررسی قرار گرفته است.
روش: تعداد حجم نمونه 76 نفر از دانشجویان دو دانشگاه تهران وعلامه طباطبایی بودند که به صورت نمونه گیری خوشه ای و بطور تصادفی انتخاب شدند. از بین دانشجویان مورد مطالعه 39نفر از دانشجویان دانشگاه تهران برنامه آموزشی را دریافت کردند و 37نفر از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی در گروه کنترل قرار گرفتند. از دو گروه دانشجویان گروه آزمایش و کنترل پیش آزمون بعمل آمد. پس از پیش آزمون گروه آزمایش درجریان آموزش «ارتقاء مهارتهای قاطعیت»طی 8جلسه قرار گرفتند و به گروه کنترل (دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی)هیچگونه آموزشی ارائه نگردید.سرانجام پس آزمون از گروه آزمایش و گروه کنترل گرفته شد. پس از شش هفته از تاریخ اجرای پس آزمون، آزمون پیگیری بر روی گروه آزمایش اجرا گردید. به منظور بررسی فرضیه های تحقیق با استفاده ازآزمون تحلیل کوواریانس وآزمونt مستقل ووابسته وآزمون fمورد تجزیه وتحلیل قرارگرفتند.
یافته ها: نتایج نشان دادکه آموزش مهارتهای قاطعیت در تقویت نگرش منفی دانشجویان نسبت به سوءمصرف موثربوده است ونگرش منفی نسبت به سوءمصرف در مولفه های شناختی، عاطفی، رفتاری و کلی نگرش در دانشجویان راتقویت کرده است.آزمون پیگیری درگروه آزمایش نشان دادکه بجز مولفه شناختی،درمولفه کلی نگرش،مولفه رفتاری، مولفه عاطفی و نمره کل پرسشنامه، نگرش دانشجویان نسبت به سوء مصرف مواد بطور معنی دار منفی تر شده است.
نتیجه گیری: تحلیل آماری نشان داد که آموزش مهارتهای قاطعیت بر نگرش دانشجویان نسبت به سوئ مصرف مواد موثر بوده است.
تعلیم و تربیت و ادبیات
تاثیر آموزش مهارت های مقابله ای به روش بحث گروهی بر نگرش دانش آموزان نسبت به سوء مصرف مواد مخدر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مطالعه تاثیر یک نوع مداخله آموزشی بر تغییر و منفی سازی نگرش دانش آموزان نسبت به سوء مصرف مواد مخدر، مورد بررسی قرار گرفت. مداخله آموزشی شامل 8 جلسه آموزش مهارت های مقابله ای بود که به روش بحث گروهی بر روی یک نمونه از دانش آموزان پسر پایه اول متوسطه (n=559) در ده منطقه آموزش و پرورش استان کرمان اجرا شد. برای سنجش نگرش آزمودنی ها یک پرسشنامه نگرش سنج مورد استفاده قرار گرفت که توسط محقق ساخته شد و پایایی و اعتبار آن با استفاده از روش بازآزمایی، آلفای کرونباخ و اعتبار سازه به روش تحلیل عاملی برآورد گردید. نتایج، نشان دهنده تایید فرضیه های پژوهش بود. یعنی آموزش مهارت های مقابله ای به شیوه بحث گروهی، نگرش دانش آموزان نسبت به مواد مخدر را تغییر دارد؛ بر منفی سازی نگرش دانش آموزان در گروه های آزمایش (ده کلاس در ده مدرسه، (n=282 و بر تغییر هر سه مولفه شناختی، عاطفی و رفتاری نگرش نسبت به سوء مصرف مواد مخدر نیز تاثیر معنادار داشت.
بررسی نرم نشانه های عصبی در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیای پارانوئید و غیر پارانوئید
حوزههای تخصصی:
دنیای نوجوانی دختران (6): بلوغ و تحولات عاطفی
منبع:
تربیت ۱۳۷۰شماره ۶۶
حوزههای تخصصی: