هدف پژوهش حاضر پیش بینی بهزیستی روان شناختی (شاخص هدفمندی در زندگی) در دانش آموزان بر اساس ادراک از والدین و باورهای انگیزشی به روش تحلیل مسیر بود. برای این منظور 875 دانش آموز (451دخترو 424پسر) دبیرستان های شهر شیراز به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و به پرسشنامه های بهزیستی روان شناختی، باورهای انگیزشی و ادراک از والدین پاسخ دادند. نتایج پژوهش بطورکلی نشان دادکه بهزیستی روان شناختی دانش آموزان تحت تاثیر ادراک از والدین و باورهای انگیزشی قرار دارد. بدین صورت که ادراک از کنترل والدین به صورت منفی و ادراک استقلال از والدین به صورت مثبت اثر مستقیم و غیر مستقیم بر بهزیستی دارد. همچنین انگیزش درونی به صورت مثبت و بی انگیزشی به صورت منفی با بهزیستی رابطه دارد و باورهای انگیزشی می توانند نقش واسطه ای ایفا نمایند. مدل پژوهش حاضر با داده ها برازش مناسب داشت. در ادامه به بحث درباره کاربرد نتایج به همراه پیشنهادها و محدودیت های پژوهش پرداخته شده است.
"
مقدمه: فیسور آنال یکی از بیماری های شایع آنورکتال است که می تواند یک وضعیت آزاردهنده باشد. هدف از این مطالعه تعیین ارتباط بین اضطراب (حالت و صفت) و فیسور آنال بوده است.روش کار: این مطالعه ی مورد- شاهدی آینده نگر در مشهد در سال های 87-1386 بر روی 83 بیمار مبتلا به فیسور آنال بر اساس تشخیص یک جراح عمومی و 83 نفر در گروه شاهد که با آن ها همتاسازی شده بودند انجام شد. پرسشنامه ی سنجش اضطراب حالت صفت اشپیلبرگر و پرسش نامه ی اطلاعات دموگرافیک محقق ساخته توسط خود افراد و تحت بازنگری محقق پر شدند. نتایج با آزمون های آماری رگرسیون لجستیک و مجذور خی مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: در هر یک از گروه ها 19 مرد و 64 زن بودند. گروه ها از نظر سن، جنس، سطح تحصیلات در دو جنس و تاهل در جنس مذکر هم سان بودند. اضطراب صفت در دو جنس بین گروه های مورد و شاهد تفاوت معنی داری را نشان داد (مونث 0085/0=P، مذکر 0206/0=P)، این تفاوت در اضطراب حالت وجود نداشت. با آزمون مجذور خی در جنس مونث بین دوگروه در سطوح اضطرابی بالاتر تفاوت معنی داری وجود داشت (در اضطراب حالت 015/0=P و در اضطراب صفت 010/0=P).نتیجه گیری: هم زمانی معنی داری بین اضطراب صفت و فیسور آنال در دو جنس دیده شد. این رابطه در مورد اضطراب حالت در هیچ یک از دو جنس وجود نداشت، هم چنین حداقل در جنس مونث ارتباط بین شدت اضطراب و فیسور آنال دیده شد.
"
"از ویژگی های ضروری برای مؤفقیت در تربیت، داشتن گشودگی اخلاقی، یا به تعبیری سعه صدر و داشتن ظرفیت بالای تحمل از جانب مربی است. این مقاله درصدد مفهوم شفاهی گشودگی اخلاقی و تبیین جایگاه آن در عرصه تربیت اسلامی است. برای این منظور، علاوه بر طرح تساهل منفی و مثبت پیشینه تاریخی را از منظر اندیشمندان غربی به ویژه ویلیام هر بررسی و به شواهد قرآنی و روائی موضوع نیز اشاره می شود و برای مبانی انسان شناختی وجامعه شناختی سعه صدره دلالت هایی آورده و از حیث تاریخی نیز با چند برهان، استدلال می شود و در نهایت به نتیجه گیری و جمع بندی بحث اشاره می شود و در چهار محور مشخص، نتایج به دست آمده ارائه می شود.
"
ارزیابی آثار سرمایه گذاری آموزشی بر رشد اقتصادی به تفکیک نوع آموزش طی سالهای اخیر مورد توجه جدی صاحب نظران و سیاستگذاران بوده است؛ در عین حال، دستاوردهای پژوهشی در کشورهایی چون ایران شواهدی سازگار فراهم نمی کنند. هدف اصلی این مقاله، ارزیابی عوامل رشد اقتصادی ایران با تأکید بر تأثیر آموزش عمومی در مقایسه با آموزش عالی و همچنین بازنمایی علل ناسازگاری در یافته های تجربی است؛ در این رابطه، تأثیر برخی از مهمترین چالشهای نظری و روش شناسی بر برآوردهای تجربی که به شدت اعتبار یافته ها را متأثر می سازند، ارزیابی می شود. اطلاعات آماری از منابع بانک مرکزی و مرکز آمار ایران برای دوره 89-1338 استخراج شده است. یافته های تجربی نشان می دهند: 1) برآوردهای تأثیر عوامل رشد اقتصادی، نسبت به ساختار الگو و نوع متغیر استفاده شده، و نسبت به روشهای مقابله با مشکلات اقتصادسنجی، بسیار حساس اند و نتیجه ارزیابیها را تغییر می دهند، 2) آموزش عامل رشد اقتصادی است و آثار خارجی مثبت نیز دارد، 3) سرمایه انسانی حاصل از سطوح مختلف تحصیلی تأثیری متفاوت بر رشد اقتصادی می گذارد، و 4) از میان الگوهای برازش شده، تنها الگوهای جدول 8 مناسب ترین برآوردها را از لحاظ مبانی نظری اقتصاد رشد و آزمونهای اقتصادسنجی، فراهم می کنند؛ بر اساس برآوردهای الگوهای مذکور سرمایه گذاری فیزیکی، سرمایه گذاری آموزشی، نرخ رشد جمعیت، استهلاک و تحولات فنی، جزو عوامل اصلی رشد اقتصادی ایران هستند. میزان تأثیر سرمایه گذاری آموزشی بیشتر از میزان تأثیر سرمایه گذاری فیزیکی (75/0 در مقابل 49/0) برآورد شده است. یافته ها همچنین وجود آثار خارجی ناشی از تراکم سرمایه انسانی (234/0) و نیز اینکه آموزشهای عمومی تأثیر به مراتب بیشتری بر رشد اقتصادی ایران دارند را تأیید می کنند. چنین یافته هایی، اولویت سرمایه گذاری آموزشی نسبت به سرمایه گذاری فیزیکی و نیز آموزش عمومی نسبت به آموزش عالی را برای تصمیم گیران تخصیص منابع آشکار می کند.
"هدف: کارکرد شناختی ضعیف تر بیماران اسکیزو– وسواسی در پژوهش های متعددی یافته شده است. نظریه «آسیب شناسی افزوده» بیان می کند که اشکالات شناختی اختلال وسواسی– اجباری در بیماران اسکیزو– وسواسی به اشکالات شناختی اسکیزوفرنیا افزوده می شود. بر این اساس هدف از این پژوهش پاسخ به این پرسش است که آیا بین نشانه های وسواسی– اجباری و نقایص کارکردهای اجرایی رابطه متقابلی وجود دارد به نحوی که تغییر در یکی منجر به تغییر در دیگری گردد؟
روش بررسی: در این جهت در یک طرح پژوهش چند موردی با استفاده از خط پایه چندگانه، 4 بیمار اسکیزو– وسواسی با انتخاب هدفمند گزینش و تحت توانبخشی شناختی معطوف به بهبود کارکردهای اجرایی قرار گرفتند و سیر تغییرات شناختی و بالینی آنها بررسی گردید.
یافته ها: نتایج نشان داد که توانبخشی شناختی موجب کاهش نشانه های وسواسی– اجباری در حداقل دوتن از آزمودنی ها و بهبود کارکردهای اجرایی در آنها گردید و به نظر می رسد بین میزان بهبودی در کارکردهای اجرایی و کاهش نشانه های وسواسی– اجباری رابطه مستقیمی وجود دارد.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل ارتباط و تعامل بین نشانه های وسواسی– اجباری با کارکردهای اجرایی را می توان مورد تایید قرار داد.
"
این پژوهش با هدف پیش بینی آسیب پذیری زنان سرپرست خانواده در برابر استرس بر اساس میزان حمایت اجتماعی و راهبردهای مقابله با استرس و منبع کنترل انجام شد. در این راستا از روش توصیفی - همبستگی استفاده شد. به منظور بررسی سؤال های پژوهشی، 250 زن سرپرست خانواده به صورت تصادفی ساده از میان زنان سرپرست خانواده شهر شیراز انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه های نشانگان استرس خدایاری فرد، راهبردهای مقابله ای فلکمن و لازاروس، منبع کنترل راتر و حمایت اجتماعی دوک استفاده شد. داده های به دست آمده با استفاده از روش رگرسیون چندگانه در نرم افزار spss تجزیه و تحلیل شدند. نتایج به دست آمده نشان داد که متغیرهای سبک های مقابله ای (گریز- اجتناب، دوری گزینی، رویارویی و جستجوی حمایت اجتماعی) و متغیر حمایت اجتماعی قادر هستند در تعامل با یکدیگر و به طور جدا تغییرات متغیر ملاک (آسیب پذیری در برابر استرس) را به طور معنا دار پیش بینی کنند.
در این تحقیق «وضعیت اجتماعی » 1022 نوجوان 14-11 ساله و همبستگی آن با «مشکلات رفتار ارتباطی و افسردگی » مورد بررسی قرار گرفته است . همچنین وضعیت اجتماعی نوجوانان در گروههای «مشهور » ، «طرد شده » ، «موردغفلت » و «متناقض» با مشکل رفتار ارتباطی و افسردگی مورد بررسی قرار گرفته است . بدین منظور از آزمودنی ها خواسته شد تا پرسشنامه دوستی مبتنی بر روش جامعه سنجی و مقیاس افسردگی را تکمیل نمایند . به علاوه معلمین دانش آموزان پرسشنامه مشکلات روان شناختی «راتر» را در مورد نوجوانان تکمیل کردند. نتایج نشان میدهد آزمودنی هایی که توسط همسالان خود در مقوله های منفی برگزیده شده اند در مقیاسهای روان شناختی نیز نمرات بالایی کسب کرده اند. « دانش آموزان طرد شده » در مقایسه با دیگر گروهها نمرات بالایی در مقیاس افسردگی و روانشناختی داشتند. با وجود این، نوجوانان دارای مشکلات رفتاری در پرسشنامه دوستی، توسط همسالان خود به عنوان «رهبر» انتخاب شدند. بنظر می رسد که نوجوانان دارای مشکلات رفتاری به منظور جلوگیری از انزوای اجتماعی خود درصدد یافتن افرادی هستند که ویژگیهای رفتاری مشابه خود دارند تا از این طریق فعالیت اجتماعی خود را حفظ نمایند
"
پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه بین جنس، سن و وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی با باورهای مذهبی کودکان انجام شد. بدین منظور مصاحبهها و نقاشیهای 122 کودک 6 تا 11 ساله که با استفاده از روش نمونهبرداری طبقهای انتخاب شدند، دربارة باورها و مفاهیم مذهبی بررسی شدند. نتایج نشان دادند که کودکان در ترسیم خداوند از نور بیش از سایر نمادها استفاده کردند. در تداعی آزاد نیز صفت نیکخواهی پروردگار بیش از سایر صفتها مطرح شد. دختران خداوند را بیشتر به صورت نمادها و پسران بیشتر انسانگونه ترسیم کردند. در توصیف کارهای خداوند کودکان 6 تا 7 ساله بیشتر جنبههای مثبت و خنثی، کودکان 10 تا 11 ساله بیشتر جبنههای منفی و کودکان 9 تا 10 سال بیشتر بر جنبه قدرت مطلق خداوند اشاره کردند. کودکان با وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی پایین بیشتر به هنگام نیاز و در زمانهای خاص دعا میکردند در حالی که کودکان با وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی بالا دعاکردن در مکانهای خاص و به صورت دائم را ترجیح میدادند. با توجه به نتایج پژوهش، استلزامهای آموزش مذهبی و مفاهیم مرتبط با آن مورد بحث قرار گرفتند.
"
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین انگیزه پیشرفت مدیران با میزان مشارکت دبیران در تصمیم گیری دبیرستان های شهرستان ارومیه در سال تحصیلی 88-89 است. این تحقیق از نوع پیمایشی-همبستگی است. جامعه پژوهش در بر گیرنده کلیه مدیران به تعداد 93 نفر بود که 75 نفر و به ازای هر مدیر 5 دبیر بر اساس فرمول کرجسی و مورگان به عنوان حجم نمونه با روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شد. جمع آوری اطلاعات با به کارگیری پرسش نامه انگیزش پیشرفت هرمنس 30 سوالی و پرسشنامه محقق ساخته 38 سوالی جهت سنجش مشارکت دبیران انجام گرفت آزمون های پارامتریک همبستگی پیرسون،tمستقل و تحلیل واریانس یک طرفه بعد از مشخص کردن نرمال بودن توزیع پراکندگی متغیرها با استفاده از آزمون اسمیرنف کولموگروف، برای تجزیه و تحلیل داده ها به کار برده شده است.نتایج تحلیل داده ها نشان داد که بین انگیزه پیشرفت مدیران و مشارکت دبیران، بین سن مدیران و انگیزه پیشرفت انان همبستگی مستقیم معنی داری بدست آمد. اما بین سابقه خدمت مدیران و سابقه مدیریت مدیران با انگیزه پیشرفت انان همبستگی معنی دار نبود.
هدف: بررسی روند تحول خلاقیت در کودکان چهار تا ده ساله شهر اصفهان هدف این پژوهش بود. روش: 240 کودک (120 پسر و 120 دختر) به صورت تصادفی و با استفاده از نمونه گیری خوشه ای از مهدهای کودک و مدارس ابتدایی دو منطقه آموزش و پرورش شهر اصفهان انتخاب شدند. داده ها با استفاده از آزمون تفکر خلاق تورنس (بخش تصویری فرم A و(B جمع آوری و با روش تحلیل واریانس و مقایسه های زوجی میانگین ها تحلیل شد.
یافته ها: خلاقیت در کودکان از روندی تحولی پیروی می کرد (001/0>p) و در این روند دختران و پسران تفاوت معنی داری نداشتند. مؤلفه های سیالی و ابتکار در هر چهار گروه سنی، جایگاه تقریباً ثابتی داشت ولی میانگین نمرات مؤلفه بسط در پسران و دختران با توجه به گروه ها متغیر بود.
نتیجه گیری: به نظر می رسد خلاقیت در کودکان از روندی تحولی پیروی می کند و تغییرپذیری نمرات به مؤلفه بسط اختصاص دارد. یافته ها با رویکردهای نظری مورد بحث قرار گرفته است.
هدف پژوهش حاضر بررسی ابعاد توانایی های شناختی و سبک های عاطفی سازگاری، پنهان کاری و تحمل بر اساس تفاوت های فردی در گرایش های صبحگاهی و شامگاهی بود. به همین منظور 304 نفر از دانشجویان دانشگاه ارومیه به صورت نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب گردیدند، سپس پرسش نامه تیپ های صبحگاهی و شامگاهی به منظور پاسخگویی در بین آنها توزیع گردید. پس از تحلیل نتایج اولیه تعداد 60 نفر بر اساس نمرات کسب شده در پرسش نامه تیپ های صبحگاهی و شامگاهی، به صورت افراد دارای گرایش شخصیتی صبحگاهی، شامگاهی و بین بینی انتحاب شدند. در نهایت مقیاس توانایی های شناختی و سبک های عاطفی به طور انفرادی و به منظور گردآوری داده ها بین شرکت کنندگان پژوهش توزیع گردید. داده های جمع آوری شده به منظور بررسی اهداف پژوهش، با استفاده از شاخص های توصیفی، تحلیل واریانس چند متغیری، تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون های تعقیبی توکی تحلیل شدند. یافته ها: نتایج بیانگر این بود که بین ابعاد توانایی های شناختی بر اساس گرایش های صبحگاهی، شامگاهی و بین بینی تفاوت معنادار وجود دارد و تیپ های شامگاهی در برخی ابعاد توانایی شناختی مانند: کنترل مهاری، تصمیم گیری و توجه در مقایسه با تیپ گرایش صبحگاهی تفاوت معناداری نشان دادند (05/0p#,
زمینه و هدف: بیماریهای کرونر قلب (CHD)، تا سال 2020 اصلیترین علت مرگ خواهند بود. عوامل سنتی نظیر سن بالا، ژنتیک، سیگار و چاقی، تنها نیمی از واریانس CHD را تبیین میکنند. از این رو، در راستای افزایش علاقه به عوامل روانی- اجتماعی، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش شخصیت، استرس و حمایت اجتماعی در پیش بینی CHD انجام شد.
مواد و روش ها: این مطالعه از نوع همبستگی بود و جامعه آماری آن بیماران CHD، که طی زمستان 1387 و بهار 1388 جهت آنژیوگرافی کرونر در بیمارستان قلب شهید رجایی تهران بستری بودند را شامل می شد. 150 نفر از این افراد به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. همچنین، 150 فرد سالم از خانواده بیماران با توجه به سن، جنسیت، تأهل و تحصیلات، به عنوان گروه مقایسه همتاسازی شدند. معیارهای ورود شامل فقدان شرایط حاد نظیر نیاز به جراحی، داشتن تمایل و توانمندی برای همکاری بود. از پرسش نامه شخصیتی (NEO-FFI)، مقیاس رویدادهای زندگی Pickle (Pickle life events scale ) و مقیاس کیفیت روابط اجتماعی Pierce (Quality of relationship inventory)، جهت گردآوری داده ها استفاده شد، و از رگرسیون لوجستیک برای تحلیل داده ها استفاده گردید.
یافته ها: متغیرهای پژوهش 9/51 تا 2/69 درصد از واریانس CHDرا پیش بینی نمودند. صحت طبقه بندی (بیمار و غیربیمار) که توسط متخصصان قلب انجام شده بود، بر اساس متغیرهای روانی- اجتماعی 3/84 درصد، با پیش بینی درست 82 درصد برای بیماری و 7/86 درصد برای سلامت بود. نوروزگرایی، برون گرایی، استرس و تعارض های بین فردی، با بیماری رابطه مستقیم و با سلامت رابطه معکوس داشتند؛ اما وظیفه شناسی و باز بودن به تجارب با بیماری، رابطه معکوس و با سلامت رابطه مستقیم داشتند.
نتیجه گیری: در مجموع، عوامل روانی- اجتماعی نظیر شخصیت، استرس و حمایت اجتماعی، سهم مهمی در پیش بینی CHD دارند.
هدف پژوهش حاضر تعیین عوامل پیش بینی کننده صمیمیت زناشویی در زنان شهر اصفهان بود. روش پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه مورد مطالعه، زنان متأهل شهر اصفهان در سال 1391 بودند که از میان آن ها به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای تعداد 200 زن متأهل انتخاب شدند. سپس پرسشنامه های صمیمیت زناشویی، پنج عاملی شخصیت فرم کوتاه، مقیاسدلبستگیبزرگسالکولینزورید، مهارت هایارتباطی، الگوهایارتباطی، سبک های اداره تعارض بین فردی، آسیب-شناسیتعاملیزوجینباخانوادههمسر و فرماطلاعاتجمعیتشناختی در اختیار آنان قرار گرفت. نتایج با استفاده از ضریبهمبستگی،رگرسیونچندگانه و نرم افزار SPSS-19 تجزیه و تحلیل شدند.نتایج همبستگی نشان داد ویژگی های شخصیت، سبک های دلبستگی، مهارت های ارتباطی، الگوهای ارتباطی، سبک های حل تعارض و آسیب شناسی ارتباط با خانواده همسر و سن زنان با صمیمیت زناشویی همبستگی معنادار داشتند. هم چنین نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که عوامل مذکور جزء عوامل پیش بینی کننده صمیمیت زناشویی بودند. در نهایت معادله پیش بینی صمیمیت زناشویی براساس ضرایب به دست آمد.می توان نتیجه گرفت ویژگی های شخصیت، سبک دلبستگی، مهارت های ارتباطی، الگوهای ارتباطی، سبک های حل تعارض، آسیب شناسی ارتباط با خانواده همسر و سن زنان جزء عوامل پیش بینی کننده صمیمیت زناشویی می باشند.