با آنکه ارسطو مدون اخلاق فضیلت است، اما تقریر وی از آن تنها تقریر موجود در تاریخ اخلاق نیست. تقریرهای محض ـ کثرت گرا، دینی ـ سکولار، غایت گرا یا ناگرا و تاریخی از جمله تقریرهای مختلفی هستند که همه از حیث محور قرار دادن فضیلت با هم اتحاد دارند. هدف این نوشتارآن است تا ضمن ارائه نظریه اخلاق غزالی به عنوان تقریری دینی از اخلاق فضیلت، به اصلاحاتی که وی از منظری دینی در عناصر گوناگون آن انجام داده بپردازد. روش بررسی توصیفی ـ تحلیلی است. مجموع بررسی انجام شده، نشان می دهد که وی بر آن است تا با افزودن مؤلفه های دینی مانند لزوم تمسک به توفیق و امداد الهی در رعایت اعتدال و حد وسط، تاکید بر فضایل دینی و عرفانی مثل توکل، صبر، عشق به خدا و...، تعریف سعادت حقیقی به سعادت اخروی و در نظر گرفتن شرع و عقل به عنوان معیار اعتدال آن را غنا بخشیده و کاملتر نماید و با اخلاق شریعت مدار سازگار نماید. بنابراین بر طبق آن سازگاری اخلاق فضیلت و اخلاق دینی معنا می یابد.
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی تنش زدایی تدریجی عضلانی بر تنیدگی ادراک شده در بیماران مبتلا به فشار خون اساسی می باشد.
روش: پژوهش حاضر از نوع پژوهش های نیمه آزمایشی است که در قالب یک طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه صورت گرفت. بیماران مبتلا به پرفشاری خون مراجعه کننده به بیمارستان بوعلی سینای قزوین، جامعه آماری پژوهش را تشکیل می دادند. 40 نفر از بیماران به شیوه تصادفی انتخاب شدند سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گماشته شدند. تمام آزمودنیها درمان را تکمیل نمودند. در گروه آزمایش تنش زدایی با شیوه انقباض- تنش زدایی تدریجی بر اساس 16 گروه عضلات در 12 جلسه اجرا شد.
یافته ها: نتایج حاصل از آزمون تحلیل کواریانس نشان داد که تنش زدایی به طور معنی داری تنیدگی ادراک شده، فشار خون سیستولیک، فشارخون دیاستولیک و ضربان قلب را در بیماران گروه آزمایش کاهش داده است.
نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش و پژوهش های پیشین می توان تنش زدایی را یکی از شیوه های مؤثر بر کاهش تنیدگی ادراک شده و فشارخون بر شمرد.
پژوهش حاضر به ارزیابی مدلی پرداخته است که نقش پیش بینی کنندگی بی نظمیِ هیجانی، عدم تحمل بلاتکلیفی، اجتناب تجربه گرایانه و افکار تکرارشونده منفی را در کمال گرایی مثبت و منفی، بررسی می کند. روش: در یک طرح پژوهش مقطعی، 412 دانشجوی کارشناسی دانشگاه تهران، علامه طباطبایی و خوارزمی با استفاده از نمونه گیری در دسترس شرکت کردند. این دانشجویان مقیاس کمال گرایی مثبت و منفی، پرسشنامه افکار تکرارشونده منفی، مقیاس مشکل در تنظیم هیجان، مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی و پرسشنامه اجتناب تجربه گرایانه را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها: بی نظمی هیجانی هم به صورت مستقیم و هم غیرمستقیم (به واسطه افکار تکرارشونده منفی) با کمال گرایی مثبت ارتباط معنی داری ندارد. اما به صورت مستقیم و غیرمستقیم با کمال گرایی منفی ارتباط معنی دار دارد. عدم تحمل بلاتکلیفی تنها به صورت مستقیم با کمال گرایی مثبت ارتباط معنی دار دارد و به صورت مستقیم و غیرمستقیم با کمال گرایی منفی ارتباط معنی دار دارد. اجتناب تجربه گرایانه به صورت مستقیم با کمال گرایی مثبت ارتباط معنی دار دارد و به صورت مستقیم و غیرمستقیم با کمال گرایی منفی ارتباط معنی دار ندارد. متغیرهای بی نظمی هیجانی، عدم تحمل بلاتکلیفی، اجتناب تجربه گرایانه، به طورکلی قادر به پیش بینی 12درصد از کمال گرایی مثبت، 64درصد از کمال گرایی منفی و 58درصد از افکار تکرارشونده منفی هستند. نتایج نشان داد که کمال گرایی مثبت و منفی دو مدل ساختاری متفاوت هستند و افکار تکرارشونده منفی تنها در ارتباط کمال گرایی منفی با برخی متغیرهای برآیندی، نقش واسطه ای ایفا می کند
هدف از این پژوهش، بررسی تاثیر بازی های رایانه ای بر بهرة هوشی، زمان واکنش و زمان حرکت نوجوانان بود. روش پژوهش، علی – مقایسه ای و جامعة آماری، متشکل از دانش آموزان پسر دبیرستان های منطقة یک شهرستان تبریز (دامنة سنی 18-14 سال) بود. دو نمونة 25 نفری به صورت هدفدار انتخاب و در قالب دو گروه تجربی و کنترل همگن سازماندهی شدند. ملاک انتخاب گروه تجربی، تجربة انجام بازی رایانه ای حداقل سه روز در هفته، در شش ماه گذشته بود. گروه کنترل در مدت زمان مشابه هیچ گونه تجربه ای در این زمینه نداشتند، یا تجربة آنها ناچیز بود. پس از آشنایی آزمودنی ها با فرایند تحقیق، ابتدا زمان های واکنش و حرکت ساده و سپس زمان های واکنش و حرکت تشخیصی افراد با استفاده از دستگاه الکترونیکی ارزیاب زمان واکنش و زمان حرکت اندازه گیری شد. برای تعیین بهرة هوشی افراد، از سومین مقیاس آزمون هوشی فرهنگی – ناوابسته کتل و جداول هنجاری مربوط به آن استفاده شد. نتایج نشان داد بازی های رایانه ای بر بهرة هوشی (031/0 = P)، زمان واکنش ساده (017/0=P)، زمان حرکت ساده (019/0= P)، زمان واکنش تشخیصی (04/0= P) و زمان حرکت تشخیصی (036/0= P) تاثیر معنی داری داشته است. به طور کلی، نتایج پژوهش حاضر حاکی از بهبود بهرة هوشی، زمان واکنش و زمان حرکت نوجوانان در نتیجة انجام بازی های رایانه ای بود.
صدمات مغزی به دنبال ضربات جمجمه، امروزه یکی از موارد شایع اورژانس ها می باشد و اغلب عواقب روان پزشکی متعددی را به بار می آورد. از آن جایی که برخی مشکلات دیگر روان پزشکی مانند اختلالات خلقی و مصرف مواد از عوامل زمینه ساز این ضربات می باشد، پیچیدگی علایم و تظاهرات ناشی از این مجموعه در بسیاری از موارد باعث بروز مشکلات تشخیصی و درمانی متعددی می گردد. بدیهی است که وقتی دلیریم (Delirium) و برخی عوارض دیگر ناشی از درمان های جراحی هم به این مجموعه اضافه گردد، مشکلات اداره بیمار بسیار بیشتر می شود. در مقاله حاضر پس از معرفی بیمار، جوانی با مجموعه ای از این مشکلات، یعنی: ضربه مغزی منجر به بیهوشی، دلیریم، مانیا و مصرف مواد مخدر به بحث در مورد تشخیص های افتراقی و اداره آن ها پرداخته شد.
"
روابط بین متغیرهای فرسودگی شغلی و سلامت روانشناختی در دبیران دبیرستانهای تهران در این پژوهش، بررسی شد. فهرست فرسودگی مازلاچ (MBI : مازلاچ و جکسون، 1981) و فهرست تجدیدنظر شده نشانههای روانی (SCL-90-R، دروگاتیس، 1975) در 137 زن و 163 مرد از دبیران شاغل در دبیرستانهای تهران که با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند، اجرا شد. برای تحلیل دادهها، ضریب همبستگی پیرسون به کار رفت. نتایج همبستگیهای مثبت معنادار بین متغیرهای فرسودگی شغلی شامل خستگی هیجانی و شخصیت زدایی، با متغیرهای سلامت روانشناختی شامل شکایتهای جسمانی، وسواس بیاختیاری، حساسیت در روابط بین فردی، افسردگی، اضطراب، پرخاشگری، هراس، افکار پارانویید و روان گسستگی را در زنان و مردان نشان دادند. افزون بر این، بین فقدان تحقق شخصی (به منزله یک متغیر فرسودگی) و همه متغیرهای سلامت روانشناختی در دبیران مرد، همبستگی منفی و معنادار مشاهده شد. استلزامهای این یافتهها و پیشنهادهایی برای پژوهشهای آینده مورد بحث قرار گرفت.
"
هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه ساختاری مهارت های ارتباطی با صمیمیت زناشویی در زوجین شهر اصفهان بود. پژوهش از نوع همبستگی چندگانه و نمونه شامل 400 زن و شوهر (200 زوج) بود که به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای از بین زوجین شهر اصفهان در نیمه اول سال 1392 انتخاب شدند. نمره های آزمودنی ها به صورت جمع نمره زن و شوهر در نظر گرفته شد. به منظور جمع آوری داده ها، از پرسشنامه های صمیمیت زناشویی اولیاء (1385) و مهارت های ارتباطی کوئین دام (2001) استفاده شد. داده ها به وسیله همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام تجزیه و تحلیل شدند. نتایج به دست آمده از همبستگی نشان داد که بین نمره های مهارت های ارتباطی با صمیمیت زناشویی رابطه مثبت معنادار وجود دارد. نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که از بین پنج مهارت ارتباطی، چهار مهارت درک پیام، کنترل عواطف، قاطعیت در کلام و بینش نسبت به فرایند ارتباط توانستند صمیمیت زناشویی را پیش بینی کنند. همچنین، مدل معادله ساختاری مهارت های ارتباطی با صمیمیت زناشویی نشان داد که مهارت های ارتباطی 46/0 صمیمیت زناشویی را تبیین کردند. شاخص های نیکویی برازش IFI،NFI ، CFI و TLI این مدل بالاتر از 9/0 و قابل قبول است؛ اما مقدار شاخص RFI کمتر از 9/0 و غیرقابل قبول است. شاخص RMSEA نیز دارای مقدار قابل قبول 7/0 است که نشانه برازش مناسب مدل است. در نهایت، مدل ارائه شده، از برازش مناسبی با داده های جمع آوری شده در این پژوهش برخوردار بود.
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر آموزش در هنگام خواب بر یادگیری دانشجویان بود. این پژوهش در قالب طرح پژوهش شبه آزمایشی پیش آزمون ـ پس آزمون با یک گروه انجام شد. به این منظور از جامعه آماری دانشجویان روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار در سال تحصیلی 86 ـ 1385، 50 نفر که در دامنه سنی 18 تا 25 قرار داشتند، پس از آگاهی از نحوه انجام پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری داوطلبانه انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه ای بود حاوی پرسش های زبان انگلیسی در قالب چهارگزینه ای و ترجمه، بر اساس مطالب انگلیسی آموزش داده شده. روایی آن با استفاده از روایی محتوایی تایید شد. اجرای آزمایشی پژوهش با هدف خوگیری آزمودنی ها برای گوش دادن در هنگام خواب به مدت یک هفته انجام شد. سپس مواد آموزشی در اختیار آنان قرار داده شد و موظف شدند که طبق دستورالعمل آموزش داده شده، آن را اجرا نمایند و گزارش روزانه کار خود را نیز ثبت نمایند. داده های پژوهش با استفاده از آزمون های t تحلیل شد و نتایج نشان داد که یادگیری زبان انگلیسی در هنگام خواب از طریق شنوایی امکان پذیر نیست. ضمن آگاهی کامل از محدودیتهای پژوهش، نتایج آن نشان داد که یادگیری در هنگام خواب صورت نمی گیرد و مشکلاتی از قبیل بی خوابی، سردرد، گوش درد، بی حوصلگی و خواب آلودگی در طول روز را نیز در پی دارد.
هدف پژوهش بررسی ویژگی های روانسنجی نسخه فارسی پرسشنامه ویژگی های روانشناسی مثبت در دانشجویان بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. نمونه پژوهش شامل 432 دانشجوی تحصیلات تکمیلی23 تا 45 سال (225زن و 207 مرد) دانشگاه های دولتی شهر تهران بودند که با روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. به منظور بررسی پایایی، روایی سازه و روایی همگرای ابزار، پرسشنامه ویژگی های روانشناسی مثبت رشید و آزمون شادکامی آکسفورد آرگایل و هیلز اجرا شد. به منظور بررسی پایایی ابزار از روش محاسبه ضریب آلفای کرونباخ و بازآزمایی و برای بررسی روایی این ابزار، از روایی سازه به شیوه تحلیل عاملی اکتشافی و روایی همگرا استفاده شد. نتایج نشان داد که همسانی درونی کل پرسشنامه ویژگی های روانشناسی مثبت 80/0 و همسانی درونی سه مولفه آن بین 80/0تا 92/0 است. به علاوه ضریب پایایی حاصل از روش بازآزمایی کل آزمون 70/0 و ضریب پایایی خرده مقیاس ها بین 61/0 تا 73/0 قرار دارد. همچنین همبستگی بین پرسشنامه ویژگی های روانشناسی مثبت و آزمون شادکامی آکسفورد 73/0 محاسبه شد که بیانگر روایی ملاکی پرسشنامه ویژگی های روانشناسی مثبت است. نتایج تحلیل عامل تأییدی، مدل سه عاملی پرسشنامه ویژگی های روانشناسی مثبت در جامعه ایران را تأیید کرد، این سه عامل 99/79 واریانس کل آزمون را تبیین کردند.
زمینه و هدف: استفاده مزمن از مواد مخدر با طیف گسترده ای از نواقص شناختی شامل دامنه توجه، شاهد بازداری، برنامه ریزی، تصمیم گیری و حافظه همراه است. در این راستا، هدف از این پژوهش، مقایسه کارکردهای اجرایی در مصرف کنندگان هروئین، متادون و گروه هنجار بود.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع پس رویدادی است. روش نمونه گیری دو گروه متادون و هروئین به صورت هدفمند بود و گروه شاهد به صورت تصادفی انتخاب شدند. جامعه آماری این پژوهش شامل مصرف کنندگان متادون و هروئین در شهر اصفهان در سال 1391 بود که به مراکز درمانی، نگهداری (کمپ) و کلینیک های روان پزشکی و ترک اعتیاد شهر اصفهان مراجعه می نمودند. در نهایت 75 نفر در سه گروه متادون (25 نفر)، هرویین (25 نفر) و گروه شاهد (25 نفر) با توجه به معیارهای وابستگی به مواد DSM-IV-TR (Diagnostic and statistical manual of mental disorders) انتخاب شدند و بر اساس آزمون های نروسایکولوژی برج لندن و Stroop مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج تحلیل واریانس نشان داد که عملکرد افراد گروه هنجار نسبت به دو گروه مصرف کننده هروئین و متادون در دو آزمون برج لندن و استرپ تفاوت معنی دار داشت (05/0 ≥ P)، اما دو گروه دیگر تفاوت معنی داری نداشتند.
نتیجه گیری: مصرف متادون و هروئین موجب تغییر ساختار و عملکرد نواحی مغزی به خصوص قشر فرونتال و پره فرونتال می شود و در نتیجه باعث نقص در کارکردهای نروسایکولوژی (عملکردهای اجرایی) این نواحی می گردد. با الهام از این یافته ها می توان برنامه های توان بخشی تخصصی برای آماده سازی این افراد جهت ورود دوباره به زندگی فردی، شغلی و اجتماعی طراحی نمود.
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه مداخله ای لوتانز بر اهمال کاری تحصیلی و اهمال کاری سازمانی بود. روش: پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون است. جامعه آماری شامل دانشجویانی است که در سال تحصیلی 1395 در دانشگاه پیام نور نطنز مشغول به تحصیل بوده و همزمان به صورت تمام وقت مشغول به کار بوده اند. تعداد این افراد 300 نفر بود. از بین آنها 50 نفر که اهمال کاری تحصیلی و سازمانی داشتند به شیوه نمونه گیری تصادفی انتخاب شده و در دو گروه 25 نفری قرار داده شدند. ابزارهای سنجش پرسشنامه های اهمال کاری تحصیلی سولومون و راثبلوم و اهمال کاری سازمانی صفاری نیا و امیرخانی رازلیقی بودند. پس از اجرای پرسشنامه ها برنامه مداخله ای لوتانز برای گروه آزمایش برگزار شد. به منظور جمع آوری داده های پس آزمون و پی گیری مجددا آزمون توسط هر دو گروه در دو مرحله دیگر اجرا شد. به منظور تحلیل داده ها از روش کوواریانس چند متغیره استفاده شد .یافته ها: نتایج تحلیل نشان داد تمام متغیرهای وابسته در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، در هر دو مرحله پس آزمون و پیگیری کاهش معناداری داشته است. این نشان دهنده اثربخشی مداخله در مرحله پس آزمون و پایداری اثر در مرحله پیگیری است نتیجه گیری: در نتیجه میتوان گفت استفاده از مدل مداخله ای لوتانز بر کاهش اهمال کاری تحصیلی و اهمال کاری سازمانی مؤثر است. بنابراین می تواند راهکار اجرایی مناسبی جهت اهمال کاری تحصیلی و اهمال کاری سازمانی کاهش باشد.