ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۷٬۰۴۱ تا ۳۷٬۰۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۳۷۰۴۱.

بررسی نقش واسطه ای ذهن آگاهی در رابطه بین ادراک خطر و عود مصرف مواد در مردان وابسته به مواد مخدر در حال ترک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۷
هدف: پژوهش حاضر به بررسی نقش واسطه ای ذهن آگاهی در رابطه بین ادراک خطر و عود مصرف مواد در مردان وابسته به مواد مخدر در حال ترک پرداخت. روش: این مطالعه توصیفی- همبستگی از نوع تحلیل مسیر ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل مردان وابسته به مواد مخدر در حال ترک در شهر سمنان در سال 1403-1402 بود. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه گیری هدفمند 368 نفر تعیین شد. ابزارهای مورد استفاده در این مطالعه شامل مقیاس پیش بینی عود مصرف، شاخص ادراک خطر، و پرسش نامه ذهن آگاهی پنج عاملی بودند. داده ها با استفاده از روش همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تحلیل شد. یافته ها: ادراک خطر و ذهن آگاهی ارتباط مستقیم منفی معناداری با عود مصرف مواد داشتند. به هر حال، ذهن آگاهی در رابطه بین ادراک خطر و عود مصرف مواد نقش میانجی معناداری نداشت. نتیجه گیری: با توجه به ارتباط بین ادراک خطر و ذهن آگاهی و ارتباط مستقل ادراک خطر و ذهن آگاهی با عود مصرف مواد در مردان وابسته به مواد مخدر در حال ترک، پیشنهاد می شود که مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی و بالا بردن و آموزش ادراک خطر جهت کاهش عود مصرف مواد مورد توجه قرار گیرد.
۳۷۰۴۲.

نقش میانجی تاب آوری روانشناختی در رابطه ترومای دوران کودکی با رفتارهای خود آسیبی غیرخودکشی در دانش آموزان مقطع متوسطه دوم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۴۱
زمینه و هدف: بدرفتاری با کودک یک مشکل بهداشت عمومی گسترده با پیامدهای نامطلوب سلامت جسمی و روانی کوتاه مدت یا بلندمدت برای کودکان است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطه ای تاب آوری روان شناختی بین ترومای دوران کودکی و رفتارهای خود آسیبی غیر خودکشی نوجوانان بود. روش: روش پژوهش حاضر، همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری مطالعه حاضر تمامی دانش آموزان مشغول به تحصیل مقطع متوسطه دوم شهر بم در سال تحصیلی 1404-1403 بود که با توجه به جامعه آماری حداقل حجم نمونه 330 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شد. ابزارهای مورد استفاده مقیاس تاب آوری (کانر و دیویدسون،2003)، پرسش نامه رفتارها و کارکردهای خود جرحی (خانی پور، 1393) و فرم کوتاه پرسش نامه ترومای دوران کودکی برنشتاین و فینک (1998) بود. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که ترومای دوران کودکی بر رفتارهای خود آسیبی غیر خودکشی اثر مستقیم دارد (0/05>P). ترومای دوران کودکی اثرات پیش بینی غیرمستقیم قابل توجهی بر رفتارهای خود آسیبی غیر خودکشی از طریق تاب آوری روان شناختی (β=-0/157،p< 0/05) داشت. نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت، نوجوانان با ترومای دوران کودکی در صورت اکتساب ظرفیت بالای تاب آوری روان شناختی می توانند کمتر اقدام به رفتارهای خودآسیبی کنند.
۳۷۰۴۳.

تبیین و پیش بینی طلاق عاطفی بر اساس سبک دلبستگی اجتنابی، سبک دلبستگی دوسوگرا/اضطرابی و انتظارات واقع بینانه از ازدواج در رابطه زوجین شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۵۳
هدف: پژوهش حاضر با هدف، تبیین و پیش بینی طلاق عاطفی بر اساس سبک دلبستگی اجتنابی، سبک دلبستگی دوسوگرا/اضطرابی و انتظارات واقع بینانه از ازدواج در رابطه زوجین شهر تهران انجام شده است. روش: پژوهش حاضر توصیفی-پیمایشی و از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی افراد متأهل مراجعه کننده به مراکز خدمات مشاوره و روانشناسی منطقه 1 شهر تهران در بهار سال 1403 بود، که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی، تعداد 160 نفر از آنان به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه های طلاق عاطفی گاتمن (1998)، مقیاس دلبستگی بزرگسال کولینز و رید (1990) و مقیاس انتظار از ازدواج نلسون و جونز (1996) جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها در دو بخش توصیفی و استنباطی با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه توسط نرم افزار SPSS ویرایش 26 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین سبک دلبستگی اجتنابی و سبک دلبستگی دوسوگرا/اضطرابی با طلاق عاطفی رابطه مثبت معنادار وجود دارد. همچنین، بین انتظارات واقع بینانه از ازدواج با طلاق عاطفی رابطه منفی معنادار وجود دارد. نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت که سبک دلبستگی اجتنابی، سبک دلبستگی دوسوگرا/اضطرابی و انتظارات واقع بینانه از ازدواج، طلاق عاطفی را در رابطه زوجین پیش بینی می کنند.
۳۷۰۴۴.

اثربخشی آموزش مدیریت استرس بر اضطراب، کیفیت خواب و شدت علائم افسردگی پس از زایمان در مادران نخست زا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۶
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش مدیریت استرس بر اضطراب، کیفیت خواب و شدت علائم افسردگی پس از زایمان در مادران نخست زا بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل با دوه پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری، زنان بارداری اول شهر تنکابن در سال1402 بودند که از این جامعه بر مبنای ملاک های ورود و خروج، به روش نمونه گیری هدفمند، تعداد 30 زن انتخاب شده و در گروه آزمایش و گروه گواه هر گروه 15 زن به صورت تصادفی جایگرین شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه اضطراب بک (BAI، 1988)، پرسشنامه کیفیت خواب پیتزبورگ (PSQI، 1989) و پرسشنامه افسردگی پس از زایمان ( EPDS) ادینبورگ (2003) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج نشان داد که تفاوت نمرات میانگین ها بین مراحل پیش آزمون و پس آزمون برای متغیرهای اضطراب و علائم افسردگی پس از زایمان در گروه آزمایش، بیانگر کاهش و برای متغیر کیفیت خواب افزایش معنادار (001/0) و تفاوت ها از مرحله پس آزمون به مرحله پیگیری معنادار نبود، به این معنا که اثرات آموزش مدیریت استرس در طول زمان ثبات داشت. از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که آموزش مدیریت استرس باعث افزایش کیفیت خواب و کاهش اضطراب و شدت علائم افسردگی پس از زایمان می شود.
۳۷۰۴۵.

اثربخشی درمان راه حل محور بر سبک های ارتباطی و انسجام خانوادگی زنان دارای رابطه عاطفی سرد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۴
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان راه حل محور بر سبک های ارتباطی و انسجام خانوادگی زنان دارای رابطه عاطفی سرد بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش زنان متأهل 25-35 سال دارای رابطه عاطفی سرد در سال 1400-1401 بود که به مرکز مشاوره بهزیستی شهر رشت مراجعه کرده بودند که از بین آنها تعداد 30 نفر، 15 نفر در گروه کنترل، 15 نفر در گروه آزمایش از طریق روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و سپس به صورت تصادفی در دو گروه گمارده شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه طلاق عاطفی گاتمن (2008، GDES)، پرسشنامه الگو های ارتباطی کریستنسن و سالاوی (1984،CPQ) و مقیاس ارزیابی انطباق و انسجام خانواده السون و همکاران (1985، FACES-IV) بود. گروه آزمایش هر هفته 1 جلسه 90 دقیقه ای درمان راه حل محور گرانت را دریافت کردند. طی این مدت گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون سبک های ارتباطی و انسجام خانوادگی در گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. بدین ترتیب، درمان راه حل محور می تواند از طریق تکنیک های ساده و یافتن راه حل های متفاوت به زوجین دارای مشکلات زناشویی کمک کند تا به روابط خود در زندگی زناشویی بهبود بخشند.
۳۷۰۴۶.

اثربخشی مواجهه درمانی روایتی بر کاهش علائم سوگ و تسهیل رشد پس از ضربه در افراد مبتلا به سوگ طولانی مدت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۱
زمینه: اختلال سوگ می تواند کارکردهای عادی فرد را تا حد زیادی مختل نماید. تاکنون اثربخشی مواجهه درمانی روایتی بر برخی اختلالات بررسی شده ولی در مورد اثربخشی آن بر اختلال سوگ شکاف پژوهشی وجود دارد. هدف: هدف مطالعه حاضر تعیین کارآمدی مواجهه درمانی روایتی بر کاهش علائم سوگ و تسهیل رشد پس از ضربه در افراد مبتلا به اختلال سوگ طولانی مدت بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی بزرگسالان (18 تا 60 سال) مبتلا به سوگ طولانی مدت بر اساس ملاک های تشخیصی DSM5-TR، در شهر قزوین در سال 1401 بود؛ که از میان آن ها 16 نفر به عنوان افراد نمونه با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه ۸ نفر) که از نظر جنسیت همتا شده بود، گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل سیاهه تجربه سوگ (EGQ) (بارت و اسکات، 1989)، مصاحبه بالینی ساختاریافته برای اختلال سوگ طولانی مدت (SCIP) (هالی و همکاران، ۲۰۲۲)، پرسشنامه رشد پس از ضربه (PGTI) (تدسچی و کالهون، ۱۹۹۶) بود. پروتکل مورد استفاده در این پژوهش برنامه جلسات مواجهه درمانی روایتی (شوئر و همکاران، ۲۰۱۱) بود. داده ها از طریق نرم افزار SPSS ورژن ۲۴ و با استفاده از روش آماری t مستقل، در مورد تفاضل نمرات پیش-پس آزمون، مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان دادند که مواجهه درمانی روایتی به طور معناداری علائم سوگ طولانی مدت را کاهش داده (332/9 t= و 001/0 =P) و باعث تسهیل معنادار رشد پس از ضربه شده است (203/6- t= و 001/0 =P). لازم به ذکر است مواجهه درمانی روایتی باعث کاهش معنادار در تمامی زیر مقیاس های سوگ طولانی مدت به جز بدنامی شد و تمامی ابعاد رشد پس از ضربه را تسهیل بخشید (01/0 >p). نتیجه گیری: می توان به کارگیری مواجهه درمانی روایتی را، با در نظر گرفتن ملاحظات بالینی، در مراکز روانشناختی برای درمان مبتلایان به اختلال سوگ طولانی مدت، پیشنهاد نمود.
۳۷۰۴۷.

The relationship between adverse childhood experiences and impulsive and risky behaviors: the mediating role of positive and negative emotional motivations in college students(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۰
Impulsive and risky behaviors include behavioral choices that may expose people to serious risks of harm. Therefore, the present study was conducted with the aim of the relationship between adverse childhood experiences and impulsive and risky behaviors, the mediating role of positive and negative emotional motivations in students. In terms of purpose, the research was applied, and in terms of the implementation, the correlation based on structural equations. The statistical population of the research included the students of Islamic Azad University, Babol in 1402-1403, and 200 people were selected as a sample by sampling method. Questionnaires risk tolerance of Zadeh Mohammadi et al. (2003), childhood trauma by Bernstein et al. (2003); Bernstein et al.'s childhood trauma (2003): Positive and negative effect, Watson and Telgen were used to collect data. The collected data were analyzed using structural equations in SPSS and AMOS software. The results showed that adverse childhood experiences and negative emotional motivations have a positive and direct effect on impulsive and risky behaviors, and positive emotional motivations have a direct negative effect on impulsive and risky behaviors. Also, adverse childhood experiences have an indirect effect on impulsive and risky behaviors with the mediating role of positive and negative emotional motivations in students. Therefore, various types of abuse or neglect and ignoring their needs and types of abuse in the context of family or society can have long-term harmful effects and cause risky and impulsive behaviors in the future
۳۷۰۴۸.

تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی توانمندسازی والدگری مبتنی بر تجربه زیسته مادران با سابقه بد رفتاری در کودکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۶۴
هدف این پژوهش تدوین و امکان سنجی بسته آموزشی توانمندسازی والدگری بر خودکارآمدی والدگری مادران با سابقه بدرفتاری در کودکی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری مادران با سابقه بدرفتاری در کودکی، دارای فرزند مشغول به تحصیل دوره ابتدایی در سال تحصیلی 1403-1402 شهر اصفهان بود. تعداد 30 مادر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های خودکارآمدی والدگری (PSAM، دومکا و همکاران، 1996) و ترومای دوران کودکی (CTQ، برنستاین و همکاران، 2003) بود. گروه آزمایش بسته آموزشی توانمندسازی والدگری را در 10 جلسه 60 دقیقه ای دریافت نمودند، اما گروه گواه تا پایان پژوهش مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها نشان داد بسته آموزشی توانمندسازی والدگری در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل، باعث افزایش معنادار خودکارآمدی والدگری مادران با سابقه بدرفتاری در کودکی در پس آزمون و پیگیری شد (001/0>p). همچنین تعامل معنادار گروه×زمان نشان دهنده اثربخشی پایدار مداخله بود. بنابراین می توان از این بسته آموزشی به عنوان مداخله روان شناختی مؤثر در قالب برنامه های ارتقاء سلامت خانواده استفاده کرد.
۳۷۰۴۹.

The Lived Experience of Schizophrenic Patients from COVID-19 During Quarantine(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۳
Introduction and Objective: A thorough understanding of how people with schizophrenia experience critical situations such as an epidemic is important. Therefore, this study was conducted to analyze the lived experiences of patients with schizophrenia residing in a care center during the COVID-19 pandemic. Research Methodology: The qualitative research method used was phenomenology. Patients with schizophrenia who were residing at the Sarai Ehsan Rehabilitation Center were selected purposefully. Based on the rule of theoretical saturation, sampling continued until 31 patients were included. Data were collected through semi-structured interviews. The analysis method followed Colaizzi's approach, and the data were manually analyzed by the researchers. Findings: Data analysis led to the identification of 308 primary codes. Five main themes were extracted: (1) patients’ perceptions and causes of the disease, (2) patients’ views about quarantine, (3) feelings and emotions during the period of quarantine and illness, (4) patients’ actions during the period of quarantine and illness, and (5) sources of information about the disease. These main themes included 32 sub-themes. Conclusion: The findings suggest that the Coronavirus pandemic and the resulting quarantine significantly affected the experiences of patients with schizophrenia. Psychiatrists and clinical psychologists are encouraged to use these findings in the treatment of patients with schizophrenia during infectious disease outbreaks.
۳۷۰۵۰.

اثربخشی بازی درمانی با رویکرد شناختی رفتاری بر خلاقیت و خودکارآمدی کودکان دختر 7 تا 10 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۹
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی بازی درمانی با رویکرد شناختی رفتاری بر خلاقیت و خودکارآمدی کودکان دختر 7 تا 10 ساله بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری این پژوهش شامل کودکان دختر 7 تا 10 ساله شهر شیراز در سال 1403 بود. از بین جامعه ی آماری پژوهش تعداد 60 کودک به روش دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 30 نفر آزمایش و کنترل جایگذاری شدند. برای جمع آوری داده ها از آزمون خلاقیت تورنس (1998، TTCT) و پرسشنامه ی خودکارآمدی موریس (2001، SEQ-C) استفاده شد. بازی درمانی با رویکرد شناختی – رفتاری طی 6 جلسه 45 دقیقه ای و با توالی هر هفته یک جلسه برای گروه آزمایش اجرا شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری، مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون خلاقیت و خودکار آمدی در دو گروه تفاوت معناداری در سطح 01/0>P وجود داشت. بنابراین می توان نتیجه گرفت که بازی درمانی با رویکرد شناختی رفتاری تأثیر قابل قبولی در خلاقیت و خودکارآمدی کودکان دختر داشته است.
۳۷۰۵۱.

اثربخشی آموزش هوش هیجانی بر مکانیسم های دفاعی و سبک حل تعارض در زوجین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۷
پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش هوش هیجانی بر مکانیسم های دفاعی و سبک حل تعارض در زوجین شهر ورامین انجام شد. روش تحقیق، نیمه آزمایشی پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زوجین شهر ورامین مراجعه کننده به مراکز مشاوره در سال 1404 بود. نمونه آماری شامل 60 نفر از زوجین که از این تعداد 30 نفر را زنان و 30 نفر را مردان تشکیل دادند. روش نمونه گیری نیز به صورت در دسترس انتخاب شد گروه آزمایش به مدت دو ماه پروتکل آموزشی را دریافت کرد و گروه گواه آموزشی دریافت نکرد. ابزار پرسشنامه سبک های حل تعارض ویکز (1994) و پرسشنامه سبکهاى دفاعى(DSQ) بود. روش تجزیه و تحلیل داده ها جهت تحلیل فرضیه های پژوهش نیز از طریق تحلیل کوواریانس بود. نتایج پژوهش نشان دادند که تفاوت معنی داری بین گروه آزمایش و گواه در مرحله پس آزمون در متغیرهای مکانیسم های دفاعی و سبک حل تعارض وجود دارد (p<0.001). نتیجه گیری : با توجه به یافته می توان نتیجه گرفت که روش آموزش هوش هیجانی می تواند در بهبود سبک های حل تعارض و مکانیسم های دفاعی زوجین موثر باشد.
۳۷۰۵۲.

نقش میانجی نقص در شفقت خود در رابطه بین آسیب های دلبستگی با خصیصه های اختلال شخصیت مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۶
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی نقص در شفقت خود در رابطه با آسیب های دلبستگی با خصیصه های اختلال شخصیت مرزی انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان دانشگاه های شهر تهران در سال 1402 بودند که به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 301 نفر انتخاب و پرسشنامه را تکمیل کردند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه اختلال شخصیت مرزی (BPI، لیشنرنیگ، 1999)، پرسشنامه دلبستگی بزرگسالان (AAQ، هازان و شاور، 1987) و مقیاس شفقت به خود فرم کوتاه (SCS-SF، ریس، 2011) بودند. داده ها با استفاده از روش معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که سبک دلبستگی ناایمن به صورت مستقیم قادر به پیش بینی خصیصه های اختلال شخصیت مرزی بود (۰01/۰p‹). همچنین سبک دلبستگی ناایمن توانست از طریق نقص در شفقت خود به صورت غیرمستقیم، خصیصه های اختلال شخصیت مرزی پیش بینی کند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که سبک دلبستگی ناایمن با توجه به نقش مهم نقص در شفقت خود می تواند تبیین کننده خصیصه های اختلال شخصیت مرزی باشد و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر ضروری است.
۳۷۰۵۳.

تبیین مدل ساختاری ارتباط باورهای فراشناختی با اضطراب سلامت در بین پرستاران: نقش میانجی گر سبک های مقابله مسئله مدار و هیجان مدار(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۸۹
زمینه و هدف: این پژوهش باهدف تبیین مدل ساختاری ارتباط باورهای فراشناختی با اضطراب سلامت در بین پرستاران: نقش میانجی گر سبک های مقابله مسئله مدار و هیجان مدار انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل 250 پرستار بیمارستان امام صادق (ع) شهرستان دلیجان و بیمارستان امام خمینی محلات در سال 1403 بود که از آن میان، تعداد 215 پرستار به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیدند. ابزار های پژوهش شامل پرسشنامه اضطراب سلامت سالکوس کیس و واروی ک و همکاران(1989)، پرسشنامه باورهای فراشناختی ولزوکاترایت-هاتون (1997) و پرسشنامه سبک های مقابله با استرس اندلر و پارکر (1990)بود. داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار های SPSS و LISREL و مدل معادلات ساختاری مورد محاسبه قرار گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل نشان داد مدل فرضی پژوهش از برازش کافی برخوردار است و بین باورهای فراشناختی با میانجی گری سبک های مقابله ای مسئله مدار و هیجان مدار با استرس و مؤلفه های آن بر اضطراب سلامت تأثیرگذار است. بین باورهای فراشناخت و سبک مقابله ای هیجان مدار (711/0) رابطه معناداری به صورت مثبت وجود دارد. همچنین رابطه بین باورهای فراشناخت با اضطراب سلامت(604/0) نیز مثبت و معنادار می باشد. همچنین رابطه بین سبک مقابله ای مسئله مدار با اضطراب سلامت با مقدار 604/0 مثبت و معنادار و رابطه بین سبک مقابله ای هیجان مدار با اضطراب سلامت با مقدار 484/0- منفی و معنادار است. قابل ذکر است که ماتریس همبستگی بین متغیرها در سطح 01/0 ≥p معنادار می باشد. نتیجه گیری: نقش اضطراب به عنوان یک عامل مهم در سلامت روان پرستاران باید به عنوان مبنایی در مطالعات جدید برای شناسایی شیوع علائم اصلی اضطراب؛ و همچنین اقدامات پیشگیرانه برای مقابله با آن مورد توجه قرار گیرد.
۳۷۰۵۴.

مقایسه اثربخشی زندگی درمانی و آموزش گروهی مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری بر تاب آوری بیماران مبتلا به دیابت نوع 2(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۸
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی زندگی درمانی و آموزش گروهی مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری بر تاب آوری بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 شهر ساری در سال 1403 بود. 45 نفر با روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس از مجتمع تخصصی باغبان (طوبی) انتخاب و در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی جایگزین شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس تاب آوری (CD-RS؛ کانر و دیویدسون، 2003) استفاده شد. گروه های آزمایش هر یک برای 8 جلسه 90 دقیقه ای مداخله را به صورت گروهی دریافت کردند. تحلیل داده ها به روش آماری تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج مقایسه زوجی نشان داد که فقط در گروه های مداخله بین نمرات پیش آزمون با پس آزمون و پیگیری تفاوت وجود داشت (05/0>P)؛ علاوه بر این نتایج مقایسه زوجی نشان داد که زندگی درمانی نسبت به آموزش گروهی مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری به طور معنادار تا مرحله پیگیری دارای اثربخشی بیشتری بر تاب آوری بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 بوده است (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که زندگی درمانی نسبت به آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری تاثیر بیشتری بر افزایش تاب آوری بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 داشته است.
۳۷۰۵۵.

مقایسه اثربخشی روان درمانی وجودی و درمان مبتنی بر شفقت بر تحمل پریشانی در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۸
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی روان درمانی وجودی و درمان مبتنی بر شفقت بر تحمل پریشانی در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس مراجعه کننده به انجمن مولتیپل اسکلروزیس شهر تهران در تابستان سال 1403 بودند. سپس تعداد به روش نمونه گیری هدفمند تعداد 45 زن بیمار تشخیص داده شده بر اساس پزشک متخصص انتخاب و در گام دوم این تعداد به صورت تصادفی ساده در دو گروه شامل گروه آزمایشی روان درمانی وجودی (15 زن)، گروه درمانی مبتنی بر شفقت (15 زن) و یک گروه کنترل (15 زن) قرار گرفتند. سپس گروه آزمایش اول تحت 10 جلسه 90 دقیقه ای روان درمانی وجودی و گروه آزمایش دوم تحت10 جلسه 90 دقیقه ای درمان مبتنی بر شفقت قرار گرفتند. در این مدت گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد و در لیست انتظار باقی ماند. از مقیاس تحمل پریشانی (DTS) سیمونز و گاهر (2005) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی استفاده شد. نرم افزار تحلیل داده ها SPSS نسخه 28 بود. نتایج نشان داد هر دو مداخله مذکور در مرحله پس آزمون و پیگیری اثربخشی معناداری بر تحمل پریشانی داشته است (0/05>P). همچنین نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که درمان مبتنی بر شفقت اثربخشی بیشتری نسبت به روان درمانی وجودی بر افزایش تحمل پریشانی دارد (0/05>P). بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که روان درمانی وجودی و درمان مبتنی بر شفقت می توانند به عنوان شیوه های درمانی مناسب برای افزایش تحمل پریشانی در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس در مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی به کار برده شوند و تقدم استفاده در افزایش تحمل پریشانی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس با درمان مبتنی بر شفقت است.
۳۷۰۵۶.

Developing a Marital Skills Training Package and its Effectiveness on Enhancing Intimacy and Psychological Well-being of Couples with Marital Conflicts: A Mixed-Methods Research(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۳
Objective: This research aimed to develop a training package on marital skills and its effectiveness in improving intimacy and psychological well-being of couples involved in marital conflicts. Methods:  The research method in the qualitative part was content analysis, and in the quantitative part, a quasi-experimental design with a pretest-posttest control group. The statistical population in the qualitative section was 10 specialists in the field of counseling and psychology, and in the qualitative section, couples with conflict in the city of Shahrekord in 1403. The research method , purposive sampling method was used. In this research, 16 couples with the inclusion and exclusion criteria were selected and randomly assigned to the experimental group (8 couples) and the control group (8 couples). To collect data, the Marital Conflict Questionnaire (MCQ), Ryff's Psychological Well-being Scale (RPWBS), and the Marital Intimacy Scale (MIS) were used. The data were analyzed using analysis of covariance and SPSS24 software. The results of the analysis of covariance showed (P<0.01). Results: Therefore, it can be concluded that marital skills training, as a social approach, had an enhancing role in intimacy and psychological well-being of couples with marital conflicts. Conclusion: The results of this research can be used by counseling and psychological centers, education and training, parent-teacher associations, welfare organizations, and all cultural institutions.
۳۷۰۵۷.

مراقبه و ذهن آگاهی: کاهش دفاع های آنی و درنگیده در برابر اندیشۀ مرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۳
پژوهش ها همبستگی منفی ذهن آگاهی با واکنش های دفاعی به یادآوری/اندیشه مرگ را نشان داده اند و هدف پژوهش کنونی این بود که با روش آزمایشی، اثر مراقبه و ذهن آگاهی بر این واکنش ها را روشن کند. فراخوان شرکت در پژوهش به 30 هزار مشترک همراه اول و ایرانسل شهر تهران پیامک شد و با روش دسترس، 127 نفر از آنها (53 مرد) با میانگین سنی 37 سال برای شرکت در این پژوهش گزینش و به گونه تصادفی به چهار گروه مراقبه-اندیشه مرگ، مراقبه-بدون اندیشه مرگ، بدون مراقبه-اندیشه مرگ، و بدون مراقبه-بدون اندیشه مرگ گمارده شدند. پس از آموزش مراقبه تنفس ذهن آگاهانه بودایی و اندازه گیری ذهن آگاهی با مقیاس ذهن آگاهی تورونتو، اندیشه مرگ با روش بورک و همکاران (2010) در آزمودنی ها به وجود آمد و آنگاه فرونشانی اندیشه مرگ به عنوان یک دفاع آنی با روش آرنت و همکاران (1997) یک بار پس از به وجود آوردن اندیشه مرگ و یک بار پس از یک درنگ، و دفاع از جهان بینی خویش به عنوان یک دفاع درنگیده با روش گرینبرگ و همکاران (1990) پس از یک درنگ اندازه گیری شد. تحلیل های واریانس نشان دادند که مراقبه، ذهن-آگاهی را افزایش داده و توانسته است از اثر اندیشه مرگ بر فرونشانی اندیشه مرگ و دفاع از جهان بینی خویش جلوگیری کند. پس مراقبه می تواند با افزایش ذهن آگاهی، واکنش های دفاعی به اندیشه و اضطراب مرگ، که اثرهای زیان بار این واکنش ها برای فرد و جامعه ثابت شده است، را کاهش دهد.
۳۷۰۵۸.

پیش بینی رفتار خوردن بر اساس توانمندی ایگو و بی اعتبارسازی هیجانی در زنان چاق مبتلا به دیابت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۳
هدف پژوهش حاضر پیش بینی رفتار خوردن بر اساس توانمندی ایگو و بی اعتبارسازی هیجانی در زنان چاق مبتلا به دیابت بود. طرح پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل زنان چاق مبتلا به دیابت مراجعه کننده به مراکز درمانی دیابت وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال 1403 بود که تعداد آن ها بر اساس آمار مراکز درمانی، 200 هزار نفر گزارش شد که از بین آنها به صورت دردسترس 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس رفتار خوردن داچ ون اشتراین (DEBQ، 1986)، مقیاس توانمندی ایگو مارکستروم و همکاران (SES، 1997)، و مقیاس بی اعتبارسازی هیجانی ادراک شده زلینسکی (PIES، 2016) بود. روش تحلیل این پژوهش، تحلیل رگرسیون از نوع همزمان بود. نتایج نشان داد که توانمندی ایگو و بی اعتبار سازی هیجانی در مجموع 9/17 درصد رفتار خوردن را تبیین می کنند (05/0>P). نتیجه گیری می شود توانمندی ایگو رفتارهای خوردن سالم تر را تسهیل می کرد، در حالی که بی اعتبارسازی هیجانی با افزایش رفتارهای خوردن هیجانی و ناسالم مرتبط بود.
۳۷۰۵۹.

The Effectiveness of Mindfulness-Based Stress Reduction on Worry, Cognitive Distortions, and Depression in Students with Insomnia Symptoms(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۵
Objective: Insomnia, marked by difficulty falling or staying asleep, affects many students and contributes to increased worry, cognitive distortions, and depression, exacerbating their overall well-being and academic performance. This study evaluates the effectiveness of Mindfulness-Based Stress Reduction (MBSR) in reducing worry, cognitive distortions, and depression in students with insomnia symptoms. Method: The research utilized a quasi-experimental design with a pretest-posttest control group. The statistical population consisted of university students in Ardabil Province during the 2023-2024 academic year. A total of 34 students were purposefully selected based on predefined criteria (e.g., insomnia symptoms) and then randomly assigned to either the intervention group (n = 17) or the control group (n = 17). The research instruments included the Insomnia Severity Index (2001), the Penn State Worry Questionnaire (1990), the Cognitive Distortions Questionnaire (2004), and the Beck Depression Inventory (1996). The intervention group participated in eight weekly sessions of 90-minute MBSR, while the control group received no intervention. Data were analyzed using multivariate analysis of covariance with SPSS-27. Results: The results indicated that MBSR significantly reduced worry (F = 46.86), rejection in interpersonal relationships (F = 30.07), unrealistic expectations in relationships (F = 41.54), misperception in interpersonal relationships (F = 30.38), and depression (F = 41.20) among students with insomnia symptoms (P < 0.001). Conclusion: The results highlight the potential of MBSR as a valuable non-pharmacological intervention for managing insomnia and associated psychological challenges in academic settings. Given its effectiveness, further research could explore long-term benefits and applicability across diverse student populations and settings.
۳۷۰۶۰.

مدل ساختاری خودناتوان سازی بر اساس احساس مسئولیت پذیری با میانجی گری رضایت از تحصیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۸
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مدل ساختاری خودناتوان سازی بر اساس احساس مسئولیت پذیری با میانجی گری رضایت از تحصیل انجام شد. روش این پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوره دوم در سال 1403 در شهرستان اسفراین بود؛ در این مطالعه نمونه نهایی 350 نفر درنظر گرفته شد؛ نمونه گیری به روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای جمع آوری شد. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس خودناتوان سازی (ASHS؛ جونز و رودوالت، 1982)، پرسشنامه احساس مسئولیت پذیری (SRQ؛ گاف، 1951) و پرسشنامه رضایت از تحصیل (ASQ؛ توسط لنت و همکاران، 2009) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدلیابی معادلات ساختاری انجام شد. مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. همچنین یافته ها نشان داد که مسئولیت پذیری و رضایت از تحصیل به طور منفی بر خودناتوان سازی اثر مستقیم داشتند؛ همچنین مسئولیت پذیری به طور مثبت بر رضایت از تحصیل اثر مستقیم و معنادار داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که رضایت از تحصیل بین مسئولیت پذیری و خودناتوان سازی نقش میانجی داشت (05/0>P). در مجموع یافته ها نشان داد که احساس مسئولیت پذیری به صورت مستقیم و با میانجی گری رضایت از تحصیل بر خودناتوان سازی دانش آموزان دختر اثر داشت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان