ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶٬۱۴۱ تا ۳۶٬۱۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۳۶۱۴۱.

روایی تشخیصی «روش ارزیابی شدلر- وستن» در نمونه غیربالینی صنعت نفت ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۴۲
زمینه و هدف: بررسی روایی تشخیصی ابزارهای مختلف جهت شناسایی مبتلایان به اختلال های شخصیتی اهمیت زیادی دارد. در نتیجه، هدف این مطالعه تعیین روایی تشخیصی روش ارزیابی شدلر- وستن در نمونه غیربالینی صنعت نفت ایران بود. روش و مواد: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا کمّی بود. جامعه پژوهش کارکنان صنعت نفت متقاضی تصدی پست های مدیریتی در سال 1402 بودند که تعداد 400 نفر از آنها با روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها با روش ارزیابی شدلر- وستن (SWAP-200) گردآوری و برای تعیین روایی تشخیصی از سه روش فاصله اطمینان، ضریب حساسیت و ضریب وضوح گرایی در نرم افزار SPSS استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که هر 12 مقیاس روش ارزیابی شدلر- وستن شامل پارانوئید، اسکیزوئید، اسکیزوتایپال، ضداجتماعی، مرزی، هیستریانیک، نارسیستیک، اجتنابی، وابسته، وسواسی، افسرده و منفعل- پرخاشگر به دلیل داشتن فاصله اطمینان بیشتر از 2 انحراف معیار دارای روایی تشخیصی مناسبی بود. همچنین، 9 مقیاس پارانوئید، اسکیزوئید، ضداجتماعی، هیستریانیک، نارسیستیک، اجتنابی، وابسته، وسواسی و منفعل- پرخاشگر به دلیل داشتن ضریب حساسیت و ضریب وضوح گرایی به ترتیب بالاتر از 90/0 و 70/0 حاکی از روایی تشخیصی مناسب بودند، اما مقیاس اسکیزوتایپال به دلیل ضریب حساسیت 21/0 و ضریب وضوح گرایی 80/0، مقیاس مرزی به دلیل ضریب حساسیت 35/0 و ضریب وضوح گرایی 70/0 و مقیاس افسرده به دلیل ضریب وضوح گرایی 57/0 و ضریب حساسیت 65/0 حاکی از روایی تشخیصی نامناسب بود. نتیجه گیری: طبق نتایج این مطالعه، متخصصان و درمانگران اختلال های شخصیتی می توانند از روش ارزیابی شدلر- وستن به عنوان یک ابزار دارای روایی تشخیصی مناسب استفاده نمایند.
۳۶۱۴۲.

نقش تعدیل کننده انعطاف پذیری روان شناختی در رابطه بین کمال گرایی و رغبت به ازدواج دانشجویان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۲۰
با توجه به افزایش سن ازدواج و کاهش تمایل جوانان به ازدواج، شناسایی عوامل مؤثر بر این پدیده از اهمیت بسزایی برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعدیل کنندگی انعطاف پذیری روان شناختی در رابطه بین کمال گرایی و رغبت به ازدواج انجام شد. این مطالعه توصیفی همبستگی بر روی 304 دانشجوی مجرد دانشگاه الزهرا انجام گرفت که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه رغبت به ازدواج (1389)، مقیاس چندبعدی کمال گرایی (هویت و فلت، 1991) و پرسشنامه چندبعدی انعطاف پذیری روان شناختی (2018) بود. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS و از طریق روش مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که کمال گرایی خودمحور و کمال گرایی دگرمحور با رغبت به ازدواج رابطه منفی معنادار دارند؛ در حالی که کمال گرایی جامعه محور ارتباط معناداری با رغبت به ازدواج نداشت. همچنین انعطاف پذیری روان شناختی با رغبت به ازدواج رابطه مثبت معنادار و انعطاف ناپذیری روان شناختی با رغبت به ازدواج رابطه منفی معنادار داشت. در نهایت تحلیل اثر تعدیل گری نشان داد که انعطاف پذیری روان شناختی قادر به تعدیل رابطه بین کمال گرایی و رغبت به ازدواج است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که می توان با تقویت انعطاف پذیری روان شناختی و اصلاح الگوهای کمال گرایی ناسازگار، تمایل به ازدواج را در جوانان افزایش داد. این نتایج می تواند مبنایی برای تدوین مداخلات روان شناختی مؤثر در حوزه ازدواج و خانواده باشد. واژگان کلیدی : انعطاف پذیری روان شناختی، رغبت به ازدواج، کمال گرایی.
۳۶۱۴۳.

پیش بینی رضایت از زندگی براساس خودمهارگری و تاب آوری(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۳۱
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش خودمهارگری و تاب آوری در پیش بینی رضایت از زندگی انجام شد. این مطالعه به روش توصیفی و از نوع همبستگی طراحی گردید و جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه تهران تشکیل دادند. نمونه ای شامل ۳۸۱ دانشجو (۱۰۹ مرد و ۲۷۲ زن) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با روش های ضریب همبستگی گشتاوری پیرسون و رگرسیون خطی انجام پذیرفت. داده ها با استفاده از پرسشنامه های استاندارد رضایت از زندگی، مقیاس تاب آوری و مقیاس خودمهارگری جمع آوری شد. نتایج یافته های تحقیق، همبستگی مثبت و معناداری بین هر دو متغیر پیش بین (خودمهارگری و تاب آوری) با رضایت از زندگی نشان داد. تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که این دو متغیر در مجموع ۳۱ درصد از واریانس رضایت از زندگی را تبیین می کنند. این یافته ها بیانگر آن است که تقویت خودمهارگری و تاب آوری می تواند به عنوان راهبردی مؤثر در افزایش رضایت از زندگی مورد توجه قرار گیرد.
۳۶۱۴۴.

اثربخشی روان درمانی مثبت گرا بر آشفتگی روانشناختی، دغدغه فکری و افکار خودآیند منفی دانش آموزان کنکوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۲۵
هدف: هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر روان درمانی مثبت گرا بر آشفتگی روان شناختی، دغدغه فکری و افکار خودآیند منفی دانش آموزان کنکوری می باشد. مواد و روش : این پژوهش از لحاظ ماهیت جزو تحقیقات کاربردی و از لحاظ اجرا جزو تحقیقات نیمه آزمایشی و از نوع طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر کنکوری شهر کرمانشاه در سال 1402 بود. از بین جامعه آماری، 40 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس در دو گروه (یک گروه آزمایشی و یک گروه کنترل) انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارت از پرسشنامه آشفتگی روان شناختی کسلر و همکاران (2003)، پرسشنامه افکار خودآیند منفی کندال و هولون (1980)، پرسشنامه درآمیختگی فکری راچمن و شفران (1996) بودند. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با استفاده از تحلیل کواریانس چند متغیره انجام گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که روش مداخله روان درمانی مثبت گرا بر آشفتگی روان شناختی دانش آموزان کنکوری در مرحله پس آزمون تأثیر معناداری داشته است (p < 0.01). همچنین، روش مداخله روان درمانی مثبت گرا بر افکار خودآیند منفی دانش آموزان کنکوری در مرحله پس آزمون تأثیر معناداری داشته است (p < 0.01) و بر دغدغه فکری این دانش آموزان نیز در مرحله پس آزمون تأثیر معناداری داشته است (p < 0.01). نتیجه گیری: روان درمانی مثبت گرا بر افکار خودآیند منفی دانش آموزان کنکوری اثر بخش است. روان درمانی مثبت گرا بر آشفتگی روان شناختی دانش آموزان کنکوری اثربخش است. روان درمانی مثبت گرا بر دغدغه فکری دانش آموزان کنکوری اثربخش است.
۳۶۱۴۵.

Social Capital and Participation of Elderly Woman Based on the Sport Acceptance(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۱۳
Objective: The present study was performed aiming to address the social capital and participation of elderly women based on the sport acceptance. Methods: The research method is applied and is a descriptive- survey research. The statistical population of the study includes the elderly women. 227 elderly women were selected as the sample size and simple probabilistic sampling method was used. Standard questionnaire was administered and SPSS and PLS were used for data analysis. Findings: The effect of cognitive social capital variable on the elderly women’s sport participation subjective development was 9.98, the effect of communication social capital on the subjective development of elderly was 2.71, the effect of structural social capital on the objective development of elderly women’s sport participation was 6.98 and effect of structural social capital on the subjective development of elderly women’s sport participation is 2.32 indicating that variables are influenced by each other. (p<0.05). Conclusion: according to the findings, increasing the social capital rate of elderly women is a promising y to enhance the participation of elderly women through sport participation. So, authorities and policy makers should plan and make policies in order to increase social capital as a variable affecting sport participation of elderly people.
۳۶۱۴۶.

اثرات روانی-اجتماعی ابتلا به زگیل تناسلی در زنان ایران: یک مطالعه پدیدارشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۸۳
زمینه: ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) یکی از شایع ترین عفونت های منتقله از راه جنسی در جهان است و زگیل تناسلی از تظاهرات اصلی آن به شمار می رود. درحالی که جنبه های پزشکی این عفونت به طور گسترده بررسی شده است، پیامدهای روانی–اجتماعی ابتلا به زگیل تناسلی در زنان کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است. هدف: هدف پژوهش حاضر واکاوی پیامدهای روانی–اجتماعی ابتلا به زگیل تناسلی در زنان بود. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و طرح پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. جامعه مورد مطالعه شامل زنان مبتلا به زگیل تناسلی مراجعه کننده به کلینیک های زنان در سال های ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۳ در ایران بود. نمونه گیری به روش هدفمند انجام شد و تا رسیدن به اشباع داده ها ۲۵ نفر انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری، سپس پیاده سازی و با روش کلایزی تحلیل گردید. یافته ها: شش مضمون اصلی از تحلیل داده ها استخراج شد. 1) واکنش های عاطفی کوتاه مدت شامل بهت زدگی، اضطراب، خشم، شرم، حس تنهایی و احساسات دوگانه بود. 2) اختلال در رابطه زوجی به صورت تضعیف پیوند عاطفی و اختلال در رابطه جنسی بروز یافت. 3) اثرات در زندگی اجتماعی شامل ترس از فاش شدن بیماری، انگ اجتماعی، احساس ناامنی، خشم نسبت به اجتماع، پرهیز از اقدامات درمانی و در برخی موارد ترک شغل بود. 4) نگرانی های ادراک شده درباره آینده بیشتر در زمینه رابطه زوجی در آینده و پیامدهای بلندمدت بیماری مطرح شد. 5) مشکلات روانشناختی شامل عذاب وجدان، افکار و رفتارهای وسواسی، فرافکنی، اضطراب اجتماعی، انزوای اجتماعی و آسیب به خودپنداره گزارش شد. 6) در نهایت، مشارکت کنندگان به راهبردهای سازگاری مانند جستجوی اطلاعات بیشتر، تغییر در سبک زندگی، تمرین شفقت به خود و توسل به معنویت و مذهب روی آوردند. نتیجه گیری: یافته ها نشان داد ابتلا به زگیل تناسلی پیامدهای روانی–اجتماعی متعددی برای زنان به همراه دارد. بر این اساس، ارائه حمایت اجتماعی و روانشناختی همراه با آموزش راهبردهای سازگاری و آموزش با اطلاعات دقیق می تواند در کاهش انگ اجتماعی و آثار روانی–اجتماعی این بیماری نقش مؤثری ایفا کند.
۳۶۱۴۷.

نقش میانجی گر معنا در زندگی در تبیین روابط علّی بین خودمراقبتی بهوشیار و ذهن آگاهی با بهزیستی ذهنی متخصصین روانشناسی و مشاوره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۵۵
هدف پژوهش حاضر تبیین روابط علّی بین خودمراقبتی بهوشیار و ذهن آگاهی با بهزیستی ذهنی در روانشناسان و مشاوران بر اساس نقش میانجی گر معنا در زندگی بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی روانشناسان و مشاوران مشغول به کار در مراکز و کلینیک های روانشناسی و مشاوره استان تهران در سال 1402 بود که از بین آنها 253 نفر به صورت در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار مورداستفاده در پژوهش شامل مقیاس های ذهن آگاهی (FFMQ، بائر و همکاران، 2006)، خودمراقبتی بهوشیار (MSCS، کوک-کوتون و گایکر، 2018) ، معنا در زندگی (MLQ، استگر و شین، 2010) و بهزیستی ذهنی (SWQ، مولوی و همکاران، 1389) بود. داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری و برآورد بیشینه احتمال مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان دهنده برازش مطلوب داده ها با مدل پیشنهادی پژوهش بود. خودمراقبتی بهوشیار، ذهن آگاهی و معنا در زندگی با بهزیستی ذهنی رابطه مستقیم معنادار داشتند (01/0< P). معنا در زندگی در رابطه بین خودمراقبتی بهوشیار و ذهن آگاهی با بهزیستی ذهنی نقش میانجی داشت؛ درنتیجه خودمراقبتی بهوشیار و ذهن آگاهی با میانجی گری معنا در زندگی با بهزیستی ذهنی رابطه غیرمستقیم معنادار داشتند (01/0< P). نتایج نشان داد که معنا در زندگی با توجه به نقش خودمراقبتی بهوشیار و ذهن آگاهی می تواند تبیین کننده بهزیستی ذهنی باشد. بنابراین توجه به متغیرهای پژوهش در برنامه های آموزشی و رشدی برای متخصصان مراقبت از سلامت روان جهت افزایش بهزیستی ذهنی آن ها توصیه می شود.
۳۶۱۴۸.

پیش بینی مطلوبیت اجتماعی براساس نقش سبک مقابله ای مساله مدار و تیپ های شخصیت انیاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۴۴
هدف از پژوهش حاضر پیش بینی مطلوبیت اجتماعی براساس نقش سبک مقابله ای مساله مدار و تیپ های شخصیت انیاگرام بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی مراجعین زن و مرد مراکز مشاوره شهر کرمان در سال 1401 بود که از بین آن ها 200 نفر با بهره گیری از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب گردید. ابزارهای این پژوهش شامل پرسش نامه تیپ های نه گانه انیاگرام (1993،RHETI ) مقیاس مطلوبیت اجتماعی کراون و مارلو (1960، MCSDS) و پرسش نامه سبک های مقابله با استرس اندلر و پارکر (1995، CISS) بود. داده ها به روش ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد بین تیپ های شخصیتی صلح جو، موفقیت طلب، چالش گر، یاری رسان، اصلاح طلب، جستجوگر و مشتاق با مطلوبیت اجتماعی رابطه مثبت (01/0>P) و بین تیپ های شخصیتی وفادار-شکاک و فردگرا با مطلوبیت اجتماعی رابطه منفی (01/0>P) بود. همچنین نتایج نشان داد تیپ های شخصیتی و سبک مقابله مسئله مدار می توانند 35 درصد از واریانس مطلوبیت اجتماعی را پیش بینی کنند (001/0>P). در مجموع می توان گفت سبک مقابله ای مساله مدار و تیپ های شخصیتی پیش بینی کننده مطلوبیت اجتماعی در افراد می باشند و با توجه به آن ها می توان مطلوبیت اجتماعی را تبیین کرد.
۳۶۱۴۹.

نقش میانجیگر حافظه هیجانی در تبیین روابط علی بین تجربه ترومای پیچیده و حساسیت اضطرابی با بهزیستی روان شناختی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۲۳
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی حافظه هیجانی در رابطه علی بین تجربه ترومای پیچیده و حساسیت اضطرابی با بهزیستی روان شناختی در دانشجویان بود. روش شناسی: این پژوهش به روش توصیفی-همبستگی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. 350 دانشجوی دانشگاه های تهران در سال تحصیلی 1403–1402 به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده شامل پرسشنامه ترومای دوران کودکی، مقیاس حساسیت اضطرابی، مقیاس حافظه هیجانی، و پرسشنامه بهزیستی روان شناختی ریف بود. داده ها با استفاده از نرم افزار AMOS 24 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که تجربه ترومای پیچیده و حساسیت اضطرابی هر دو به صورت مستقیم تأثیر منفی معناداری بر بهزیستی روان شناختی دارند. حافظه هیجانی به طور معناداری این روابط را میانجی گری می کند. مسیرهای غیرمستقیم نیز معنادار بودند، به طوری که حافظه هیجانی رابطه بین ترومای پیچیده و حساسیت اضطرابی با بهزیستی روان شناختی را تعدیل می کرد. مدل اصلاح شده از برازش قابل قبولی برخوردار بود و 53 درصد از واریانس بهزیستی روان شناختی را تبیین کرد. نتیجه گیری: حافظه هیجانی می تواند به عنوان یک سازوکار کلیدی در توضیح اثرات روان شناختی ترومای پیچیده و حساسیت اضطرابی بر بهزیستی روانی در نظر گرفته شود. نتایج پژوهش بر لزوم استفاده از مداخلات مبتنی بر اصلاح و پردازش حافظه هیجانی در جهت ارتقای سلامت روان دانشجویان تأکید دارد.
۳۶۱۵۰.

رابطه بین تجربه های آسیب زای دوران کودکی با سلامت روان با نقش میانجی راهبردهای مقابله ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۲۰
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین تجربه های آسیب زای دوران کودکی و سلامت عمومی با نقش میانجی راهبرد های مقابله ای بود.  روش : روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل دانشجویان مقطع کارشناسی موسسات غیرانتفاعی شهر رشت در سال تحصیلی 1402-1401 بود. نمونه ای به حجم 173 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه های سلامت عمومی گلدبرگ (GHQ)، ترومای کودکی برنستاین و همکاران (CTQ) و راهبردهای مقابله ای لازاروس و فولکمن (CSQ) را تکمیل نمودند. برای تحلیل داده های آماری از ضریب همبستگی پیرسون و مدل تحلیل مسیر و نرم افزارهای SPSS و AMOS، استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد آسیب عاطفی و غفلت عاطفی مستقیماً بر راهبردهای مقابله ای و سلامت عمومی تأثیر داشت، درحالی که آسیب جسمی و جنسی فقط بر سلامت عمومی و غفلت جسمی، تنها بر راهبردهای مقابله ای تأثیر داشت. همچنین، مقابله هیجان مدار، رابطه بین آسیب عاطفی و سلامت عمومی را میانجی گری می کرد، اما مقابله مسئله مدار نقش میانجی نداشت. راهبردهای مقابله ای هیجان مدار و مساله مدار نقش میانجی معناداری بین غفلت عاطفی و غفلت جسمی با سلامت عمومی داشتند، و به طور مستقیم بر سلامت عمومی تأثیر داشتند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج می توان گفت، تجربه های آسیب زای دوران کودکی با میانجی گری راهبردهای مقابله ای، توانسته است سلامت عمومی دانشجویان را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین، مداخلات روان شناختی که به تقویت راهبردهای مقابله ای پرداخته و به کاهش اثرات منفی آسیب های کودکی کمک کنند، می توانند نقش مؤثری در بهبود سلامت عمومی دانشجویان ایفا کنند.
۳۶۱۵۱.

اثربخشی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان بر سرسختی روان شناختی و کیفیت دوستی در بین دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۳۵
پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان بر سرسختی روان شناختی و کیفت دوستی دانش آموزان انجام شد. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه آزمایشی و گروه گواه با دوره پیگیری بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر خوی در سال تحصیلی 1403- 1402 بود. نمونه آماری شامل تعداد ۴۰ نفر از آنان بر اساس نقطه برش نمرات پایین از75 برای مقیاس های سرسختی روان شناختی کوباسا و همکاران و نمرات پایین از28 برای کیفیت دوستی حجازی و ظهره وند به صورت در دسترس و داوطلبانه  انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و گواه (۲۰ نفر در هر گروه) قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده ها مقیاس سرسختی روان شناختی کوباسا و همکاران (1979) و پرسشنامه کیفیت دوستی حجازی و ظهره وند (1380) بود. برنامه مداخله ای راهبردهای تنظیم شناختی هیجان گروس و تامسون (2007) به گروه آزمایش مدت ۱۰ جلسه 90 دقیقه ای آموزش داده شده و در نهایت پس آزمون و پیگیری از دو گروه آزمایش و گواه گرفته شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه های مکرر با نرم افزار 23 spss-تحلیل شدند. نتایج نشان داد که راهبردهای تنظیم شناختی هیجان بر متغیر سرسختی روان شناختی و مؤلفه های آن، کنترل، تعهد و چالش طلبی و متغیر کیفیت دوستی و مؤلفه های آن، مجاورت، صمیمیت و افشای خود و وفاداری و اعتماد مؤثر بود (01/0>P). همچنین، اثربخشی در مرحله پیگیری 4 ماهه تداوم داشت. نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان می دهد که این راهبردها می توانند به عنوان یک روش مداخله ای مؤثر برای تقویت سرسختی روان شناختی و بهبود کیفیت روابط دوستی در نوجوانان مورد استفاده قرار گیرند.
۳۶۱۵۲.

بررسی اثربخشی درمان روان پویشی کوتاه مدت بر کاهش ناگویی هیجانی، ناخودداری، درآمیختگی شناختی و نشانگان وسواس افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۲۳
هدف: هدف از پژوهش، بررسی اثربخشی درمان روان پویشی کوتاه مدت بر کاهش ناگویی هیجانی، ناخودداری، درآمیختگی شناختی و نشانگان وسواس افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی بود. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری است و جامعه آماری شامل افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی می باشد که جهت درمان طی ماه های فروردین تا آذرماه سال 1402 به کلیه مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی شهرستان بیرجند مراجعه کرده بودند. بدین منظور تعداد 40 نفر بر اساس جدول کوهن، به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایشی به مدت 11 جلسه، درمان روان پویشی کوتاه مدت را دریافت نمودند و گروه کنترل طی این مدت هیچ مداخله ای دریافت نکرد. ابزار پژوهش، پرسشنامه ناگویی هیجانی تورنتو (TAS-20) بگبی، پارکر و تیلور (1994)، پرسشنامه ناخودداری (Y-BOCS) ییل و براون گودمن و پرایس (1986)، پرسشنامه آمیختگی شناختی گیلاندرز و همکاران (2010) و پرسشنامه مقیاس وسواس فکری عملی هاجسون و راچمن (1977) بود که به منظور جمع آوری اطلاعات در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بر روی آزمودنی ها اجرا شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن است که درمان روان پویشی کوتاه مدت باعث کاهش ناگویی هیجانی، ناخودداری، درآمیختگی شناختی و نشانگان وسواس، در مرحله پس آزمون شده است(05/0P<) و ماندگاری اثر درمان بعد از سه ماه نیز حفظ شده است. نتیجه گیری: بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش می توان گفت درمان روان پویشی کوتاه مدت بر ناگویی هیجانی، ناخودداری، آمیختگی شناختی و نشانگان وسواس افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی، اثرمعنی داری دارد و می توان از این آموزش جهت کاهش و تعدیل ناگویی هیجانی، ناخودداری، درآمیختگی شناختی و نشانگان وسواس افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی استفاده کرد.
۳۶۱۵۳.

تظاهرات بالینی و خصایص شخصیتی بیماران بستری مبتلا به اختلال شخصیت مرزی: مطالعه ای مقطعی در ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۶۵
اهداف هدف مطالعه حاضر، بررسی توصیفی تظاهرات بالینی و نیمرخ شخصیتی اختلال شخصیت مرزی در بیماران بستری مبتلا به این اختلال و همچنین بررسی تفاوت های جنسیتی در تظاهرات بالینی در بیماران زن و مرد است. مواد و روش ها پژوهش حاضر یک پژوهش مقطعی است. 78 بیمار بستری مبتلا به اختلال شخصیت مرزی شرکت کردند. فراوانی علائم بالینی اختلال شخصیت مرزی و هم ابتلایی با سایر اختلالات شخصیت با استفاده از پرسش نامه غربالگری اختلالات شخصیت در DSM-5 و مصاحبه بالینی ساختاریافته برای اختلالات شخصیت DSM-5 ارزیابی شدند و از پرسش نامه شخصیتی برای DSM-5 جهت سنجش خصیصه ها و حوزه های شخصیتی استفاده شد. در کنار استفاده از آمار توصیفی، داده ها با استفاده از آزمون های کای اسکوئر و تحلیل واریانس یک راهه تحلیل شدند. یافته ها علائم و خصایص شخصیتی مرتبط با بدتنظیمی هیجانی بیشترین فراوانی و بالاترین میانگین را در بین علائم و خصایص شخصیتی داشتند. هم ابتلایی با اختلالات شخصیت خودشیفته (51 درصد)، پارانویید (51 درصد) و ضداجتماعی (33 درصد) بیشتر از دیگر اختلالات شخصیت مشاهده شد. بین جنسیت و علائم اختلال شخصیت مرزی ارتباط معنی داری یافت نشد. نتایج تحلیل واریانس نیز نشان داد توجه طلبی در زنان (4/44=(1،85)P=0/038, F) و خودبزرگ بینی در مردان (5/39=(1،85)P=0/023, F) به طورمعنی داری بیشتر از جنسیت مقابل است. نتیجه گیری بدتنظیمی هیجانی، ویژگی عمده تظاهرات بالینی در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی در بخش های بستری است. علائم بالینی و خصایص شخصیتی برون ریز می تواند در زنان بستری مبتلا به BPD مشابه با تظاهرات بالینی بیماران مرد باشد.
۳۶۱۵۴.

Exploring the Cognitive Systems and its Distortion(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۰۶
Aim: This article explores the cognitive operations of the mind, examining components such as basic cognitive systems, cognitive distortion, thinking, memory, perception, feelings, and emotions. Our goal is to provide a comprehensive understanding of how these elements interact and their roles in information processing. Method: By analyzing each cognitive component, we aim to clarify the complex mechanisms of human thought and behavior. Our conscious experience evolves alongside the development of cognitive faculties, and as these faculties improve, our capacity for rational thought and conscious awareness increases. Finding: This study investigates the processes involved in the formation of logical patterns in the human mind, as well as the mechanisms underlying the emergence of cognitive distortion. Results: Cognitive distortion can significantly impact our perceptions and judgments, leading to inaccurate decisions. Recognizing and understanding these cognitive biases such as the availability heuristic, anchoring effect, and self-serving bias are crucial for enhancing critical thinking and decision-making skills. By fostering a greater awareness of our cognitive limitations, we can strive for more objective analyses in our interactions with the world, ultimately improving both our personal and collective decision-making outcomes. Conclusion: Conscious experience is essential for enhancing logical abilities by shaping cognitive processes through sensory input and interactions. It enriches reasoning with creativity and empathy, allowing our understanding of the mind to evolve as we gather new information.
۳۶۱۵۵.

روابط ساختاری قلدری سایبری با رفتارهای پرخطر در نوجوانان با نقش میانجی نشخوار خشم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۲۰
مقدمه: نوجوانی مرحله رشدی منحصر به فردی است که در طی آن چالش های سلامت روان و اختلالات روان شناختی بسیاری آشکار می شوند. پژوهش حاضر با هدف بررسی روابط ساختاری قلدری سایبری با رفتارهای پرخطر در نوجوانان با نقش میانجی نشخوار خشم انجام شد. روش: جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان مدارس متوسطه اول و دوم شهر بوشهر بودند که در بازه زمانی دی الی اسفند ماه سال تحصیلی 1404-1403 بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند، و از بین لیست مدارس مقاطع متوسطه اول و دوم منطقه یک شهرستان بوشهر تعداد 4 مدرسه برگزیده و از هر کدام 2 کلاس به صورت تصادفی انتخاب گردید. ابزار مورد استفاده پرسش نامه های قلدری سایبری (CBVEQ)، پرسش نامه رفتار پرخطر، تکانشی و خود مخرب (RISQ)، و مقیاس نشخوار خشم (ARS)، بوده است. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزار آماری SmartPLS 4 و SPSS-27 استفاده شد. یافته: نتایج نشان داد که قلدری سایبری اثر مستقیم معنادار بر نشخوار خشم (0/36) و رفتارهای پرخطر (0/44) داشت. همچنین، نشخوار خشم اثر مستقیم مثبت و معناداری بر رفتارهای پرخطر (0/47) داشت. به علاوه، اثر غیرمستقیم قلدری سایبری بر رفتارهای پرخطر از طریق متغیر میانجی نشخوار خشم معنادار بود (0/17).  نتیجه گیری: به طور کلی، مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است؛ بنابراین، شناسایی و مداخله در عوامل روان شناختی میانجی گر مانند نشخوار خشم در طراحی برنامه های پیشگیری جهت کاهش رفتارهای پرخطر اهمیت فراوانی دارد.
۳۶۱۵۶.

رابطه ترومای دوران کودکی با علائم وسواسی_جبری: نقش میانجی همجوشی فکر-عمل و اجتناب تجربه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۳۶
مقدمه: طیف وسیعی از عوامل ژنتیکی، عصب شناختی، روان شناختی و اجتماعی در سبب شناسی اختلال وسواسی_جبری دخیل هستند و شروع آن می تواند از طریق مسیرهای مختلفی ایجاد شود. هدف این پژوهش بررسی نقش میانجی همجوشی فکر- عمل و اجتناب تجربه ای در رابطه بین ترومای دوران کودکی و علائم وسواسی _ جبری در بزرگسالان بود. روش کار: روش پژوهش توصیفی_همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش را تمامی افراد مراجعه کننده به کلینیک ها و مراکز خدمات روان شناختی شهر تهران در سال 1403 تشکیل دادند، از این افراد 260 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش حاضر شامل پرسشنامه آسیب های کودکی، پرسشنامه همجوشی فکر و عمل، پرسشنامه پذیرش و عمل- نسخه دوم و پرسشنامه تجدید نظر شده وسواس فکری_عملی بود. همچنین تحلیل داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون، مدل یابی معادلات ساختاری و در فضای نرم افزارهای SPSS-26 وAMOS-24 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است و اثر مستقیم ترومای کودکی (001/0>P ،64/5t= ،33/0β=) همجوشی فکر–عمل (001/0>P ،27/11t= ،82/0β=) و اجتناب تجربه ای (001/0>P ،68/10t= ،66/0β=) بر علائم وسواسی_جبری معنادار و مثبت بود. همچنین، اثر غیرمستقیم متغیر ترومای کودکی بر علائم وسواسی_جبری از طریق نقش میانجی همجوشی فکر-عمل معنا دار (05/0>P ،66/0=b) و اثر غیرمستقیم ترومای کودکی بر علائم وسواسی_جبری از طریق نقش میانجی اجتناب تجربه ای معنا دار (05/0>P ،53/0=b) بود. نتایج همچنین نشان داد که متغیرهای پژوهش در مجموع 68 درصد از واریانس علائم وسواسی_جبری را تبیین می کنند. نتیجه گیری: نتایج حاکی از نقش میانجی همجوشی فکر-عمل و اجتناب تجربه ای بین ترومای کودکی و علائم وسواسی_جبری بود. این یافته ها نشان می دهد که کاهش اجتناب تجربه ای و همجوشی فکر- عمل ممکن است شیوه مناسبی جهت تکمیل درمان علائم وسواسی_جبری در افراد مبتلا به ترومای کودکی باشد.
۳۶۱۵۷.

Effectiveness of Acceptance and Commitment Therapy on the Psychological Well-Being of Couples Referring to the Dispute Resolution Council(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۲۸
Objective: The objective of this study was to evaluate the effectiveness of Acceptance and Commitment Therapy (ACT) on the psychological well-being of couples referring to the Dispute Resolution Council in Omidiyeh County. Methods: This study employed a quasi-experimental design with a pre-test, post-test, and control group, along with a 45-day follow-up period. The statistical population consisted of couples who referred to the Dispute Resolution Council in Omidiyeh County in 2021. In the initial phase, a purposive sampling method was used to select 30 participants. These individuals were chosen from among those who had been engaged or married for four or five years, expressed a desire for separation, and had sought assistance from the Dispute Resolution Council. They were randomly assigned to either the experimental group or the control group. The experimental group underwent eight sessions of Acceptance and Commitment Therapy, while the control group received no intervention and remained on a waiting list. Findings: The mean age in the ACT group was 33.31 ± 5 years, in the solution-focused approach group was 32.50 ± 3.72 years, and in the control group was 33.68 ± 5.04 years. The results of the mixed-design analysis of variance indicated that the intervention had a statistically significant effect on the dimensions of psychological well-being in the post-test and follow-up stages compared to the control group (p < .05). Furthermore, the results of the Bonferroni post hoc test demonstrated that Acceptance and Commitment Therapy was more effective in improving conflict resolution styles (p < .05). Conclusion: Acceptance and Commitment Therapy can be considered an effective approach for reducing problems arising from marital conflicts among individuals referring to the Dispute Resolution Council.
۳۶۱۵۸.

مدل یابی روابط ساختاری پیش بینی عود مصرف براساس استیگمای خود در افراد تحت درمان نگهدارنده با متادون: نقش میانجیگری عزت نفس و حمایت اجتماعی ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۵۱
مقدمه: اعتیاد یک بیماری مزمن و عودکننده است که نیازمند درمان و حمایت مستمر است. پژوهش حاضر با هدف مدل یابی روابط ساختاری پیش بینی عود مصرف بر اساس استیگمای خود در افراد تحت درمان نگهدارنده با متادون: نقش میانجیگری عزت نفس و حمایت اجتماعی ادراک شده، انجام شد.   روش: پژوهش حاضر ازنظر روش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش، همه افراد وابسته به مواد مخدر بودند که در سال 1403 به کمپ های ترک اعتیاد شهر کرج مراجعه کرده بودند که 209 نفر به روش تصادفی انتخاب شدند. شرکت کنندگان مقیاس پیش بینی عود اعتیاد رایت و همکاران (1993)،  مقیاس عزت نفس روزنبرگ (1965)، مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت و همکاران (1988) و استیگمای ادراک شده لوما و همکاران (2013) را تکمیل کردند. داده ها با روش های همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که استیگمای خود به صورت مستقیم بر حمایت اجتماعی ادراک شده (۰۱/۰>p ،50/۰-=β) و عزت نفس (۰۱/۰>p ،58/۰-=β)  تأثیر منفی و بر عود مصرف (۰۱/۰>p ،56/0=β) تأثیر مثبت دارد. استیگمای خود به صورت غیرمستقیم (۰۱/۰>p ،33/0=β) و با میانجی گری حمایت اجتماعی ادراک شده و عزت نفس بر عود مصرف تأثیر دارد.  نتیجه گیری: نتایج نشان داد که برنامه های درمانی می توانند باهدف قرار دادن افزایش حمایت اجتماعی و عزت نفس، زمینه را برای ترک مصرف مواد مخدر در افراد تحت درمان فراهم آورند.
۳۶۱۵۹.

اثر بخشی زوج درمانی هیجان مدار بر عملکرد جنسی در زنان آسیب دیده از خیانت همسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۳۳
هدف: پژوهش حاضر، با هدف تعیین اثر بخشی زوج درمانی هیجان مدار بر عملکرد جنسی زنان آسیب دیده از خیانت همسر انجام شده است. روش شناسی: مطالعه حاضر از نوع نیمه آزمایشی که در آن از طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل با سنجش در خط پایه پس از مداخله و پیگیری 3 ماهه انجام گرفت. تعداد 105 نفر از زنان آسیب دیده از خیانت همسر مراجعه کننده مراکز مشاوره و کلینیک های خدمات روان شناختی اداره بهزیستی منطقه 1 شهر تهران در بازه زمانی اردیبهشت تا شهریور در سال 1402 با در نظر گرفتن معیارهای ورودی، 30 نفر از کسانی که تمایل به شرکت در تحقیق را داشتند (با اخذ رضایت کتبی) انتخاب و از طریق جایگزینی تصادفی به شیوه زیر صورت پذیرفت و به طور تصادفی به گروه آزمایش (درمان هیجان محور و گروه کنترل هر کدام 15 نفر) گماشته شدند. کلیه شرکت کنندگان پرسشنامه عملکرد جنسی را در سه مرحله تکمیل و اندازه گیری قرار گرفت. جلسات درمان مذکور درمان زوج درمانی هیجان مدار (8جلسه 90 دقیقه ای) به صورت گروهی انجام گرفت. فرضیه مربوط به اثربخشی مداخله پژوهش با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد میانگین متغیر عملکرد جنسی در مرحله پیش آزمون بین دو گروه تفاوت معنی داری وجود ندارد که نشانگر همگن بودن دو گروه پژوهش در مرحله پیش آزمون است، اما تفاوت بین دو گروه در مراحل پس آزمون و پیگیری تفاوت معنی داری بود که می تواند حاکی از اثربخشی مداخله مذکور بر متغیر ذکر شده و نیز پایداری اثربخشی در مرحله پیگیری بوده است (001/0>P). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که زوج درمانی هیجان مدار می تواند در بهبود عملکرد جنسی زنان آسیب دیده از خیانت همسر به عنوان مداخلات روانشناسی استفاده شود.
۳۶۱۶۰.

نقش سبک های دلبستگی در اختلال انباشت با میانجی گری شخصیت اجتنابی و تنظیم هیجان در بین دانشجویان دانشگاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۵۶
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه سبک های دلبستگی با اختلال انباشت با میانجی گری شخصیت اجتنابی و تنظیم هیجان در بین دانشجویان دانشگاه تبریز بود. این پژوهش یک پژوهش بنیادی و از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش حاضر، شامل کلیه دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1401-1400 با حجم 24000 نفر بود که از میان آنها 270 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس انباشت فراست، سبک های دلبستگی کولینز و رید، پرسشنامه چندمحوری بالینی میلون و پرسشنامه تنظیم هیجان گروس و جان استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار AMOS نشان داد که مسیر تاثیر سبک دلبستگی اضطرابی به شاخص اختلال انباشت با واسطه گری شخصیت اجتنابی و تنظیم هیجان معنی دار است. بنابراین، سبک دلبستگی اضطرابی با واسطه گری شخصیت اجتنابی و تنظیم هیجان درمجموع 0/18 از واریانس شاخص اختلال انباشت را تبیین می کند. از سوی دیگر، مسیر تاثیر سبک دلبستگی اجتنابی به شاخص اختلال انباشت با واسطه گری شخصیت اجتنابی نیز معنی دار است درحالی که مسیر تاثیر سبک دلبستگی اجتنابی به شاخص اختلال انباشت با واسطه گری تنظیم هیجان معنی دار نیست. بنابراین، سبک دلبستگی اجتنابی با واسطه گری شخصیت اجتنابی و تنظیم هیجان درمجموع 0/24 از واریانس شاخص اختلال انباشت را تبیین می کند. این یافته ها نقش روابط عاطفی اولیه دوران تحول را در شکل گیری اختلال انباشت برجسته می کنند و در این فرآیند، رفتارهای اجتنابی و بدتنظیمی هیجان می توانند نقش تسهیل کننده داشته باشند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان