ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۳۴۱ تا ۱۷٬۳۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۱۷۳۴۱.

رابطه دینداری، عزت نفس و تاب آوری با پذیرش اعتیاد در نوجوانان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۳ تعداد دانلود : ۶۹۸
یکی از ابعاد مهم سوءمصرف مواد، عوامل موثر در شروع آن است. بدون تردید عوامل بسیاری می توانند به عنوان عوامل محافظت کننده در مقابل سوء مصرف موادمخدر شناسایی و تقویت شوند. پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه دینداری، تاب آوری و عزت نفس با پذیرش اعتیاد در نوجوانان انجام شد. روش پژوهش، توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه نوجوانان پسر شهر قزوین بود. نمونه شامل 374 نفر از نوجوانان پسر 14 تا 18 ساله دبیرستان های شهر قزوین بود که از طریق روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه دینداری خدایاری فرد، مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون، عزت نفس کوپراسمیت و پذیرش اعتیاد بود. یافته ها نشان داد که بین متغیرهای دینداری، عزت نفس و تاب آوری با پذیرش اعتیاد رابطه منفی معنی داری وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که تاب آوری، دینداری و عزت نفس در مجموع 54 درصد از واریانس پذیرش اعتیاد را تبیین می کنند. می توان نتیجه گرفت که با تقویت دینداری، عزت نفس و تاب آوری نوجوانان می توان از سوءمصرف مواد در آن ها پیشگیری کرد.
۱۷۳۴۲.

مقایسه تاب آوری و رضایت زناشویی بین معتادین ترک کننده در مراکز اقامتی میان مدت، معتادین تحت درمان با متادون و افراد عادی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۷ تعداد دانلود : ۳۹۷
هدف از پژوهش حاضر مقایسه تاب آوری و رضایت زناشویی بین معتادین مقیم در مراکز اقامتی میان مدت، معتادین تحت درمان با متادون و افراد عادی بود. روش پژوهش علّی- مقایسه ای بود. تعداد 120 شرکت کننده (هر گروه 40 نفر) به صورت در دسترس انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از پرسش نامه های تاب آوری کانر و دیویدسون و رضایت زناشویی انریچ استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل واریانس چند متغیری و تک متغیری تجزیه و تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد که در متغیرهای تاب آوری و خرده مقیاس های رضایت زناشویی بین افراد مقیم در مراکز اقامتی میان مدت، افراد تحت درمان با متادون و افراد عادی تفاوت معنادار وجود دارد. بیشترین تفاوت در خرده مقیاس رضایت زناشویی و کمترین تفاوت در خرده مقیاس روابط جنسی بوده است. افراد عادی در مورد هر دو متغیر نسبت به دو گروه دیگر در سطح بالاتری قرار داشتند. در مجموع نتایج حاکی از مشکلات زناشویی افراد معتاد تحت درمان است که در روند بهبود باید در نظر گرفته شود. همچنین تاب آوری ضعیف درافراد معتاد نیز باید با برنامه های آموزشی ارتقا داده شود.
۱۷۳۴۳.

مقایسه توانمندی خانواده در افراد دارای عود مجدد و افراد تداوم دهنده درمان نگهدارنده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۳ تعداد دانلود : ۴۸۵
هدف : هدف پژوهش مقایسه توانمندی خانواده در افراد تداوم دهنده درمان نگهدارنده و افراد دارای عود مجدد در بین معتادان به مواد مخدر شهر تبریز بود. روش: روش پژوهش از نوع علی–مقایسه ای بود. بدین منظور، نمونه ای150 نفری (شامل 75 نفر بدون بازگشت و 75 نفر دارای عود مجدد) از بین مراجعان کمپ های ترک اعتیاد به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و از خانواده شان خواسته شد پرسش نامه توانمندسازی خانواده کورن و همکاران را تکمیل کنند. یافته ها : نتایج نشان داد که دو گروه از نظر نمره کل توانمندی خانواده و سطوح توانمندی (خانواده در ارتباط با فرد معتاد، ارتباط با سیستم های خدماتی و سطح اجتماعی) متفاوت هستند (05/0 > p ) و خانواده های افراد تداوم دهنده درمان نگهدارنده از توانمندی بالاتری برخوردار بودند. نتیجه گیری : یافته ها می توانند به طور تلویحی نقش توانمندی خانواده درمدیریت درمان پیشگیری از عود مجدد اعتیاد را تائید کنند.
۱۷۳۴۴.

اثربخشی برنامه آموزشی غنی سازی روابط بر ادراک رفتارهای ازخودگذشتگی خود و شوهر و تاب آوری ابهام در زنان دانشجو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۱ تعداد دانلود : ۶۱۵
غنی سازی روابط رویکردی آموزشی برای بهبود روابط زوجین و هدف آن یاری رساندن به همسرها برای گسترش همدلی و صمیمیت و افزایش ارتباط کارآمد و مهارت های حل مسئله است این پژوهش با هدف بررسی تأثیر آموزش مبتنی بر برنامه غنی سازی روابط بر ادراک رفتارهای ازخودگذشتگی و تاب آوری ابهام در دانشجویان متأهل انجام گرفت. روش پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه گواه و پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری دربرگیرنده دانشجویان زن دانشگاه لرستان در سال تحص یلی 97- 1396 بود که با روش نمونه گیری تصادفی ساده، تعداد 30 نفر (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه گواه) به صورت تصادفی انتخاب گردید. گروه آزمایش برای زمانی برابر دو ماه تحت آموزش هشت جلسه ای برنامه غنی سازی روابط نهاده شد ولی گروه گواه در فهرست انتظار و عدم دریافت آموزش قرار داشت. پس از آموزش هر دو گروه، پس آزمون و دوباره یک ماه بعد پیگیری صورت گرفت. ابزار گردآوری داده ها، سنجه های ادراک رفتارهای ازخودگذشتگی هارپر و فیگرس (2008) و تاب آوری ابهام مک لین (1993) بود. یافته های برآمده از تحلیل کوواریانس نشان داد در مرحله پس آزمون، آموزش غنی سازی روابط برافزایش ادراک رفتارهای ازخودگذشتگی (001/0> P و 29/42F= ) و تاب آوری (001/0> P و 11/22F= ) تأث یر معنی داری داشته است (001/0>P) و این افزایش در مرحله پیگیری برای ادراک رفتارهای ازخودگذشتگی (001/0> P و 87/19F= ) و تاب آوری ابهام (001/0> P و 25/21F= ) نیز پایدار مانده است. برآیندهای این پژوهش می تواند داده های سودمندی را برای پژوهشگران، مشاورین و روان درمانگران درباره تأثیر غنی سازی روابط بر بهبود رفتارهای ازخودگذشتگی و تاب آوری ابهام فراهم نماید.
۱۷۳۴۵.

بررسی اثربخشی برنامه مداخله ای مبتنی بر بازی های عصب نمایشی بر دلبستگی مادر- جنین در زنان باردار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۷ تعداد دانلود : ۷۹۰
هدف این پژوهش بررسی اثربخشی برنامه مداخله ای مبتنی بر بازی های عصب نمایشی بر دلبستگی مادران باردار- جنین بود. به منظور اجرای برنامه مداخله ای، مادران داوطلب 20 تا 35 ساله نخست زا که به لحاظ سطح تحصیلی دیپلم به بالا بودند و مطابق مقیاس گلدبرگ دارای سلامت عمومی بودند، از ابتدای ماه چهارم بارداری به صورت پانزده روز یک بار به مدت یک ساعت مورد آموزش قرار گرفتند. به منظور بررسی وضعیت دلبستگی، مقیاس دلبستگی پیش از تولد ماهانه توسط مادران پر می شد. روش مورد استفاده این پژوهش، روش نیمه آزمایشی و از نوع طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. گروه گواه با در نظرگیری ملاک های ورود و شمول از میان مادران مراجعه کننده به بیمارستان نیکان انتخاب شدند. یافته ها در سطح آمار توصیفی نشان دهنده اثرگذاری برنامه آموزشی مورد پژوهش بود ولی در سطح آمار استنباطی و با استفاده از آزمون t، میانگین دو گروه تنها به لحاظ شدت در ماه هفتم و در سطح 05/0 تفاوت معناداری داشت. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهند که اجرای برنامه آموزشی مبتنی بر بازی های عصب نمایشی توان تاثیرگذاری بر سطح دلبستگی پیش از تولد را دارد بنابراین می توان از این برنامه در جهت ارتقای سطح دلبستگی مادران استفاده کرد.
۱۷۳۴۶.

تحلیل کیفی بررسی نقش نوسازی جامعه همراه با رسانه های مجازی بر ساختار خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۶ تعداد دانلود : ۶۴۴
مقدمه: شناختن هر چه بیشتر خانواده ، درکی عمیق از ساختار و کارکرد خانواده به ارمغان می آرود.بدین منظور هدف پژوهش حاضر بررسی نقش نوسازی توسعه با همراهی تکنولوژی های ارتباطی بر ساختار خانواده است. روش: در پژوهش حاضر از رهیافت کیفی و روش نظریه مبنایی برای بررسی درک و تفسیر تغییرات نوسازی ،تکنولوژی های ارتباطی ، استفاده شد.جامعه پژوهش شامل افرادی بودند که بالای 30 سال سن داشتند که با نمونه گیری نظری از میان آن ها 28 نفر با توجه به اشباع داده ها مورد مصاحبه نیمه ساختار یافته عمیق قرار گرفتند.یافته ها : مقوله های عمده عبارت بودند از: دوری از خود، خانواده و اجتماع، خلاءعاطفی و معنوی، تغییر نقش والدین، تجدید سبک رابطه ها، دنیای مجازی، تقدس زدایی، ظاهر گرایی، تسهیلات ،عدم آرامش، فردگرایی، تغییرات بافت فرهنگ، تغییرات روان شناختی تغییرات ازدواج، تغییرات زیربنایی خانواده ها ،قدرت تصمیم گیری و اجرا ، کاهش همدلی اجتماعی و اثرات مدرنیه و مقوله ی هسته ای عبارت بود از : فراساختارگرایی،. در نهایت و با تمرکز بر سوال اصلی پژوهش ، مقوله ها در سه دسته عمده شرایطی، تعاملی و پیامدی تقسیم شدند و الگوی زمینه ای مورد نظر درک تاثیرات توسعه نوسازی همراه با رسانه های مجازی پیاده سازی و رسم شدنتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش به این نتیجه رسیدیم که در اثر تحولات ارتباطی و نوسازی جامعه ، خانواده هم دچار تغییرات در درون ساختار خود با محوریت ارتباط شده است و هم دچار تغییرات برون ساختاری با محوریت فرهنگ و بافت شده است.
۱۷۳۴۷.

مقایسه اثر بخشی الگوی چند محوری شفیع آبادی با واقعیت درمانی گلاسر در فرسودگی شغلی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۹ تعداد دانلود : ۵۴۴
هدف این پژوهش مقایسه اثر بخشی الگوی چند محوری انتخاب شغل شفیع آبادی با نظریه واقعیت درمانی گلاسر بر فرسودگی شغلی معلمان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری مطالعه حاضر، تمامی معلمان مدارس متوسطه دخترانه ناحیه 4 شهر شیراز در سال تحصیلی95 -1394 بودند. که تعداد آنها بالغ بر420 نفر می باشد . نمونه گیری به شیوه خوشه ای انجام گردید. بدین ترتیب که ابتدا از مدارس متوسطه بخش شمالی ناحیه 4 شهر شیراز 5 مدرسه، از بخش جنوبی ناحیه 4 شهرشیراز 5 مدرسه و از بخش مرکزی ناحیه 4 شهرشیراز 5 مدرسه به تصادف انتخاب شد و معلمان این مدارس به پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلش (1997) پاسخ دادند. سپس از بین گروهی از معلمان که نمره بیشتر از میانگین گرفتند. درهریک از بخش ها 15 نفر انتخاب شد و به تصادف یکی از گروه های 15 نفره در گروه آزمایش 1 دیگری در گروه آزمایش 2 و سومی در گروه گواه جایگزین شدند. گروه آزمایش 1 هشت جلسه 1/5 ساعته آموزش بر اساس الگوی چند محوری و گروه آزمایش 2 هشت جلسه 1/5 ساعته آموزش بر اساس نظریه واقعیت درمانی دریافت کردند و در گروه گواه مداخله ای صورت نگرفت پس آزمون اجرا و یکماه بعد پیگیری انجام شد . نتایج مطالعه نشان داد که بین اثر بخشی و پایداری الگوی چند محوری شفیع آبادی با نظریه واقعیت درمانی گلاسر بر فرسودگی شغلی معلمان و ابعاد آن تفاوت معنادار وجود ندارد.
۱۷۳۴۸.

اثربخشی درمان شناختی رفتاری به شیوه گروهی بر کاهش اضطراب اجتماعی و ارزیابی شناختی منفی در دختران سخت شنوا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹۵ تعداد دانلود : ۶۸۵
هدف عمده پژوهش حاضر بررسی «اثربخشی درمان شناختی رفتاری به شیوه گروهی بر کاهش اضطراب اجتماعی و ارزیابی شناختی منفی در دختران سخت شنوا» بود. طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل نابرابر و پیگیری بعد از یک ماه بود. بدین منظور با استفاده از نمونه گیری در دسترس از کلیه دختران سخت شنوای کانون ناشنوایان شهر مشهد، در محدوده سنی ۲۹ ۱۸ سال به کمک پرسشنامه های اضطراب اجتماعی کانور (SPIN) و پیامدهای رویدادهای منفی اجتماعی (CNSEQ)۱۶ نفر انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (در هر گروه ۸ نفر) جایگزین شدند. در این روش، گروه آزمایش به مدت ۸ جلسه، تحت درمان شناختی- رفتاری گروهی قرار گرفتند و گروه گواه هیچ گونه درمانی دریافت نکردند. در پایان برای بررسی فرضیه های پژوهش، داده های جمع آوری شده از پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری، از تحلیل کواریانس چند متغیره به کمک نرم افزار spss_ 22 مورد تجزیه و تحلیل گردید. نتایج تحقیق نشان داد که درمان شناختی-رفتاری به شیوه گروهی، بر اضطراب اجتماعی و ارزیابی شناختی منفی (خود ارزیابی منفی و ادراک ارزیابی منفی توسط دیگران) دختران سخت شنوا تأثیر معنی داری دارد(01/0>p). همچنین مداخله توانست اثربخشی خود را مرحله پیگیری بر روی اضطراب اجتماعی و خود ارزیابی منفی حفط کند اما بر ادراک ارزیابی توسط دیگران در بلند مدت کارایی آن موفق نبود.
۱۷۳۴۹.

کارآمدی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهدبر اضطراب و افسردگی زنان باردار به وسیله لقاح خارج از رحمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۸ تعداد دانلود : ۴۷۸
درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، یکی از درمان های نسل سوم است که در آن تلاش می شود به جای تغییر شناخت ها، ارتباط روان شناختی فرد با افکار و احساساتش افزایش یابد. هدف پژوهش حاضر تعیین کارآمدی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اضطراب و افسردگی در زنان بارداری است که نازایی داشته و به وسیله درمان لقاح خارج رحمی باردار شده اند. در این پژوهش از طرح شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون، پیگیری با گروه کنترل استفاده شد. نمونه پژوهش به شیوه در دسترس از میان افراد دارای نازایی اولیه یا ثانویه که با لقاح خارج رحمی باردار شده و در دامنه سن بارداری ۱۴ تا ۲۲ هفته بودند انتخاب شدند. ۳۵ نفر خانم باردار با ویژگی های یادشده به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۷ نفر) و شاهد (۱۸ نفر) جایگزین شدند. ابزار پژوهششامل مصاحبه ساختاریافتهSCID برای تشخیص اضطراب و افسردگی، سیاهه افسردگی بک و سیاهه اضطراب بک بود که به صورت پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری یک ماهه پس از اتمام درمان انجام شد. گروه آزمایش در ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد شرکت کردند ولی گروه کنترل هیچ گونه آموزشی دریافت نکردند. برای بررسی فرضیه ها از آزمون تحلیل واریانس مختلط بین – درون آزمودنی ها (SPANOVA) استفاده شد. نتایج آزمون تحلیل واریانس مختلط نشان از وجود تفاوت معنادار اثر بین گروهی اضطراب و افسردگی در سطح معناداری کمتر از۰۵/۰ بود؛  لذا با اطمینان ۹۵ درصد می توان نتیجه گرفت که اثربخشی مداخله مبتنی بر پذیرش و تعهد در کاهش اضطراب و افسردگی مؤثر بود. مداخله مبتنی بر پذیرش و تعهد به واسطه افزایش انعطاف پذیری روان شناختی باعث کاهش معنی دار افسردگی و اضطراب زنان باردار تحت درمان لقاح خارج رحمی در گروه آزمایش در مرحله پس آزمون و نیز دوره پی گیری یک ماهه شد. به نظرمی رسد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به عنوان درمانی مکمل، در کنار درمان های طبی ناباروری در بهبود روند بارداری و سلامت مادر و جنین می تواند نقشی بسزا داشته باشد.
۱۷۳۵۰.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر عدم تحمل بلاتکلیفی، درمان دارویی با بوسپیرون و درمان ترکیبی در بهبود علائم بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۴ تعداد دانلود : ۳۷۸
اختلال اضطراب فراگیر با توجه به سیر مزمن، شیوع زیاد و همبودی بالای با سایر اختلال های روانشناختی، به عنوان یکی از مهم ترین اختلال های ناتوان کننده بزرگسالان مطرح شده است و پرداختن به روش های درمانی مؤثر و اقتصادی تر برای این اختلال سودمند و ضروری است. هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان عدم تحمل بلاتکلیفی، بوسپیرون و درمان ترکیبی عدم تحمل بلاتکلیفی با بوسپیرون در بهبود علائم بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر بود. در یک کارآزمایی بالینی با پیش آزمون و پس آزمون، از بین مراجعه کنندگان به مراکز و کلینیک های روانشناختی و روانپزشکی شهر تهران، 24 بیمار مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر انتخاب شدند و به طور تصادفی در سه گروه درمان عدم تحمل بلاتکلیفی، بوسپیرون (60-5 میلی گرم در روز) و ترکیبی جایگزین شدند. داده ها در مرحله قبل و بعد از مداخله از طریق مقیاس اختلال اضطراب فراگیر (GADS-7)، مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی (IUS)، پرسشنامه نگرانی ایالت پنسیلوانیا (PSWQ)، پرسشنامه افسردگی بک- ویرایش دوم (BDI-II) و مقیاس سازگاری اجتماعی و شغلی (WSAS) گردآوری شدند. تحلیل داده ها با استفاده از روش های آماری کروسکال والیس، U من ویتنی و تحلیل کوواریانس یک طرفه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد کههر دو درمان عدم تحمل بلاتکلیفی و ترکیبی در مقایسه با بوسپیرون منجر به کاهش علائم اختلال اضطراب فراگیر، عدم تحمل بلاتکلیفی، نگرانی، افسردگی و افزایش سازگاری اجتماعی- شغلی شدند (01/0> p). نتایج آزمون U من ویتنی و تحلیل کوواریانس یک طرفه نیز نشان دادند که بین اثربخشی درمان عدم تحمل بلاتکلیفی و ترکیبی تفاوت معناداری وجود نداشت. نتایج این پژوهش در کل نشان داد که درمان عدم تحمل بلاتکلیفی و ترکیبی در بهبود علائم اختلال اضطراب فراگیر مؤثرتر از بوسپیرون (60-5 میلی گرم در روز) هستند. با این وجود، به نظر می رسد افزودن دارو (بوسپیرون) به درمان عدم تحمل بلاتکلیفی منجر به بهبودی بیشتر بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر نمی شود.
۱۷۳۵۱.

اثرات نوروپسیکولوژیک داستان: داستان چگونه ذهن را دگرگون می سازد؟(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۸ تعداد دانلود : ۶۰۵
داستانها به عنوان اولین ابزار تاثیرگذاری در نگرش و سبک زندگی افراد مورد استفاده قرار گرفته اند اما ساز و کارهایی که داستان از طریق آن نقش اثر گذار خود را ایفا می کند خود داستان جالبی است. هدف این پژوهش، مطالعه اثرات نوروپسیکولویک داستان در مغز انسان بود. با به کارگیری ابزارهای سنجش مدرن، پژوهشگران قسمتهای فعال مغز هنگام شنیدن داستان ها را بررسی می کنند. در پژوهش حاضر، از چندین سایت اینترنتی مانند google scholar PsychINFO, Web of Science بین سالهای 2013 تا 2017 برای استخراج منابع استفاده شد. نتیجه حاصل از این مطالعه در دو بخش ارائه گردید: ابتدا الگوی یکپارچه ای از پژوهش های گوناگون برای توصیف عملکرد داستان ارائه شد. در بخش دوم به کمک نمونه پژوهی، در مورد تکنیکی که شهرزاد داستان گو برای درمان شهریار به کار گرفت تحلیل به عمل آمد. در بحث و نتیجه گیری علاوه بر بررسی چگونگی کاربری داستان ها در عصر مدرن، بر اساس یافته های پژوهش به دو پرسش پاسخ داده شد: چرا داستان ها جذاب هستند و کدام عامل شناختی مسبب تغییر ذهن افراد است.
۱۷۳۵۲.

اعتیاد در نوجوانان: مروری بر مباحث عصب شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۸ تعداد دانلود : ۱۰۳۷
با وجود پیشرفت های زیادی که در فهم عوامل زیستی و عصب شناختی دخیل در اعتیاد صورت گرفته، این اختلال همچنان یک مشکل سلامت عمومی عمده است که با رنج فردی و اجتماعی همراه است و بار زیادی برای فرد، خانواده و جامعه در پی دارد. احتمال شروع رفتارهای اعتیادی در طول دوره نوجوانی بیشتر از هر دوره سنی دیگر است. مسیرهای تحولی متفاوت مغزی در دوره نوجوانی که شامل مناطق قشری و زیر قشری است از جمله عواملی است که می تواند نوجوانان را نسبت به سایر گروه های سنی مستعد رفتارهای پر خطر از جمله رفتار های اعتیادی کند. بنابراین مطالعات بیشتر در زمینه فهم و شناسایی عوامل زیستی و عصب شناختی دخیل در اعتیاد نوجوانان که منجر به ایجاد راهبردهای پیشگیری و درمانی می شود، ضروری است. در مقاله حاضر، مروری بر مدل های زیستی اعتیاد، تحولات مغزی مربوط به دوره نوجوانی و تاثیرات مصرف مواد بر مغز با هدف یکپارچه سازی فهم و درک اعتیاد در نوجوانان صورت گرفته است. مرور ادبیات پژوهش نشان دهنده آن است که عدم توازن بین سرعت تحول مناطق مغزی قشری پیش پیشانی و مناطق زیر قشری مربوط به پاداش از عوامل دخیل در افزایش آمادگی نوجوانان برای ابتلا به رفتارهای اعتیادی است و مصرف مواد در نوجوانی، خود می تواند منجر به تغییرات مغزی شود که احتمال بروز اعتیاد و سوء مصرف مواد در سال های بعدی زندگی را افزایش می دهد.
۱۷۳۵۳.

اثربخشی مداخلات رویکرد مثبت گرا بر افسردگی، عزت نفس، امید به زندگی و تصویر بدنی زنان ماستکتومی شده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۴ تعداد دانلود : ۵۷۷
مقدمه:شواهدی پژوهشی در رابطه با اثربخشی رویکرد مثبت گرا بر اختلالاتی چون افسردگی،اضطراب و کاهش هیجانات منفی وجود دارد.این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی مداخلات رویکرد مثبت گرا بر افسردگی،عزت نفس،امید به زندگی و تصویر بدنی زنان ماستکتومی انجام شد.روش:طرح تحقیق مطالعه حاضر از نوع پژوهش های نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بوده است که در آن تعداد 30 نفر از زنانی که در بیمارستان تجریش مرکز تحقیقات سرطان تهران تحت عمل ماستکتومی قرار گرفته بودند بصورت در دسترس و بعد از احراز ملاک ورود به پژوهش و اجرای پیش آزمون،انتخاب گردیدند و بصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند..بعد از اجرای مداخلات مربوط به رویکرد مثبت گرا در شش جلسه به گروه مورد مداخله،پس آزمون اجرا و نتایج جمع آوری شدند و با استفاده از نرم افزارSPSS تحلیل شد.یافته ها:یافته های حاصل از اجرای تحلیل کوواریانس نشان داد که رویکرد مثبت گرا توانست افسردگی در افراد را کاهش دهد و عزت نفس،تصویر بدنی و امید را در آنها افزایش دهد.نتیجه گیری:در نهایت نتیجه گیری:بر اساس یافته های پژوهش میتوان چنین نتیجه گیری کرد که رویکرد مثبت گرا با توجه به فنون و تکنیک های مختص خود میتواند در کار با افراد ماستکتومی شده مفید و مؤثر باشد.
۱۷۳۵۴.

نگاهی جامع بر برنامه فرزندپروری مثبت: اصول، اهداف، سطوح و محتوا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶۷ تعداد دانلود : ۹۹۰
ایفای نقش فرزندپروری، وارد شدن به یک نقش اجتماعی است که نشان دهنده یک تغییر قابل توجه در زندگی و هویت فرد است. در سال های اخیر، برنامه های بسیاری در زمینه آموزش والدین طراحی شده اند که هر یک از نظر فلسفه، روش و اثربخشی متفاوت هستند. در این مقاله به معرفی برنامه فرزندپروری مثبت پرداخته شده است که مبتنی بر نظریه یادگیری اجتماعی و اصول رفتاری، شناختی و عاطفی است. همچنین بر خودکارآمدی مادران در مدیریت و کنترل رفتار تأکید دارد. این برنامه بر پنج اصل محیط سالم و جذاب، محیط یادگیری مثبت، انضباط قاطع، انتظارات واقع بینانه و توجه به نقش خود به عنوان والدین مبتنی است. افزایش دانش و مهارت، آموزش حل مسأله، گسترش سرگرمی و ایمنی، افزایش کارآمدی رفتاری، هوشی، زبانی، عاطفی و اجتماعی از اهداف اختصاصی برنامه فرزندپروری مثبت محسوب می شوند. برنامه مذکور پنج سطح دارد که این سطوح بر اساس سطوح متفاوت اختلال در عملکرد و رفتار کودکان و همچنین نیازهای گوناگون والدین آنها شکل گرفته است. در این مقاله پس از معرفی برنامه های فرزندپروری، به برنامه فرزندپروری مثبت پرداخته شده است و اصول، اهداف، سطوح و محتوای آن به طور جامع مورد بررسی گرفته است.
۱۷۳۵۵.

نقش فرهنگ در آسیب شناسی روانی و روان درمانی: تلویحاتی برای ارتقاء صلاحیت فرهنگی روان درمانگران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴۸ تعداد دانلود : ۱۵۸۷
فرهنگ به سیستم های دانش، مفاهیم، قواعد و فعالیت هایی اطلاق می شود که آموختنی بوده و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شوند و بر تظاهرات بالینی نشانه ها، سبب شناسی، انتظار از درمان، سازگاری فرد با بیماری و فرآیند روان درمانی تأثیرگذار می باشد. فرهنگ در سطوح مختلف روان درمانی از جمله انگیزه برای درمان، نحوه نمود مشکلات، اهداف درمانی، رابطه درمانگر- مراجع و سبک ارتباط مراجع-درمانگر تاثیر می گذارد. در سال های اخیر صلاحیت فرهنگی به عنوان راهکاری که این امکان را فراهم می آورد تا همه گروه های فرهنگی و قومیتی از درمان اثربخش بهره مند شوند، مورد توجه روان شناسان و متخصصان سلامت روان قرار گرفته است. در این مقاله سعی شد تأثیرات فرهنگ بر فرآیند روان درمانی تصریح شود و خصوصیات روان درمانگری صلاحیت دار بیان شوند و تلویحاتی جهت ارتقاء صلاحیت فرهنگی روان درمانگران ارائه شود. کلیدواژه: فرهنگ، آسیب شناسی روانی، روان درمانی، صلاحیت فرهنگی
۱۷۳۵۶.

فراتحلیل کیفی مقالات پژوهشی حوزه «تعامل والد-نوجوان»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶۳ تعداد دانلود : ۱۲۳۰
پژوهش حاضر با هدف دستیابی به شناختی کیفی پیرامون آن دسته از مقالات علمی سامان یافته است که طی حدود دو دهه اخیر به طور مستقیم یا غیرمستقیم به مسئله «تعامل والد-نوجوان» در جامعه ایرانی پرداخته اند. در این راستا، فراتحلیل کیفی مقالات این حوزه در دو بعد روش شناختی و محتوایی بر روی 56 مقاله اجرا شد که از بانک های مقالات علمی استخراج گردیده بودند. طبق نتایج این پژوهش، بیش از 93% از پژوهش ها با هدف تبیین و تنها 7% با هدف توصیفِ پدیده ای به نام «تعامل والد-نوجوان» به پژوهش پرداخته اند. هم چنین بیش از 50% از مقالات یادشده، جامعه آماری مورد پژوهش خود را شهرهای تهران، مشهد، شیراز و اصفهان اعلام کرده و نیز تعداد مقالاتی که تنها بر روی دختران نوجوان کار کرده اند تقریباً پنج برابرِ آن هایی است که بر روی پسران نوجوان کار کرده اند. درنتیجه به نظر می رسد شاهد نوعی سوگیری این مطالعات به سوی نوجوانان دختر در شهرهای بزرگ ایران هستیم. همچنین تحلیل محتوای کلیدواژه های مقالات، در بعد محتوایی، حاکی از این است که تنها 6% از پژوهش ها به ابعاد اجتماعی تأثیرگذار بر «تعامل والد-نوجوان» پرداخته اند و حدود 40% از پژوهش ها نیز نوجوانی را وضعیتی آسیب شناختی در نظر گرفته اند که توسط مداخله تربیتی والدین بایستی مرتفع گردد. در نهایت ضمن بحث درباره ی پیش آیندها و پس آیندهای «تعامل والد-نوجوان»، انتقاداتی به رویه حاکم بر مقالات این حوزه صورت گرفت و پیشنهاداتی جهت رفع این مشکلات ارائه گردید.
۱۷۳۵۷.

تأثیر درمان مبتنی بر کیفیت زندگی بر بهبود سرمایه روان شناختی و ابعاد آن در مادران کودکان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۶ تعداد دانلود : ۶۱۱
زمینه و هدف :تولد یک کودک کم توان ذهنی، به عنوان یک بحران می تواند تأثیرات نامطلوبی بر مادران داشته و آنها را تحت تنش های جسمی، روانی، و اجتماعی قرار دهد. هدف از پژوهش حاضر تأثیر درمان مبتنی بر کیفیت زندگی بر بهبود سرمایه روان شناختی و ابعاد آن در بین مادران کودکان کم توان ذهنی بود. روش: پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی مادران کودکان کم توان ذهنی شهر سمیرم در سال 1395 بود . نمونه مورد مطالعه 30 مادر دارای فرزند کم توان ذهنی بودند که به شکل در دسترس انتخاب شده و به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) جایدهی شده اند. گروه آزمایش طی نه جلسه 90 دقیقه ای درمان کیفیت زندگی را دریافت کردند، درحالی که که گروه گواه در فهرست انتظار قرار داشت. هردو گروه در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون توسط پرسشنامه سرمایه روان شناختی (لوتانز،2007) مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها: نتایج آزمون کوواریانس نشان داد که درمان مبتنی بر کیفیت زندگی بر بهبود سرمایه های روان شناختی و ابعاد آن به جز خوش بینی و تاب آوری مؤثر بوده است (0/01 p < ). نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش می توان نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر کیفیت زندگی با تقویت مهارت های حل مسئله مادران و تشویق آنها به مثبت نگری باعث بهبود شاخص های سلامت روانی می شود.
۱۷۳۵۸.

مقایسه ویژگی های ترسیمی کودکان در خانواده های تک فرزند و چند فرزند بر اساس آزمون ترسیم خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۵ تعداد دانلود : ۶۴۹
زمینه و هدف: آزمون ترسیم خانواده برای بررسی عملکرد خانواده، کیفیت دلبستگی کودک- والد، و رابطه کودک با سایر اعضای خانواده مفید است. هدف از انجام پژوهش حاضر، مقایسه ویژگی های ترسیمی کودکان خانواده های تک فرزند و چند فرزند بر اساس آزمون ترسیم خانواده بود. روش: طرح پژوهش توصیفی، از نوع علّی مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل تمامی کودکان خانواده های تک فرزند و چند فرزند (دختر و پسر) 7 تا 10 ساله مراجعه کننده به مرکز مشاوره و خدمات روان شناختی شهر ساری در بهار سال 1396 بود. نمونه شامل 14 کودک تک فرزند و 16 کودک دارای خواهر و برادر هستند که با توجه به تمایلشان برای ترسیم نقاشی خانواده از بین تمامی کودکان مراجعه کننده با روش در دسترس انتخاب شدند .ابزار پژوهش، آزمون ترسیم خانواده بود. جهت تحلیل داده ها از مجذور خی استفاده گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که بین کودکان در خانواده های تک فرزند و چند فرزند در اولین شخص ترسیم شده (05/0 ˂ p ) و افزودن فردی جدید (0/05 ˂ p ) تفاوت معنادار وجود دارد. در شاخص های ترسیمی تفاوت معناداری بین کودکان دو گروه مشاهده نگردید. نتیجه گیری: ترتیب تولد و تعداد فرزندان یکی از عوامل مؤثر در شکل گیری شخصیت، ویژگی های عاطفی و رفتاری کودکان است و آزمون ترسیم خانواده ابزار مناسبی است تا کودکان در فضایی امن، انگیزه ها، ترس ها، و تمایلاتشان را بیان کنند.
۱۷۳۵۹.

تأثیر آموزش سبک های والدگری مبتنی بر پذیرش و تعهد به مادران بر اضطراب جدایی و نافرمانی کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۳ تعداد دانلود : ۷۰۵
زمینه و هدف :کارکرد خانواده هایی که دارای فرزند مبتلابه اختلال نافرمانی و اضطراب جدایی هستند ممکن است در معرض خطر قرار بگیرد ازاین رو هدف پژوهش حاضر، تعیین تأثیر آموزش سبک های والدگری مبتنی بر پذیرش و تعهد به مادران بر کاهش اضطراب جدایی و نافرمانی کودکان پیش دبستانی شهر اصفهان بود. روش :طرح این پژوهش، شبه تجربی از نوع پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مادران کودکان پیش دبستانی شهر اصقهان در سال 95-1394 بود که 40 نفر از آنها به طور در دسترس انتخاب شدند و در دو گروه کنترل و آزمایش (هر گروه 20 نفر) جایدهی شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه علائم مرضی کودک (اسپرافکین و گادو، 1994) بود. برای گروه آزمایشی، آموزش سبک های والدگری مبتنی بر پذیرش و تعهد در 9 جلسه 90 دقیقه ای برگزار شد درحالی که گروه گواه هیچ گونه مداخله ای را دریافت نکردند. داده های به دست آمده با استفاده روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها :نتایج نشان داد آموزش سبک های والدگری مبتنی بر پذیرش و تعهد به مادران بر کاهش اضطراب جدایی و نافرمانی مؤثر بوده است (0/01 p < ). نتیجه گیری :بر اساس نتایج پژوهش حاضر می توان گفت ازآنجاکه بخش عمده ای از نافرمانی مقابله ای و اضطراب کودکان می تواند مرتبط با سبک والدگری مادران باشد، بنابر این با آموزش سبک های والدگری، مادران موفق شده اند روش تربیتی خود را ارتقا بخشند.
۱۷۳۶۰.

بررسی نقش واسطه ای اضطراب امتحان در ارتباط اهمال کاری با رفتارهای پرخطر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳۳ تعداد دانلود : ۷۴۸
زمینه و هدف: با توجه به نقش مهم اضطراب امتحان در بروز برخی از رفتارهای پرخطر، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای اضطراب امتحان در ارتباط بین اهمال کاری با رفتارهای پرخطر بود. روش: طرح پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه شهر کرج در سال تحصیلی 96-1395 بود که تعداد 320 نفر از آنها با روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه موردمطالعه انتخاب شدند. از مقیاس اهمال کاری تحصیلی سولومون و راث بلوم (1984)، پرسشنامه اضطراب امتحان ابوالقاسمی و همکاران (1375)، و مقیاس رفتارهای پرخطر برنر، کان و مک مانوس (2002)، برای گردآوری داده ها استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از روش رگرسیون و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل رگرسیون به شیوه متوالی همزمان و با به کارگیری مراحل پیشنهادی بارون و کنی نشان داد که اضطراب امتحان می تواند به صورت معناداری نقش واسطه ای در ارتباط بین اهمال کاری با رفتارهای پرخطر ایفا کند (0/01 > p ). نتیجه گیری: اضطراب امتحان می تواند همراه با اهمال کاری، زمینه ای برای بروز رفتارهای پرخطر فراهم کند؛ بنابراین پیشنهاد می شود در مطالعه رفتارهای پرخطر به نقش پیش بین این عوامل توجه ویژه ای گردد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان