ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳٬۳۴۱ تا ۱۳٬۳۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۱۳۳۴۱.

مقایسه اثربخشی برنامه های آموزشی مدیریت خشم و تنظیم هیجان بر شناخت اجتماعی زندانیان دارای اختلال انفجار خشم متناوب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۹ تعداد دانلود : ۴۹۷
مقدمه : پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی برنامههای آموزشی مدیریت خشم و تنظیم هیجان بر شناخت اجتماعی زندانیان دارای اختلال انفجار خشم متناوب انجام شده است. روش: طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی است. نمونه پژوهش شامل 54 زندانی مبتلا به اختلال خشم انفجاری متناوب بود که بر اساس پرسشنامه اختلال خشم انفجاری متناوب کوکارو و همکاران و مصاحبه بالینی از میان زندانیان شهرستان رشت شناسایی و سپس در سه گروه آموزش مدیریت خشم، آموزش تنظیم هیجان و گروه کنترل (هر گروه 18 نفر) جایگزین شدند. برای گروه اول آموزش مدیریت خشم و برای گروه دوم آموزش تنظیم هیجان اعمال شد و گروه کنترل هیچ نوع آموزشی دریافت نکردند. جهت جمعآوری دادهها از پرسشنامه پردازش اطلاعات اجتماعی هیجانی کوکارو و همکاران استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزشهای مدیریت خشم و تنظیم هیجان بر بهبود پاسخ اجتماعی مناسب، پاسخ پرخاشگرانه مستقیم و ارتباطی اثربخش بودهاند (05/0>P). همچنین نتایج نشان داد که آموزش مدیریت خشم نسبت به آموزش تنظیم هیجان تأثیر بیشتری در بهبود پاسخ اجتماعی مناسب، پاسخ پرخاشگرانه مستقیم و ارتباطی دارد. نتیجه گیری : این یافتهها بیان میکند که از آموزشهای مدیریت خشم و تنظیم هیجان میتوان به عنوان روشهای جایگزین دیگر برای ارتقاء کیفیت زندگی و شناخت اجتماعی زندانیان دارای اختلال خشم انفجاری متناوب استفاده نمود.
۱۳۳۴۲.

اثربخشی برنامه درمان ترمیم شناختی بر نیمرخ مهارت های عصب روان شناختی کودکان کم شنوای پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۰ تعداد دانلود : ۵۷۸
مقدمه: هدف از این پژوهش، بررسی اثربخشی برنامه درمان ترمیم شناختی بر نیمرخ مهارت های عصب روان شناختی کودکان کم شنوای پیش دبستانی شهر اصفهان بود. روش : پژوهش حاضر، یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه شاهد بود. در این پژوهش 28 کودک کم شنوای پیش دبستانی 5 تا 6 ساله شرکت داشتند. آزمودنی ها با روش نمونه گیری در دسترس از مرکز توانبخشی مادر کودک آوا انتخاب و به دو گروه 14 نفری آزمایش و شاهد تقسیم شدند. گروه آزمایش، برنامه درمان ترمیم شناختی را در 10 جلسه (هر جلسه 40 دقیقه) دریافت کردند. در حالی که گروه شاهد در این برنامه شرکت نکرد. ابزارهای پژوهش، آزمون ماتریس های پیشرونده ریون و پرسشنامه مهارت های عصب روانشناختی کانر بود. اطلاعات به دست آمده در قبل و بعد از مداخله با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند. یافته ها : نتایج بیانگر اثر معنادار درمان ترمیم شناختی بر مهارت های عصب روان شناختی و همه خرده مقیاس های آن (مشکلات توجه، عملکرد حسی حرکتی، عملکرد زبان، حافظه و یادگیری، کارکردهای اجرایی و پردازش شناختی) در گروه آزمایش بود (001/0P<). نتیجه گیری : برنامه درمان ترمیم شناختی باعث بهبود نیمرخ مهارت های عصب روان شناختی کودکان کم شنوای پیش دبستانی شد. در واقع، این برنامه از طریق فعالیت های شناختی موجب بهبود مهارت های عصب روان شناختی می شود.
۱۳۳۴۳.

اثربخشی برنامه آموزشی حافظه فعال بر حافظه فعال واج شناختی و آگاهی واجی دانش آموزان نارساخوان: یک مطالعه نوروسایکولوژیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۹ تعداد دانلود : ۷۲۶
مقدمه: هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزشی حافظه فعال بر بهبود توانایی حافظه فعال واج شناختی و آگاهی واجی دانش آموزان نارساخوان انجام شد. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمام دانش آ موزان پایه دوم و سوم تحصیلی بود که در مراکز ناتوانی یادگیری شهر تهران تشخیص نارساخوانی را دریافت کرده بودند و نمونه پژوهش شامل 30 نفر از آنها بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش شامل مجموعه آزمون حافظه فعال برای کودکان (گثرکول و پیکرینگ، 2001) و آزمون آگاهی واج شناختی (سلیمانی و دستجردی کاظمی، 1389) بود. گروه آزمایش 16جلسه 30-35 دقیقه ای آموزش حافظه فعال را دریافت کردند و گروه گواه، هیچ آموزشی را دریافت نکردند. یافته ها: داده های پژوهش با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس (آنکوا) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که نمرات پس آزمون گروه آزمایش نسبت به گروه گواه در هر دو متغیر تفاوت معناداری پیدا کرده است که نشان دهنده تاثیر برنامه آموزشی بر بهبود توانایی حافظه فعال واج شناختی و آگاهی واجی گروه آزمایش است. همچنین اندازه اثرهای به دست آمده تاثیر برنامه آموزشی را به خوبی تایید کردند.
۱۳۳۴۴.

اثربخشی روان درمانی گروهی هیجان مدار بر افزایش امید و بخشودگی بین فردی در نشانگان ضربه عشق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۸ تعداد دانلود : ۵۸۶
هدف: نشانگان ضربه ی عشق، مجموعه علائم شدیدی است که پس از فروپاشی یک رابطه ی رمانتیک بروز پیدا می کند، عملکرد فرد را در زمینه های متعدد، مختل می کند و مشکلاتی از جمله کاهش امید و عدم بخشودگی را در فرد ایجاد می کند. هدف از این مطالعه اثربخشی روان درمانی گروهی هیجان مدار بر افزایش امید و بخشودگی بین فردی در نشانگان ضربه عشق می باشد. روش: این مطالعه، شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری دانشجویان دختر و پسر دانشگاههای مشهد، می باشد که دارای نشانگان ضربه عشق هستند. روش نمونه گیری، هدفمند و داوطلبانه می باشد و در نهایت30 نفر از دانشجویان، با توجه به معیارها انتخاب شدند و بطور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. در جریان مداخله 6 نفر از آنها از ادامه درمان انصراف دادند، بنابراین حجم نمونه به 24 نفر رسید، که در نهایت در هر گروه کنترل و آزمایشی 12 نفر حضور داشتند. گروه آزمایشی، 10 جلسه درمان هیجان مدار را دریافت کردند و گروه کنترل در این مدت درمانی را دریافت ننمودند. یافته ها: میانگین هر دو مؤلفه در پس آزمون نسبت به پیش آزمون افزایش یافت و تفاوت معناداری در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در پس آزمون ایجاد شد (P< 0/05). بر اساس نتایج به دست آمده، می توان دریافت که درمان هیجان مدار می تواند به طور معناداری باعث افزایش امید و بخشودگی بین فردی در مراجعان شود.
۱۳۳۴۶.

Comparison of Marital Satisfaction in Hemodialysis and Peritoneal Dialysis Patients(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۷ تعداد دانلود : ۴۱۳
Alternative kidney treatments, including renal transplantation, hemodialysis (HD), and peritoneal dialysis (PD), are administered when severe kidney failure occurs and the kidney can no longer function. The present study compares different dimensions of marital satisfaction in HD and PD patients so as to assist physicians and patients in choosing their appropriate treatment. This cross-sectional descriptive-analytical study was performed on 77 hemodialysis and 46 peritoneal dialysis patients who had referred to the Hemodialysis, Peritoneal Dialysis, and Nephrology wards of Imam Reza Hospital and Ghaem Hospital, Tehran, in 2018. Marital satisfaction was significantly different between HD and PD patients, with the latter displaying a greater score in this regard (p <0.05). PD patients also enjoyed a higher level of satisfaction with personality issues, communication, conflict resolution, leisure activities, sexual relationships, children and parenting, and religious orientation (p <0.05).  However, satisfaction with financial management and family and friends made no significant difference between HD and PD patients (p> 0.05).  Other results suggested that gender, education level, age, number of children, disease onset, type of delivery, and urinary tract infection do not have a significant impact on marital satisfaction (p> 0.05), but diabetes, hypertension, occupational status, and income level significantly affect this variable (p <0.05). This study provided evidence that PD patients, compared with HD patients, experience a higher satisfaction with marital life, especially in terms of personality issues, communication, conflict resolution, leisure activities, sexual relationships, children and parenting, and religious orientation
۱۳۳۴۷.

نقش واسطه ای راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان دررابطه بین تئوری ذهن با هیجانات منفی(اضطراب، افسردگی، استرس) والدین کودکان استثنایی مراکز توانبخشی روزانه مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۳ تعداد دانلود : ۷۶۵
پژوهش حاضر با هدف اصلی بررسی رابطه ی تئوری ذهن با هیجانات منفی(اضطراب، افسردگی، استرس) با میانجیگری راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان انجام شد. جامعه آماری کلیه والدین کودکان استثنایی مراکز روزانه ی توانبخشی جسمی، حرکتی، ذهنی، شهر مشهد در سال 97-1396 بود. نمونه ای با حجم 196 نفر براساس جدول کرجسی و مورگان با روش دردسترس انتخاب شد. پرسشنامه های پژوهش، نظم جویی شناختی هیجان، آزمون ذهن خوانی از طریق تصویرچشم و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس بود. داده ها با ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل مسیر تحلیل شد. نتایج همبستگی نشان داد که تئوری ذهن با اضطراب و افسردگی همبستگی منفی معنادار دارد ولی رابطه معنادار با استرس تاییدنشد. و با راهبرد ناسازگارانه نظم جویی شناختی هیجان(ملامت دیگران) همبستگی منفی معنادار دارد و با سایر راهبردهای ناسازگارانه رابطه تایید نشد. و با راهبردهای سازگارانه نظم جویی شناختی هیجان (تمرکزمجددمثبت، دیدگاه گیری) رابطه مثبت معناداردارد. با سایر راهبردها رابطه تاییدنشد. راهبردهای ناسازگارانه (ملامت خویش، ملامت دیگران، نشخوارفکر، فاجعه سازی) با اضطراب، افسردگی، استرس رابطه مثبت معناداردارند و راهبردهای سازگارانه (تمرکزمجددمثبت، دیدگاه گیری) با اضطراب، افسردگی، استرس رابطه منفی معناداردارند و راهبردهای ارزیابی مجدد با استرس و پذیرش با افسردگی، همبستگی منفی معنادار دارند. نتایج تحلیل مسیر نشان دادکه الگوی پیشنهادی نقش واسطه ای نظم جویی شناختی هیجان در ارتباط تئوری ذهن باهیجانات منفی از برازش خوبی برخورداراست و راهبردهای ملامت دیگران، دیدگاه گیری، تمرکزمجددمثبت علاوه بر رابطه ی مستقیم، ارتباط غیرمستقیم و میانجی گر بین تئوری ذهن با هیجانات منفی (اضطراب، افسردگی) دارند. باتوجه به یافته های پژوهش، نتیجه گیری می شود بین تئوری ذهن و هیجانات منفی (اضطراب، افسردگی) رابطه ی منفی معناداروجوددارد. علاوه براین راهبردهای تنظیم شناختی هیجان (ملامت دیگران، دیدگاه گیری، تمرکزمجددمثبت) نقش واسطه ای دارند. و این گامی نو درراستای تدوین مدلهای نظری پیش بین هیجانات منفی(اضطراب، افسردگی) والدین کودکان استثنایی محسوب می شود.
۱۳۳۴۸.

فراتحلیل رابطه بین راهبردهای یادگیری خودنظم جویی و اهمال کاری تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۲ تعداد دانلود : ۵۲۵
این پژوهش با هدف ترکیب پژوهش های انجام شده در قلمرو اثربخشی راهبردهای یادگیری خودنظم جویی بر اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان انجام شد. جامعه آماری دربرگیرنده پژوهش های مرتبط با موضوع است که در بین سال های 1370 تا 1396 در ایران منتشر شده بود. از میان یافته های کمّی، 21 پژوهش برگزیده شد و با استفاده از روش فراتحلیل، 48 اندازه اثر با توجه به ملاک های تعریف شده ورود وخروج به دست آمد. یافته ها نشان داد که میانگین اندازه اثر کلی پژوهش های مورد بررسی برای مدل اثرات ثابت 78/0- و برای اثرات تصادفی 85/0- است که هر دو در سطح 001/0 معنادار بود. با توجه به ناهمگونی اندازه های اثر، جنس، روش پژوهش و نوع آموزش به عنوان متغیرهای تعدیل کننده بررسی شدند. نتایج t مستقل نشان داد که اندازه اثر رابطه راهبردهای یادگیری خودنظم جویی با اهمال کاری تحصیلی دختران و پسران تفاوت معناداری وجود ندارد، اما اندازه های اثرهای پژوهش های تجربی به طور معناداری بیشتر از پژوهش های همبستگی است. همچنین اندازه اثر مربوط به راهبردهای فراشناختی بیشتر از راهبردهای شناختی و مدیریت منابع به دست آمده است. بر پایه اندازه اثرهای به دست آمده می توان دریافت که آموزش راهبردهای یادگیری خودنظم جویی تأثیر چشمگیری در کاهش اهمال کاری دانش آموزان دارد.
۱۳۳۴۹.

آزمون مدل رابطه کمال گرایی مثبت و رویدادهای منفی زندگی با سبک های مقابله و بهزیستی روان شناختی: نقش واسطه ای سرمایه روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶۱ تعداد دانلود : ۵۷۲
هدف این پژوهش تعیین رابطه بین کمال‌گرایی مثبت و رویدادهای منفی زندگی با سبک‌های مقابله و بهزیستی روان‌شناختی با توجه به نقش واسطه‌ای سرمایه روان‌شناختی در میان دانشجویان دانشگاه شهید چمران بود. 254 دانشجوی دختر و 253 دانشجوی پسر با روش تصادفی چندمرحله‌ای انتخاب شدند. سپس پرسشنامه سرمایه روان‌شناختی (لورنز، بیر، پوتز و هینیتز، 2016)، پرسشنامه کمال‌گرایی (تری‌ـ‌شورت، اونز، اسلاد و دیوی، 1995)، مقیاس رویدادهای استرس‌زای زندگی (هولمز و راهه، 1967)، نسخه کوتاه سیاهه مقابله با موقعیت‌های تنیدگی‌زا(اندلر و پارکر، 1990) و نسخه کوتاه مقیاس بهزیستی روان‌شناختی (ریف، 2002) اجرا شدند. یافته‌ها نشان داد که کمال‌گرایی مثبت و رویدادهای منفی زندگی، سرمایه روان‌شناختی را پیش‌بینی می‌کنند و سرمایه روان‌شناختی نیز به‌نوبه خود بهزیستی روان‌شناختی، سبک مقابله مسئله‌مدار و سبک مقابله هیجان‌مدار را پیش‌بینی می‌کند. این نتایجاهمیت سرمایه روان‌شناختی، کمال‌گرایی مثبت و رویدادهای منفی زندگیدر تبیینبهزیستی روان‌شناختی و سبک‌های مقابله دانشجویانرا برجسته ساختوهمچنین نشان داد کهکاربردهایمهمیدرزمینهاقداماتلازمبهمنظور ارتقاء بهزیستی روان‌شناختی و سبک مقابله مسئله‌مدار دردانشجویاندارد.
۱۳۳۵۰.

نقش طرحواره های ناسازگار اولیه در پیش بینی هوش هیجانی در دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۹ تعداد دانلود : ۵۳۲
هوش هیجانی از جمله عوامل موثر در سلامت روان شناختی نوجوانان می باشد که متاثر از تجارب اولیه است. مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش طرحواره های ناسازگار اولیه در پیش بینی هوش هیجانی در دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم انجام شد. در این مطالعه توصیفی جهت اجرای پژوهش 384 دانش آموز دختر در مقطع متوسطه دوم در سال تحصیلی 97-1396 به شیوه تصادفی خوشه ای از مدارس شهر رشت انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه طرح واره های ناسازگار اولیه (یانگ، کلاسکو، ویشر، 2003) و مقیاس هوش هیجانی (مایر و سالوی، 1993) جمع آوری شدند. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار PSSS-22 و آزمون های آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام انجام شد. نتایج نشان داد هوش هیجانی با محرومیت هیجانی (825/0-)، رها شدگی (383/0-)، شکست (208/0-)، نقص و شرم (290/0-)، وابستگی (535/0-)، آسیب پذیری (454/0-)، بی اعتمادی (246/0-)، گرفتار (814/0-)، ایثارگری (824/0-)، اطاعت (755/0-)، بازداری هیجانی (804/0-)، معیار سرسختانه (808/0-)، استقلال (432/0-) و خود انضباطی ناکافی (854/0-) ارتباط معنادار منفی وجود دارد (01/0> P ). اما بین هوش هیجانی و انزوای اجتماعی (033/0) ارتباط معناداری مشاهده نشد. نتایج رگرسیون خطی چندگانه نشان داد که مولفه های طرحواره ناسازگار اولیه مجموعاً قادر به پیش بینی 83/0 از واریانس هوش هیجانی در دانش آموزان هستند (001/0 > p ، 449/134 = (368، 15) F ). نتایج مطالعه حاضر دلالت بر این دارند که طرحواره های ناسازگانه اولیه نقش به سزایی در هوش هیجانی نوجوانان دارند.
۱۳۳۵۱.

رابطه مدیریت دانش و هوش هیجانی با خلاقیت کارکنان در اداره کل آموزش و پرورش استان گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸۷ تعداد دانلود : ۶۷۳
خلاقیت سازمانی یک عامل موثر در موفقیت سازمان ها می باشد که متاثر از عوامل گوناگونی می باشد. این مطالعه با هدف بررسی نقش مدیریت دانش و هوش هیجانی در خلاقیت کارکنان انجام شد. این مطالعه توصیفی- مقطعی بود که در جامعه آماری کارکنان اداره کل آموزش و پرورش استان گیلان در سال 1395 انجام شد (290= N ). در این مطالعه 165 نفر مشارکت داشتند. مشارکت کنندگان بر اساس لیست به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. به منظور جمع اوری داده ها از پرسشنامه خلاقیت عابدی (1372)، پرسشنامه مدیریت دانش نوروزیان (1385) و پرسشنامه هوش هیجانی شرینگ (1966) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-19 و آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام انجام شد. نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که خلاقیت کارکنان با هوش هیجانی (634/0= r ) و مدیریت دانش (421/0= r ) رابطه مثبت و معنادار دارد (01/0> P ). همچنین نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که در گام اول متغیر هوش هیجانی (000/0 P= ،453/10 t= ،364/0 β= )، در گام دوم متغیر مدیریت دانش (000/0 P= ،552/3 t= ،223/0 β= ) قدرت پیش بینی کنندگی خلاقیت را در کارکنان دارند و در مجموع 44% از واریانس خلاقیت را به طور معنادار تبیین می کنند. نتایج این مطالعه گویای این است که هوش هیجانی نسبت به مدیریت دانش از قدرت پیش بینی کنندگی بیشتری برخوردار است. بر این اساس آموزش هوش هیجانی و توجه به مدیریت دانش در افزایش خلاقیت کارکنان پیشنهاد می شود.
۱۳۳۵۲.

مطالعه ی کیفی تعریف توانمندی های منشی نوجوانان در جامعه ی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴۹ تعداد دانلود : ۷۶۸
هدف از مطالعه ی کیفی حاضر، بررسی تعریف توانمندی های منشی از نظر متخصصان و نوجوانان ایرانی بود. بدین منظور با روش نمونه گیری هدفمند، با ده نفر از متخصصان (شامل روان شناسان، مشاوران و معلمان) در رابطه با تعریف 24 توانمندی منشی، مصاحبه ی نیمه ساختاریافته انجام شد. علاوه بر این، نظرات دو گروهِ مجزا از نوجوانانِ کلاس نهم، در رابطه با تعاریف توانمندی ها، به روش بحث در گروه های متمرکز، گروه دختران (7 نفر) و پسران 6 (نفر) بررسی شدند. دانش آموزان بر اساس در درسترس بودن در زمان انجام مطالعه و تمایل شان به شرکت در بحث ها انتخاب شدند. داده ها با روش تحلیل محتوا و رویکرد مستقیم، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان دادند که بین تعاریف پیترسون و سلیگمن (2004) و تعاریف متخصصان و نوجوانان ایرانی در رابطه با دوازده توانمندی، مطابقت وجود داشت اما در رابطه با سایر توانمندی ها (از جمله توانمندی شجاعت، شور و شوق، صداقت) تفاوت هایی دیده شد. وجوه اشتراک و تمایز میان تعاریف، بحث شدند. با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت بین تعاریف توانمندی های منشی در جامعه ی ایرانی و نظام طبقه بندی تقریباً مطابقت وجود دارد و این طبقه بندی می تواند در جامعه ی ایرانی و در سایر پژوهش های مرتبط با این حوزه به کار گرفته شود.
۱۳۳۵۴.

اثربخشی آموزش ایماگوتراپی بر نگرش های زناشویی منفی در زوجین مبتلا به همسرآزاری عاطفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۵ تعداد دانلود : ۵۴۶
زمینه و هدف: همسرآزاری یکی از عمده ترین بحران های سلامت در جهان است که همزمان سلامت جسمانی و روانی افراد را تهدید می کند. سازمان جهانی بهداشت گزارش کرده است که همسر آزاری، بیشتر به شکل خشونت علیه زنان در خانواده ها رواج دارد، به طوری که در جهان یک نفر از هر سه زن از نظر فیزیکی، جنسی یا شیوه های دیگر مورد آزار قرار می گیرند. از این رو هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش ایماگوتراپی بر نگرش های زناشویی منفی در زوجین مبتلا به همسرآزاری عاطفی است. مواد و روش ها : این پژوهش بر مبنای هدف، کاربردی و همچنین از نظر نوع داده ها کمی است. از نظر طرح پژوهش نیز پژوهش حاضر دارای روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه می باشد. جامعه ی مورد پژوهش در این تحقیق، زوج های دچار همسرآزاری عاطفی در شهر اصفهان و در سال ۹۶ بودند. نمونه ی این پژوهش شامل ۱۶ زوج (۳۲ نفر) بودند که به صورت هدفمند و بر اساس ملاک های ورود به جامعه مورد نظر انتخاب شدند و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و گروه گواه گمارده شدند. یافته ها : نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس چند متغیری (MANCOVA) نشان داد که آموزش ایماگوتراپی در گروه آزمایش به طور معناداری موجب کاهش نگرش های زناشویی منفی نسبت به گروه کنترل گردید (۰۵/۰> p ). نتیجه گیری : با توجه به تاثیرآموزش ایماگوتراپی بر نگرش های زناشویی منفی، از این رو به زوج درمانگران پیشنهاد می شود که مولفه های اصلی این درمان را در کار با زوج های دچار مشکل همسرآزاری بگنجانند.
۱۳۳۵۵.

اثربخشی درمان وجودگرایی معنویت محور و معنویت درمانی اسلامی بر سرمایه عاطفی در زنان سالمند(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۳ تعداد دانلود : ۷۳۷
زمینه و هدف: تعداد و تنوع استرس هایی که افراد در دوران سالمندی با آن روبرو می شوند، توجه به مقوله سلامت روان و به خصوص سرمایه عاطفی را در دوره سالمندی به یک ضرورت تبدیل کرده است. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان وجودگرایی معنویت محور و معنویت درمانی اسلامی بر سرمایه عاطفی در زنان سالمند انجام شد. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با پیگیری دوماهه بود. نمونه پژوهش شامل ۳۶ نفر از زنان سالمند تحت پوشش مراکز خدمات جامع سلامت شهر اصفهان بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (هر گروه ۱۲ نفر) گمارده شدند. گروه های آزمایش تحت درمان وجودگرایی معنویت محور و معنویت درمانی اسلامی قرار گرفتند. از پرسشنامه سرمایه عاطفی به عنوان ابزار پژوهش استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه ۲۴ و آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که درمان وجودگرایی معنویت محور و معنویت درمانی اسلامی بر افزایش سرمایه عاطفی تأثیر معنادار داشته است. نتیجه گیری : درمان وجودگرایی معنویت محور دو روش درمانی مناسب جهت افزایش سرمایه عاطفی زنان سالمند هستند. آن ها با شرکت در جلسات گروهی این دو درمان این آگاهی را کسب می کنند که می توان در هر پیشامدی معنی و هدفی یافت.
۱۳۳۵۶.

مقایسه تاثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) با درمان شناختی-رفتاری (CBT) بر افسردگی دانشجویان با توجه به سطح تحول روانی-معنوی آنها؛ (مطالعه مورد منفرد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲۶ تعداد دانلود : ۷۲۷
افسردگی، یکی از شایع ترین اختلالات روانی بوده و انتخاب شیوه های درمانی مناسب آن از اهمیت بالایی برخوردار است. با توجه به نقش معنویت در افسردگی و روش های درمان آن، این پژوهش سعی دارد نقش سطح تحول روانی-معنوی افراد را در اثربخشی درمان شناختی رفتاری و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد مورد مقایسه قرار دهد. بدین منظور از بین دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس تعداد 8 نفر مبتلا به افسردگی اساسی به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و بر اساس پرسشنامه سطح تحول روانی-معنوی (جان بزرگی، 1391) به دو گروه 4 نفری با سطح تحول روانی-معنوی بالا و سطح تحول روانی-معنوی پایین تقسیم شده، و سپس افراد هر سطح تحول روانی-معنوی، بطور تصادفی در دو گروه 2 نفری آزمایشی (درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، و درمان شناختی-رفتاری) قرار گرفتند. نمرات افسردگی مراجعان قبل، حین و بعد از درمان، و همچنین پیگیری، با استفاده از درصد بهبودی و اندازه اثر مقایسه شد. نتایج بدست آمده نشان داد هر دو درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان شناختی رفتاری بر کاهش افسردگی موثر بوده ولی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش افسردگی افراد با سطح تحول روانی-معنوی پایین، اثرگذاری بیشتری دارد و درمان شناختی-رفتاری در کاهش افسردگی افراد با سطح تحول روانی-معنوی بالا اثربخشی بیشتری دارد. بنابراین بنظر می رسد توجه به سطح تحول روانی-معنوی مراجعان در انتخاب رویکرد درمانی از اهمیت فراوانی برخوردار است.
۱۳۳۵۷.

اثربخشی برنامه حافظه فعال واج محور بر حافظه فعال شنیداری و دیداری در دانش آموزان نارساخوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴۰ تعداد دانلود : ۹۱۵
هدف و نوآوری: حافظه فعال نقش تعیین کننده ای در عملکرد تحصیلی دانش آموزان با ناتوانی در خواندن دارد. با این وجود پژوهش های آموزشی انجام شده یافته های متفاوتی را از جهت سودمندی برنامه های موجود گزارش کرده اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزشی حافظه فعال ویژه ی دانش آموزان نارساخوان انجام شده است. این برنامه هر دو بعد شنیداری و دیداری حافظه فعال را مد نظر داشته است. روش شناسی: این پژوهش از نوع طرح های نیمه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری و گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دوره ابتدایی با نارساخوانی مراجعه کننده به مراکز اختلالات یادگیری شهر تهران بود و نمونه شامل 30 نفر از آنان که به روش در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. گروه آزمایش 24جلسه آموزش حافظه فعال را دریافت کرد و گروه گواه هیچ برنامه آموزشی را دریافت نکرد. آزمون حافظه فعال برای کودکان (پیکرینگ و گثرکول، 2001؛ ترجمه ارجمندنیا، 1396) پیش از اجرای برنامه آموزشی، پس از آن، و همچنین دو ماه پس از پایان مداخله از هر دو گروه گرفته شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری با اندازه گیری مکرر، تحلیل شدند. یافته ها و نتیجه گیری: یافته ها نشان دهنده تفاوت معنادار بین نمرات گروه آزمایش و گواه در پس آزمون و همچنین پایداری این تفاوت ها در آزمون پی گیری بودند و از این رو می توان سودمندی برنامه آموزشی حافظه فعال ویژه کودکان نارساخوان را در رشد توانایی حافظه فعال شنیداری و دیداری آنها، تایید کرد. اندازه اثرهای به دست آمده نیز نشان دهنده تاثیر مطلوب برنامه آموزشی بر ابعاد حافظه فعال بود.
۱۳۳۵۸.

تأثیر آموزش حل مسئله بر مهارت های اجتماعی کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷۷ تعداد دانلود : ۷۳۶
زمینه و هدف: مهارت های اجتماعی، رفتارهای اجتماعی مورد قبول و فراگرفته شده ای هستند که موجب ارتباط با دیگران و بهبود کیفیت زندگی شده و در برقراری ارتباط مؤثر و پذیرش اجتماعی نقش مهمی دارند. از سویی دیگر حل مسئله یکی از مهم ترین مهارت هایی است که می تواند سلامت روانی کودکان را در رویارویی با مشکل های کنونی و آینده حفظ و تقویت کند؛ بنابراین در این راستا تقویت مهارت حل مسئله یکی از راه های مقابله با مشکل های زندگی است هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر حل مسئله بر مهارت های اجتماعی کودکان پیش دبستانی، بود. روش: روش این پژوهش، کاربردی و به لحاظ شیوه اجرا، نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. کودکان مقطع پیش دبستانی مهدکودک های شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 97-1396، جامعه آماری این پژوهش را تشکیل دادند. تعداد 24 نفر (شامل 16 پسر و 8 دختر) از این کودکان، با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه، به شیوه تصادفی جایدهی شدند. برای جمع آوری داده ها، از مقیاس درجه بندی مهارت های اجتماعی (گرشام و الیوت،1990) استفاده شد. ابتدا از هر دو گروه پیش آزمون به عمل آمد، سپس افراد گروه آزمایش، 16 جلسه تحت آموزش مهارت حل مسئله قرار گرفتند در حالی که گروه گواه مداخله هدفمندی دریافت نکرد. سپس، از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. پس از گذشت چهار ماه، دوره پیگیری نیز برای هر دو گروه به عمل آمد تا پایایی نتایج با گذشت زمان مورد بررسی قرار گرفته باشد. در نهایت داده ها با استفاده از آزمون اندازه گیری مکرر و با استفاده از نرم افزار SPSS-20 تحلیل شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که آموزش حل مسئله در دو مرحله پس آزمون و پیگیری باعث افزایش مهارت های اجتماعی (شامل همکاری، جرئت ورزی، مسئولیت پذیری و خودمهارگری) در کودکان پیش دبستانی شده است (0/001> p ). نتیجه گیری: بر اساس یافته های به دست آمده از این پژوهش می توان نتیجه گرفت از آنجا که مهارت حل مسئله به چگونگی برطرف کردن مشکلات و مدیریت مسائل زندگی مربوط می شود،آموزش این مهارت ها به کودک، زمینه ساز بهبود تعامل و ارتباط سازنده و مؤثر با جهان پیرامون شده و موجب ارتقاء سطح مهارت های اجتماعی و روابط بین فردی مطلوب می شود. آموزش مهارت های حل مسئله در این مطالعه توانسته است زمینه همکاری، مسئولیت پذیری، و تعامل بین فردی مطلوب را در کودکان تقویت کند و در نهایت موجب افزایش مهارت های اجتماعی افراد گروه آزمایش شده است.
۱۳۳۵۹.

اثربخشی آموزش برنامه یادگیری اجتماعی- هیجانی کودکان قوی بر احساس تعلق به مدرسه دانش آموزان مقطع ابتدایی مناطق برخوردار و محروم شهر همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۸ تعداد دانلود : ۵۶۲
زمینه و هدف: احساس تعلق به مدرسه به عنوان دیدگاه افراد تعریف می شود که از طریق یادگیری اجتماعی-هیجانی بهبود می یابد و باعث افزایش پیوند آنها با محیط مدرسه می شود. هدف از انجام این پژوهش ارزیابی اثربخشی برنامه یادگیری اجتماعی-هیجانی کودکان قوی بر احساس تعلق به مدرسه دانش آموزان ابتدایی مناطق محروم و برخوردار شهر همدان بود. روش: این پژوهش به روش نیمه آزمایشی و طرح مقایسه گروه های نابرابر انجام شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی مناطق محروم و برخوردار شهر همدان در سال تحصیلی 97-1396 بودند که از بین آنها 2 کلاس از مناطق محروم (51 دانش آموز) و 2 کلاس از مناطق برخوردار (45 دانش آموز) به صورت هدفمند انتخاب، و در هر منطقه یک کلاس درس در گروه آزمایش و یک کلاس درس در گروه گواه به صورت تصادفی جایدهی شد. آموزش برنامه یادگیری اجتماعی-هیجانی کودکان قوی در گروه های آزمایش طی 12 جلسه 60 دقیقه ای در طی 3 ماه اجرا شد. برای جمع آوری داده ها در مراحل پیش آزمون و پس آزمون از پرسشنامه احساس تعلق به مدرسه بری، بتی و وات (2004) استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس عاملی نشان داد احساس تعلق به مدرسه و مؤلفه های حمایت معلم، مشارکت در اجتماع، رعایت عدالت و احترام در مدرسه، احساس مثبت نسبت به مدرسه، ارتباط فرد با مدرسه، و مشارکت علمی دانش آموزان گروه آزمایش بیشتر از احساس تعلق به مدرسه دانش آموزان گروه گواه است (9/05= (81 و 6) F و 0/05> P ). همچنین نتایج نشان داد که تأثیر آموزش برنامه اجتماعی- هیجانی کودکان قوی بر احساس تعلق به مدرسه و مؤلفه های آن، در مناطق محروم و برخوردار، به یک میزان است (1/10= (87 و 6) F و P>0.05 ). نتیجه گیری: بر اساس یافته های مطالعه حاضر می توان چنین نتیجه گیری کرد در صورتی که شرایط لازم برای رشد هیجانی، اجتماعی، روانی، و تحصیلی دانش آموزان فراهم شود، باعث بهبود احساس تعلق به مدرسه در آنها خواهد شد همچنین دانش آموزان اگر مورد مراقبت و حمایت از طرف مدرسه قرار گیرند، پیشرفت تحصیلی بالاتر و رفتارهای پرخطر کمتری خواهند داشت.
۱۳۳۶۰.

تأثیر بازی درمانی شناختی- رفتاری بر اضطراب اجتماعی و رفتارهای پرخاشگرانه کودکان دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱۳ تعداد دانلود : ۸۰۵
زمینه و هدف: اضطراب اجتماعی و رفتارهای پرخاشگرانه از جمله مشکلات رایج دوره کودکی هستند که دانش آموزان دبستانی با آن مواجه می شوند و در سال های اخیر برای درمان آنها، مداخلات روان شناختی مختلفی مورد بررسی قرار گرفته اند. پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر بازی درمانی شناختی - رفتاری بر اضطراب اجتماعی و رفتارهای پرخاشگری کودکان دبستانی انجام شد. روش: نوع مطالعه این پژوهش نیمه آزمایشی (پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه) بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دبستانی پسر و دختر شهر تبریز در سال تحصیلی 97-1396 بود. از این جامعه تعداد 30 دانش آموز که تشخیص اضطراب اجتماعی و پرخاشگری را دریافت کرده بودند، با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب، و به صورت تصادفی ساده در گروه های آزمایش و گواه (15 نفر در هر گروه) جایدهی شدند. هر دو گروه مقیاس اضطراب اجتماعی لایبویتز برای کودکان و نوجوانان (2003) و پرسشنامه پرخاشگری کودکان دبستانی شهیم (1385) را در مراحل پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. گروه آزمایش هشت جلسه (هفته ای یک جلسه به مدت 8 هفته) بازی درمانی شناختی- رفتاری را به صورت گروهی دریافت کرد و گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره در نرم افزار SPSS.23 تحلیل شدند. یافته ها: بر اساس یافته ها، بین میانگین نمره های پس آزمون گروه آزمایش و گواه تفاوت معنی داری وجود دارد و بازی درمانی شناختی- رفتاری باعث کاهش اضطراب اجتماعی (001/0= p ، 37/0= d )، پرخاشگری جسمانی (0/001= p ، 0/35 d = )، پرخاشگری واکنشی کلامی و فزون کنشی (0/001= p ، 0/47 d = ) و پرخاشگری رابطه ای (0/001= p ، 0/30 d = ) در گروه آزمایش شده است. نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده از این مطالعه می توان نتیجه گیری کرد که دانش آموزان در فرایند بازی درمانی شناختی- رفتاری نحوه برقراری ارتباط مناسب با سایر همسالان را می آموزند و بدین ترتیب رفتارهای پرخاشگرانه و اضطراب اجتماعی آنها به تدریج، کاهش می دهند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان